02 اردیبهشت 1405

نخستین شهید ترور پس از انقلاب

روایتی از شهادت سپهبد قرنی


نخستین شهید ترور پس از انقلابسپهبد شهید محمد ولی قرنی در کنار داریوش فروهر و در روزهای بحران کردستان

سوم اردیبهشت ۱۳۵۸، سرلشکر محمدولی قرنی، اولین رئیس ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، توسط گروه فرقان ترور و به شهادت رسید. او پیش از انقلاب به دلیل فعالیت علیه رژیم شاه زندانی شده بود و پس از پیروزی انقلاب با قاطعیت در برابر بحران کردستان ایستاد و حتی دستور وزیر کشور دولت موقت برای توقف عملیات نظامی را نپذیرفت. این قاطعیت که مورد تأیید امام خمینی نیز بود، به برکناری یا استعفای او انجامید، اما مهم‌تر از آن، کینه گروه‌های چپ (به ویژه به خاطر افشای شبکه افسران حزب توده پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) و نیز مخالفت با تجزیه‌طلبان کردستان، او را به هدف نخستین ترور پس از انقلاب تبدیل کرد.

روایت این شهادت در صفحات ۵۳ تا ۵۵ از کتاب «مرزبان - زندگی‌نامه شهید قرنی» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.

 

روایت محافظ شهید

جزئیات ترور شهید قرنی از زبان محافظ و دوستان وی ابعاد جنایت و ددمنشی گروه فرقان را بیشتر آشکار می‌کند. محسن شجاعی راننده و محافظ شهید قرنی، که شاهد ترور او بوده، درباره‌ی نحوه‌ی این ترور می‌گوید:

یک روز متوجه شدم یک گروه نقاش ساختمان به خانه‌ی ایشان آمده تا جاهایی از منزل را رنگ کند. به نقاش گفتم شما که دارید اینجا کار می‌کنید، مواظب باشید که یک وقت در حیاط را باز نکنید. [...] یکی از نقاش‌ها روی نردبان بود، دیگری هم داشت نقاشی می‌کرد. یک پسر بچه هم همراهشان بود که سطل‌ها را تمیز می‌کرد. تیمسار یک سینی چای آورد. گفتم این‌ها که بالا نشسته‌اند مدام دارند ما را کنترل می‌کنند، منظورم کسانی بودند که از بالکن یکی از اتاق‌های هتل واقع در رو به روی خانه مشرف بودند. شهید قرنی گفت: تو چقدر به این‌ها گیر می‌دهی! حدود ساعت 9 صبح بود، [...] در خانه را زدند تا من بلند شدم که در را باز کنم، پسر بچه‌ای که کمک نقاش‌ها بود بی‌اختیار دوید و در را باز کرد تا من به بیرون برسم، یکی از آن فرقانی‌ها اسلحه کلاشینکف را زیر گلویم گذاشت، کلتم را [...] از من گرفت و با ضربه‌ای خشابش را بیرون پراند و خشاب را گوشه‌ی باغچه انداخت، کلتم را هم پرتاب کرد طرف دیگر حیاط. مهاجمین مرا هل دادند و به رویم رگبار بستند، من هم اشهدم را خواندم و به دیوار چسبیدم، [...] بعد به داخل دویدند. دو تیر شلیک کردند و سوار موتور شدند و به سرعت از محل رفتند. وقتی مهاجمین در بدو ورود ما را به رگبار بستند سیمان‌های دیوار مثل گلوله به صورت من پاشید اما گلوله‌ای به من نخورد. بعد از اینکه ضاربین فرار کردند من رفتم داخل حیاط و دیدم تیمسار گوشه‌ای از حیاط افتاده. یک گلوله به زانوی پای چپ و یک گلوله هم به سمت راست شکمش اصابت کرده بود، تیرها جایی نبود که بتوانند ایشان را بکشند ولی تقدیر چنان بود که تیمسار شهید شوند.

 

گزارش دکتر هادی منافی

دکتر هادی منافی که در لحظه‌ی شهادت بر بالین سپهبد محمدولی قرنی حضور داشته، دلیل شهادت را این گونه توضیح می‌دهد: [...] طبق روال عادی، به بیمارستان مهر رفتم که متوجه شدم تیمسار قرنی را غرق در خون در حوله به بیمارستان آورده‌اند. یک تیر به زیر جناق و گلوله دیگری هم به ران پای ایشان اصابت کرده بود. برای بیرون آوردن گلوله زیر جناق، تیمسار قرنی را به سرعت به اتاق عمل بردیم اما متأسفانه تیر به شریان اصلی و آئورت ایشان برخورد کرده و گروه خون شهید قرنی هم از نوع منفی و نایاب بود.

 

اعتراف ضارب

حمید نیکنام ضارب و عامل ترور سپهبد قرنی، چگونگی ترور اولین قربانی گروه فرقان را این گونه شرح می‌دهد:

قبلاً درست در شناسایی نبودم که بدانم چه شده ولی گمان کنم رضا یوسفی و محسن سیاه‌پوش برای شناسایی رفته بودند، سعید واحد و علی اسدی هم روزهای بعدی رفته بوده‌اند. روز آخر من آمدم که قرنی در حیاط بود و بعد محسن سیاه‌پوش از هتل خارج شد و من و رضا یوسفی بیرون آمدیم و قرار بود رضا مواظب آن شخص [محافظ سپهبد قرنی] باشد و من سراغ قرنی رفتم که در خانه‌اش باز بود. وقتی که قرنی را زدم به طرف در آمدم که متوجه شدم آن شخص دارد در را می‌بندد. اسلحه را به طرف پایین شلیک کرده و او از شلیک من خود را به زمین انداخته بود. بیرون آمدم و جواد (بهرام تیموری آذر) با موتور منتظر بود که با هم رفتیم.


تصویر شهید قرنی بر روی پرونده ساواکش