01 اسفند 1404

چند پرده از مقدمات کودتای انگلیس در سوم اسفند 1299


پس از انعقاد قرارداد ۱۹۱۹، سید ضیاء و روزنامه‌اش، رعد، جدی‌ترین مدافع و توجیه‌کنندۀ آن بودند. وثوق‌الدوله که در جریان قرارداد، بیش از پیش با سید ضیاء‌الدین همگرایی سیاسی و روابط نزدیک یافته بود، او را در رأس هیئتی از رجال دولت به باکو فرستاد. هدف، مذاکره و انعقاد قرارداد بازرگانی با دولت تازه‌تأسیس آذربایجان قفقاز بود که به‌تازگی از روسیه شوروی جدا شده بود.

هنگامی که انگلیس در تصویب و اجرای قرارداد با دشواری روبه‌رو شد، کوشید تا شماری قابل‌توجه از افراد وابسته به خود را در تشکیلاتی غیررسمی سازماندهی کند. این تشکیلات ابتدا به نام «کمیته آهن» و به دستور و حمایت کلنل هیگ، کنسول انگلیس، در اصفهان پدید آمد. ریاست آن را حسین‌خان معتمد گیلانی بر عهده داشت. پس از انتقال به تهران، ریاست عملی آن سرانجام به دست سید ضیاء‌الدین طباطبایی افتاد. از آنجا که منزل وی در محلۀ زرگنده قرار داشت و نشست‌های کمیته در آنجا برگزار می‌شد، به «کمیتۀ زرگنده» مشهور شد.

افرادی که در این نشست‌ها شرکت می‌کردند عبارت بودند از: اپیکبان ارمنی، آبکار ارمنی، ماژور اسفندیارخان، حسین‌خان عدل‌الملک، سلطان محمدخان عامری، میرموسی‌خان، میرزا کریم‌خان رشتی، ماژور مسعودخان کیهان، معززالدوله، غفارخان سالار منصور قزوینی، کلنل کاظم‌خان سیاح، دکتر منوچهرخان، سلطان اسکندرخان و منصورالسلطنه. سید محمد تدین نیز از همکاران این کمیته بود.[1]

این کمیته به یکی از مراکز مهم سیاست‌گزاری انگلیس، و به‌بیانی دیگر، به سازمان اصلی سیاستمداران انگلوفیل در دورۀ بحران قرارداد ۱۹۱۹ و کودتای ۱۲۹۹ تبدیل گردید. وثوق‌الدوله در اجرای قرارداد ناکام ماند و پیرنیا جانشین او شد. در این دوره، کمیتۀ زرگنده به فعالیت پنهان خود ادامه داد و با پیرنیا رابطه‌ای جدی برقرار نکرد؛ اما با جانشین وی، سپهدار رشتی، همگرایی بیشتری نشان داد. به باور برخی، سپهدار به پیشنهاد همین کمیته به ریاست وزرا برگزیده شد. چنانکه خواهیم دید، چند تن از اعضای این کمیته، که سید ضیاء در رأس آنان بود، مهم‌ترین گردانندگان کودتای ۱۲۹۹ شدند.

سید ضیاء‌الدین با چند سال روزنامه‌نگاری جنجال‌برانگیز، در محافل سیاسی ایران و نزد مقام‌های دولت انگلیس چهره‌ای شناخته‌شده بود. مواضع او در مسائل سیاست داخلی و خارجی، به‌ویژه در جریان جنگ جهانی و انعقاد قرارداد ۱۹۱۹، چهره‌ای رادیکال و درعین‌حال انگلوفیل افراطی از او ترسیم کرد. به همین سبب، در دورۀ دولت سپهدار به‌عنوان رابط میان سفارت انگلیس و این دولت ایفای نقش می‌کرد.

عباس اسکندری، نماینده همدان در دورۀ پانزدهم مجلس شورای ملی، هنگامی که می‌خواست به مخالفت با محمود جم برای وزارت جنگ سخن بگوید، اظهار داشت که کمیتۀ آهن هشت عضو ایرانی و سه عضو خارجی داشت. او ژنرال آیرنساید، کلنل اسمایس و سر والد اسمارت را اعضای خارجی کمیته نام برد و گفت «من سندش را نشان می‌دهم».[2]  همچنین دولت‌آبادی می‌نویسد که وستداهل، فرمانده سوئدی ژاندارمری، پس از برکناری از سوی پیرنیا، به کمیتۀ زرگنده پیوست.[3]

ممکن است ملیت سوئدی وستداهل برای عضویت در این کمیته غیرمنتظره به نظر آید، اما ژرژ دوکرو وابسته نظامی سفارت فرانسه در تهران راز آن را به خوبی نشان داده است. وی در یادداشت‌های روزانه خود از آن روزها، زندگی مرفهانه افسران سوئدی در تهران را یکی از کمدی‌ترین نمایش‌هایی می‌داند که می‌توان تصور کرد و با اشاره به اینکه «ژنرال وستداهل» پاسبانی ساده در ولایتش بوده، می‌نویسد: «حکومت ایران مجبور است آنها را تحمل کند، زیرا [...] امروز جیره‌خوار دولت انگلیس‌اند. آنان دقیقاً مزدورانی‌اند که حاضرند هر خدمتی دولت بخواهد انجام دهند.»[4]

انگلیسی‌ها که در ایام بقای دولت سپهدار، فرصت سازماندهی کودتا می‌یافتند، بر پایۀ همین پیشینۀ طولانی و مطمئن دست به گزینش زدند. از آنجا که عامل اصلی کودتا، رضاخان، فردی صرفاً نظامی و فاقد سواد و پایگاه سیاسی-اجتماعی بود، سید ضیاء‌الدین را به‌عنوان رهبر سیاسی کودتا با وی همراه کردند. سید ضیاء‌الدین بیش از هر رجل دیگر آن روز، ویژگی‌های مورد نیاز انگلیس را دارا بود: برای آنها قابل‌اعتماد، غیرنظامی، به‌ظاهر انقلابی و رادیکال، غیروابسته به هیئت‌حاکمۀ ناکارآمد و حاضر در تحلیل مسائل سیاسی. این ویژگی‌ها او را بر دیگر نامزدهای احتمالی کودتا، از جمله نصرت‌الدوله فیروز، برتری می‌داد. ظاهراً ارتباط صمیمانۀ مستر هاوارد، کنسول انگلیس در تهران، با سید ضیاء و تنفر او از نصرت‌الدوله نیز در این گزینش مؤثر بود؛ اما مسلماً این تنها عامل نبود.

بهار دلایل دیگری را هم موثر می‌داند: «مرحوم مدرس به خود من بعدها می گفت:در آن اوقات «رضاخان» نزد من آمد و گفت من چندی پیش با وثوق الدوله هم صحبت کردم و او به من توجهی نکرد، حاضرم با شما کار کنم و همدست شویم و به این اوضاع خراب خاتمه دهیم. در این احوال شاهزاده نصره الدوله وزیر خارجه حکومت وثوق الدوله که از هنگام مسافرت با شاه در فرنگستان مانده بود، از فرنگستان با شتاب و تعجیل برای اداره کردن کودتائی که در اروپا مقدمات آن را فراهم آورده بود به ایران تاخته و تا همدان رسید، ولی بسته شدن جاده همدان-قزوین به سبب بارش برف مانع گردید که شاهزاده به موقع خود را به مرکز برساند و سید ضیاء الدین به مساعدت «مستر هاوارد» کونسول انگلیس در تهران که مردی صاحب نفوذ و با نصره الدوله نیز مناسبات خوبی نداشت، پیش افتاده کودتا را اداره کرد و شاهزاده روزی وارد پایتخت شد که پدر و برادرش سالار لشکر دستگیر شده و حبس بودند و مشارالیه را با اتومبیل او ضبط کردند و نزد پدر و برادرش بردند؟ هرگاه روابط فیروز (نصره الدوله) با مستر هاوارد خوب بود یا سرپرسی کاکس در تهران می بود، شکی نیست که کودتا به دست او انجام شده بود و این واقعه یعنی واقعه بارش برف و عداوت مستر هاوارد در سر دو راهی تاریخ باعث خیلی آثار گردید. جمعی دیگر نیز بر آن بودند که به وسیله رؤسای ژاندارم اقدامی بنمایند و ماژور فضل الله خان را در نظر گرفته بودند که با او مذاکره کنند.»[5]

بدین‌سان سید ضیاء‌الدین برای همکاری با رضاخان در اجرای کودتای ۱۲۹۹ برگزیده شد. او تا پیش از کودتا، به‌طور پنهان به فعالیت سیاسی پرداخت و با افرادی که همکاری با آنان را مفید می‌دانست، خاصه اعضای کمیتۀ زرگنده، به گفت‌وگو نشست. هم‌زمان با این گزینش از سوی سفارت انگلیس برای مدیریت سیاسی کودتا در تشکیل «دولت مرتجع مقتدر»، ژنرال آیرنساید نیز که از چند ماه پیش به ایران آمده بود، مأموریت داشت اوضاع را بررسی و برای ایرانِ پس از شکست قرارداد و خروج قوای انگلیس تصمیم‌گیری کند. او نیز رضاخان میرپنج را برای اجرای کودتا برگزیده بود و موانع به قدرت رسیدن او را برداشت.


[1] مقدم، سیدمصطفی (1399) ایران در فرایند انقلاب، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص 283

[2] مکی، حسین (1358) تاریخ بیست ساله ایران، ج1، تهران: امیرکبیر، ص 189

[3] دولت‌آبادی، یحیی (1361) حیات یحیی، ج4، تهران:انتشارات عطار و فردوسی، صص 150-151

[4] دوکرو، ژرژ (1399) نگاه فرانسوی به کودتای سوم اسفند 1299، تهران: پل فیروزه، ص 73

[5] بهار ، محمدتقی ، تاریخ مختصر احزاب سیاسی تهران امیر کبیر، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص 61-62