19 شهریور 1405
بازخوانی منش سیاسی و اخلاقی آیتالله طالقانی در بیانات حضرتآیتالله خامنهای
مرحوم آیتالله سید محمود طالقانی در سال ۱۲۸۹ شمسی در دهستان گلیرد از توابع طالقان به دنیا آمد.[1] درباره تاریخ تولد ایشان چنین نقل کردهاند: «ایشان ظاهراً متولد حدود هزار و سیصد و بیست و نه قمری [هستند]. مرحوم آقای آسیّد مرتضای عسگری که با ایشان رفیق و همدوره و در قم با هم بودند، به نظرم میگفت: من دو سال بزرگترم از آقای طالقانی.»[2]
مرحوم آقای طالقانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به ریاست شورای انقلاب و همچنین عضویت در مجلس خبرگان برگزیده شد و در تاریخ ۵ مردادماه ۱۳۵۸، به فرمان حضرت امام، اولین نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کرد. ایشان در بامداد روز دوشنبه، ۱۹ شهریورماه ۱۳۵۸ براثر حمله قلبی دار فانی را وداع گفت.[3] رهبری شهید بارها به مرحوم طالقانی در سخنانشان اشاره کرده و از آن مرحوم به نیکی یاد کردهاست.
ابعاد شخصیتی
یکی از ویژگیهای برجسته آیتالله طالقانی، جمع میان «اندیشهورزی نوگرایانه» و «حضور مستقیم در صحنه مبارزه» بود؛ ویژگی کمیابی که او را از مدعیان روشنفکری متمایز میکرد. رهبر شهید انقلاب با تأکید بر این ابعاد فرامکتبی، شخصیت علمی و جهادی ایشان را چنین تحلیل میکنند: «مرحوم آیتالله طالقانی (رحمةاللهعلیه) یک مردِ هم روحانی، هم دارای معرفت، هم دارای مقامات علمی و هم آدم سیاسی و خودش مبارز، زندانرفته، اهل مبارزه، از مبارزه هم اصلاً نمیترسید.»[4]
امام شهید در جایی دیگر نیز ابعاد شخصیتی آقای طالقانی اینگونه توصیف کردهاند: «آقای طالقانی اهل فکر نو بر محور دین و با تمرکز بیشتر بر روی قرآن و نهجالبلاغه [بود]؛ یعنی ایشان اصلاً اینجوری بود. لکن همهی ابعاد شخصیت آقای طالقانی بُعد روشنفکری دینی نیست. یک بُعد مهم، بُعد مبارزه است. خیلیها روشنفکر بودند اهل مبارزه نبودند؛ روشنفکر دینی هم بودند اهل مبارزه نبودند؛ ... [اما] آقای طالقانی نه، اهل عمل بود؛ یعنی توی میدان بود، احساس درد میکرد حقیقتاً؛ این را ما که با ایشان معاشر بودیم – رفت و آمد میکردیم – میدیدیم، محسوس بود در ایشان، واضح بود که آدمی اهل درد بود و میخواست مبارزه کند؛ لذا تبعات مبارزه را هم قبول کرد [و به زندان] افتاد؛ هیچ اظهاری از آقای طالقانی بالواسطه [یا] بیواسطه نقل نشد؛ [البته] من هیچوقت با ایشان همزندان نبودم، اما همزندانهای ایشان هم نقل میکنند؛ خود ما هم دیدن ایشان میرفتیم – گاهی از مشهد که من میآمدم، روزهای ملاقات میرفتم زندان قصر – از پشت میلهای صحبت میکردند؛ دائم روحیه میدادند.»[5]
اولین دیدار
پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، رژیم پهلوی در چارچوب سرکوب گسترده مخالفان، سران نهضت آزادی از جمله آیتالله طالقانی را به اتهام فعالیت علیه امنیت کشور و اهانت به مقام سلطنت به دادگاه نظامی عشرتآباد کشاند. با این حال، رفتار باصلابت آیتالله طالقانی در دادگاه، باعث تحقیر دادستان و قضات دادگاه شد. آیتالله خامنهای که در آن دوران طلبهای جوان بودند و برای حمایت در دادگاه حضور یافتند، آن صحنه تاریخی و بیاعتنایی طالقانی به هیمنه ظاهری دادگاه را اینگونه روایت میکنند:
«من اوّلْباری که آقای طالقانی را دیدم، یا آخر سال ۴۲ بود یا اوائل ۴۳ که ایشان در عشرتآباد محاکمه میشدند. رفتم من در دادگاهشان [شرکت کردم]؛ گفتند دادگاه عمومی است منتها صندلی محدودی گذاشتند؛ ما خیلی زود رفتیم آنجا که شرکت کنیم و الحمدلله جا پیدا کردیم، رفتیم داخل. من تا آنوقت آقای طالقانی را از نزدیک ندیده بودم؛ ایشان و مرحوم مهندس بازرگان و دیگران بودند - آن عدّهی نهضت آزادی - که آنجا محاکمه میشدند و به نظرم آن محاکمهی دوّم هم بود؛ [...] آقای طالقانی هم آن جلو بیاعتنا نشسته بود؛ اسم ایشان را آوردند، ایشان باید بلند میشد حرف میزد، [ولی] ایشان اعتنایی نکرد، همانطور که نشسته بود و عصا هم دستش بود - آنوقت با اینکه سن ایشان هم زیاد نبود امّا عصا داشت؛ این عصا هم دستش بود - اصلاً اعتنایی نکرد، بلند نشد، جواب نداد؛ یعنی اینجور بود، آن دادگاهی که جوری آن را ترتیب میدادند که آن متّهم خودش در آن بهاصطلاح هیمنهی ظاهری دادگاه هضم بشود - معمولاً اینجور بود؛ ما هم چند بار دادگاه رفتیم، دیدیم - ایشان اصلاً و مطلقاً اعتنایی نداشت. وقت تنفّس هم ما رفتیم جلو، ایشان با ما گرم، گیرا - حالا بنده آنوقت یک طلبهای مثلاً بودم، یک طلبهی جوانی؛ و شنیده بودند من چون اندکی قبلش زندان قزلقلعه بودم و ایشان و مهندس بازرگان شنیده بودند - [وقتی] بنده را معرّفی کردند، گرم گرفتند، محبّت کردند؛ به آن مقامات، بیاعتنا؛ به ما که یک طلبهای بودیم، اینجور گرم و گیرا و با محبّت و مانند اینها.»[6]
فرزند آیتالله طالقانی نیز در رابطه با این دادگاه به نقل از رهبری شهید خاطره دیگری را نقل کردهاست: «وقتی که در دادگاه زنگ تنفس زده شد، آقایان برای اظهار ملاطفت به ما که بهعنوان تماشاچی دادگاه رفته بودیم، بلند شدند و به طرف ما آمدند. اینجا بود که ما رفتیم و از نزدیک با مهندس بازرگان و اینها سلام و علیک کردیم. در همین حین که ما میرفتیم طرف اینها، دادستان از جایگاه خودش بلند شد که برای تنفس به طرف دیگری برود. به آقای طالقانی که رسید، خواست تملقی بگوید. این جالب بود که اینقدر روحیهی آقای طالقانی عالی بود که دادستان خودش را محتاج این میدید که به ایشان تملقگویی کند. آمد و یک جملهای گفت که دقیقاً یادم نیست؛ به این مضمون که من هم از خانوادهی روحانی هستم. آقای طالقانی با بیاعتنایی تحقیرآمیز توأم با طنزی به او گفتند که، [متأسفانه عین جملات ایشان هم دقیقاً یادم نیست] اما همینقدر یادم هست که همهی جمعیتی که دور آقای طالقانی ایستاده بودند، قاهقاه به داستان خندیدند.»[7]
طالقانی باصفا
از دیگر ابعاد شخصیتی آقای طالقانی از دیدگاه رهبری شهید، صفای ایشان بودهاست و همین صفا و زلالی رفتار آیتالله طالقانی جاذبهای فوقالعاده ایجاد میکرد. آیتالله طالقانی فارغ از القاب و تشریفات روشنفکری یا حوزوی، ملجأ و روحیه بخش مبارزان بودند. رهبر شهید انقلاب با اشاره به دیدارهای متعدد خود با ایشان در تهران، این وارستگی را اینگونه توصیف میکنند: «به قدری این آدم باصفا و روراست و در معاشرتها صادق بود که انسان از اینهمه زلالی حیرت میکرد. آدم زلالی بود آقای طالقانی. هیچ در قید و بند و ملاحظات و [اینها نبود]؛ نه ملاحظات آخوندی، نه ملاحظات روشنفکری، نه ملاحظات مبارزاتی – چیزهایی که حالا به خودشان ببندند - مطلقاً در این آدم وجود نداشت؛ صاف، روشن. هر وقت من میآمدم تهران، اوقاتی که ایشان آزاد بودند، میرفتیم منزل ایشان – یک بار دو بار - مینشستیم؛ ... انسان [وقتی] مینشست پهلوی این مرد، واقعاً روحیه میگرفت؛ هم روحیهی مبارزاتی، هم روحیهی صفا و رفاقت و معنویت و اینها. اینها در این شخصیتهای برجسته، خوب است بزرگ بشود. ماها – غالباً آدمها - مبتلا هستیم به یک چیزهائی. این آدم، آدم صافی بود، روراست بود، بیشائبه و بیشیلهپیله بود. نتیجهی این بیشیلهپیله بودن [هم] صراحتش بود، صراحت در بیان.»[8]
ایمان طالقانی
از دیگر ابعاد رفتاری آیتالله طالقانی، عدم خودباختگی در برابر صاحبان قدرت و ثبات رفتار در فراز و نشیبهای سیاسی است. آیتالله خامنهای جهت تبیین این خصلت که چگونه طالقانی مرز میان «قدرت واقعی» و «منزلتهای اعتباری» را تفکیک میکرد، خاطره تقابل او با ارتشبد هدایت در مسجد و زندان قصر را اینگونه نقل میکنند: «خود ایشان میگفتند در مسجد هدایت که مال هدایتها و خاندان هدایت و مربوط به آنها بود که اینها فواتحشان را اینجا میگرفتند - در فواتح خاندان هدایت که یک خاندان قدیمی مرتبط با دربار و دستگاه بودند؛ خب ایشان هم پیشنماز مسجد هدایت بودند و گاهی شرکت میکردند - من رفتم؛ یکی از زنهایشان یا مردهایشان مُرده بودند و مجلس ترحیم داشتند و من هم آنجا رفتم؛ دمِ در، این امرای بلندپایه با درجههای سرلشکری و سپهبدی و فلان همینطور ایستاده بودند با لباسهای فلان؛ از جمله، آن ارتشبد هدایت معروف آن زمان هم ایستاده بود؛ ایشان گفتند من نگاه کردم دیدم من در ردیف اینها نمیتوانم [بنشینم]، رفتم آنطرف یک جایی نشستم. ایشان میگفت بعد گذشت این قضیّه، افتادیم زندان - در همین اواخر بوده؛ به نظرم این زندانهای آخر بوده - من در حیاط زندان قصر داشتم میرفتم و قدم میزدم؛ دیدم یک نفر آمد جلوی من و [گفت] قربان! سلام عرض میکنم، خم شد و تعظیم کرد به من و [گفت] سلام عرض میکنم؛ [گفتم] علیکالسّلام، شما کی هستید؟ [گفت] بنده هدایت؛ معرفی کرد خودش را و معلوم شد بله، ارتشبد هدایت است و حالا افتاده زندان. ایشان میگفت دیدم آن آدم با آن جاه و جلال و با آن کَرّ و فَر، یک آدم کوچک حقیرِ واقعی است؛ ولی من نه در آن مجلس نه اینجا، فرقی نکرده بودم، من همین خودم بودم! اینجور بود، با این اعتمادبهنفس و احساس شخصیّت. این هم ناشی از ایمان بود. ایشان واقعاً مؤمن بود.»[9]
تواضع در برابر حضرت امام
یکی از حساسترین ابعاد حیات سیاسی آیتالله طالقانی، نوع رابطه ایشان با امام خمینی (ره) است. درحالیکه برخی جریانها تلاش کردهاند طالقانی را چهرهای در تقابل با رهبری امام نشان دهند، شواهد تاریخی و شهادت همراهان گواهی میدهد که او عمیقاً به رهبری امام باور داشت و در برابر ایشان فروتنانه رفتار میکرد. امام شهید با تأکید بر افق دید بلند امام و اذعان آیتالله طالقانی به آن، میفرمایند: «آنوقت همین ایشان، در مقابل امام تواضع میکردند. من تواضع ایشان را در مقابل امام دیدم، هم در غیاب امام، هم در حضور امام. در غیاب امام ایشان به بنده گفتند که آقای خمینی گاهی یک حرفهایی میزند که به نظر آدم نشدنی میآید، بعد میبینیم واقعاً شد، ایشان به یکجایی متّصل است! [...] در حضور امام هم من دیده بودم، ایشان کمال تواضع را در مقابل امام میکردند؛ این آدمی که آن جاه و جلال آن دستگاهها برایش صفر بود و هیچ نبود، در مقابل امام تواضع میکرد.»[10]
امام شهید در جایی دیگر نیز این موضوع را بدین شکل بیان کردهاند: «خود ایشان به من گفت آن روزی که امام مطرح کرد که شاه باید برود، حکومت سلطنتی باید برود، من تخطئه کردم، گفتم چه حرفها میزند، مگر میشود؟ حالا امام آن وقتی که صریحاً این را گفتند، مگر چقدر پیش از پیروزی انقلاب بود؟ یعنی تا همین اواخر، حتّی یک مردی مثل مرحوم طالقانیِ بزرگوارِ مؤمنِ مبارزِ زندانرفتهی شلّاقخوردهی شکنجهکشیده میگفت که امکان ندارد. بعد ایشان به من میگفت که این مرد به جای دیگری متّصل است، از جای دیگری حرف میزند. مضمون حرف ایشان این بود.»[11]
صیانت از چهره واقعی طالقانی
آیتالله طالقانی سرمایهای است که نباید شخصیت جامعالأطراف او قربانی مصادرهبهمطلوبهای جناحی و خوانشهای کاریکاتوری شود. تأکید بر معرفی تمام ابعاد حیات او - از نواندیشی قرآنی تا مبارزه بیامان با طاغوت و نهایتاً ولایتپذیری - وظیفهای مهم است. چنانکه در بیانات رهبر شهید انقلاب بر این مهم اینچنین تأکید شده است: «آقای طالقانی را با همهی ابعاد معرفی کنید. صرفِ یک روشنفکر مذهبی نیست، همچنانی که صرفِ یک پیشنماز مسجد هدایت نیست، همچنانی که صرفِ یک مبارز نیست، یعنی مجموعهی این خصوصیات را در ایشان معرفی کنید.»[12]
ایشان در جایی دیگر نیز اینچنین اشاره داشتهاند: «آقای طالقانی واقعاً سزاوار و شایستهی این است که از ایشان تجلیل بشود، احترام بشود؛ نگذارید نام ایشان فراموش بشود و خصوصیّات ایشان فراموش بشود و نسبتهای واقعی ایشان با انقلاب، تبدیل بشود به نسبتهای غیر واقعی؛ اینها را باید مانع بشوید و نگذارید.»[13]
[1] مرادی، رضا (۱۳۶۱). زندگینامه پیشوایان انقلاب، تهران: حجر، ص۹۵.
[2] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار اعضای ستاد نکوداشت آیتالله طالقانی، 9/12/1389، لینک: https://khl.ink/f/11593
[3] زندگینامه پیشوایان انقلاب، ص98.
[4] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار فرماندهان سپاه، 29/6/1373، لینک: https://khl.ink/f/2726
[5] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار اعضای ستاد نکوداشت آیتالله طالقانی، 9/12/1389، لینک: https://khl.ink/f/11593
[6] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت آیتالله سیدمحمود طالقانی، 25/5/1395، لینک: https://khl.ink/f/34326
[7] مراودات رهبر شهید انقلاب و آیتالله طالقانی از زبان فرزند مرحوم، 14/12/1389، لینک: https://khl.ink/f/11591
[8] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار اعضای ستاد نکوداشت آیتالله طالقانی، 9/12/1389، لینک: https://khl.ink/f/11593
[9] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت آیتالله سیدمحمود طالقانی، 25/5/1395، لینک: https://khl.ink/f/34326
[10] همان.
[11] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار فرماندهان سپاه، 29/6/1373، لینک: https://khl.ink/f/2726.
[12] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار اعضای ستاد نکوداشت آیتالله طالقانی، 9/12/1389، لینک: https://khl.ink/f/11593
[13] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت آیتالله سیدمحمود طالقانی، 25/5/1395، لینک: https://khl.ink/f/34326