04 شهریور 1399

دکتر شریعتی پس از شنیدن خاطرات زندان شهید عراقی :

آنچه ما در «سوربن» آموختیم، «عراقی» در زندان آموخت!


احمد علی‌بابایی

آنچه ما در «سوربن» آموختیم، «عراقی» در زندان آموخت!

خودم را به منزل عراقی رساندم که به او اطلاع دهم اگر میل دارد دکتر شریعتی را ببیند او امروز منزل آقای صدر است. رفتم آنجا دیدم با آقای حاج ابوالفضل توکلی (یار صادق او) عازم کرج‌اند، گفتم چون می‌دانستم علاقمند به دیدار دکتر هستی خواستم باخبرت کنم که او امروز کجاست! و به آقای توکلی هم گوشزد کردم حسابش را بکن که حاج‌مهدی به محظور و بی‌ملاحظگی نیفتد. طفلک بکعد از 10-15 سال تازه از زندان آزاد شده معلوم نیست زیر نظر ساواک نباشد. آنها از رفتن کرج صرفنظر کردند پشت سر من به منزل آقای صدر آمدند. در آنجا علاوه بر صاحب‌خانه و مرحوم دکتر، حضرات محمدرضا حکیمی، جعفری بسته‌نگار و آقایان مهندس بازرگان و دکتر سحابی و عده دیگری هم که حالا از یاد برده‌ام و جمعاً 10-15 نفری می‌شدند حضور داشتند. شریعتی و عراقی با اینکه هم را ندیده بودند مثل دو آشنای صمیمی با هم روبرو شدند. من و دکتر عالی در خدمت آقای دکتر سحابی چون قراری برای عیادت آقای دکتر عرفانی داشتیم با هم از آنجا خارج شدیم حدود ظهر برگشتیم. همین که من وارد شدم، جعفری و بسته‌نگار با یک ولعی به من گفتند: کجا رفتی! کجا رفتی، چه روزی بود! چه مطالبی! تمام این مدت را عراقی به شرح گزارش وقایع زندان گذراند و چقدر جالب بود:

دتکر شریعتی زیر تأثیر حرف‌های مرحوم عراقی گفت: آنچه ما در سوربن و نزد جامعه‌شناسان بزرگ آموختیم عراقی در زندان توی آشپزخانه قصر «فرقون بدست» در خدمت کردن به زندانیان آموخته... و این را شریعتی به راستی با تمام وجود می‌گفت!

ناهار خوردیم، مجدداً عراقی دنباله گزارشات و تحلیل‌هایش را گرفت که ساعت حدود چهار بعد از ظهر بود. با آمدن کسی او خاموش شد.

چون گزارشات داخل زندان و مخصوصاً یک سال اخیر او بسیار بدیع و حساس و مستند بود همگی مخصوصاً دکتر شریعتی او را رها نکردند که برای فردا در منزل آقای جعفری در باغ «پسته بک» کوچه ماست‌بندها قرار دیدار مجدد گذاشتند. فردا مرحوم دکتر مست و مسحور به شنیدن مطالب مرحوم عراقی نشسته بود و پی‌درپی به سیگار پک می‌زد و گاه‌گاهی هم آه سردی می‌کشید! و عراقی همچنان با دقت و هوشیاری و بیان ریزه‌کاری‌ها مثل چشمه‌ای می‌جوشید.

صفحات روزنامه محدود است... شرح گزارشات طولانی او و دنباله داستان را، که گمان می‌کنم از مقاطع حساس عمر سیاسی و مجاهدات مرحوم عراقی باشد، از زبان توکلی و جعفری و بسته‌نگار و محمدرضا حکیمی و دیگر مجلسیان پی‌گیری کنید.

... و خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرماید و عراقی را به پاس صداقت و پاکی‌اش به نیکی پاداش دهد، دراتش عالی و با صالحین، صدیقین و شهدا محشور فرماید.


روزنامه کیهان شماره 11077 ، سوم شهریور 1359 صفحه 6