04 مهر 1405

دلارهای عربی و نقشه آمریکایی علیه ایران

بررسی نقش آمریکا و اعراب در تأمین رژیم بعث در جنگ تحمیلی ۸ ساله


دلارهای عربی و نقشه آمریکایی علیه ایران

۴ مهر ۱۳۸۳، ریچارد آرمیتاژ، معاون وزارت امور خارجه آمریکا، در کنگره این کشور خواستار بخشودگی ۴۵ میلیارد دلار بدهی عراق به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس شد و گفت این مبلغ بخشی از کمک‌هایی است که دولت‌های عربی طی سال‌های جنگ ایران و عراق در اختیار حکومت بغداد قرار داده بودند. این اعتراف کوتاه، پرده از حقیقتی برداشت که سال‌ها در لابه‌لای اسناد و خاطرات پنهان مانده بود. جنگ هشت‌ساله عراق علیه ایران، تنها یک جنگ منطقه‌ای نبود؛ پروژه‌ای بود که با پول نفت شیخ‌نشین‌ها، اطلاعات آمریکا و سلاح غرب اداره می‌شد.[1]

 

جنگ فرسایشی

پس از آنکه جرج شولتز، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، طرح خود را تهیه کرد و به تأیید ریگان رساند، راهبرد جدید واشنگتن برای مقابله با ایران شکل عملیاتی به خود گرفت. این طرح که به «استراتژی شولتز» مشهور شد، چند محور اساسی داشت که شامل تقویت اقتصادی و نظامی رژیم بعث برای ادامه جنگ، درگیر کردن دیگر کشورهای عرب به‌ویژه مصر، کاهش صادرات نفت ایران به کشورهای غربی، انزوای کامل ایران در جهان اسلام و جامعه بین‌المللی، و نهایتاً خرابکاری در اوضاع داخلی ایران از طریق تشدید فعالیت گروه‌های مخالف بود.[2]

بر اساس این استراتژی، آمریکا کمک مستقیم نظامی و اقتصادی خود به عراق را افزایش داد و از طریق اردن و مصر نیز کمک‌های غیرمستقیم را تداوم بخشید. در ماه اوت، عربستان و کویت موافقت کردند روزانه ۳۱۰ هزار بشکه نفت خام تولید کنند که از این مقدار ۲۵۰ هزار بشکه از منطقه بی‌طرف بین دو کشور تقسیم و ۶۰ هزار بشکه اضافی نیز توسط سعودی تولید شود. این درآمدها علاوه بر پرداخت کمک نقدی چهار میلیارد دلاری، شش میلیارد دلار دیگر نیز در اختیار عراق قرار می‌داد. با توجه به اینکه میزان صدور نفت عراق ۶/۲ میلیون بشکه در روز بود، چنین پولی که حدود ۴۰ میلیارد دلار بود، یک ثروت بادآورده برای تشدید جنگ علیه جمهوری اسلامی در اختیار این رژیم می‌گذاشت.[3]

آمریکا همچنین عربستان و کویت را تشویق کرد بیشتر از سهمیه تعیین‌شده اوپک نفت تولید کنند تا قیمت‌ها در سال ۱۹۸۸ از بشکه‌ای ۱۲ تا ۱۵ دلار بالاتر نرود و ایران مجبور شود نفت خود را بشکه‌ای ۸ تا ۱۰ دلار بفروشد. کویت در روز ۸/۱ میلیون بشکه نفت عرضه می‌کرد که تقریباً دو برابر سهمیه اوپک (۹۹۶ هزار بشکه) بود.[4]

در جبهه سیاسی نیز استراتژی آمریکا خواهان انزوای کامل ایران، نخست در جهان اسلام و سپس در جامعه بین‌المللی بود. قتل‌عام مکه و تشدید فعالیت منافقین و دیگر عناصر وابسته، بخشی از این طراحی بود. سرهنگ هیگینز، مأمور برجسته آمریکایی، نیز برای مقابله با جنبش اسلامی در لبنان به این کشور فرستاده شد.[5]

 

بسیج دلارهای نفتی

شریان اصلی جنگ، پول نفت بود. بر پایه اسناد موجود، تقریباً تمام کشورهای عربی به‌صورت کم‌وبیش از عراق در طول جنگ حمایت کردند، اما برخی از آن‌ها در راستای همین حمایت، به صورت افراطی وارد عمل شده بودند. وام‌های متعدد به میزان حداقل ۳۵ میلیارد دلار، ارسال کالا از طریق بنادر خود به مقصد عراق، فروش ۳ دهم میلیون بشکه نفت در روز از منطقه بی‌طرف به نیابت از عراق توسط عربستان، و ارسال نفت خام عراق از طریق لوله به دریای سرخ، از جمله مصادیق این حمایت‌ها بود.[6] در برخی گزارش‌ها، مجموع وام‌های کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به صدام بالغ بر ۳۶ میلیارد دلار ذکر شده است.[7]

عربستان سعودی با ارائه کمک‌های مالی، اطلاعاتی و نظامی در طول هشت سال علناً در مقابل ایران موضع گرفت. این کشور با دادن اطلاعات از طریق آواکس‌های جاسوسی خود به عراق، در اختیار گذاشتن بخشی از فروش صادرات نفت خود و کمک مالی ۳۰ میلیارد دلاری به رژیم بعث، این موضع‌گیری خصمانه را شدت بخشید.[8] کویت نیز با در اختیار قرار دادن بخشی از درآمد نفتی خود به عراق و واگذاری برخی از جزیره‌های خود برای پایگاه‌های موشکی عراق علیه ایران، علناً موضع خود را علیه ایران نشان داد.[9]

طارق عزیز، وزیر خارجه عراق، در ۴ اردیبهشت ۱۳۶۵ اعلام کرد طرح‌های هماهنگی میان عراق، کویت و عربستان سعودی در زمینه جنگ با ایران وجود دارد. سعدون حمادی نیز در همین راستا گفت اگر عراق سقوط کند، تمام کشورهای خلیج فارس سقوط خواهند کرد.[10]

 

تانک‌های مصری

از طرف دیگر مصر نیز بروز و ظهور داشت و تنها به کمک مالی بسنده نکرده بود. این کشور در فوریه ۱۹۸۱ تعداد ۱۰۰ تانک تی‌۵۴ و تی‌۵۵ را همراه با مهمات به عراق فرستاد. در اواخر سپتامبر ۱۹۸۰، پس از رایزنی سادات با کارتر، مصر اعلام کرد جنگ‌افزارهایی به ارزش یک میلیارد دلار که ساخت شوروی بودند، به فروش رسانده است. حدود ۱۵ تا ۱۷ هزار نفر از داوطلبان مصری نیز در ارتش عراق خدمت می‌کردند. مصر ۲۰۰ فروند هواپیما و ۳۰ دستگاه زره‌پوش جنگی نیز به عراق ارسال کرده بود.[11]

عبدالحلیم ابوغزاله، وزیر دفاع وقت مصر نیز در جریان سفر کاسپار واینبرگر، وزیر دفاع آمریکا، به قاهره در ۵ سپتامبر ۱۹۸۲ (۱۴ شهریور ۱۳۶۱)، در ملاقات با او پیشنهاد کرد که مصر هواپیمای F5-G را به عراق بفروشد. ابوغزاله استدلال کرد که عراق مایل است از وابستگی به تأمین‌کنندگان شوروی به سمت غرب روی آورد و این تغییر به نفع مصر و آمریکا خواهد بود.[12]

 

اردن و مرزهای آماده

اردن نیز از جمله کشورهای بسیار مؤثر در پشتیبانی از عراق بود. ملک حسین، پادشاه وقت اردن، در ۲۲سپتامبر ۱۹۸۰ در نزدیکی خطوط آتش روی یک دستگاه تانک رفت و با شلیک اولین گلوله، آغاز جنگ را به صدام تبریک گفت.[13] این کشور مرزهای خود را برای تدارک‌رسانی به عراق از طریق بندر عقبه کاملاً گشود و گزارش شد که ۴۰ هزار سرباز مسلح به تانک‌های سنگین و موشک‌های زمین‌به‌هوا را در مرز عراق آماده جنگ با ایران مستقر کرده است. همچنین خبرهایی منتشر شد مبنی بر اینکه اردن ۴ تیپ خود را وارد عراق کرده است.[14] طه یاسین رمضان، معاون رئیس‌جمهور عراق، حضور ۱۴ هزار نیروی عربی از کشورهای مصر، اردن، یمن، سودان، مراکش و تونس در ارتش عراق را تأیید کرد.[15]

 

سلاح و اطلاعات غربی

آمریکا نه‌تنها خود را به انحای مختلف درگیر جنگ عراق و ایران کرد، بلکه سایر کشورها را نیز به دام این سیاست غیربی‌طرفانه انداخت. برخی اسناد نشان می‌دهدکه چگونه ریگان و جورج بوش از شعبه آتلانتای بانک ایتالیایی (BNL) برای انتقال تکنولوژی نظامی به بغداد استفاده می‌کردند و وام‌های تضمین‌شده وزارت کشاورزی آمریکا را برای کمک به عراق تخصیص می‌دادند.

میزان مبلغ مورد سوءاستفاده تا سال ۱۹۸۴ از ۶۵۰ میلیون دلار تجاوز کرد. آمریکا از برزیل به‌عنوان نقطه انتقال کالا و اسلحه و از اردن به‌عنوان کشوری واسطه و حتی یک مقصد نهایی جعلی استفاده کرد. دولت آمریکا تکنولوژی پیچیده خود را به‌طور مستقیم در اختیار کارخانه اسلحه‌سازی صلاح‌الدین عراق قرار می‌داد و انواع تسلیحات از جمله مین‌های ضد نفر به تعداد زیاد در اختیار عراق قرار می‌گرفت. همکاری با شرکت شیلیایی کارلوس کاردون برای ساخت بمب خوشه‌ای نیز از دیگر موارد بود.[16]

انتقال اطلاعات ماهواره‌ای آمریکا در دوران ریاست جمهوری ریگان به عراق، نشانگر دخالت مستقیم آن کشور در سرنوشت جنگ و به‌نوعی مدیریت بحران موجود در جهت منافع آن کشور محسوب می‌شود. کمک‌های اطلاعاتی آمریکا به عراق با اعزام مأموران اطلاعاتی آمریکایی و استقرار یک سیستم اطلاعاتی مستقل در این کشور تکمیل می‌شد.[17] یکی از مقامات اسبق کاخ سفید می‌نویسد: «نیروهای ما در میدان جنگ به پرسنل نظامی عراقی کمک‌های تاکتیکی نظامی می‌کردند و گاهی نیز خود را دوشادوش سربازان عراقی در مرز ایران می‌یافتند و این وضعیت تا سال ۱۹۸۷ ادامه داشت.» یکی از افسران آمریکایی که به منطقه جنگی فرستاده شده بود می‌نویسد: «به ما دستور داده شده بود که هر نوع اطلاعاتی که آن‌ها نیاز داشتند در اختیارشان قرار دهیم. برخی از ما آمریکایی‌ها گاهی وارد خاک ایران نیز می‌شدیم».[18]

 

تحریم‌های آمریکایی علیه ایران

در جبهه سیاسی و دیپلماتیک، استراتژی آمریکا خواهان انزوای کامل ایران بود. آمریکا و فرانسه خرید نفت خام ایران را به‌کلی تحریم کردند و آلمان نیز واردات نفت ایران را کاهش داد. آمریکا به ژاپن نیز فشار آورد تا واردات نفت از ایران را تا ۳۰ درصد کاهش دهد.[19] ویلیام کلبی، یکی از مدیران سابق سازمان سیا، پیروزی انقلاب اسلامی ایران را به‌مثابه تهدید منافع اقتصادی و سیاسی دولت آمریکا ارزیابی کرد.[20]

کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در گزارش ۱۰ جولای ۱۹۸۷ (۱۹ تیر ۱۳۶۶)، پیروزی ایران در جنگ را با گسترش انقلاب اسلام در منطقه توأم دانست و نوشت شکست عراق برای منافع غرب فاجعه‌آمیز است و پیروزی ایران بر عراق به‌عنوان یک پیروزی برای بنیادگرایی اسلامی به شمار می‌رود.[21]

تحت تأثیر این نگرانی‌ها، جرج شولتز طرح جدیدی تهیه و به تأیید ریگان رساند که سرلوحه اقدام بعدی این کشور برای مقابله با ایران شد. این طرح توصیه می‌کرد برای به زانو درآوردن ایران باید به نقطه بسیار حساس آن یعنی فعالیت‌های جنگ علیه عراق فشار آورد. این کوشش‌ها می‌توانست غیرمستقیم و از طریق تحریم اقتصادی، مانند بایکوت صادرات نفت ایران، یا مستقیم و از طریق تحریم تسلیحاتی علیه ایران باشد. در بخشی از این طرح آمده بود که اگر تحریم بین‌المللی نتواند ایران را متقاعد کند، آنگاه ایالات متحده ممکن است خود به مقابله نظامی با ایرانیان برخیزد.[22]

اولین نشانه علنی این سیاست آمریکا، در بهار ۱۳۶۶ رخ داد، وقتی که واشنگتن به تانکر‌های نفتی کویتی اجازه داد تا در نفت‌کش‌هایشان از پرچم آمریکا استفاده کنند. تا قبل از فرا رسیدن آوریل ۱۹۸۷، یازده نفت‌کش از بیست‌ودو نفت‌کش کویت با پرچم آمریکا تردد می‌کردند. خواسته یا ناخواسته، ایالات متحده مستقیماً درگیر جنگ ایران و عراق شده بود. در طول ۱۳۶۶، کشتی‌های ایرانی و آمریکایی در خلیج فارس چندین بار درگیر کشمکش‌های نظامی شدند.

در ۳۰ شهریور ۱۳۶۶ (۲۱ سپتامبر ۱۹۸۷)، آمریکا یک کشتی بادبانی ایرانی (ایران اجر) را که ادعا می‌کرد در حال مین‌گذاری در مسیرهای دریایی خلیج فارس است، منهدم[23]  و خدمه ایرانی کشتی را اسیر کرد.[24] در ۲۴ مهر ۱۳۶۶ (۱۶ اکتبر ۱۹۸۷)، یک نفت‌کش کویتی که پیش‌تر تحت پرچم آمریکا قرار داشت، در نزدیکی کویت هدف اصابت موشک قرار گرفت. آمریکا ایران را مسئول این حمله دانست.[25] در پاسخ به این رویداد، در ۲۷ مهر ۱۳۶۶ (۱۹ اکتبر ۱۹۸۷)، نیروهای دریایی آمریکا دو سکوی نفتی ایرانی (رشادت و رسالت) را در خلیج فارس هدف حمله قرار داده و منهدم کردند. جمهوری اسلامی ایران این اقدام را نقض حاکمیت ملی و حقوق بین‌الملل دانست و آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس جمهور وقت ایران اعلام کرد که «حملات آمریکا را بی‌پاسخ نخواهیم گذاشت».[26]

در ۳۰ شهریور ۱۳۶۶ (۲۱ سپتامبر ۱۹۸۷)، نیروهای دریایی ایالات متحده در خلیج فارس به یک شناور ایرانی به نام «ایران اجر» حمله کردند. مقامات پنتاگون ادعا کردند که این شناور در حال کاشت مین در آبراهه‌های بین‌المللی بوده است اما جمهوری اسلامی ایران همواره این ادعا را رد کرده و تأکید نموده که «ایران اجر» یک شناور غیرنظامی و فاقد تجهیزات مین‌گذاری بوده است. بر اساس گزارش‌های رسمی، در این حمله چندین تن از خدمه ایرانی به شهادت رسیده و بقیه نیز اسیر شدند.

 

در ۱۷ مه ۱۹۸۷ (۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۶)، یکی از موشک‌های اگزوست صدام تصادفاً به ناو یو اس اس استارک آمریکا برخورد کرد و به مرگ سی‌وهفت سرباز آمریکایی منجر شد. ریگان هر طوری بود راهی پیدا کرد تا تقصیر این حادثه را به گردن ایران بیندازد و ادعا کرد تجاوز ایران محیط آشفته‌ای در منطقه خلیج فارس به وجود آورده است.[27] در می ۱۹۸۷، ریچارد آرمیتاژ در نطقی در کنگره صریح و روشن پرده از موضع آمریکا برداشت: «ما نمی‌توانیم شکست عراق را تحمل کنیم».[28]

 

رسوایی ائتلاف منطقه‌ای

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پیامدهای ژئوپلیتیکی عمیقی بر منطقه برجای گذاشت. حمایت همه‌جانبه کشورهای منطقه از صدام، نه‌تنها اهداف استراتژیک این کشورها را محقق نکرد بلکه جایگاه صدام را به‌عنوان یک رهبر ترقی‌خواه در جهان عرب مخدوش ساخت. هم‌زمان، بازتاب انقلاب اسلامی در میان افکار عمومی منطقه، فشارهای داخلی بر دولت‌های عربی را نیز تشدید نمود. در نهایت، این تقابل به انزوای ایران منتهی نشد و حتی موقعیت جمهوری اسلامی را به‌عنوان یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای در خلیج فارس تثبیت کرد.[29]

در کوران جنگ، امام خمینی با درک این واقعیت استراتژیک بارها به کشورهای حوزه خلیج فارس هشدار داده بود که روزی صدام یقه آن‌ها را خواهد گرفت: «چنانچه صدام جنایتکار فرصت پیدا کند، خطر او برای منطقه از خطر اسرائیل کمتر نیست. و لازم است برای آرامش منطقه [...] دولت‌های منطقه از کمک به او دست بردارند، که صلاح دین و دنیای آنان است. و در صورتی که مهلت پیدا کند، بر هیچ‌یک از دولت‌های خلیج فارس و دیگران رحم نخواهد کرد.»[30]

همچنین صدام در یک سخنرانی گفته بود: «اعراب باید رهبری عراق را بپذیرند!» امام در واکنش به این صحبت به سیری ناپذیر صدام اشاره کردند: «شک نکنید که اگر قدرت پیدا کند، به مسئلهٔ رهبری اکتفا نخواهد کرد.»[31] و در نهایت هم چنین شد. کویت که بخشی از خاک خود را برای حمله موشکی عراق علیه ایران در اختیار صدام قرار داده بود، مدت کوتاهی پس از پایان جنگ، مورد هجوم گسترده نیروهای بعثی قرار گرفت و اشغال شد.[32]

 

[1] Armitage, R. L. (2004, September 24). Hearing on U.S. assistance programs for Iraq: Statement before the House Appropriations Committee, Foreign Operations Subcommittee. U.S. Department of State. And, Acronym Institute for Disarmament Diplomacy. (2004, October). [Document 11]. https://www.acronym.org.uk/old/archive/docs/0410/doc11.htm

[2] مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی (۱۳۶۷). کودتای نوژه، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۱۱۲.

[3] همان.

[4] همان، ص۱۱۳.

[5] United Press International. (1988, April 21). The captors of U.S. Marine Lt. Col. William Higgins said today they are ready to put him on trial. UPI Archives. https://www.upi.com/Archives/1988/04/21/The-captors-of-US-Marine-Lt-Col-William-Higgins/8126577598400/

[6] عسگری، شاداب (۱۳۹۳). مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی؛ (از مساعدت تا مشارکت آشکار)، تهران: ایران سبز، ص۲۳۳.

[7] همان، ص۲۴۷.

[8] معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نیروی مقاومت بسیج (۱۳۷۳). رابطه سیاه؛ (مروری بر روابط ایران و آمریکا)، تهران: نمایندگی ولی فقیه نیروی مقاومت بسیج، ص۱۵۰.

[9] همان، ص۱۵۱.

[11] همان، ص۲۳۶.

[12] U.S. Department of Defense. (1982, September 5). Memorandum of meeting between Field Marshal Abu Ghazala and Secretary Weinberger (Declassified in full, Authority: E0 13526). Washington Headquarters Services. https://www.esd.whs.mil/Portals/54/Documents/FOID/Reading%20Room/MDR_Releases/FY19/FY19_Q4/Memorandum_of_Meeting_on_5_September_1982.pdf

[13] شربل، غسان. «رغبة صدام فی قیادة العرب دفعته لإغراق المنطقة بالدماء». الدوحة: الرایة، ۲۵ نوفمبر/تشرین الثانی ۲۰۰۹. https://www.raya.com/۲۰۰۹/۱۱/۲۵/رغبة-صدام-فی-قیادة-العرب-دفعته-لإغراق-المنطقة-بالدماء

[14] مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی؛ (از مساعدت تا مشارکت آشکار)، ص۲۳۸.

[15] همان، صص۲۳۶-۲۳۷.

[16] مؤسسه ابرار معاصر تهران (۱۳۸۳). دعاوی ایران؛ (بررسی کمک‌ها و حمایت‌های غرب به ویژه آمریکا از صدام حسین در جنگ تحمیلی)، تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، صص۴۵۲-۴۵۳.

[17] همان، ص۴۵۲.

[18] حلیم زمهریر، ابوالفضل (۱۳۹۰). تضاد منافع ایران و آمریکا در انرژی خلیج فارس، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۳۵۳.

[19] کودتای نوژه، صص۱۱۲-۱۱۳.

[20] Colby, W. E. (1980, January 27). Ex-CIA director tells his views but not secrets [Interview]. Orlando Sentinel-Star. Central Intelligence Agency, CIA FOIA Reading Room. https://www.cia.gov/readingroom/document/cia-rdp91-00901r000500080025-1

[21] U.S. Senate, Committee on Foreign Relations. Persian Gulf and the War Powers Resolution. S. Rept. 100–106, 100th Congress, 1st Session. Washington, DC: U.S. Government Printing Office, 10 July 1987. https://www.govinfo.gov/content/pkg/SERIALSET-13734_00_00-031-0106-0000/pdf/SERIALSET-13734_00_00-031-0106-0000.pdf

[22] مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی؛ (از مساعدت تا مشارکت آشکار)، ص۳۴۴.

[23] جمهوری اسلامی، 1 / 07 / 1366، ص12

[24] Broder, J. M., & Ross, M. (1987, September 23). U.S. says attack killed 3 Iranians: 26 crewmen of Tehran ship in Navy custody. Los Angeles Times. https://www.latimes.com/archives/la-xpm-1987-09-23-mn-6331-story.html

[25] اطلاعات، ۲۵ / ۰۷ / ۱۳۶۶، ص۱۶.

[26] اطلاعات، ۲۸ / ۰۷ / ۱۳۶۶، ص۲و۱۴.

[27] قزوینیان، جان (۱۴۰۰). ایران و آمریکا؛ (از ۱۷۲۰ میلادی تا امروز)، ترجمه: سعید کلاتی، تهران: ثالث، ص۵۲۴.

[28]Selfa, L. (1999, Spring). The 1991 Gulf War: Establishing a new world order. International Socialist Review, https://isreview.org/issues/07/1991GulfWar/

[29] دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۱۳۶۰). جنگ و تجاوز: جبهه امپریالیستی علیه انقلاب اسلامی، تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص۲۰.

[30] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج۱۸، تهران: نشر عروج، ص۹۵-۹۶.

[31] همان

[32] رابطه سیاه، ص۱۵۱.