10 دی 1400

عکس غیر اخلاقی ساواک از عامل فساد فرح پهلوی


 عکس غیر اخلاقی ساواک از عامل فساد فرح پهلوی

 درباره رجال و زنان مرتبط با دربار پهلوی چه درباره ی پهلوی اول و چه دوم مطالب مختلفی منتشر شده است که در اکثر موارد جنس این گزارش ها سیاسی است و البته افرادی هم که در این گزارش ها معرفی می شوند یا سیاسی هستند یا اشاره ها به عملکرد سیاسی آنها است. لیلی امیرارجمند ندیمه فرح دیبا یا پهلوی زنی است که از دوران تحصیل فرح دیبا در فرانسه با او آشنایی و دوستی نزدیک داشته و حتی در بسیاری از عقاید حال و هوایی مشترک با او داشته است که از این میان می توان گرایش هر دو را به مارکسیسم و چپ گرایی اشاره کرد.

 امیر ارجمند در خلقیات نیز شباهات فراوانی با دوست قدرتمندش داشت. اما از این موارد که بگذریم امیر ارجمند اصلی ترین محور فعالیت های فرهنگی دفتر فرح است که در دهه های چهل و پنجاه به اوج خود رسید که از مهم ترین آنها راه اندازی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان با راهبری امیرارجمند بوده است.

 چندی پیش گزارشی از اسناد ساواک و تحلیل این اسناد درباره لیلی امیر ارجمند یا جهان آرا در اینجا منتشر شد که برگرفته از جلد دوم ظهور و سقوط حکومت پهلوی بود. انتشار این اسناد موجب شد برخی فعالان رسانه که از جنبه هایی خاص به موضوع گرایش دارند به انتشار تحلیل این اسناد اعتراضاتی داشته باشند که البته این اعتراضات بیشتر ناظر به عدم وقوف و اشراف این فعالان به تاریخ معاصر ایران خصوصا عصر پهلوی دوم داشته است.

 اگر چه در این اسناد اشاره ی چندانی به جزئیات ماجرا ها نشده است با این حال از مخاطبان عزیز به جهت صراحت برخی نقل قول ها عذرخواهی می کنیم. آنچه می خوانید اشاراتی است به چهره ی برخی نقش آفرینان سعدآباد و نیاوران که چهره‌شان پس از گذشت قریب به چهار دهه از انقلاب همچنان در غباری از ابهام نامکشوف مانده است.

 اگر چه این گزارش شاید کمکی به تحلیل و بررسی نقش فرهنگی شخصیت هایی مانند امیر ارجمند و دوستانش نمی کند اما به عنوان قدم های اول پرداختن به اسنادی این چنینی که در میان کتاب هایی نظیر ” زنان دربار به روایت اسناد ساواک” محبوس مانده است مفید فایده خواهد بود.

جاسوسی

 استفاده از زنان جهت جاسوسی، سابقه دیرینه ای در جهان دارد و اکنون نیز در سازمان های جاسوسی جهان به ویژه سازمان های سیا، موساد، و… کاربرد گسترده ای دارد ولی اینکه زنی جهت انجام فعالیت های جاسوسی از یک کشور برای کشور ثالثی نسبت به کسب اطلاعات مبادرت ورزیده و در این راستا حاضر به خود فروشی و برقراری روبط جنسی گسترده با اتباع بیگانه بشود در نوع خود کم نظیر است.

 ماجرای جاسوسی کردن خانم ارجمند برای دستگاهای اطلاعاتی غرب و اخذ اطلاعات از عناصر سیاسی و اطلاعاتی بلوک شرق نیز، خارج از مقوله فوق نیست.

 اسناد موجود، بیانگر ارتباطات مرموزی بین خانم ارجمند با افسران اطلاعاتی بلوک شرق است. بر اساس اطلاعات فنی و انسانی اداره کل هشتم ساواک (ضد جاسوسی) این ارتباطات تا روابط جنسی نیز گسترش یافته بود.

ساواک گزارشی را از این ارتباطات به اطلاع محمد رضا پهلوی رسانیده و خواستار بهره گیری از او به عنوان منبع خود شده بود، بر خلاف انتظار، محمد رضا پهلوی با پیشنهاد ساواک موافقت نکرد و ساواک نیز از سال 1352 کنترل خود را بر روی او قطع کرد.

 بسیار روشن است که اطلاعات مرموز از سوی یکی از نزدیکترین افراد وابسته به دربار پهلوی، نمی تواند طبیعی باشد و قاعدتاً باید آنرا به عملیات سیا، MI6 یا موساد منتسب ساخت و ظاهراً  به همین دلیل نیز محمد رضا پهلوی، مانع دخالت ساواک در این ماجرا شد.

گرچه، روشن نیست که لیلی جها آرا فعالیت خود را برای سرویس های اطلاعاتی غرب، چگونه و از چه زمانی شروع کرده است؟ ولی احتمالاً وی به همراه فرح در زمان تحصیل در فرانسه نیز، چنین کارکردی داشته است. با توجه به نقشی که اردشیر زاهدی، در ازدواج فرح دیبا با محمد رضا پهلوی ایفا کرد و با توجه به ارزیابی بسیار مثبت «آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا» (سیا) از فرح دیبا و جایگاهی که این سرویس برای فرح پس از فوت شاه باز کرده بود. این ظن قویتر می شود که ارتباط فوق با سرویس اطلاعاتی آمریکا بوده است.

 ارتشبد فردوست، بعید نمی داند در زمانی که لیلی جهان آراء در سال 1342 جهت پایان نامه تحصیلی خود، مدتی را در آمریکا گذارند، توسط سیا، یا MI6 و یا حتی موساد، صید شده و به عملیات جاسوسی برای غرب پرداخته باشد. هنچنین خانم ارجمند ارتباطات مشکوکی با عناصر سفارت هایی مجارستان، چکسلواکی، روسیه و … برقرار کرده بود. اسناد و گزارش های ساواک در این خصوص بیانگر ارتباط بسیار نزدیک خانم ارجمند با عناصر فوق از جمله«کارولی هاکلر» کاردار و عضو اطلاعاتی سفارت مجارستان، یر هگر دبیر دوم سفارت چکسلواکی واتوفولترا جانشین یری هگر و استراگا سفیر چکسلواکی و … می باشد.

 «کارولی هاکلر» کاردار سفارت مجارستان و عضو حزب کمونیست و افسر سرویس اطلاعاتی مجارستان که از زمان ورود به ایران با افسران اطلاعای شناخته شده(ک.جی.بی) سفارت شوروی همکاری نزدیک داشت. «هاکلر» در زمانی که در واشنگتن بوده به علت تردد به مناطق ممنوعه  نظامی و پایگاه های موشکی مورد ظن واقع شده و همچنین در زمان خدمت در کپنهاگ(دانمارک) به علت تشویق افراد به ترک تابعیت و مهاجرت به مجارستان از کشور اخراج گردیده است.  طبق اظهار نظر کلی از پناهندگان مجارستان به آمریکا، وی یکی از افسران اطلاعاتی سازمان اطلاعات مجارستان بوده است.

 هاکلر، همواره می کوشید تا به نحوی با شخصیت های کشوری که با دربار ارتباط دارند، دوستی برقرار نموده تا بتوانداز طریق آنها به دربار نفوذ نماید و خانم لیلی ارجمند نیز یکی از افراد مورد نظر وی بوده است. بر این اساس، عناصر ساواک در ساعت 16:30 روز چهارشنبه مورخ  1347/7/24 در محل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با لیلی ارجمند ملاقات نموده و از ویر در مورد چگونگی آشنایی با هالکر، کاردار سفارت مجارستان سئوالاتی کرده و خواستار همکاری وی با ساواک در خصوص شناسایی اهداف هاکلرمی شود. خانم ارجمند نیز در پاسخ می گوید:

 «من کارولی هاکلر را از سال گذشته در فستیوال فیلم های کودکان می شناسم و یک عدد کارت ویزیت هالکر را ارائه می نماید و در مورد همکاری با ساواک نیز اظهار می دارد که این موضوع را به اطلاع فرح یا تیمسار فردوست قائم مقام ساواک می رساند، چنانچه آنها امر فرمایند، همکاری خواهند نمود، در غیر این صورت معذورم، کما اینکه دفعه قبل که شما موضوع نشریات و تردد کارمندان این کانون را به سفارت شوروی و بازدید متقابل  دیپلمات های شوروی در ایران، (شاباروف دبیر دوم و رئیس  شعبه نووستی) را به من گفتید و در خواست نمودید که موضوع تقاضای نشریات از طریق وزارتخانه های ذینفع انجام پذیرد و یک نفر مسئول در این مورد معرفی گردد به شرف عرض علیا حضرت شهبانو رساندیم و اضافه نمودم ،من که مدیر این مؤسسه هستم از این جریانات اطلاع ندارم ولی آنها همه چیز را می دانستند شهبانو اظهار مسرت نموده و فرمودند مسئله بسیار جالبیست و جای بسی خوشبختی است، پس می توان به ساواک هم امیدوار بود.»

 بر این اساس خانم ارجمند بنا به خواسته ساواک، از تردد کارمندان کانون پرورشی فکر کودکان و نوجوانان به سفارت شوروی (شعبه نووستی)، جلوگیری به عمل آورده و خانم نسرین بدری ایرانی، فرزند غلامحسین، رئیس کتابخانه کانون را جهت این امر معرفی نموده که پس از توجیه ایشان از سوی ساواک، مقرر شد که چگونگی مراجعات و مذاکرات را گزارش و ارائه نمایند.

 در پایان وی به مأمور ساواک می گوید:
«اگر شهبانو فرح و تیمسار فردوست اجازه فرمایند با شما همکار خواهم نمود»

 خانم ارجمند در روز سه شنبه مورخه 1347/9/4 از طریق تلفن به اطلاع مأمور ساواک می رساند که مراتب از طریق شهبانو فرح به شرف عرض ملوکانه رسیده است که در این مورد امر و مقرر فرموده اند که بهتر است خانم جهان آرا در این مورد فعالیتی نداشته باشد.

 خانم ارجمند علاوه بر تماس با هالکر در سال 1348 تماس های زیادی با سفارت چکسلواکی و دکتر یری هگر، دبیر دوم سابق آن سفارت (مظنون به افسر اطلاعاتی) بر قرار نموده و مناسبات مشارالیها با هگر وارد جنبه های خصوصی و دوستانه گردیده به طوری که گزارش های شنود سفارت چکسلواکی نشان می دهد، افراد مذکور به کرات با یکدیگر مذاکره و به صورت خیلی خودمانی صحبت کرده اند و روابط آنها جنبه عاشقانه و سکسی پیدا کرده بود.

 هگر، در طول ارتباط خود با لیلی، به طور مرتب، هدایایی را به وی می داد و گرایش عجیبی به خانم ارجمند داشته است. خانم ارجمند بارها در منزل هگر (در زمینه روابط غیر اخلاقی و سکسی لیلی امیر ارجمند با هگر، مأمورین ضد جاسوسی  ساواک، عکسی از نامبردگان در حالت کاملاً عریان و غیر اخلاقی و در زمانی که ساواک مامور کنترل ارتباط غیر اخلاقی آنها بوده، تهیه گردیده که به دلیل رعایت شئونات اخلاقی از چاپ آن خووداری گردید.) واقع در سفارت، با وی ملاقات کرده و هگر در اتاق خود از ایشان پذیرایی کرده و خانم ارجمند را با سفیر چکسلواکی آشنا نموده است.

در سال 1349 که یکی از مجسمه سازان برجسته چکسلواکی «آلفونس گرومکا» به ایران آمده بود به دستور هگر مجسمه ای از خانم ارجمند ساخته و به او هدیه کرد، همچنین این مجسمه ساز و دوست هگر در تاریخ 1348/6/6 با فرح ملاقات کرده و مجسمه فرح را که ساخته بود به وی هدیه می کندو یری هگر، حتی پس از مراجعت به چکسلواکی نیز، در تاریخ 1349/2/6، بسته های محتوی ظروف کریستال به وزن 150 کیلوگرم از براگ به نشانی سفارت چکسلواکی نیز، در تهران برای خانم ارجمند ارسال کرده بوده است.

 از آنجا که هگر، مظنون به فعالیت اطلاعاتی به نفع شوروی بود. در تاریخ 48/6/12 و 48/11/13، مراتب جهت کسب دستور به ریاست ساواک تسلیم می شود که ایشان نیز اظهار می دارند:

«این خانم از دوستان نزدیک علیا حضرت شهبانو ست و مراقبت ادامه داشته باشد».

 لئوکاسترومین، کنسول شوروی ضمن مذاکراتی پیرامون یری هگر، دبیر دوم سابق سفارت چکسلواکی اظهار داشته است:

«هگر با خانم ارجمند روابط خیلی دوستانه ای داشت و حتی خانم ارجمند، اظهار تمایل به عشقبازی با هگر را داشته که هگر از ترس، این عمل را نکرده است.»

کاسترومین در ادامه  می افزاید:

« از این بی عرضگی هگر خیلی بدم آمده، حیف که این کار را نکرد، چنانچه، هگر، در روابطش با خانم ارجمند، زرنگی به خرج می داد و پیشرفت می کرد خیلی خوب می شد».

 عبارت فوق،  به خوبی گویای اهداف واقعی آن ارتباطات است البته روابط جنسی نامبردگان با اهداف جاسوسی همراه بوده است. بعد از مراجعت یری هگر، به چکسلواکی، خانم ارجمند با اتو فولترا، دبیر دوم جدید سفارت و جانشین هگر سفیر چکسلواکی ارتباط برقرار نمود و از ایشان نیز، هدایایی دریافت کرد و ملاقات های خصوصی نیز، با آنها داشته است. به طور کلی خانم امیر ارجمند، از میهمانان همیشگی سفارت های مجارستان، چکسلواکی، روسیه و … بوده و گاهی نیز خانم امیر ارجمند از افراد فوق، در منزل و یا محل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پذیرایی می کرده است.

 به دلیل گستردگی و نوع ارتباطات خانم ارجمند، مامورین ساواک، طی گزارشی که برای ریاست ساواک ارسال می کنند، پیشنهاد می دهند که به منظور توجیه خانم مزبور با وی مصاحبه شود، که تیمسار ساواک پاسخ می دهند:

«دلایلی که ذکر نموده اید مسائل سیاسی نیست»

 شایان گفتن است که این سفارت ها با ترتیب دادن انواع میهمانی ها و یا فرستادن مأموریت سیاسی و اطلاعاتی خود به میهمانی های رسمی و غیر رسمی، سعی در برقراری ارتباط با افراد و مقامات لشکری و کشور می کردند و درباره موقعیت های سیاسی و نظامی بحث می کردند و اطلاعات بدست آمده را به سفارت اطلاع می دادند.

 این موضوع در مورد سفارت خانه های کشور های غربی نیز صادق است. به طوری که در اسناد لانه جاسوسی به دفعات به این میهمانی ها اشاره شده است.

سفر های خارج از کشور

خانم لیلی امیر ارجمند به دفعات به دعوت کشورهای خارجی و مأموریت های متعدد به چکسلواکی، بلغارستان، روسیه، کاناد، آمریکا و … سفر کرده است. این سفر ها به گونه ای بود که حساسیت ساواک را برانگیخته بود. اسناد ساواک در این زمینه می آورد:

 یک بار در تاریخ 1352/2/24 خانم لیلی امیر ارجمند با هواپیما چکسلواکی به پراگ مسافرت نموده و آقای « استرگاه» سفیر چکسلواکی، ایشان را بدرقه می نماید! به همین دلیل، بین سفیر  و همسرش مشاجره ای صورت می گیرد و همسر سفیر نسبت به بدرقه خانم ارجمند توسط سفیر معترض می شود. البته  سفیر اظهار می دارد که: برای بدرقه خانم ارجمند نرفته بوده و قصد داشته توسط خلبان هواپیما نامه ای را به پراگ ارسال کند و همزمان خانم ارجمند را نیز، بدرقه نموده است»

 سندی دیگر در همین رابطه می نویسد:

«بار دیگر از سوی کمیته برگزاری فستیوال بین المللی فیلم مسکو که از تاریخ 1352/4/19 الی 1352/5/1 در مسکو برگزار شده بود.» خانم امیر ارجمند به عنوان هیئت داوران فستیوال انتخاب شده و از وی دعوت به عمل آورده اند که به اتفاق همسرش به شوروی مسافرت نماید.

در تاریخ 1352/3/6، «گرمان کیزیون » رئیس نماینده سواکسپرت فیلم شوروی در ایران( افسر اطلاعاتی شناخته شده سرویس جی. آر. یو با ایشان صحبت کرده و خانم امیر ارجمند به وی اظهار داشته است « کمیته فستیوال  برای من و همسرم دعوت نامه فرستاد، اما مادرم هم علاقه مند است که مسافرتی به مسکو بنماید، زیرا دو ساله بودم که به اتفاق ایشان از شوروی به ایران آمریم و اکنون علاقه مند به بازدید مسکو هستند و مایل هستم که از مادرم نیز برای شرکت در فستیوال دعوت به عمل آید.»

 کیزیون، با کمال میل تقاضای وی را پذیرفته و اظهار می دارد «ما به عنوان فستیوال برای مادر شما هم دعوتنامه خواهیم فرستاد.»

 همچنین در همان گفتگو بین کیزیون و خانم ارجمند، از کیزیون تقاضا می شود که چون همسرش از تأسیسات اتمی و الکترونیکی و سایر مؤسساتی که برای او مفید به نظر می رسد، بازدید به عمل آورد که این موضوع نیز، مورد موافقت کیزیون قرار می گیرد و در تاریخ 1351/4/17 خانم لیلی امیر ارجمند به اتفاق مادش خانم ناهید شاهرخ و دکتر حسینعلی امیر ارجمند، به منظور شرکت در فستیوال مسکو به شوروی عزیمت می نمایند.

 اداره کل هشتم ساواک نیز، به دلیل آن که، مقامات شوروی اهمیت خاصی برای مسافرت خانم امیر ارجمند و خانواده اش قائل بوده اند و تمام مقدمات و تسهیلات لازم را برای آنها فراهم  می کنند، پیشنهاد  می کند که قبل از مسافرت وی و همسرش، آنها در مورد این سفر، توجیه لازم بشوند»

 لیلی، گاهی اوقات نیز، به همراه فرح پهلوی به مسافرت های داخلی و خارجی می رفت، به عنوان نمونه می توان به مسافرت وی به همراه فرح در سال 1352 به فرانسه اشاره کرد.


کتاب زنان دربار به روایت اسناد ساواک – جلد سوم