سخنی با جنبش دانشجویی ایران


شهریار زرشناس

در مقطع حساس دوران گذار تاریخی‌ای که جامعة ما در آن به سر می‌برد، امر تحقق عدالت و ایجاد پایه‌های اجتماعی مستحکم برای آن به صورت یک امر بسیار ضروری و مهم خودنمایی می‌کند. در واقع شرایط عمومی کشور باید به گونه‌ای گردد که جنبش‌ها و نهادهای مختلف، عدالت‌طلبی را به عنوان شعار محوری و مرکزی خود در رأس مطالبات خویش قرار دهند. یکی از نهادهای مهمی که می‌تواند نقش کلیدی و استراتژیکی در پیشبرد شعار عدالت‌خواهی ایفا نماید، جنبش دانش‌جویی و کلیت حرکت نهاد دانشگاه است. اساساً جنبش‌های دانش‌جویی به گونه‌ای ذاتی و سرشتی خصلتی رادیکال و عدالت‌طلبانه دارند این امر به ویژه برای جنبش دانش‌جویی ایران از اهمیت و ضرورت بیشتری برخوردار است، زیرا که هم پیشینه و سابقة حرکت دانش‌جویی ایران و هم ماهیت اسلامی و اعتقادی آن و نیز شرایط خاص کنونی ضرورت رو آوردن به گفتمان عدالت‌طلبانه را چندبرابر می‌کند.
انقلاب اسلامی و جامعة ایران در مقطع کنونی به خصوص در یکی از پیچ‌های تعیین کننده و سرنوشت‌ساز حرکت خود قرار گرفته است. اهمیت این مقطع به ویژه از آن رو است که شرایط عمومی کشور و چشم‌انداز مثبت حضور فعال و تعیین ‌کنندة اصول‌گراها در پیکرة حاکمیت سیاسی کشور و نیز عیان شدن بی‌حاصلی نسخه‌ها و تجویزهای مدل‌های اقتصاد نئولیبرالی و فریدمنی، فضا را به گونه‌ای خاص آمادة پذیرش گفتمان عدالت‌طلبی و حرکت به سمت آن کرده است و این به راستی اتفاقی میمون و فرصتی مغتنم است که باید از آن بهرة کافی را برد. در کشور ما که تجربة یکصد سال سیطره و حضور ناموفق غرب‌زدگی شبه‌مدرن را در کوله‌بار خود دارد و علیه این تجربة ناموفق از طریق یک انقلاب دینی واکنش نشان داده است؛ نقش تاریخی جنبش دانش‌جویی که گِرِه‌خورده با ساختار و شاکلة نظام آموزش دانشگاهی ملهم از مدرنیسم است؛ اقتضاء آن ندار دکه رهبری تحولات اجتماعی و حرکت‌ کلی انقلاب در مسیر کمال‌بخش خود بر عهدة جنبش دانش‌جویی قرار گیرد. بلکه جنبش دانش‌جویی به عنوان یک حرکت بنیادین و نیرومند و پیشرو در اتمسفر کلی انقلاب اسلامی باید که ذیل رهبری روحانیت به عنوان طبقة پیشتاز جامعه حرکت نماید. زیرا اقتضاء بافت و ساخت جامعة ایران و به ویژة مرتبه و مرحلة بسط انقلاب اسلامی و چشم‌اندازی که انقلاب گشوده و می‌گشاید، این امر را به عنوان ضرورت مطرح کرده و می‌کند. اساساً همین پیوند با روحانیت و فراتر از آن عمل ذیل هژمونی آن است که ضامن حفظ و تداوم هویت ویژة دینیِ جنبش دانش‌جویی ایران می‌گردد.
در اوضاع کنونی کشور برخی جریان‌های التقاطی و یا مروج شبه‌مدرنیسم نهان روشانه این‌گونه هدف‌گذاری کرده‌اند که اولاًَ جنبش دانش‌جویی را از هدف مهم آرمانی و استراتژیک خود یعنی تحقق عدالت اجتماعی دور کرده و ثانیاً از جنبش‌ دانش‌جویی به عنوان رقیب و یا اهرم فشاری برای حرکت هویت‌بخش دینی جامعه بهره می‌گیرند. این خطر بزرگی است که برخی شئون و بخش‌های پیکرة جنبش دانش‌جویی را تهدید می‌کند و طریق مقابله با آن فقط از کانال هوشیاری و درک خودآگاهانة قشر دانش‌جو و جنبش دانش‌جویی از موقعیت‌ و جایگاه تاریخی خود ممکن می‌گردد؛ امری که برخی خنّاسان می‌کوشند تا آن را تحت‌الشعاع شعارهای هیجانی و عاطفی در خصوص نقش و جایگاه دانشگاه و دانش‌جو نمایند. نکات مهم در خصوص جنبش دانش‌جویی در ایران همانا تأکید ورزیدن بر دو عنصر برجسته کردن گفتمان عدالت‌طلبانه و عمل کردن ذیل هژمونی انقلاب دینی و روحانیت تحقق می‌یابد. اساساً در تمامی انقلاب‌های عصر گذار از مدرنیته به جامعة آرمانی دینی که امروز در چشم‌انداز آن قرار گرفته و در آینده بیش از امروز با آن مواجه خواهیم بود؛ به دلیل جوهر دینی انقلاب، جنبش دانش‌جویی به عنوان یک اهرم و بازوی مهم اجرایی و عملیاتی حرکت فراگیر دینی جامعه نقش بازی می‌کند. بنابراین اتمسفر هژمونیک جنبش دانش‌جویی در ایران امروز جز از متن و بطن روح اسلامی انقلاب نمی‌تواند برخاسته باشد و گفتمان عدالت‌طلبانة جنبش دانش‌جویی نیز باطن آرمان‌ها و اندیشه‌های خود را نه در شعارها و ایدئولوژی‌های عصر روشن‌گری و سکولاریسم آن‌ها که در چشم‌انداز فراخ و معنوی تفکر اسلامی جست‌وجو می‌نماید. در این روزها که در آستانة سالگردی دیگر از 16 آذر 32 قرار گرفته‌ایم، بهترین و ضروری‌ترین نیاز و خدمت به جنبش دانش‌جویی، ارائة ارزیابی خودآگاهانه و واقعی از جایگاه و پایگاه آن و نیز شفاف‌سازی گفتمان و شعارهای محوری‌ای است که این جنبش باید ارائه نماید و ذیل آن متشکل گردد. به ویژه جنبش دانش‌جویی ایران که در شرایط کنونی توطئه‌های متنوع و گسترده و بسیار پیچیده جریان لیبرالیسم منافق نفوذی قصد ایجاد بحران تئوریک و استراتژیک در هویت و تمامیت آن را دارد؛ باید به این دو نکته مهم و محوری که گفتیم توجه جدی مبذول نماید. پیوستگی دو ویژگی‌ای که گفتیم، به گونه‌ای است که کم‌توجهی به یک وجه یا رکن، می‌تواند مسیر انحرافی‌ای بگشاید که فرصت‌طلبان لیبرال در آن جایی برای ترکتازی بیابند. البته تجربة تاکنونی جنبش دانش‌جویی ایران، حکایت‌گر حفظ هوشیاری‌ها و جهت تقویت حرکت اصیل به سوی کمال بوده است و ان‌شاءالله که از این پس نیز بر این مدار تداوم و بسط می‌یابد.

 تاریخ انتشار در سایت: ۱۶ آذر ۱۳۸۳ 


سایت باشگاه اندیشه