24 خرداد 1393

نذر یک شهید برای پیروزی در عملیات


نذر یک شهید برای پیروزی در عملیات

سایت شهدای ایران نوشت: لشکرعرشی 25 کربلا صفحه ای از تاریخ ازیاد نرفتی این کشور است که دلاورمردانش بخشی ازتاریخ عظیم وتمام نشدنی دفاع هشت ساله ی این کشوررا رقم زده اند،جوانان ،نوجوانان و پیرمردانی که تاریخ ،حسرت صلابت واخلاص شان را می خورد و تکرارشان بعید به نظر می رسد، مردان مردی که به لذتهای حلال این دنیائی پشت پا زدند وآسمانی شدند. در ادامه زندگینامه فرازهائی از وصیتنامه  شهید ایرج عبدی  در سالروز شهادتش، تقدیم مخاطبان گرامی می شود:

* سرآغاز تا پرواز

شهید ایرج عبدی در سحرگاه سوم خرداد سال 1339 در روستای سلیاکتی از توابع شهرستان نور چشم به جهان گشود و در مادری پاکدامن و قهرمان پرور به نام بانو سلطان فلاح رشد و پرورش یافت.شهید ایرج عبدی با شروع کارزار جنگ همانند دیگر دلاوران عرصه پیکار برای حفظ اسلام به جبهه رفت و سرانجام در تاریخ بیست و سوم خرداد 67 همزمان با عملیات بیت المقدس 7 درحالی که فرماندهی یکی از گروهانهای محور را برعهده داشت به آرزویش رسید و آسمانی شدو درگلزار شهدای ناتل به خاک سپرده شد.

شهید ایرج عبدی در آخرین روزهای عمر خود و درست 2 روز مانده به شهادتش درعملیات بیت المقدس 7 مطالبی را نوشته که در ادامه می آید:

 

* نذر شهید برای پیروزی رزمندگان در عملیات

امروز 21/3/67 در قرارگاه تیپ می باشیم و تمامی برادران نور که با ما هستند همگی سالم هستند ،جز آقایان مهدی عبدی و محمد رستمی و محمد مشایخ که با ما نیامده اند علت را خودشان می دانند. ماهم انشاءالله همگی برای عملیات آماده می شویم که به امید خدا امشب یا فرداشب عملیات را شروع می کنیم و قرار است که خط شکن باشیم از خداوند تبارک وتعالی می خواهیم که در این عملیات ما را پیروز گرداند تا دل امام و مستضعفین شاد و خانواده معظم شهدا هم خوشحال شوند ،اگر در این عملیات به شهادت هم رسیدیم باز پیروزیم و اما اگر به شهادت رسیدم مرا در کنار قبر مادر دفن نمائید ،انشاءالله همه ی ما با پیروزی به آغوش خانواده مان بر میگردیم و این را می نویسم که یادم باشد ،500 صلوات صبح پیروزی باید بفرستم و 500 صلوات انشاءالله زمانیکه از خط برگشتم بفرستم.

خدا ترا به حق محمد وآل محمد تمامی رزمندگان اسلام را با پیروزی نهائی و صحیح و سالم به وطنشان برگردان ،خدایا ما را در این حمله پیروز بگردان.

آمین یارب العالمین.

 

 

* دستنوشته شهید 2 روز قبل از شهادت

شهید ایرج عبدی در شب اول عملیات بیت المقدس 7 به آسمانها پرکشید و شاید نذرش برای پیروزی در این عملیات برآورده نشده باشد ،اما هرکس به سهم خود می تواند نذر این شهید را برآورده کند و 500 صلوات برای پیروزی  بفرستد تا نگاه و نظر شهید را به خود جلب کند ، واین بهانه ی خوبی است برای جلب رضایت و توجه خاصه این شهید نسبت به ما که براستی رضایت خداوند حکیم را نیز در بر دارد.

 

فرازهایی از وصیت شهید ایرج عبدی

آن چیزی که ما را به جبهه رفتن وادار نموده مسأله اسلام است.ما که ادعا داریم مسلمانیم وشیعه،پس چرا از اسلام دفاع نکنیم،ما دفاع می کنیم وکشته می شویم تا اسلام پیروز شود.

پیامی که من برای امت دارم این است که نگذارید انقلاب اسلامی که با خون هزاران جوان این مرز وبوم بدست ما رسیده به آسانی از دست برود که دیگر بدست آوردن آن مشکل است.اگر کمبودی در جامعه می بینید،اگر خدای ناکرده مسئولی خلاف کند،از اسلام بدبین نشوید.

پدرم! خوشحالم که فرزندشما هستم وخوشحال باشید که فرزندانت این گونه سعی دارند در راه اسلام خدمت کنند.

همسرم!شاید زندگی ام فقیرانه بوده ولی بدان که دنیا همیشه برای عد ه ای این چنین بوده.همسرم!تنها خواهشی که از شما دارم این است که در هر کجا هستی فرزندانم را خوب تربیت کن ودر هرکجا اسلام نیاز به نیروی انسانی داشت،آنها را به جبهه بفرست وبگذار تا در راه اسلام شهید شوند ویا پیروز گردند.همسرم!اگر شما وفرزندانم برای اسلام آواره شدید،ناراحت نباشید.


فارس