21 شهریور 1405

چرا شیخ‌نشین‌های فقیر امارات دست‌به‌دامان ایران شدند؟


محمدعلی بهمنی قاجار

چرا شیخ‌نشین‌های فقیر امارات دست‌به‌دامان ایران شدند؟محمدرضا پهلوی و شیخ زاید در میدان آزادی

در دههٔ پنجاه خورشیدی، هم‌زمان با شکل‌گیری فدراسیون نوپای امارات متحدهٔ عربی، امیرنشین‌های حاشیه‌ای و فقیرتر که خود را از دلارهای نفتی ابوظبی محروم می‌دیدند، برای رهایی از انزوا و فقر، دست کمک به سوی تهران دراز کردند.

اسناد و مذاکرات به‌جامانده از آن دوران نشان می‌دهد که ایران وارد یک بازی ظریف دیپلماتیک شده بود؛ تلاشی پیچیده که از یک طرف به دنبال کمک به حاکمان محلی برای مهار خطر کمونیسم قرار داشت و از طرف دیگر از تضعیف اقتدار دولت مرکزی امارات پرهیز می‌کرد. آنچه در ادامه می‌آید، بازخوانی این معادلات پنهان از دل اسناد ساواک و وزارت امور خارجه است.

 

عجمان

شیخ‌نشین عجمان مناسبات دوستانه و نزدیکی با دولت ایران داشت. در هنگام آزادسازی جزایر سه‌گانه ایرانی، عجمان در عمل از دولت ایران و آزادی جزایر پشتیبانی کرد و پس از آن هم از اتخاذ هرگونه سیاست ضد ایرانی خودداری و تلاش کرد تا مناسبات دوستانه و نزدیکی با ایران برقرار نماید. در سال ۱۳۵۴ خورشیدی ولیعهد عجمان به ایران مسافرت کرد و ضمن دیدار با شاه موفق شد تا کمک‌های مالی را از دولت ایران اخذ نماید.[1]

شیخ حمد بن محمد الشرقی حاکم فجیره و خواهرزاده ولیعهد عجمان در دیداری که در آبان‌ماه ۱۳۵۴ از تهران داشت و در ملاقات ۱۵ آبان‌ماه ۱۳۵۴ با نصیری ریاست ساواک، به دیدار ولیعهد عجمان از ایران و دریافت کمک‌های مالی به وسیله وی هم اشاره کرد و تصریح داشت:

«من چون اطلاع یافته بودم که دایی‌ام حضرت شیخ حمید بن راشد النعیمی ولیعهد عجمان در شرفیابی خود به حضور اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر طرح‌های آبادانی امارتش را به عرض رساند و شاهنشاه از در لطف و عنایت کمک چشمگیری درباره اجرای طرح‌های مزبور به او فرمودند، من هم در شرفیابی خود وضع امارت فجیره و نیازمندی‌های آن را به طورکلی معروض داشتم و معظم له وعده هرگونه کمک به من دادند.»[2]

در یکی از گزارش‌های ساواک هم به دیدار شیخ حمید بن راشد النعیمی ولیعهد عجمان از تهران و کمک دولت ایران به ولیعهد عجمان اشاره شده و تصریح گردیده که شاه دستور به پرداخت ۳۲ میلیون دلار کمک به عجمان داده است. در گزارش ساواک که دربرگیرنده آگاهی‌هایی در مورد وضعیت داخلی عجمان و اقدامات جمعیت شیروخورشید سرخ در این شیخ‌نشین نیز بود، آمده است:

«امارت عجمان کوچک‌ترین امارت محسوب می‌شود و [...] به علت نداشتن منابع ثروت، فقیر و درآمد آن محدود به درآمد حاصله از صید ماهی و استخراج سنگ مرمر است و امارت شارجه از درآمد نفتی خود مبلغی به این امارت کمک می‌نماید، اما حاکم عجمان از مبلغ پرداختی راضی نیست و سهم بیشتری می‌خواهد.

جمعیت شیروخورشید سرخ ایران یک درمانگاه و یک بیمارستان ۲۵ تختخوابی در این امارت احداث نموده است. حاکم این امارت شیخ راشد بن حمید النعیمی است که به علت کبر سن، ولیعهد او شیخ حمید بن راشد در اداره حکومت نقش عمده دارد.

شیخ حمید اگرچه تحصیلات کلاسیک ندارد، ولی دارای شخصیت بوده و با مدیریت صحیح در اداره امور موفقیت به دست آورده است.

شیخ حمید در مسافرتی که به ایران نمود از حضور اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر تقاضای کمک‌های مالی برای عمران و بهبود وضع اقتصادی عجمان کرد که حسب‌الامر ذات اقدس شاهانه مقرر گردید معادل ۳۲ میلیون دلار به این امارت کمک شود.»[3]

کمک‌های دولت ایران به عجمان به مصرف اجرای برنامه‌های عمرانی این شیخ‌نشین رسید و در بهبود وضع کلی این شیخ‌نشین بسیار تأثیرگذار بود.[4]

حکومت عجمان در سال ۱۳۵۶ خورشیدی هم از ایران تقاضای کمک مالی کرد و از ایران خواست با جلوگیری از نفوذ عربستان سعودی در این شیخ‌نشین به آن کمک نماید. شاه با این درخواست کمک عجمان هم موافقت کرد و دستور داد در صورت این‌که طرح‌های عمرانی وجود داشته باشد و نماینده ایران هم دراین طرح‌ها نظارت داشته باشد، موضوع کمک مالی به عجمان مطالعه و پرداخت گردد.[5]

عجمان تنها شیخ‌نشینی نبود که از کمک‌های ایران بهره‌مند شد، بلکه حکومت فجیره هم که در رأس آن خواهرزاده ولیعهد عجمان قرار داشت از کمک‌های ایران سود سرشاری برد و از این کمک‌ها در راستای توسعه و آبادی سرزمین خود استفاده کرد.

 

فجیره

حکومت فجیره دوست و متحد نزدیک ایران در منطقه خلیج فارس بود و در جریان آزادسازی جزایر سه‌گانه ایرانی هم کاملاً با ایران همراه بود و حتی حاکم وقت فجیره تصریح کرده بود که فرزند ایران است و آنچه را ایران دوست دارد به آن علاقه‌مند و آنچه ایران دوست ندارد، من هم دوست ندارم.[6]

مناسبات دوستانه و نزدیک فجیره با ایران پس از تشکیل امارات متحده عربی هم ادامه داشت و فجیره که از سیاست‌های دولت مرکزی امارات و شخص شیخ زاید هم ناراضی و گلایه‌مند و دچار مشکلات اقتصادی زیاد و منزوی هم بود و از سویی نیاز شدیدی به توسعه داشت، تلاش کرد تا هر چه بیشتر به ایران نزدیک شده و از دولت ایران برای توسعه خود کمک دریافت نماید.

در آبان‌ماه ۱۳۵۴ شیخ حمد بن محمد الشرقی حاکم فجیره به تهران آمد و ضمن دیدار با شاه با هویدا، نخست‌وزیر و نصیری، ریاست ساواک هم ملاقات کرد. در جلسه مشترکی که میان حاکم فجیره و مشاوران وی از جمله مشاور ایرانی او هاشم بهروزیان با هویدا، نخست‌وزیر و نصیری، ریاست ساواک در ۴ آبان‌ماه ۱۳۵۵ برگزار شد، شیخ فجیره ضمن بیان شرحی از مشکلات فجیره و انتقاد از سیاست‌های دولت امارات و شخص شیخ زاید، خواستار کمک ایران به فجیره به ویژه در چهار حوزه کشاورزی، معادن، شهرسازی و توریسم گردید. نصیری و هویدا با درخواست‌های حاکم فجیره به طورکلی موافقت کردند و البته کشاورزی، معادن و شهرسازی را در اولویت توسعه دانستند. هویدا هم‌چنین تأکید کرد که دولت ایران هم به شیخ زاید توصیه خواهد کرد که به فجیره کمک بیشتری بنماید و هم خود به طور مستقیم به فجیره کمک خواهد کرد. ساواک در گزارشی به شرح دقیق جلسه مشترک حاکم فجیره با نخست‌وزیر و ریاست ساواک پرداخت. در این گزارش آمده است:

«حضرت شیخ حمد بن محمد الشرقی، حاکم فجیره پس از شام، در جلسه محرمانه‌ای با حضور جناب آقای امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر و تیمسار ارتشبد نصیری، معاون نخست‌وزیر و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور و تیمسار سرلشگر معتضد، قائم مقام رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور، سیف بن حمد الشوقی، مشاور حضرت شیخ در امور شهرداری‌ها و شهرسازی و آقای هاشم بهروزیان، مشاور حضرت شیخ چنین اظهار داشت:

هدف من از آمدن به ایران یکی بازدید مجدد کشور دوم خودم و شرفیابی حضور شاهنشاه آریامهر معظم و دیگر پیشنهاد طرح‌هایی لازم درباره امارتم فجیره و درخواست کمک‌هایی برای اجرای این طرح‌هاست. قبلاً به استحضارتان برسانم فجیره امارتی است که مشرف بر ساحل دریای عمان است. مغرب آن کوهستانی است و زمینی که میان کوهستان و دریا قرار دارد حاصلخیز و کشاورزی است و مردم این امارت همه کشاورز و فقیرند و در دهکده‌های زیادی که بر ساحل و در دامنه‌های کوهستان‌ها پراکنده است زندگی می‌کنند. مزارع و باغ‌های آنها به وسیله باران‌های شدیدی که گاهی به صورت سیل از آسمان می‌بارد مزارع را آبیاری می‌کند. غیر از باران از آب‌های جوفی (چاه‌ها) استفاده می‌نمایند. محصولات زراعی فجیره سبزیجات، گندم و جو، مرکبات، انبه و مخصوصاً توتون و تنباکو است. در کوه‌ها منگنز و سنگ سیمان به اندازه تجاری یافت می‌شود.

همان طور که گفتم مردم فجیره فقیرند و زندگی آنان خیلی ابتدایی است و چنانچه بهبودی در وضع آنها روی ندهد ممکن است وبای کمونیزم در میان آنها رخنه نماید.

متأسفانه دولت امارات متحده عرب فقط در زمینه بیمارستان و مدرسه به ما کمک می‌کند و این کافی نیست. درست است که بیمارستان برای معالجه و مدرسه به منظور بالا بردن فرهنگ لازم و خوب است، اما باید وضع زندگی مردم را درست کرد و برای آنها خانه تهیه نمود.

دولت امارات درآمد نفت را چنان که عدالت و انسانیت اقتضا می‌کند میان امارات فقیر تقسیم نمی‌کند. دولت امارات یا بهتر بگویم شیخ زاید و عقل متفکّر[7] او برای هفت امارت بودجه‌ای فقط به مبلغ ۲۰۰۰ میلیون درهم منظور کرده، در صورتی که برای امارت ابوظبی ۱۲ میلیارد درهم اختصاص داده است. هنگامی که یک عرب فجیره‌ای به دبی و یا ابوظبی می‌رود و خانه و زندگی و ماشین و زندگی پر از رفاه مردم آنجا را می‌بیند البته یک نوع ناراحتی و یأس و بدبینی به او دست می‌دهد. در ابوظبی یک بانک توسعه و در دبی یک بانک اعمار (آبادانی) برای کمک به مردم تأسیس شده است که همه‌گونه امکاناتی دراختیار آنها قرار می‌دهد. وضع امارت شارجه که از درآمد نفت و کمک ایران بهره‌مند است و همچنین ام‌القوین که از این درآمد سهمی می‌برد بد نیست. رأس‌الخیمه هم که یک منطقه کشاورزی است از کمک‌های عربستان سعودی برخوردار است. تنها امارت فجیره جمعیتی زیاد دارد و محروم است. همان طور که جناب آقای نخست‌وزیر بر سر میز شام فرمودند، ما همه مسلمانیم و باید به یکدیگر کمک کنیم. خوشبختانه ایران در این منطقه دولت بزرگ و ثروتمند است که علاوه بر آبادانی چشمگیر و پیشرفت‌هایی که در زمینه داخلی (فرهنگ، اقتصاد، عمران و...) نموده و موقعیت مهمی از نظر سیاست خارجی در جهان به دست آورده است، به بیشتر دول آفریقایی و آسیایی کمک‌های مؤثر کرده و می‌کند. من معتقدم که باید ثروت و درآمد ایران نخست برای ایران و تأمین سعادت و رفاه ملت ایران و بعد مازاد آن به لطف و مرحمت اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر به منظور کمک به همسایگان فقیر و نیازمند اختصاص داده شود تا کمونیزم نتواند از این راه رخنه کند و به عقیده من شایسته است این‌گونه کمک‌ها قبل از کشورهای دور به کشورهای همسایه و نزدیک بشود. اقدامات نظامی ایران در ظفار و سرکوب کردن ظفاریان که به تحریک کمونیزم در این منطقه آشوب برپا ساخته بودند، تنها برای تصفیه و پاک گرداندن عمان از این وبا و آلودگی نیست بلکه همه ما اطلاع داریم که هدف جلوگیری از کمونیزم و در حقیقت دفاع از منطقه است. من چنان که به اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر عرض کردم امارت من نیاز مبرمی به کمک دولت شاهنشاهی ایران دارد. ما می‌خواهیم دهکده‌های پراکنده خود را به صورت شهرهایی منظم درآوریم و این کار بودجه لازم دارد. امروزه شهرسازی و بنای خانه برای مردم پول می‌خواهد. ما از این حیث محرومیم و درآمدی نداریم که به هدف‌های خود زمینه عمران امارت فجیره می‌رسیم و اینک به شاهنشاه آریامهر و دولت شاهنشاهی متوسل هستیم که ما را جزئی از خود دانسته و در پیشبرد طرح‌هایمان به ما کمک فرمایند.

جناب آقای امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر فرموده‌اند اولاً به شما اطمینان می‌دهم که اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر نسبت به کلیه امارات خلیج فارس و به ویژه امارت فجیره و شخص شما علاقه زیادی دارند و همان طوری که مرحوم پدرتان را دوست می‌داشتند، شما را هم بسیار دوست دارند و مخصوصاً امروز به من اوامر مؤکدی صادر فرموده‌اند که در مورد امارت فجیره کمک‌های مؤثری از طرف دولت ایران بشود و ما هم اوامر شاهنشاه را اجرا خواهیم کرد.

در این هنگام تیمسار ارتشبد نصیری فرمودند: در مذاکراتی که صبح میان ما روی داد به چهار نکته مهم و اساسی اشاره شد:

۱ـ کشاورزی

۲ـ بهره‌برداری از معادن

۳ـ شهرسازی

۴ـ توریسم

و حضرت شیخ تقاضا کردند که شاهنشاه آریامهر و دولت شاهنشاهی در این سه مورد به ایشان کمک فرمایند. جناب آقای نخست‌وزیر اظهار داشتند: به عقیده من بهتر است به جای این چهار نکته به سه نکته آن پرداخت؛ یعنی کشاورزی، بهره‌برداری از معادن و شهرسازی.

اما در مورد شهرسازی، من با این نظر که دولت برای مردم خانه‌های مجهز به آب و برق و امکانات دیگر بسازد و به آنها تحویل بدهد مخالفم. باید برای مردم کار ایجاد کرد تا از محل درآمد خود با دلسوزی در زمین‌هایی که دراختیارشان گذاشته می‌شود خانه بسازند و زندگی بهتری برای خود ترتیب بدهند. اصولاً ساختن خانه و تأمین زندگی مجانی برای مردم آنها را تنبل و سست و بی‌اراده بار می‌آورد و من به شما نصیحت می‌کنم که بکوشید برای مردم کار فراهم سازید تا در نتیجه کار و فعالیت هم در سازندگی امارت سهیم شوند و هم زندگی بهتری برای خویشتن تأمین کنند. با همه اینها من در اجرای فرمایش اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر معظم درباره کمک به امارت فجیره دو راه پیش می‌گیرم:

۱ـ مطرح نمودن این موضوع با شیخ زاید که به زودی به ایران خواهد آمد و وادار ساختن او به بذل توجه و اهتمام بیشتر به امارت فجیره

۲ـ فرستادن یک هیئت از ایران برای بررسی اوضاع کشاورزی، معادن و شهرسازی در فجیره.

این هیئت به زودی به فجیره خواهد آمد و با راهنمایی‌ها و ارشادهای شما در این سه مورد به دقت بررسی خواهد کرد، سپس گزارش جامع و دقیقی تهیه خواهد نمود و من با مقامات مربوط پیرامون این گزارش‌ها بررسی کرده نتیجه را با نتیجه مذاکرات خود با شیخ زاید به عرض اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر خواهم رساند تا هر چه معظم‌له دستور فرموده‌اند فوراً اجرا شود. من از تیمسار ارتشبد نصیری مخصوصاً خواهش می‌کنم که کار فرستادن هیئت ایرانی به امارت فجیره را مستقیماً زیر نظر خودشان بگیرند، زیرا ایشان کاملاً به وضع امارات اطلاع و با شما و سایر حضرات شیوخ آشنایی دارند. باز هم در پایان سخنان خود به شما اطمینان می‌دهم که اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر معظم همانطور که مرحوم پدرتان را بسیار دوست می‌داشتند، شما را هم خیلی دوست دارند و مانند فرزند خودشان لطف و عطوفت خاص به حضرتتان دارند و خاطر آسوده داشته باشید که به زودی همه چیز بر وفق مرادتان انجام خواهد گرفت.»[8]

حاکم فجیره در فردای جلسه مشترک با نخست‌وزیر ایران و نصیری ریاست ساواک ملاحظاتی خصوصی با نصیری داشت. وی در این دیدار از رئیس ساواک خواست تا دولت ایران موضوع کمک به فجیره را با شیخ زاید در میان نگذارد و بدون آگاهی ابوظبی به حکومت فجیره کمک نماید. شیخ حمد الشرقی هم‌چنین هاشم بهروزیان را هم به عنوان رابط مخصوص میان خود و دولت ایران معین کرد و قرار شد تا وی طرح‌های مورد نیاز حکومت فجیره را به همراه هزینه‌هایش تهیه و برآورد کرده و به دولت ایران ارائه دهد.

ساواک در گزارشی از ملاقات ۱۵ آبان‌ماه ۱۳۵۴ به اظهارات حاکم فجیره اشاره کرده است. شیخ حمد الشرقی حاکم فجیره در این دیدار گفت:

«خواستم این نکته را به استحضار جنابعالی برسانم که چون شیخ زاید آدم حساس و در عین حال کوته‌بینی است و مخصوصاً اطرافیانش مانند احمد سویدی وغیره چندان حسن نیت ندارند، لذا اگر این موضوع را با او در میان بگذارید بی‌درنگ اندیشه دیگری در ذهنش دور می‌زند و آن را حمل بر شکایت من از خود در پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر می‌نماید و احتمال آن می‌رود که مشکلاتی برایم به بار آید، بنابراین تقاضا دارم که هرگز پیرامون این موضوع با او سخن در میان نگذارید و چنانچه موافقت می‌فرمایید ما به فجیره رفته و طرح‌های چهارگانه خود را با تعیین هزینه اجرای هریک تهیه و در اسرع اوقات توسط آقای هاشم بهروزیان حضور جنابعالی ارسال داریم تا هر تصمیمی که از طرف اعلیحضرت همایون شاهنشاه گرفته می‌شود به مرحله اجرا درآید.»[9]

نصیری در پاسخ به حاکم فجیره با درخواست‌های وی موافقت کرد و گفت:

«بسیار خوب همین کار را بکنید و ما منتظر رسیدن طرح‌ها و هزینه‌های مربوط به آن‌ها هستیم.»[10]

در پایان گزارش از ملاقات نصیری و حاکم فجیره هم آمده است:

«قرار شد که آقای هاشم بهروزیان طرح‌های مزبور را با هزینه‌های منظور از حضرت شیخ دریافت کند و به ایران بیاورد.»[11]

کمک‌های مالی ایران به عجمان و فجیره بازتاب مثبتی در میان شیخ‌نشین‌ها داشت و ام‌القوین هم خواستار کمک گرفتن از ایران گردید.

 

ام‌القوین

ام‌القوین هم یکی از شیخ‌نشین‌هایی بود که مناسباتی دوستانه و نزدیک با دولت ایران داشت. امارت ام‌القوین از نظر اقتصادی فقیر و نیاز شدیدی به توسعه داشت، ولی دولت مرکزی امارات و شخص شیخ زاید رئیس امارات کمک‌های چندانی به ام‌القوین نمی‌کردند و همین موضوع حکومت ام‌القوین را ترغیب به درخواست کمک از ایران می‌کرد.

در دی‌ماه ۱۳۵۶ شیخ راشد بن احمد امعلا ولیعهد ام‌القوین با ابراهیم تیموری سفیر ایران در امارات دیدار و ضمن اشاره به عدم حمایت ابوظبی و شارجه از ام‌القوین، خواستار کمک ایران به این شیخ‌نشین شد.

در گزارش وزارت امور خارجه درباره اظهارات ولیعهد ام‌القوین آمده است:

«۱ـ دو سال است شیخ زاید رئیس دولت امارات عربی متحده به ام‌القوین کمک نمی‌کند زیرا شرط کرده است در صورتی نیازمندی‌های آن امارت را برآورده خواهند کرد که در امور داخلی نظیر پلیس محلی دخالت داشته باشند.

۲ـ در گذشته امارت شارجه هر سه ماه دوازده میلیون دلار بابت سهمیه نفت به ام‌القوین پرداخت می‌کرد، ولی اخیراً به بهانه کاهش تولید نفت، این مبلغ را به هفت میلیون و یکصد و پنجاه هزار دلار تنزل داده و استدعا کرده از طریق سفیر شاهنشاه آریامهر به حاکم شارجه توصیه شود که مثل سابق به کمک مالی ادامه دهد.

۳ـ طرح‌هایی برای عمران و آبادی ام‌القوین از قبیل تأمین آب و برق امارت مزبور و نوسازی و شهرسازی و غیره تهیه کرده و نامه‌ای به زبان‌های انگلیسی و عربی از طرف حاکم شارجه جناب آقای تیموری سفیر شاهنشاه آریامهر در ابوظبی در همین زمینه ارسال شده [است].»[12]

درخواست‌های حاکم ام‌القوین به آگاهی شاه رسانیده شد و وی به جمشید آموزگار، نخست‌وزیر دستور داد تا موضوع را مطالعه کند. نخست‌وزیر هم موضوع را به شورای خلیج‌فارس وزارت امور خارجه ارجاع داد. پس از بررسی این شورا، عباسعلی خلعتبری، وزیر امور خارجه طی گزارشی با کمک به ام‌القوین موافقت کرد، ولی این موضوع را منوط به رضایت شیخ زاید رئیس امارات دانست. در گزارش خلعتبری که به تاریخ ۱۸ دی‌ماه ۱۳۵۶ است نوشته شده است:

«چنان که استحضار دارند مشابه تقاضای فوق از امارات فجیره و عجمان نیز رسیده و حکام مذکور به سفیر شاهنشاه آریامهر یادآور شده‌اند، چون نمی‌خواهند نظیر رأس‌الخیمه زیر نفوذ عربستان سعودی قرار گیرند تقاضا دارند دولت شاهنشاهی به درخواست آنان جواب مثبت دهد و اوامر مطاع مبارک همایونی در هر مورد صادر گردیده در صورتی که طرح‌های عمرانی داشته باشند و نماینده ایران در هیئت امنا عضویت پیدا کند، موضوع کمک مالی به امارات مطالعه و پرداخت خواهد شد.

از جانب دیگر، شیخ زاید، رئیس دولت امارات عربی متحده کراراً از سفیر شاهنشاه آریامهر تقاضا کرده است نظر به این‌که امارات هفت‌گانه تابع دولت مرکزی هستند، این قبیل درخواست آنان به اطلاع برسد، لذا پیشنهاد می‌نماید در صورتی که ذات مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر تصویب فرمایند، با توجه به جهات سیاسی به سفیر شاهنشاه آریامهر در ابوظبی دستور داده شود با شیخ زاید ملاقات کند و به نحوی که دخالت در امر داخلی آنان تلقی نشود، مطالبی راجع به علائق مشترک در کشور و تمایل ایران با توجه به سابقه کمک‌هایی که در گذشته به بعضی از حکمرانان امارات عضو اتحادیه به منظور پیشرفت اقتصادی آنان که به نفع غایی اتحادیه بوده است، نموده، عنوان نماید و به رئیس دولت امارات عربی متحده یادآوری کند برای این‌که عناصر خارجی حادثه‌جو بهانه‌ای برای کمک رساندن به این شیوخ که درآمد کافی ندارند پیدا نکنند و خدای ناخواسته مخاطره‌ای برای دولت مرکزی امارات فراهم سازند، به نظر دولت شاهنشاهی با توجه به جمیع جهات به مصلحت است موضوع کمک‌هایی که دولت ایران مایل باشد به آنان بنماید، قبلاً به اطلاع و تبادل‌نظر بین نمایندگان دو کشور انجام پذیرد و از دوباره‌کاری و حیف و میل احتمالی احتراز شود. سفیر شاهنشاه آریامهر ضمناً اضافه خواهند نمود بدون شک در نتیجه این همکاری نزدیک احتیاجات اساسی مناطق محتاج رفع گردیده و از نفوذ کمونیزم و افکار مضر و مخرب دیگر که از منابع بدخواه امارات عربی متحده ناشی می‌گردد به نحو مؤثری جلوگیری به عمل خواهد آمد و اتفاقاتی نظیر شورش ظفار در این منطقه روی نخواهد داد.»[13]

به دنبال گزارش وزیر امور خارجه، سفیر ایران در ابوظبی با شیخ زاید دیدار و موضوع درخواست کمک ولیعهد ام‌القوین را با وی در میان گذاشت. شیخ زاید ضمن انتقاد شدید از حکومت ام‌القوین از دولت ایران خواست تا به این شیخ‌نشین کمک ننماید. نتیجه مذاکره سفیر ایران با شیخ زاید به آگاهی شاه رسانده شد و وی با همراهی نسبت به درخواست شیخ زاید دستور داد که بهتر است از کمک خودداری کنیم. خلعتبری، وزیر امور خارجه در گزارشی به آموزگار، نخست‌وزیر ضمن اشاره به دیدار سفیر ایران با شیخ زاید و دستوری که شاه متعاقب این دیدار صادر کرده بود، نتیجه‌گیری کرد که موضوع کمک به ام‌القوین منتفی است. در گزارش وزیر امور خارجه ابراز شده است:

«جناب آقای تیموری سفیر شاهنشاه آریامهر در ابوظبی با شیخ زاید، رئیس دولت امارات عربی متحده ملاقات و موضوع کمک به امارت ام‌القوین و سایر امارات کم‌درآمد را در میان نهاده و اظهار کردند با توجه به سوابق دوستی این امارات با دولت شاهنشاهی از یک طرف ما نمی‌دانیم درخواست آنها را نادیده بگیریم و از طرف دیگر چون سیاست دولت شاهنشاهی تحکیم و تقویت دولت فدرال است، نمی‌خواهیم این کمک‌ها بدون نظر دولت مرکزی باشد و نظر مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر بر آن است که برای جلوگیری از نفوذ افراد مضر و مخرب و حفظ صلح و ثبات منطقه حتی‌الامکان کمک‌هایی به این امارات بشود.

شیخ زاید پاسخ داده است شخصاً از درآمد اختصاص خودم به ام‌القوین و عجمان و فجیره کمک کرده‌ام و علاوه بر آن برای مثال در سال گذشته ده میلیارد درهم به امارت مذکور جداگانه کمک شده و اعتباراتی در بودجه امارات نیز به طورکلی منظور گردیده است.

[شیخ زاید] ضمن اظهار نارضایتی یادآور شده است که ولیعهد ام‌القوین پول‌های خود را در بانک‌های انگلیسی و سوئیسی می‌گذارد و غیر از تشکیل ارتش بی‌فایده از اتباع هند و پاکستان برای امارت خود عمل اساسی انجام نداده است. شیخ زاید اظهار کرده این امارات از لحاظ حقوقی جزو امارات عربی متحده هستند و چنانچه دولت شاهنشاهی و یا عربستان سعودی به آنان کمک نمایند، دستشان را به سوی کشورهای دیگر نظیر عراق دراز خواهند کرد که به مصلحت نیست و احتمالاً راه برای دخالت کشورهایی مثل آمریکا و شوروی و غیر آن باز می‌شود.

مراتب از شرف عرض پیشگاه مبارک ملوکانه گذشت، امر مقرر فرمودند

ما هم بهتر است از کمک خودداری کنیم.

در امتثال اوامر مطاع مبارک همایونی به سفیر شاهنشاه آریامهر در ابوظبی دستور داده شد در هر مورد که حکام امارات تقاضای کمک را مطرح نمودند، به نحو مقتضی پاسخ بدهند و موضوع را نیز در فرصت مناسب به شیخ زاید تفهیم کنند.»[14]

بدین ترتیب با مخالفت شیخ زاید موضوع کمک مالی ایران به ام‌القوین منتفی شد و این در حالی بود که دولت ایران آمادگی کمک به این شیخ‌نشین را داشت و تنها به خاطر مخالفت شیخ زاید و در راستای احترام به اتحاد امارات بود که دولت ایران از اعطاء کمک مالی به ام‌القوین خودداری کرد.

در مجموع دولت ایران مساعدت‌های مالی و فنی ارزنده‌ای به شیخ‌نشین‌های توسعه‌نیافته و کم‌درآمد داشت و به این امارت‌های دچار مشکلات اقتصادی که با سیاست‌های شیخ زاید در عمل از امارات طرد شده و منزوی گردیده بودند، در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی یاری رساند که همین کمک‌های ایران منجر به کاهش شکاف‌های داخلی در درون امارات گردید و در راستای انسجام و اتحاد امارات تأثیرگذار بود. دولت ایران کمک‌های شایان توجهی به عجمان و فجیره کرد و آمادگی کمک به ام‌القوین هم داشت و این همه نشانه‌ای از دوستی و نزدیکی ایران با امیرنشین‌های جنوب خلیج فارس و اتکاء این امیرنشین‌ها به ایران بود و پیامد چنین دوستی هم فراهم شدن زمینه‌های لازم برای تأمین ثبات در امارات و توسعه این کشور بود.

 

[1] اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، اسناد جزایر سه‌گانه، پـ ۱۰۲/۴/۳، ص ۲۴.

[2] همان، پـ ۲/۴/۲، ص ۷.

[3] همان، پـ ۱۰۲/۴/۳، ص ۲۴.

[4] همان.

[5] همان، پـ ۶/۵/۴، ص ۱۱.

[6] همان، پـ ۱/۶/۴، ص ۲۲.

[7] منظور احمد السویدی وزیر امور خارجه و مشاور نزدیک شیخ زاید است.

[8] همان، پـ ۲/۴/۲، صص ۲۵ـ۱۸.

[9] همان، ص ۷.

[10] همان، ص ۸.

[11] همان

[12] همان، پـ ۶/۵/۴، ص ۱۰.

[13] همان، صص ۱۱ و ۱۲.

[14] همان، صص ۷ و ۸.