13 آذر 1400

بازخوانی شهادت آیت‌الله ‌سید عبدالحسین دستغیب


حسین رضوانی

بازخوانی شهادت آیت‌الله ‌سید عبدالحسین دستغیب

اشاره:

روز 20 آذر هر سال یادآور شهادت آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب  یکی از یاوران انقلاب اسلامی و امام امت، خمینی کبیر است . به همین مناسبت در مقاله پیش رو به ابعاد مختلف زندگی این شخصیت بزرگ که جان خود را در پای آرمان های اسلامی و انقلاب فدا کرد تا رسوایی ابدی برای  سازمان تروریستی مجاهدین خلق باقی بماند و چهره پلید آنها برای مردم بیش از پیش اشکار شود.

مقدمه

به دنبال برکناری  ابوالحسن بنی ­صدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی در30 خرداد 1360 سازمان تروریستی مجاهدین خلق با اعلام رسمی شروع مرحله نظامی  وارد مبارزه مسلحانه علیه انقلاب اسلامی  شد.  از این زمان  موجی از ترورهای شهری علیه شهروندان عادی و  مقامات و مسئولین جمهوری اسلامی  ایران از سوی این سازمان تروریستی به راه افتاد. به گونه­ای که از خرداد 1360 تا پایان سال1360 بیش از صد نفر از مقامات و سران درجه اول نظام توسط عوامل منافقین به شهادت رسیدند. در واقع جمهوری اسلامی در سال 1360سخت­ترین سال حیات خود را پشت سر گذراند و این ترورها سبب شد تا سال 1360 به عنوان خونین ترین سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی  معرفی شود. یکی از قربانیان این ترورها آیت­ الله سید عبدالحسین دستغیب امام جمعه شیراز بود .

زندگینامۀ آیت­ الله دستغیب

شهید آیت ­الله سید عبدالحسین دستغیب فرزند سید محمدتقی و نواده میرزا هدایت الله مرجع بزرگ فارس بود که در18 آذر ۱۲۹۲ شمسی برابر با دهم محرم 1332ق درشهر شیراز پا به عرصه هستی گذاشت.[1] خاندان شهید دستغیب از سادات حسینی بودند که جد آن­ها با 33 واسطه به حضرت امام سجاد (ع) می‌­رسید.[2] شهید دستغیب تحصیلات مقدماتی را نزد پدر آموخت. او در سن 12 سالگی از نعمت پدر محروم شد و سرپرستی مادر، سه خواهر و دو برادر کوچک‌تر را بر عهده گرفت و پس از اتمام دروس سطح در مدرسه خان شیراز نزد کسانی چون ملا احمد دارابی و آیت‌الله علی اکبر ارسنجانی، امامت جماعت مسجد باقرخان در محله بازار مرغ شیراز را بر عهده گرفت.[3] در دوره حکومت رضا شاه (۱۳۰۴-۱۳۲۰ش) برای حفظ لباس روحانیتش به ناچار در امتحان طلاب علوم دینیه شرکت نمود و با قبولی در امتحان، لباس روحانیتش  را حفظ کرد. [4]

آیت‌الله دستغیب مدتی بعد به بهانه سخنان تحریک‌آمیز علیه شاه و مخالفت‌هایش با حکومت وقت به زندان افتاد و میان ترک وطن یا کنار نهادن لباس روحانیت مخیر شد. در نتیجه در سال 1314 به منظور ادامه تحصیل راهی نجف اشرف گردید. شهید دستغیب خود در این باره می­گوید: «در زمان رضا خان قلدر ملعون ما را چند بار زندانی کردند و یک دفعه بناشان تبلیغ بود. بعد فشار آوردند که اصلاً باید از روحانیت بیرون بروی و 24 ساعت مهلت دادند که بنده اصلاً خلع لباس کنم و از روحانیت بیرون روم و مسجد و منبری نباشم. بناچار فرار کردم و رفتم نجف»[5] ایشان در نجف نزد استادانی چون محمدکاظم شیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی به ادامه تحصیل در مراتب عالی پرداخت و پس از سقوط حکومت رضاشاه به توصیه استادش محمدکاظم شیرازی مجدداً به شیراز بازگشت.

آیت‌الله دستغیب بعد از مراجعت از نجف به شیراز آمد و در مسجد جامع (عتیق) به اقامه جماعت و تبلیغ دین پرداخت. او در سال ۱۳۴۱ همزمان با شروع نهضت روحانیت، مبارزات خود با رژیم شاه علنی و آشکار کرد و به سبب پشتیبانی جدّی از نهضت امام خمینی رحمه الله به زندان رفت. آیت‌­الله دستغیب در طول دوران مبارزات خود علیه رژیم شاه در مقابل ماجراهایی هم چون جشن هنر شیراز، تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی و لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و به رسمیت شناختن اسرائیل توسط رژیم شاه موضع گیری کرد و مخالفت رسمی خود را اعلام کرد.[6]  مواضع انقلابی وی موجب گردید که چند بار دستگیر و زندانی شود. از جمله در ۱۳۵۲ که ساواک آیت الله دستغیب را به سبب ایراد سخنرانی‌های تند ممنوع المنبر کرد. در نهایت آخرین بار به دلیل اعتراض به جنایات رژیم شاه در ماجرای خونین 17 شهریور به زندان افتاد و با اوج گیری مبارزات اسلامی ملت مسلمان ایران از زندان آزاد شد (دستغیب، 1362: ۴۳).

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ آیت‌الله دستغیب از سوی امام خمینی (ره) به سمت امامت جمعه شهر شیراز  منصوب شد. علاوه بر آن وی به عنوان نمایندۀ مردم استان فارس در مجلس خبرگان انتخاب شد. او در طول دورانی که امام جمعه شیراز بود، در خطبه­های نماز جمعه به تبیین مبانی انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی پرداخت.[7]

چگونگی ترور و شهادت آیت‌الله دستغیب

بر اساس گزارش های متعدد  آیت‌­الله دستغیب طبق معمول هر هفته جمعه ساعت 30/11 دقیقه صبح 20 آذرماه 1360 به طرف میعادگاه نماز جمعه می­رود، چند لحظه بعد گوهر ادب آواز تروریست 19 ساله و از اعضای منافقین که در کوچه به قصد ترور آیت‌­الله به انتظار مانده بود با بستن بمب به روی شکم خود در مسیر رفتن آیت‌­الله دستغیب به نماز جمعه خود را به عنوان زنی حامله معرفی می‌­کند که ضرورت دارد مطلب مهمی را به آیت‌­الله بگوید و با این دروغ از حلقه پاسداران محافظ ایشان عبور کرده و به ایشان نزدیک می­شود. شخص مذکور بعد از این که به نزد امام جمعه می‌رسد ضامن بمب را می‌­کشد و ضمن کشتن خود، آیت‌­الله دستغیب و 12 تن از همراهان و مردم نیز در این حادثه به شهادت می­‌رسند.[8]

 اندک زمانی بعد، سازمان مجاهدین خلق مسئولیت انفجار در مسیر حرکت و ترور آیت‌الله دستغیب و همراهان وی را برعهده گرفت. بر اساس اعلام سازمان تروریستی  مجاهدین خلق این عملیات با هدایت شورای ملی مقاومت، که یکی از شاخه­های گروهک تروریستی مجاهدین خلق بود، صورت گرفته است و عامل آن فردی به نام گوهر ادب ‌آواز بوده که خود وی هم حین انجام عملیات کشته شده است.[9] در اطلاعیه سازمان مجاهدین که در بولتن خبری شماره 5 به نام شورای ملی مقاومت منتشر شده آمده است: «در روز جمعه 20 آذر این واحد رزمنده (واحد عملیاتی فاطمه امنیتی) به قصد انجام این عملیات (ترور آیت الله دستغیب) که از قبل مورد شناسایی قرار گرفته بود به محل اعزام و در لحظه تعیین شده خواهر مجاهد «گوهر ادب آواز» یکی از اعضای واحد انقلابی پس از شکستن حلقه محافظان آیت­الله دستغیب با انفجار بمب دست ساز وی را به همراه 12 تن دیگر از همراهان ترور کردند». [10]

صغرا قدیری یکی از مجروحین حادثه ترور و شهادت آیت­الله دستغیب و از شاهدان عینی ماجرای ترور ایشان و همراهانش این حادثه را برای خبرنگار روزنامۀ اطلاعات این­گونه روایت می­کند:

 «من از طبقۀ دوم منزلمان عبور امام جمعه شیراز را تماشا می‌­کردم که ناگهان یک دختر که چادر سیاه به سر داشت از در یکی از منازل خارج شد و به سوی آیت‌الله دستغیب دوید و هنگامی که پاسداران قصد جلوگیری از او را داشتند، اظهار داشت نامه دارم که ناگهان صدای انفجار بلند شد و اجساد قطعه قطعه شده به اطراف پرید. پس از انفجار مردم محل نماز جمعه را ترک کردند و به طرف محل حادثه آمدند و آمبولانس‌ها نیز جهت حمل شهدا و مجروحان به محل حادثه آمدند. شدت انفجار به حدی بود که بیشتر اجساد قابل شناسایی نبودند و مردم و پاسداران با دست و جارو آثار اندکی را که از شهدا باقی مانده بود جمع‌آوری کردند».[11]

 خبرنگار روزنامۀ اطلاعات در ادامه در مورد شهدا و مجروحان این حادثۀ تروریستی چنین گزارش می­دهد: «از شهدایی که تا به حال مورد شناسایی قرار گرفته‌اند می‌توان حاج محمدرضا عبداللهی، پاسدار جباری، پاسدار منشی سید محمدتقی دستغیب و پاسدار جعفر رفیعی را نام برد. اجساد قطعه قطعه شده بقیه شهدا نیز در بیمارستان‌های سعدی و نمازی شیراز نگهداری می‌شوند و پیکر پاک شهید آیت‌الله دستغیب در سردخانۀ بیمارستان نمازی نگهداری می‌شود. همچنین سر دختری که گفته می‌شود عامل انفجار بوده در سردخانه بیمارستان شیراز نگهداری می‌شود. اسامی مجروحان میرزا آقا عرب‌زاده، رضا زارع، محسن شاهانی ۱۲ ساله، فضل‌الله امیری (طلبه) و صغرا قدیری اعلام شده است. پس از آگاهی مردم و انجام نشدن نماز جمعه، مردم در حالی که به شدت عزاداری می‌کردند و به سر و روی خود می‌زدند، از محل برگزاری نماز جمعه و محل حادثه به طرف بیمارستان شهر راهپیمایی کردند و شعار می‌دادند: منافقین بی‌حیا، کشتن امام جمعه را. رادیو شیراز نیز خطبه‌های نماز جمعه هفته قبل امام جمعه شهید شیراز را پخش کرد. ضمناً توسط افراد سپاه پاسداران چند نفر که در محل حادثه حضور داشتند دستگیر شدند».[12]

در پی شهادت آیت‌الله دستغیب، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی در پیامی درگذشت امام جمعه شیراز را تسلیت گفتند. در بخشی از پیام امام در این خصوص چنین آمده بود: «امروز، روز جمعه ونماز وعبادت، دست جنایتکار امریکاییان یک شخصیت ارزشمند که مربی بزرگ و عالمی عامل که گناهش فقط تعهد به اسلام بود، از دست ملت ایران و اهالی محترم فارس گرفت و حوزه های علمیه و اهالی ایران را به سوگ نشاند. حضرت حجت الاسلام و المسلمین شهید حاج سید عبدالحسین دستغیب را که معلم اخلاق و مهذب نفوس و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی بود با جمعی از همراهانشان به شهادت رساندند و خدمت خود را به ابرقدرت و ابر جنایتکار زمان ایفا کردند، به گمان آن که به ملت رزمنده‌ ایران آسیب رسانند و آنان را در راه هدف به سستی بکشند. این کوردلان نمی­‌بینند که در هر شهادتی و در هر جنایتی ملت متعهد به اسلام و کشور، مصمم­تر و در صحنه حاضرترند؟ اینان پس از بمباران شهرها در جنوب و غرب و قتل‌عام‌های فجیع مردم بی‌­پناه، فریاد جنگ جنگ تا پیروزی را نشنیدند که ملت وفادار، شهادت را در راه خدا با آغوش باز پذیرا هستند؟ یا می ­خواهند شکست های لشکر کفر را و آتشی که به جان دوستان و اربابانشان از پیروزی رزمندگان ایران افتاده است با خون این مردان خدا فرو نشانند؟» [13]

پی نوشت ها

[1] شریف رازی، ج ۵، ص ۴۴۳.

[2] این سلسله را شهید دستغیب در پایان کتاب «قلب سلیم» آورده است.

[3] پیام انقلاب، ش ۹۹، ص ۱۶ و ۵۴، مصاحبه با آیت‌الله دستغیب.

[4] دانشنامه ائمه جمعه کشور، ج۱، ص ۳۶۰.

[5] نورمحمدی،محمدجواد(1382)،شهید دستغیب،لاله محراب،تهران: موسسه ‌انتشارات‌ امیرکبیر، شرکت ‌چاپ ‌و نشر بین‌الملل  ص-۳۵-۳۶.

[6] یاران امام به روایت اسناد ساواک،  1378: ۱۱۸.

[7] جلد ۹ صحیفه امام خمینی (ره)، صفحه ۲۵۷.

[8] پایگاه خبری و تحلیلی شیرازه (1391) قاتل شهید دستغیب را بشناسید، بازبینی شده در 20/9/1396

[9] پایگاه خبری و تحلیلی هابیلیان (1396) اسناد عملیات انتحاری منافقین برای ترور شهید دستغیب، بازبینی شده در 20/9/1396.

[10] پایگاه خبری و تحلیلی قربانیان ترور (1393) نحوه ترور شهید آیت الله دستغیب، بازبینی شده در 20/9/1396.

[11] روزنامه اطلاعات 21 آذر 1360.

[12] همان.

[13] صحیفه امام خمینی، جلد 15 از صفحه ۴۱۷ تا صفحه ۴۱۹

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این شهید بزرگ می توانید به نشانی زیر مراجعه کنید:

https://ir-psri.com/sanadname/?id=31


موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی