05 بهمن 1404
آغاز تا فرجام قیام کمونیستها در آمل
اتحادیه کمونیستها که خاستگاه اصلی آن در خارج از کشور و به ویژه ایالات متحدهی آمریکا بود، پس از طی یک دوره مبارزه سیاسی – فرهنگی بسیار محدود، در سال ۱۳۵۵، از ادغام دو گروه «سازمان انقلابیون کمونیست» و گروه «پویا» تشکیل شد.
دانشجویان عضو اتحادیه کمونیستها که در خارج از کشور مقیم بودند، غالبا خاستگاه طبقاتی ویژهای داشتند که متعلق به طبقه مرفه ایران بودند. غرق شدن در توهمات کمونیستی و دور شدن از شرایط عینی جامعه ایران، بر بیخبری آنها افزود؛ به گونهآی که در حرکت انقلابی و اسلامی ملت مسلمان ایران در سال ۱۳۵۷ دچار تردید و خواستار رهبری طبقه کارگر شدند.
اتحادیه کمونیستها که همچون دیگر گروههای دارای اندیشه مارکسیستی، معتقد بود انقلاب اسلامی ایران که از مسیر اسلحه عبور نکرده است، نارس است؛ به تز «قیام فوری» رسید و بر این باور بود که جامعه، کاملا آمادگی دارد و یکی از گروهها باید در این فرصت دست به یک قیام مسلحانه بزند و با همراهی مردم، شهرها را یکی پس از دیگری آزاد کند.
با اجرای طرح «مالک و مستأجر» از سوی کمیته انقلاب اسلامی که در پی آن مالکین موظف شدند هویت مستأجرین خود را اعلام کنند، امکان موفقیت در خانههای تیمی در شهر تهران خنثی شد و اتحادیه کمونیستها، به دلالیل متعددی، شهر «آمل» را برای طرح قیام فوری خود انتخاب کرد و با استقرار ۱۸۰ نفر از اعضا و کادر هواداران در جنگلهای آمل، در صدد بر آمد تا با یک حمله ناگهانی، شهر آمل را تسخیر و مردم را به قیام دعوت کند، آنگاه دیگر شهرهای استان یکی پس از دیگری آزاد شوند و این حرکت به یک قیام سراسری تبدیل شود.
اولین حرکت آنها در ۱۸ آبان ۱۳۶۰ با هوشیاری نیروهای سپاه خنثی شد. قرارگاه «ابوالفضل» با هدایت نیروهای سپاه، بسیج، ارتش و ژاندارمری در قلب جنگل، ضربه دیگری به گروه «سربداران» جنگل وارد آورد.
پس از چند درگیری جزئیتر، سرانجام گروه ۱۰۰ نفره سربداران، در میان سرمای زمستان بهمن ۱۳۶۰، خود را به آمل رساند و با شلیک یک آر. پی. جی. ۷، واقعهی تاریخی آمل را کلید زد.
در آن شب سرد، نیروهای جنگل به محض مواجه شدن با هر نیروی حزباللهی او را ترور میکردند و با حمله به مناطق مهمی چون سپاه، بسیج و دادستانی قصد داشتند وانمود کنند که شهر در اختیار آنهاست تا مردم به آنها بپیوندند.
اما بر خلاف همه توهمات کمونیستی، حتی یک نفر از مردم شهر آمل به آنها نپیوست، بلکه فردای آن روز، یعنی صبح سهشنبه، ۶ بهمن ۱۳۶۰، با هجوم مردم حزبالله از اطراف شهر و روستاها، حماسه جاویدان «شهر هزارسنگر» رقم خورد.
سرتیپدوم پاسدار مهدی سعادتی درباره آن روز میگوید: «آغاز مرحلهی عملیاتی آنها، تقریباً ساعت ۱۱.۱۲شب پنجم بهمن بود که بهتدریج حدود ۱۰۰ نفر از آنها وارد شهر میشوند و در خانهی یکی از اعضای اتحادیه جمع میشوند. نقشهی آنها به این شکل بود که گروهی مأمور تصرف سپاه بودند. گروهی باید مقر بسیج را میگرفتند. گروه دیگر وظیفهی تصرف فرمانداری و دادگاه انقلاب را برعهده داشتند. یک گروه هم که میخواستند جادهی هراز را ببندند. اما همانطور که اشاره شد، گروهی نیز باید مردم را همراه میکردند. برای این امر، روستایی بهنام «اسپیکلا» را انتخاب کرده که از آنجا به شهر حمله کنند و تهاجم این گروه به آمل، با شلیک آرپیجی آغاز میشود.
آنچه که در همان ابتدا مشخص شد، اشتباه استراتژیک آنها تلقی همراهی مردم بود؛ بهطوریکه در عمل و در همان آغاز درگیریها، مردم بهصورت خودجوش تا ساعت ۴ صبح با آنها درگیر شدند، بهطوریکه حتی نتوانستند وارد مقر بسیج شوند و چند نفر از آنها نیز کشته شدند. پس از اولین هستهی مقاومت مردمی، بهتدریج نیروهای نظامی و مردمی از شهرهای اطراف مثل بابلسر، محمودآباد، قائمشهر، بابل، لاهیجان و… وارد آمل شده و شروع به سنگرسازی و رساندن مهمات کردند. برای اتحادیهی کمونیستها باورپذیر نبود که حتی بانوان نیز نظیر روزهای انقلاب، به صحنه آمدهاند و کمک میکنند. یک عده سنگر درست میکردند، عدهای کیسهی شن میآوردند، یک عده آذوقه میدادند، گروهی کمکهای امدادی میکردند. این حضور مردم، آنها را با موجی از حمایتهای مردمی از نظام مواجه کرد. آنها در تحلیل خود از اوضاع اجتماعی و سیاسی شهر آمل اشتباه کردند. این شهر ریشهی مذهبی داشت و زمانی مرکز علویون بود. شهری عالمپرور و دارای شخصیتها و مراجع دینی و علمی فراوان بود اما آنها فکر نمیکردند که آمل اینگونه در برابرشان بایستد. آمل تقریباً تا غروب ششم بهمنماه پاکسازی شد و محور هراز هم پس از حدود سیچهل ساعت باز شد. »
این مقاومت مردانه، تحسین امام خمینی (ره) را برانگیخت تا جایی که ایشان فرمودند: «دیدید مردم دلیر و مسلمان آمل چه به روزتان آوردند؟» سربداران جنگل با برجا گذاشتن دهها کشته و زخمی، سراسیمه به جنگل بازگشتند.
این واقعه موجب شهادت ۴۳ نفر در شهر، ۲۰ نفر در درگیریهای متفرقه و زخمی شدن نزدیک به ۲۰۰ نفر از مردم عادی، نیروهای بسیج و نظامی گردید. از نیروهای ضد انقلاب نیز دست کم ۶۰ نفر کشته، زخمی و گروهی اسیر شدند. اعضای دستگیر شده در دادگاه انقلاب محاکمه گردیدند. برخی به جرم محاربه اعدام و عدهای به زندان محکوم گردیدند. سایراعضا هم در طول سال و سالهای آتی شناسایی و دستگیر شدند. (تصاویر دادگاه این گروه را اینجا ببینید.)