14 بهمن 1392

تمام دروغ‌های آمریکایی از زبان رسانه‌ها/ زرنگی آمریکایی‌ها در پوشاندن ضعف‌های تاریخی


تمام دروغ‌های آمریکایی از زبان رسانه‌ها/ زرنگی آمریکایی‌ها در پوشاندن ضعف‌های تاریخی

خبرگزاری فارس- مهناز سعیدحسینی: کتاب «دروغ‌هایی که معلمم به من آموخت» کتابی است درباره دروغ‌هایی که سالیان سال مردم آمریکا و به خصوص دانش آموزان و دانشجویان این کشور و به دنبال آنها تمام مردم دنیا درباره آمریکا شنیده‌اند. کتابی منحصر به فرد که دست تاریخ نویسان آمریکایی را در نشان دادن یک تاریخ غیر واقعی از کشورشان رو می‌کند؛ تاریخی که بر خلاف آنچه که نشان داده می‌شود،‌ نه تنها افتخار آمیز و نشان‌گر یک سرزمین موعود نیست، بلکه مخلوطی است از جرم‌ها و جنایت‌های و تبعیض‌هایی که سالیان سال بر بومیان این کشور و پس از آن بر ملت دیگر کشور روا شده است.

نویسنده این کتاب جمیز دبلیو لوون است که جزء معلمان و مدرسان درس تاریخ در آمریکا به حساب می آید. اسماعیل امینی و امیر مسعود شهرام نیا نیز این کتاب را به فارسی ترجمه کرده‌اند. این روزها که بحث دروغ‌های آمریکایی و اعتماد به آمریکا و گزینه‌های روی میز داغ است،‌ به سراغ یکی از مترجمان کتاب یعنی امیر مسعود شهرام نیا رفتیم و درباره این کتاب گفت‌وگو کردیم.

فارس: چه شد سراغ ترجمه این کتاب رفتید و ماجرای ترجمه کتاب از کجا شروع شد؟

این کتاب را آقای جیمز لوون در سال 1999 منتشر کرده است و در واقع سعی کرده است روایت متفاوتی را از تاریخ آمریکا ارائه کند. لوون خودش معلم تاریخ است و سیاه پوست و در این کتاب نشان می‌دهد چیزی که به اسم تاریخ در آمریکا تدریس می‌شود،‌ دروغ‌هایی است که به خاطر تکرار باور شده است و با اسناد محکمی این مسئله را ثابت می‌کند.

**نویسنده این کتاب به خاطر این کتاب به زندان افتاد

فارس: ترجمه این کتاب به زبان فارسی چه ضرورتی داشت؟

به خاطر دارم در مقطعی در ایران این نگرش شکل گرفته بود که آمریکا متشکل از مسیحیان و انسانهای پاکی است که به آمریکا مهاجرت کردند و آمریکا را ساختند و در دوره اصلاحات به این مطلب و این ایده دامن می‌زدند. همان موقع من خبر انتشار کتاب را خواندم و دیدم که چندین میلیون نسخه از این کتاب در آمریکا فروخته شده است؛ کتابی که باعث شد بعدها توسط دادگاه فدرال علیه نویسنده‌اش اعلام جرم شود و حتی مدتی به زندان بیفتد. ما هم کنجکاو شدیم تا کتاب را تهیه کنیم. کتاب را که گرفتم دید کتابی بسیار مستدل و مستند در حوزه تاریخ است و این طور نیست که یک سری شعارهای گزافه را کنار هم بگذارد و غیر مستند باشد. بلکه به صورت مستند ثابت کرده است که بسیاری از چیزهایی که آمریکایی ها به عنوان تاریخ به فرزندان و ملت‌های دنیا می آموزند یا درباره شان اغراق و غلو شده یا اصلا اتفاق نیفتاده‌اند و بر اساس یک سری فرضیات تخیلی است و اصلا اتفاق نیفتاده است. به هر حال توفیق دست داد و به همراه آقای امینی این کتاب را ترجمه کردیم. البته تا این کتاب ترجمه و چاپ شد. عملا سال 89 به چاپ اول رسید و اکنون چاپ دوم زیر چاپ است.

**کتاب را مو به مو ترجمه کردیم

ما هر چه در مطالعه این کتاب جلو رفتیم و مو به مو آن را ترجمه کردیم به این نتیجه رسیدیم که در مجموع این کتاب، کتاب خیلی با ارزشی است. این کتاب علاوه بر فارسی به زبان های دیگر هم ترجمه شد. نویسنده کتاب هم 20 سال در دانشگاه‌های آمریکا به تدریس تاریخ و روابط بین نژادهای مختلف مشغول بود و برای همین هم کتابش کاملا مورد توجه قرار گرفت .فکر می‌کنم برای کسانی که چیزهایی درباره آمریکا شنیده‌اند یا به تاریخ علاقه مند هستند، مطالعه این کتاب خیلی جذاب و جالب است. مطالب خیلی مفصل است و اگر بخواهم ریز به ریز وارد جزییات شویم، ممکن نیست و این منظور با مطالعه کتاب به دست می آید. به هر حال بنیاد کتاب برای نشان دادن وارونه سازی تاریخ آمریکا است که به خصوص در کتاب‌های درسی آمده است.

فارس: این کتاب برای مخاطب ایرانی چه قدر جذابیت دارد؟

چون که لوون اولا قلم روانی دارد و سال های سال معلمی کرده و خیلی از ماجرای تاریخی را با مستندات شرح می‌دهد، کتاب جذاب شده است. به خصوص وقتی مخاطب ایرانی این ماجراها را شنیده باشد و بعد یک دفعه تصویر کاملا متفاوتی را به صورت مستند می‌بیند، برایش جذاب است. البته در بعضی موارد توضیحات زیاد است و ممکن است برای خواننده ملال آور باشد اما در مجموع خواننده را علاقه مند می‌کند تا آخر کتاب را بخواند. البته من این خوشبختی را داشتم که پس از انتشار پیگیر بازخور خواننده‌ها باشم و بازخورها عموما مثبت بود. کتاب برنده جایزه کتاب فصل شد و چندین جلسه نقد و بررسی برایش برگزار شد.

فارس: بیشتر سوالم متوجه محتوای کتاب بود. چه بخش‌هایی برای شما جذابیت بیشتری داشت و فکر می‌کنید چه بخش‌هایی از کتاب برای مخاطب ایرانی که در فضای آمریکا نبوده و صرفا آمریکا را از راه رسانه و کتاب می‌شناسد، جذاب‌تر است؟

همه ما که اطلاعاتی کلی از تاریخ آمریکا و آمریکا داریم و چند تصویر مبهم در ذهنمان شکل گرفته است، راجع به کریسف کلمب و اهمیت کشف قاره آمریکا چیزهایی شنیده‌ایم و آمریکایی‌ها سعی می‌کنند کریستف کلمب را به عنوان یک مورخ و کاشف بزرگ و شروع کننده تاریخ آمریکا به همه معرفی کنند. نویسنده کتاب «دروغ‌هایی که معلمم به من آموخت» سعی می‌کند نشان دهد که اصل ماجرای کلمب چه بود. او به دنبال طلا و کشف بردگان جدید آمده بود. یا موضوع جذاب دیگر همین بحث نخستین عید شکرگزاری است و نویسنده نشان می‌دهد فلسفه این جشن، آن ماجرایی نیست که هر سال در آمریکا آن را بازگو می‌کنند و به خاطرش جشن می‌گیرند بلکه یک ماجرای کاملا نژاد پرستانه پشت پرده است.

یا کار جذاب دیگر لوون این است که نشان می‌دهد بر خلاف تبلیغ آمریکایی‌ها  آبراهیم لینکون و جان براون کاملا نژاد پرست بودند. همچنین نویسنده تک به تک ماجراهای تاریخی آمریکا را به بحث می‌کشد که متاسفانه نژاد پرستی، مادی پرستی و تلاش برای کسب منافع بیشتر و بی‌توجهی ناجوانمردانه به صاحبان اصلی آمریکا یعنی سرخپوستان یکی از مهم‌ترین و بارزترین ویژگی‌های تاریخ آمریکا است.

 

**تمام دروغ‌هایی که در این سال‌ها از رسانه‌ها شنیدیم

فارس: در مجموع این کتاب چه چهره و تصویری را از آمریکا فرای زرق و بر‌های ظاهری‌اش نشان می‌دهد؟

بی‌توجی به جدی‌ترین و حیاتی ترین مبانی حقوق بشر آن هم توسط کسانی که امروز خودشان را به عنوان قهرمانان حقوق بشر مطرح کرده‌اند، یکی از روشن‌تصاویری است که نویسنده به خواننده‌اش می‌دهد و انسان می‌بیند که رسانه‌هایی که در انحصار غربی‌های و آمریکایی ها هستند در این سال ها چه قدر به ما دروغ گفته‌اند. البته ممکن است به بخش‌هایی از این کتاب نیز انتقاداتی وارد باشد اما بخش قابل توجهی از مطالب کتاب به قدری معتبر و مستند است که نمی‌توان در آن کوچکترین تردیدی کرد چون به معتبرترین منابع تاریخ خود آمریکا ارجاع داده شده است اما رسانه‌ها سعی کرده‌اند، واقعیت را به گونه دیگر یا کم رنگ نشان دهند.

**کاش کتاب بیشتر معرفی شود

فارس: از بازخورهای انتشار کتاب در ایران هم می‌گویید؟ مهم‌ترین آنها چه بوده است؟

چون من خودم مدرس علوم سیاسی هستم، طبعا با افرادی که در این حوزه به طور جدی مطالعه می‌کنند،‌برخورد زیادی دارم، در این مدت دوستانی که راجع به روابط ایران و آمریکا یا روابط بین الملل کار می‌کردند، چه در تهران و چه در جاهای دیگر که با آنها بر خورد می‌کردم، یادداشت‌هایی نوشتند و به من دادند و بعضا به صورت شفاهی به من مطالبی را به من منتقل کردند. همه به اتفاق می‌گفتند که مطالب کتاب بسیار نو  و جالب است و البته افسوس می‌خورند که ای کاش این کتاب بیشتر معرفی شود تا کسانی که شیفته تاریخ آمریکا شده‌اند به حقایق نیز پی ببرند. استادان تاریخ هم خوشحال بودند از اینکه این نقاط تیره‌ای که هم در کتاب‌های تاریخ و هم در رسانه‌ها دیده نشده، کاملا مورد توجه قرار گرفته و به ظرافت‌های تاریخ آمریکا پرداخته شده است.

**آمریکایی‌ها با زیرکی، محدودیت‌ها و نقاط ضعف تاریخشان را می‌پوشانند

فارس: بحث مهم دیگری که در این رابطه وجود دارد، این است که شاید این کتاب ها تک صداهایی باشند که از دنیای غرب شنیده می‌شود و این صداها چندان شنیده نمی‌شود و به گوش نمی‌رسد. واقعا  چنین مطالب و کتاب‌های انتقادی هنوز که هنوز است در غرب تک صدایی است و افراد کمی هستند که بلند شده‌اند و دروغ‌های آمریکا را علنا بیان می‌کنند؟ یا به مرحله چند صدایی رسیده‌ایم؟

از از پاسخ به این سوال به یک نکته اشاره کنم و آن اینکه یکی از واکنش‌های جالب در مواجهه با این کتاب از طرف یکی از بستگان بود که فرزندانش سال‌ها در آمریکا به سر می‌برند و در آنجا تحصیل کرده‌اند. وقتی با آنها صحبت می‌کردم و این موارد را می‌گفتم، دقیقا تایید می‌کردند که در کتاب‌های درسی یک تصویر اسطوره‌ای و افسانه‌ای از تاریخ آمریکا به آنها ارائه کرده‌اند و وقتی من اینها را می‌گفتم بهت زده می‌شدند. شاید بتوان گفت در میان سیطره رسانه‌های غربی این کتاب‌ها و این صدا اگر تک نباشند، واقعا محدود هستند و آمریکایی‌ها با زیرکی، محدودیت‌ها و نقاط ضعف تاریخشان را می‌پوشانند و آن را به صورت یک تاریخ درخشان اسطوره‌ای نشان می‌دهند. اما خوشبختانه بعد از ترجمه این کتاب هم نوشته‌های مشابه دیدم و هم کتاب‌های دیگری که در نقد تاریخ آمریکا نوشته شد که یک مقدار دارد این فضای تک صدایی را می شکند و به تعبیری این چند صدایی را تقویت می کند. شاید بتوان گفت جنبش وال استریت و اعتراض‌هایی که سال گذشته شکل گرفت،‌ بخشی از آن به دلیل این بود که معترضان نقد جدی داشتند به این امپراتوری رسانه‌ای و امپراتوری که در دنیای غرب وجود دارد و همه چیز را به نفع خود نشان می‌دهند.

فارس: درباره ترجمه کتاب هم توضیح می‌فرمایید؟ به چه شکلی کار ترجمه را انجام دادید؟

بخش به بخش ترجمه کردیم. بخش‌هایی را من و بخش هایی را هم آقای امینی. اما بعد از پایان کار، هر کس ترجمه نفر مقابل را باز بینی کرد که عملا دو نفر متن را دیده باشند.

فارس: نکته‌ای باقی مانده که بخواهید درباره این کتاب بفرمایید؟

من امیدوارم اهل فن با این کتاب با کمک و لطف شما آشنا شوند و با تاریخ آمریکا آشنایی بهتر و دقیق‌تری پیدا کنند.


فارس