20 اردیبهشت 1393

وصیت‌ خواندنی فرمانده مفقودالاثر همدانی


وصیت‌ خواندنی فرمانده مفقودالاثر همدانی

شهید جاوید نشان و بی‌پیکر «محمدتقی ترکمانی» متولد 27 تیر 1339 در شهر همدان است که این شهید از فرماندهان سپاه همدان بوده که در یازدهم شهریور 1360 طی عملیات «شهیدان رجایی و باهنر» در منطقه قراویز سرپل ذهاب به شهادت رسید و پیکر مطهرش برای همیشه بر تپه‌های قراویز ماند.

وصیت‌نامه کامل شهید ترکمانی در ادامه می‌آید.

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

الذین آمنوا و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجةً عندالله و اولئک هم الفائزون.

سپاس بی‌حد، مهربان خدای خالق را که شناخت معرفت خویش را به ما آموخت سپس عشق و راه خود را در دلم نشانید و شکر نعمت بزرگ رهبری را که خداوند جهت راهنمایی‌ام به صراط المستقیم و حقیقت عطا نمود.

ای خدای مهربان چگونه شکر این همه نعمت بی‌کرانت را نمایم که من عاجزم و همین عجز نیز برایم گناه بزرگی است. تو خود میدانی که جز تو پناهی ندارم و تنها تویی که همیشه غم‌خوار بندگان غریب و بی‌پناهت بوده‌ای. اکنون که به سوی تو می‌آیم و به عشق تو گام بر می‌دارم از تو می‌خواهم یگانه رهبر عالم انسانیت، تنها قلب توفنده و پر توان امت مستضعف را در پناه خودت تا پیوستن به انقلاب جهانی مهدی (عج) حفظ بفرما.

خداوندا، امت اسلامی را آن قدر توانایی فکری و عملی عطا نما تا امام عزیز بتواند به آرمان الهی خود که همان کوبیدن کاخ ستمگران و بالا آوردن مستضعفان است، برسد.

خداوندا، به پاسداران و حامیان اسلام آن چنان قوت و توانایی ببخش تا بتوانند با اطاعت از ولایت فقیه، آن ارثیه پیامبر اکرم(ص)، ظالمین روی زمین و زورگویان و چپاول‌گران را بر سر جای خود بنشانند.

در اینجا وصیتم به تمام بازماندگان بعد از من این است:

1ـ ای امت دلاور و مسلمان بدانید که تنها راهی که می‌تواند برایتان افتخار جاویدان به جای بگذارد، اطاعت مطلق شما از ولایت فقیه است، وقتی تنها از این راه می‌توانید با تمام جدّ و سعی خویش و با تمام تلاش روز افزون، رو سفیدی و سربلندی را در عالم آخرت به دست آورید و در دنیا نیز با افتخار و سربلندی در میان تمام مستکبرین جهان زندگی کنید.

2ـ برادران پاسدار، سفارشم به شما این است، شما فردای بزرگی دارید، هر کدامتان باید گردانندگان یک شهر و کشور خارجی باشید و لازمه این آن است که شبانه‌روز کسب علم و شخصیت و معرفت پیدا کنید.

3ـ اما سفارشم به پدر و مادر خودم این است که اولاً بعد از من هیچ‌گونه ناراحتی نداشته باشید بلکه انتظارم این است با شهادت من اُنس و الفت کامل در خانواده را بیشتر کنید تا زمینه‌ای برای رشد سالم و اسلامی بچه‌ها باشد و این را هم بدانید که تمام وظیفه شما این است که گذشته از این‌ که گوش به فرمان امام باشید باید وظیفه بعدی خود را تربیت بچه‌ها بدانید؛ تربیت اسلامی.

 

4ـ اما برادرم، تو اسلحه خونینم را از زمین بردار و تا پیروزی نهایی و با پیوستن به خودم راهم را ادامه بده.

5ـ همسرم، ای همسر خوب و مهربانم می‌دانم که بعد از من ناراحتی‌های زیادی خواهی کشید همان طور که در مدت زنده بودنم هم این ناراحتی‌ها را کشیدی، مقام تو را من در پیشگاه خدا می‌دانم، مقام بالایی است. من به تو گفته بودم که تو از من بهتری.

عزیزم، تو باید خود را در میان زنان قهرمان صدر اسلام محو کنی و بدانی که دنیا فانی است و کوچکترین تلاش و کوشش در نامه اعمالت نقش می‌بندد.

از بهترین وظایفت این است که هدفم را دنبال کنی و ثمره زندگیم «عمار» عزیزم را خوب تربیت کنی. از تو خواهش می‌کنم عمار را میوه درخت زندگیمان بدانی و طوری او را تربیت کنی که سرباز امام زمان (عج) باشد، تو که همیشه به من محبت کرده‌ای این را عاجزانه از تو می‌خواهم که عمار را از هم اکنون یک خمینی قرن و زمانش بدانی.

همیشه با احترام، با حالت شادی و شاداب و خوشحال با او رفتار کنی، من هم قول می‌دهم که با عمل کردن به سفارش‌هایم دقیق و کامل در آنجا شفاعتت کنم.

 

 

 و از خدا بخواهم که پیش من باشی.

اما در صورتی که خواستی در زندگی با کسی ازدواج کنی باز هم از شما راضی‌ام و تشکر می‌کنم.

خلاصه در هر صورت عمار را فراموش نکن، بعد از بزرگ کردن و سپردن به یک شخص مطمئن، ازدواج کن.

6ـ وصیت اموال

پدرم قیّم و سرپرست خانواده‌ام می‌باشد با نظارت حاکم شرع اوصیائم 1) اصغر سیدی 2) علی شعبانی 3) موسوی 4) اسدی 5) حسین فرجی «خیاط» که همگی با ارتباط هم و نظارت حاکم شرع عمل نمایند.

ـ خانه‌ام را با قسط وام بعدی که از بانک می‌گیرید تکمیل کنید و قسط‌های بانک مهدیه، بانک مسکن را هم از طریق سپاه پرداخت کنید.

ـ هرکس که از او طلب دارم خودش می‌دهد، به کسی هم بدهکار نیستم، فقط مبلغ 8 هزار تومان به تبلیغات بدهکارم که به برادر شعبانی بپردازید و هر کسی مدعی شد از مالم به او بدهید.

ـ در صورت ماندن همسرم، خانه‌ام با سرپرستی پدرم اداره شود.

ـ از پدرم ملتمسانه می‌خواهم برای بهتر تربیت شدن فرزندم، با خانواده‌ام به خوبی رفتار نماید و برای اینکه همسرم در منزل تنها نماند، کسی را با مشورت همسرم به منزل بیاورید البته در صورتی که صلاح دانسته شود؛ کسی باشد که مورد اطمینان و اعتماد باشد و بهتر آن است که پدرم خانه‌اش را دوتا بداند و هر دو را به یک نوع سرپرستی کند.

در آخر پدرم را مسئول زندگی می‌دانم و می‌خواهم که رفتارش را با مادرم، بچه‌ها و همه و همه بهتر از پیش نماید و همه را امانت خدا بداند.

7ـ وصیتم به فرزند عزیزم این است که حقی را که در تربیت کردنت به گردنت گذاشته‌اند به خوبی ادا نما. و اسلحه خونینم را به کف گیر و انتقام پدرت را با الگوی مسلمان شدنت و جامعه اسلامی ساختن از دشمنان خون‌خوارت بگیر.

8ـ از برادران پاسدارم می‌خواهم دفترهایم را مطالعه کنند و اگر چیز تازه‌ای یافتند آن را تکثیر و در اختیار دیگران قرار دهند.


فارس