06 تیر 1400

شرفیابی دندانساز سوییسی برای کشیدن دندان شاه

بخشی از خاطرات اسدالله اعلم


سال چهل و هشت – صفحه 209
سه شنبه13/3/48
دندانساز شاهنشاه را از سوییس خواسته بودم، دیشب آمد.صبح با تلفن فرمودند به تشریفات بگو شرفیابی های امروز موقوف است  . صبح داندنساز در آتلیه کاخ نیاوران شرفیاب شد. من طبق معمول خیال می کردم یک یا دو ساعتی طول می کشد. شاهنشاه بعد از نیم ساعت، خیلی سرحال بیرون آمدند و مرا برای کارها احضار کردند. خیلی تعجب کردم، پرسیدم چه طور امروز به این زودی کار را تمام کردند. فرمودند، « دندانم را کشیدم. دیگر به درد نمی خورد... حالا کارهای عقب افتاده ات را می توانی بگویی.» دو ساعت شرفیاب بودم. در این ضمن شهبانو هم تشریف آوردند و پهلوی دفتر شاهنشاه به دندانسازی رفتند یک ساعت طول کشید، وقتی برگشتند، باز هم من بودم. با تعجب فرمودند، « این همه شرفیابی» عرض کردم، « کار زیاد است چه باید کرد؟ » بعد قدری با شاهنشاه صحبت کردند و از جمله فرمودند، « دیشب خواب دیدم بچه چهارمی دارم و پسر است خیلی خوشحال شدم.» شاهنشاه فرمودند، « شما که دختر می خواستی » گفتند، « ولی در خواب از پسر خوشحال شدم. » بعد تشریف بردند ...


کتاب یادداشت های اعلم - صفحه 209
شرفیابی دندانساز سوییسی برای کشیدن دندان شاه