03 شهریور 1405
وابستگی کردهای جداییطلب از مسکو تا واشنگتن
در ۲۵ مرداد ۱۳۲۴، حزب دموکرات کردستان ایران به رهبری قاضی محمد و با اتکا به پشتیبانی مستقیم و کمکهای مالی ارتش اتحاد جماهیر شوروی رسماً اعلام موجودیت کرد. این اتفاق، یک تحول مستقلانه و بومی نبود و در راستای پروژهای تعریف میشد که حفظ نفوذ شوروی در شمال و شمالغرب ایران پس از جنگ جهانی دوم را دنبال میکرد. موجودیت حزب دموکرات کردستان که با هدایت مقامات شوروی از یک کمیتهٔ محلی به یک حزب سیاسی ساختاریافته تغییر ماهیت داده بود، نهایتاً بحرانی را آغاز کرد که دههها در جغرافیای سیاسی ایران امتداد یافت.
استمرار همین بحران هم باعث شد تا سی و چهار سال بعد و در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۵۸، این روند تاریخی با صدور یک فرمان قاطع مواجه شود. امام خمینی طی اطلاعیهای رسمی، این سازمان را تشکیلاتی غیررسمی، غیرقانونی و «حزب شیطان» نامیدند و دستور دستگیری سران آن را صادر کردند.[1]
وابستگی به بلوک شرق و پس از آن، پناه بردن به رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی، برای دههها استراتژی بقای حزب دموکرات کردستان ایران را تشکیل میداد. با این حال، حمله نظامی ایالات متحده به عراق در سال ۱۳۸۲ و سقوط حکومت صدام حسین، معادلات امنیتی منطقه را بهطور بنیادین دگرگون کرد. این رویداد، رهبران حزب را بر آن داشت تا با کنار گذاشتن ادبیات چپگرایانه و ضدامپریالیستی پیشین خود، در مسیر همگرایی با دکترین «خاورمیانه بزرگ» و پروژههای منطقهای واشنگتن گام بردارند.
روایت پیش رو برشی از صفحات صفحات ۴۷ تا ۶۰۴ کتاب «حزب دموکرات کردستان ایران» است که به کالبدشکافی این چرخش استراتژیک میپردازد. این کتاب توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی و به قلم محمود نادری منتشر شده است.
نقشه مسکو برای ایران
در پایان جنگ دوم جهانی، اتحاد شوروی به سیاستهای بلندپروازانهٔ خود در منطقه شتاب بخشید. اتحاد شوروی، که مانند انگلستان و آمریکا براساس پیمان سهجانبه ۹ بهمن ۱۳۲۰ متعهد بود حداکثر در ظرف شش ماه پس از پایان جنگ، قوای خود را از ایران خارج کند، به بهانهٔ ادامه داشتن جنگ در شرق آسیا و تسلیم نشدن ژاپن از انجام این تعهد شانه خالی میکرد. شوروی میخواست تا دستیابی به اهدافش نیروهای خود را در ایران نگاه دارد. [...]
تولد دو فرقه
بخشی از این تلاش عظیم به تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان و حزب دموکرات کردستان انجامید. کمی پس از آغاز تخلیهٔ خاک ایران، در ژوئیه ۱۹۴۵ [تیر - مرداد ۱۳۲۴]، عبدالصمد کامبخش عضو کمیته مرکزی حزب توده، صادق پادگان مسئول کمیته ایالتی حزب توده در آذربایجان، شبستری و سید جعفر پیشهوری از سوی باقراف به باکو فراخوانده شدند تا برای سازمانی که بعداً فرقه دموکرات نامیده شد و مقدمات تأسیس آن فراهم آمده بود، رهبر تعیین نمایند. این سفر مخفیانه صورت گرفت و در آنجا پیشهوری «برای رهبری فرقه دموکرات در نظر گرفته شد.»[2]
فرقه دموکرات آذربایجان که از ابداعات باقراف بود، در دوازدهم شهریور همان سال اعلام موجودیت کرد و به فرمان کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی، کمیته ایالتی حزب توده در آذربایجان منحل شد و تمامی اعضای آن بلافاصله به فرقه پیوستند.[3] کمیته مرکزی حزب توده از این تصمیم ناخرسند بود و به همین جهت با تشکیل فرقه و جدایی آن از حزب مخالفت میکرد:
«ما اصلاً چنین چیزی را قبول نداشتیم و میگفتیم آخر این چه معنایی دارد و تعجب میکردیم. خیال میکردیم پیشهوری خودسرانه و به ابتکار خود این کار را کرده ولی بعداً دیدیم، کمکم رفقایی که ارتباط بیشتری با مراجع دستگاه اطلاعاتی شوروی داشتند آمده و گفتند که رفقا عقیدهشان این است و قضیهای است که مورد پشتیبانی است.»[4] [...]
تشکیل فرقه دموکرات و سپس حزب دموکرات کردستان پیامی روشن داشت. لنین صریحاً گفته بود: «در یک کشور واحد با هیچ بهانهای نمیتوان حزب طبقه کارگر را تقسیم کرد.»[5] با وجود حزب توده بهعنوان حزب طبقه کارگر، تشکیل احزاب کارگری دیگر بلاموضوع بود. بنابراین تشکیل فرقه در آذربایجان و حزب در کردستان کاشف از نیات و اهداف روسها بود و معنایی جز جدا شدن این واحدهای جغرافیایی از ایران نمیتوانست داشته باشد [...].
مأموریت باکو
تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان به تشکیل حزب دموکرات کردستان سرعت داد. قاضی محمد که برای شرکت در مراسم تأسیس فرقه دموکرات به تبریز رفته بود، بار دیگر به همراه چند تن دیگر از اعضای حزب به باکو دعوت شد. این سفر در بیست و یکم شهریور ۱۳۲۴ صورت گرفت. در اسناد دولتی سند بسیار مهم و گویایی دربارهٔ این سفر هیئت به باکو موجود است. این سند گزارشی است که رئیس شهربانی کل کشور، سرتیپ ضرابی، به وزارت کشور میدهد:
«بر طبق گزارش شماره (۷۹۲) شهربانی رضائیه معروض میدارد به موجب اطلاعی که بهدست آمده اخیراً قاضی محمد مهابادی، کاکا حمزه برادر قرنی، آقای کاکا عبدالله جلاتان، قاسم ایلخانیزاده، محمد درزند، سیف القضات، علی ریحانی از طبقه پایین مهاباد، مناف کلیمی کریمی تاجر با لباس مبدل از ۲۱ شهریور برای اخذ تعلیمات و دستورات به بادکوبه رفته و ۲۶ / ۶ / 13۲۴ به مهاباد مراجعت نمودهاند.»[6]
این سفر مخفیانه و بدون تشریفات قانونی صورت گرفت. نخستوزیر از وزارت امور خارجه خواست علت دعوت و انتقال مخفیانهٔ این هیئت به باکو از شوروی پرسیده شود. وزارت خارجه نیز یادداشتی برای سفارت شوروی بدین شرح ارسال کرد:
«وزارت امور خارجه شاهنشاهی با اظهار تعارفات خود به سفارت کبرای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی محترماً زحمتافزا میشود: طبق اطلاعاتی که از وزارت جنگ رسیده است قاضی محمد، ایلخانیزاده، محمدحسین سیف قاضی، علی ریحانی، حمزه آقا مامش، برادر حاجی قرنی آقا امیر العشائر و عبدالله فرزند حاجی حمزه جلدیان با چند نفر از همراهان که اغلبشان از اهالی مهاباد میباشند از مهاباد به تبریز وارد و از آنجا بدون رعایت تشریفات و مقررات مربوط به مسافرت به کشورهای بیگانه بیگذرنامه و روادید عازم بادکوبه شدهاند. وزارت امور خارجه از آن سفارت کبری محترم خواهشمند است به مأمورین مربوطه شوروی دستور فرمایند چنانچه این اشخاص بخواهند بدون گذرنامه و روادید بهطور قاچاق از مرزهای ایران گذشته وارد خاک شوروی بشوند اجازه ورود به آنان داده نشده و مشارالیهم را تسلیم مأمورین مرزی ایران بنمایند تا از مسافرت اشخاص به کشورهای بیگانه بهطور قاچاق جلوگیری بهعملآمده باشد. تهران به تاریخ سی و یکم شهریورماه ۱۳۲۴»[7]
در این سفر گفتوگوهای هیئت کردی با باقراف از کلیات و تعارفات فراتر رفت. اعضای هیئت خواستهای خود را دقیقاً به میزبان تسلیم کردند. گویا باقراف مایل بود کردها متحد آذریها باقی بمانند. حتی به موجب طرح حزب کمونیست آذربایجان شوروی، قرار بود شعبهای از فرقه دموکرات آذربایجان در مهاباد تشکیل گردد.[8] بنابراین باقراف خطاب به این هیئت گفت: «شما برای آنکه موفق به اخذ استقلال آذربایجان و کردستان شوید باید با ترکهای آذربایجان متحد گردید و از طرف شوروی هم عدهای افسر و سرباز با لباس غیررسمی به کمک شما خواهند آمد.»[9] قاضی محمد این پیشنهاد را نپذیرفت. بالاخره باقراف پذیرفت که کردها نیز تشکیلات مستقل خود را داشته باشند.
معماری جداییطلبی
پیش از این دیدار، در نیمهتیرماه، دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی قرار محرمانهای تحت عنوان «تدابیر لازم در مورد سازماندهی جنبشهای جداییخواهانه در آذربایجان جنوبی و سایر شهرهای ایران» صادر کرد که در بند سوم آن سازماندهی جنبش جداییخواهانه و خودمختاری در کردستان پیشبینی شده بود.[10] باقراف ضمن وعده برای ارائه هرگونه کمک به کردها، توصیه کرد که نام کومله ژیانی کرد به حزب دموکرات تغییر یابد. استدلال باقراف برای تغییر نام این بود که «کومله در شکل کنونی خود قادر به انجام هیچ کاری نیست و با توجه به موفقیتهای دموکراسی در سطح جهان، بهویژه در ایالات متحده آمریکا، بریتانیای کبیر و اتحاد شوروی، جنبش کردها تحت لوای حزب دموکرات کردستان پیش خواهد رفت.»[11] [...]
فرمان باقراف؛ دگردیسی و استحاله سیاسی
قاضی محمد و هیئت همراه پس از بازگشت از این سفر گزارشی از ملاقات با باقراف به کمیته مرکزی کومله ژ. ک. ارائه کردند و درخواست او و یا به عبارت دقیقتر فرمان او را دائر بر تغییر نام حزب به اطلاع اعضا رساندند. اعضای کمیته مرکزی کومله. ژ. ک. که برای دریافت کمکهای وعده داده شده بیتاب بودند، «عموماً دربارهٔ تغییر نام آن حزب به حزب دموکرات توافق نظر داشتند.»[12] [...]
حزب دموکرات کردستان، به این ترتیب از بطن کومله ژ. ک. متولد شد.
چرخش بهسوی واشنگتن و استقبال از حمله نظامی
[حزب دموکرات کردستان که با وابستگی به شوروی تأسیس شده بود، مسالهاش اندیشه کمونیستی نبود، بلکه به دنبال جدایی طلبی و منفعت جویی از دشمنان ایران، حتی صدام بود. لذا با فروپاشی شوروی و پایان حکومت صدام برای انگیزههای اصلی خود دچار دگردیسی شدید سیاسی شد.][13]
آمریکا در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ به عراق حمله برد و در نیمه اول فروردین سال ۱۳۸۲ صدام حسین سقوط کرد. عبدالله حسنزاده بهرغم خرسندی از این حمله موضع محتاطانهای اتخاذ کرد. پس از پلنوم نهم که در ۳۰ فروردین ۸۲ تشکیل گردید حزب طی اطلاعیهای ضمن تجلیل و تقدیر از آمریکا، این کشور را نسبت به حمله به ایران تشویق کرد. حسن رستگار، عضو دفتر سیاسی، به عبدالله حسنزاده پیشنهاد داد که به خالد عزیزی، نماینده حزب در آمریکا، پیغام دهد تا با وزارت خارجه آمریکا تماس داشته باشد.
حسن رستگار بعدها گفت:
«زمانی که اتفاق ۱۱ سپتامبر در آمریکا به وقوع پیوست من در همان موقع فهمیدم که وضعیت و شرایط خاورمیانه و ایران دستخوش مسائلی خواهد شد و تغییر و تحولاتی در این نقطه از جهان انجام میگیرد و بعد از حمله آمریکا به عراق در مرحله بعدی هدف ایران است و آمریکا برای تحقق این امر به مساعدت و همکاری نیاز دارد و یکی از گروههای اپوزیسیون که میتواند به آمریکا کمک کند حزب میباشد.»
پیام محرمانه اشغال به واشنگتن
بر پایه این راهبرد، خالد عزیزی، نماینده حزب در آمریکا، به وزارت خارجه آن کشور اعلام کرد در صورت حمله آمریکا به ایران، حزب میتواند شهرهای کردنشین را اشغال و از آمریکا و متحدانش تقاضای کمک نماید تا آن مناطق را تحت اشغال درآورند و با اعلام منطقه پرواز ممنوع کردهای ایرانی نیز همانند کردهای عراقی سرنوشت خویش را تعیین نمایند. [...]
رویای ناکام جبهه واحد
حزب دمکرات و کومله که این بار به آمریکا امید بسته بودند و همچنان که در انتظار حمله آمریکا به ایران بهسر میبردند، «تشکیل جبهه واحد کردی» را در دستور کار خود قرار دادند. به همین منظور هیئتی از اعضای رهبری کومله به سرپرستی عبدالله مهتدی، ابوبکر مدرسی، رضا کعبی، عبدالله کهنهپوشی و انور محمدی با عبدالله حسنزاده، مصطفی هجری، حسن رستگار، علی مهرپرور، حسین مدنی و مصطفی مولودی دیدار و گفتگو کردند و در تشکیل این جبهه به توافق رسیدند. در تاریخ ۱۹ مهرماه ۸۲ در دفتر سیاسی حزب دمکرات جلسهای تشکیل شد و افراد درباره طرح ارائه شده از سوی کومله که شامل ۱۲ بند بود به بحث و گفتوگو پرداختند. [...]
همگرایی با سلطنتطلبان
صرفنظر از تلاش حزب برای وحدت با کومله، حضور آمریکا در عراق و چند دیدار مقامات حزبی با برخی از نظامیان آمریکایی، حزب را متقاعد ساخت که باید با سلطنتطلبان هم وارد گفتوگو شوند. رهبران حزب دمکرات میپنداشتند گروههای سلطنتطلب، بیش از دیگر گروهها مورد توجه آمریکا هستند. بنابراین حسنزاده میخواست نظر آنان را به حزب جلب نماید و قبل از قدرت گرفتن احتمالی آنان مسائل مربوط به خودمختاری را با آنان حلوفصل کند. در نتیجه حسنزاده راهی اروپا شد که باب مذاکره با سلطنتطلبان را بگشاید حزب در کنگره نهم تأکید کرده بود «ما مخالف همکاری و تشکیل جبهه با سلطنتطلبان هستیم.»[14] [...] اما اینک از نظر حزب دمکرات شرایط تفاوت میکرد و حزب با این پندار که سلطنتطلبان جایگزین (آلترناتیو) مطلوب و موردنظر آمریکاییها هستند و آمریکا هم حتماً به ایران حمله خواهد کرد، به صرافت تفاهم با سلطنتطلبان افتاد. اتفاقاً در همین سالها سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) متحد موسمی حزب دمکرات هم به این نتیجه رسیده بود که میتوان با سلطنتطلبان اتحاد و همکاری داشت و باز هم اتفاقاً آنها نیز با توجه به نفوذ و ارتباطات نیرومند سلطنتطلبان با محافل حاکمه در غرب به این نتیجه رسیده بودند.[15]
تشکیل جبهه واحد کردی به سرانجامی نرسید. کمی بعد عبدالله حسنزاده گفت: «فعلاً بحث از جبهه جایز نیست چون که شرایط آن فراهم نشده است.» [...]
دفاع از ابوغریب
امیدواری توهمآمیز به سیاستهای آمریکا در منطقه[16] چنان آشکار بود که یکی از گروههای رقیب با دستمایه قرار دادن شکنجه زندانیان عراقی به دست نظامیان آمریکا در زندان ابوغریب و توجیه و لاپوشانی آن از سوی سازمانهای ناسیونالیست کرد نوشت:
«در این میان موضع احزاب و جریانات ناسیونالیست ایرانی و کرد در نوع خود منحصر به فرد است. از همان روزهای آغاز زمزمه حمله به عراق وسوسه قدرت این جریانات را فرا گرفت، و در حالی که بشریت متمدن به این جنگ اعتراض داشت، اینها در مقابل صفوف مردم قرار گرفتند و امید خود را به نظامیان آدمکش آمریکایی و انگلیسی بستند، به حمایت از این جنگ برخاستند و آمریکا را ناجی مردم معرفی کردند [...] جریانات ناسیونالیست کرد در کنار شکنجهگران ایستادند.
به یاد داریم که کومله به سرکردگی عبدالله مهتدی متحد پیشین حزب کمونیست کارگری بود. آنها با هم حزب کمونیست ایران را تشکیل داده بودند؛ که مدتی بعد این حزب دستخوش انشعاب شد و اینک حزب کمونیست کارگری هشدار میدهد که سازمان عبدالله مهتدی «سازمان سیاسی نیست، باندی است دستساز و سرهمبندی شده برای ایجاد مزاحمت بر سر راه مبارزه آزادیخواهانه در کردستان. باید آنها را طرد، رسوا و منزوی کرد.»
البته صالح سرداری بار دیگر موضوع شکنجه عراقیها را در زندان ابوغریب پیش میکشد و با اشاره به مندرجات نشریه کوردستان، ارگان رسمی حزب دمکرات، مینویسد: «حزب دموکرات کردستان ایران، همه تقصیر را به گردن تعدادی از نظامیان آمریکایی انداخته و به دفاع از دولت آمریکا پرداخته است و این دفاع به گونهای است که غیر از نزدیکان بوش در آمریکا هیچکس دیگر اینچنین نوکرمنشانه از دولت آمریکا دفاع نکرده است.»[17]
امید به لشکرکشی و همصدایی با بوش
لشگرکشی آمریکا به عراق، همگرایی گروههای اپوزیسیون ایران را افزایش داد. در آستانه انتخابات دوره هفتم شورای اسلامی که قرار بود در اول اسفند ۸۲ برگزار گردد، گروههای ذیل با انتشار اطلاعیهای مشترک خواهان تحریم انتخابات شدند: ۱. حزب دمکرات؛ ۲. سازمان اتحاد فداییان خلق ایران؛ ۳. سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)؛ ۴. سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)؛ ۵. شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران؛ ۶. سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران (کومله)؛ ۷. سازمانهای جبهه ملی ایران (خارج از کشور).[18]
این گروهها گمان میکردند که پس از عراق بهزودی نوبت ایران میرسد. زیرا رئیسجمهوری آمریکا ایران را در کنار عراق جزو «محور شرارت» خوانده بود. بنابراین آنها موقتاً به یکدیگر نزدیک شدند تا شاید آمریکا آنها را بهعنوان جایگزین جمهوری اسلامی بپذیرد.
توجیه تئوریک تجزیهطلبی
تئوریپردازی برای نزدیک شدن این گروهها به یکدیگر به عهده بهزاد کریمی بود [...] . بهزاد کریمی نیازی ندید توضیح دهد «چپ سراسری» با حزبی که صریحاً و بدون پردهپوشی اعلام میکند: «حزب دمکرات کردستان ایران هیچگاه استقلال کردستان بهعنوان یکی از اشکال حق تعیین سرنوشت را نه تنها رد نکرده است بلکه از آن بهعنوان حق مسلم و مشروع ملت کرد در همه بخشهای کردستان یاد کرده است... و حق تعیین سرنوشت در همه اشکال آن منجمله کسب یکپارچگی همه بخشهای کردستان و ایجاد دولت مستقل کردی در خاورمیانه را حق مسلم ملت کرد میداند» چگونه میتواند اتحاد و همکاری داشته باشد.
از نظر بهزاد کریمی تنها گروهی که میتواند با مسئله ملی منصفانه مواجه شود «چپ»ها هستند. اما واقعیت این است که نظر این چپها در مسئله ملی مورد قبول حزب دمکرات نبود و نیست.
حزب دمکرات اخیراً به این نتیجه رسیده بود که عالیترین شکل حق تعیین سرنوشت و حل مسئله ملی، فدرالیسم است [...] . بهرغم تظاهر همه این گروهها برای همپیمانی و اتحاد عمل، آنها نمیتوانستند درباره مهمترین مسائل مورد اختلاف به توافق دست یابند. آنچه که همه این گروهها را صرفنظر از ایدئولوژی و نوع نگاه نسبت به مسئله ملی گرد هم آورده بود، حضور آمریکا در عراق بود.
[1] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹). صحیفه امام خمینی، ج۹، تهران: نشر عروج، ص۳۱۲.
[2] حسنلی، جمیل، فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان به روایت اسناد و آرشیوهای محرمانه، ص ۵۴.
[3] همان.
[4] خاطرات ایرج اسکندری، ص ۱۷۱.
[5] طبری، احسان، کژراهه، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۷، ص ۱۹۲.
[6] اسناد نهاد ریاست جمهوری.
[7] همان.
[8] همان. حسنلی، همان، ص ۵۴.
[9] اسناد نهاد ریاست جمهوری، نامه وزیر کشور به نخستوزیر به شماره ۱۹۵۶۳ / ۶۲۳۴ ن / م، به تاریخ ۶ / ۸ / ۱۳۲۴.
[10] حسنلی، همان، ص ۵۲.
[11] برزویی، مجتبی، اوضاع سیاسی کردستان، تهران، نشر فکر نو، ۱۳۷۸، ص ۳۰۲.
[12] همان، ص ۳۰۳.
[13] این فراز که داخل کروشه آمده، بخشی از متن کتاب نیست و چکیدهای از ماجرا است که در حوصله این بریده کتاب بگنجد. برای مطالعه تفصیل روابط حزب با شوروی، صدام و آمریکا به اصل کتاب مراجعه بفرمایید.
[14] اسناد کنگره نهم حزب دمکرات کردستان ایران، کمیسیون تبلیغات، بهمن ۱۳۷۰.
[15] نادری، محمود، چریکهای فدایی خلق، ج ۲، ص ۴۹۹.
[16] کوردستان، شماره ۳۸۲، به تاریخ ۱۵ /۱۱ / ۱۳۸۲.
[17] حزب دمکرات و زیگزاگهای استراتژیک، سایت حزب کمونیست ایران، کومله، ۱۵/ ۷ / ۱۳۸۳.
[18] کوردستان، شماره ۳۸۲، به تاریخ ۱۵ / ۱۱ / ۱۳۸۲.