29 فروردین 1405

استخراج تاریخ دقیق تولد شهید امام خامنه‌ای

روزی که باید به تقویم اضافه شود


روزی که باید به تقویم اضافه شود

ساعت نزدیک ۱۱ است و مدیران مرکز آمار ایران در اتاق جلسات در انتظار رهبر انقلاب جمع شده‌اند؛ ۲۵ آقا و ۷ خانم. دکتر عادل‌آذر، رئیس مرکز آمار هم پشت میکروفون نشسته و از تمرکز کردنش می‌توان حدس زد که دارد حرف‌هایش را توی ذهن مرور می‌کند. سکوت محض بر اتاق حاکم است. چند دقیقه از ۱۱ گذشته که با ورود صاحبخانه به اتاق، عادل‌آذر از طرف جمع به استقبال می‌رود. بعد از سلام و علیک ابتدایی، همه می‌نشینند و جلسه با سؤال آقا شروع می‌شود: «این لباس مخصوص آمارگیرهاست؟» اشارۀ رهبر به لباس فرمی است که بیشتر آقایان حاضر در جلسه بر تن کرده‌اند. رئیس مرکز آمار جواب مثبت می‌دهد و صحبت‌هایش را شروع می‌کند.

حرف‌های دکتر عادل‌آذر، با یک درخواست به پایان می‌رسد: «به مردم توصیه کنید با ما همکاری کنند و به صداوسیما بگویید اهمیت کار و نیاز به آن را برای مردم تشریح کند.»

آیت‌الله در سخنانش به این خواسته اشاره می‌کند و بعد از تأکید بر اینکه « همۀ انواع برنامه‌ریزی، متوقف به آمار است.»‌ از مردم می‌خواهد همکاری کنند و اضافه می‌کند: «در همۀ بخش‌هایی که سؤال می‌شود، پاسخ‌ها باید دقیق و درست باشد.»

صحبت‌های آقا که تمام می‌شود، رئیس مرکز آمار اجازه می‌گیرد تا فرم سرشماری مربوط به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را پر کند. رهبر هم از او می‌پرسند: «کارت شناسایی هم که آوردید؟» و با خنده‌ی حضار و پاسخ مثبت عادل‌آذر، سرشماری آغاز می‌شود. اولین سؤال: نام و نام خانوادگی؟

- سید علی حسینی خامنه‌ای.

جمعیت صلوات می‌فرستد. سؤال دوم، تاریخ تولد است.

- تیرماه ۱۳۱۸. البته این در شناسنامه است. ظاهراً تاریخ صحیح باید فروردین‌ماه باشد.

جمعیت مجدد صلوات می‌فرستد. قبل از این که عادل‌آذر به سؤال بعدی برسد، آقا می‌گوید: «نمی‌شود که با هر سؤال یک صلوات بفرستید.»

عادل‌آذر از نحوه‌ی تصرف منزل می‌پرسد: «ملکی؟ استیجاری؟ در برابر خدمت؟»

- منزل ما سازمانی است.

گوش همه تیز شده که از سایر اطلاعات رهبر هم با خبر شوند که مأمور سرشماری می‌گوید بقیه‌ی سؤال‌ها باشد برای بعد، چون باید اعضای خانوار فهرست شوند. اما انگار آقا خیالشان از همه‌ی اطلاعاتی که می‌خواهند بدهند، راحت است: «ما اعضایی نداریم. فقط ۲ نفریم. کارت ملی خودم را هم آورده‌ام.» لبخند روی لب میهمانان می‌نشیند و همه مجدد آمادۀ ضبط اطلاعات نفوس و مسکن رهبر می‌شوند. اما عادل آذر که در قالب مأمور سرشماری فرورفته، حفظ اسرار مراجعه شونده را لازم می‌داند و اضافه می‌کند این کار حدود ۲۰ دقیقه وقت می‌گیرد. وقت نماز نزدیک است و او کار را به بعد موکول می‌کند.[1]

اما اینجا رازی برملا می‌شود؛ سالها بود که موضوع روز تولد رهبر، برای بسیاری معما بود.  حتی مردادماه سال ۱۳۸۶ بود که روزنامۀ کیهان نوشت از مدتی پیش روز ۲۴ تیرماه شماری از ارادتمندان رهبر انقلاب فرارسیدن این روز را به عنوان روز تولد رهبری به یکدیگر تبریک می‌گویند و امسال در تفاوتی با گذشته علاوه بر ارسال شاخه‌های گل، کارت تبریک، پخش شربت و شیرینی، تهنیت از طریق پیام‌های تلفنی و... برخی از روزنامه‌ها نیز، ستون و صفحه و یادداشت به این روز اختصاص دادند. چند سال پیش وقتی برای اولین بار سبدهای گل و نامه‌های تبریک میلاد به ایشان رسید، در چند کلمه خطاب به یکی از نزدیکان خویش نوشته بودند: «اولاً، مولود این حقیر در تیرماه نیست و ثانیاً؛ من و روز تولدم ارزش این محبت‌ها را نداریم و این‌ها موجب شرمندگی من است، در عین حال لازم است از همۀ آنها تشکر شود.»

پیشتر هم شنیده بودم که امام خامنه‌ای تاریخ تولدی که برایشان نقل می‌شود را نادرست خوانده بودند، اما در شناسنامۀ ایشان همان تاریخ قید شده بود. در همان گزارش سه سال پیش کیهان، به اعتراض ایشان به برگزاری جشنی به مناسبت میلاد ایشان در یکی از استان‌ها اشاره شده بود و اینکه معظم‌له در حاشیۀ برگه‌ای که حاوی آن خبر بود نوشته‌اند: «این کار غلط است، این تولد و امثال آن هیچ جشنی ندارد، برگزارکنندگان مسئول وقت و عمر و اموالی هستند که در این کار صرف و ضایع می‌شود. من از کسی که برای تولد من جشن می‌گیرد به هیچ وجه متشکر نمی‌شوم و او را مسئول زیان‌های این کار هم می‌شناسم.»

این اعتراض ایشان اما به برگزاری جشن بوده است و این منعی بر شناخت دقیق تاریخ تولدشان ندارد. چه آنکه امام خامنه‌ای خود در بیانات در دیدار اعضای همایش مرحوم حاج آقا نوراللَّه اصفهانی در سال ۱۳۸۴ نسبت به اهمال در ثبت تاریخ شخصیت‌های برجسته معترض بوده‌اند و فرموده بودند: «[غربی‌ها] سعی می‌کنند این شخصیت‌ها را از لابه‌لای انبوه چهره‌های شناخته و ناشناختۀ تاریخ منضبط بیرون بکشند و [...] به آنها افتخار کنند. البته این کارها واقعاً هم تأثیر دارد؛ [...] ما شخصیت‌های برجستۀ‌مان را البته می‌شناسیم، ولی تاریخ وفات خیلی‌هایشان را هم حتی نمی‌دانیم، چه برسد به تاریخ تولدشان [...] این، نشان‌دهندۀ این است که ما به شناسایی و پرداخت چهرۀ شخصیت‌های تاریخی خودمان و تحلیل این چهره‌ها بها نداده‌ایم و این به ضرر ما تمام می‌شود.»[2]

۲۵ سال قبل هم در دیدار با اعضای «گروه تاریخ» رادیو با اشاره به اینکه در گذشته من دیده بودم که از هر ده پدیدۀ تاریخی، نُه موردش مربوط به اروپا و آمریکا بود؛ نه این‌که مربوط به ایران نبود، اصلاً متعلق به دنیای اسلام نبود، فرموده بودند: «آنچه را که مربوط به میهنمان است، یا مربوط به دنیای اسلام و مسائل اسلامی است، باید ریز و درشتش را جمع کنیم و بیان نماییم. به نظر من فرقی هم نمی‌کند؛ حتی تاریخ تولد آدمی که برای خودش شخصیتی بوده، سرداری بوده، یا نویسندۀ کتابی بوده، بیاید، تاریخ وفاتش بیاید، حتی تاریخ ازدواجش هم بیاید.» این موضوع از منظر ایشان به قدری مهم بوده که در ادامه اشاره می‌کنند که خود وارد عمل شده‌اند: «به ذهنم رسیده که گاهی اوقات در کتاب‌هایی که می‌خوانم، اگر در جایی تاریخ روز دیدم، حاشیۀ آن را علامت بزنم؛ در خیلی از کتاب‌ها این کار را کرده‌ام.»[3]

وقتی رهبر یک کشور برای جبران خلأ تاریخ‌نگاری، خود دست به کار می‌شود و چنین به تدوین تاریخ تولد و وفات و ... چهره‌های سرشناس آن اهتمام دارد، آیا به جا نیست ما نیز حداقل در تعیین تاریخ تولد نائب امام زمانمان دقت نماییم؟ اگر ایشان برای پرهیز از اسراف از یک سو و به جهت ورع و تقوایشان به برگزاری جشن برای تولدشان و ارسال سبد گل معترض بوده‌اند، آیا باید به بهانۀ این دستور ایشان، در بازشناخت رهبرمان نیز در چنین مناسبت‌هایی و معرفی ایشان که بخشی درخشان در تاریخ ایران و اسلام است، کوتاهی کنیم؟

چند سال بعد، با ترجمۀ مصاحبه‌های عربی ایشان که به شکل کتابی منتشر شد، جزئیات بیشتری آشکار گشت: «زادروز من، بیست و هشتم ماه صفر سال ۱۳۵۸ هـ.ق (فروردین ۱۳۱۸ هـ.ش) است. خانه‌ای که در آن به دنیا آمدم، خانه‌ای کوچک و ساده بود که دو اتاق داشت؛ یک اتاق در طبقۀ بالا مخصوص پدر و مادرم و فرزندان کوچکشان بود، در طبقۀ پایین هم اتاقی برای خواهرانمان بود که مادرشان پیش از ازدواج پدرم با مادرم از دنیا رفته بود.»

این تاریخ را اولین بار، هدایت‌الله بهبودی در کتاب «شرح اسم» با دقت استخراج کرده و نوشته بود: «آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای، چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۱۸، مصادف با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ در مشهد مقدس به دنیا آمد. در خانه‌ای محقر، در حوالی بازار سرشور، کوچه‌ی حوض نصرت‌الملک.» آن خانه آنقدر کوچک بود که او در دیدار با گروهی از نوجوانان درباره خاطره بازی در کودکی گفته بود: «در کوچه بازى مى‌کردیم؛ چون در خانه جاى بازى نداشتیم.»[4] خانه‌ای که  سنگ بنای تربیت رهبر حکیم آنقلاب در آن کاشانک هفتاد متری گذاشته شده بود.


[1] بیانات و حاشیه‌های دیدار با اعضای ستاد سرشماری نفوس و مسکن، ۲ / ۸ / ۱۳۹۰

[2] بیانات در دیدار اعضای همایش مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی، ۱۵ / ۵ / ۱۳۸۴

[3] بیانات در دیدار با اعضای «گروه تاریخ» صدای جمهوری اسلامی ایران، ۸ / ۱۱ / ۱۳۷۰

[4] گفت و شنود با گروهى از جوانان و نوجوان برنامۀ نیمرخ، ۱۴ / ۱۱ / ۱۳۷۶