14 مرداد 1400

آیت الله خویی آخرین مرجع پیش از ظهور


رسول جعفریان

 آیت الله خویی آخرین مرجع پیش از ظهور

 حجت‌الاسلام رسول جعفریان در یادداشتی که در سایت خبرآنلاین منتشر شده، می نویسد:  مرحوم محمد شریف رازی (1301 ـ 1379ش) نویسنده کتاب «آثار الحجه»، «گنجینه دانشمندان» و «اختران فروزان ری و تهران» از چهر‌ه‌های قابل اعتنای در حوزه علمیه قم بود که سهم اولی و اساسی را در نگارش تاریخچه حوزه از تأسیس تا حوالی انقلاب داشت. وی تاریخنگاری سنتی و در عین حال تا اندازه ای آشنا با روشهای جدید بود که می‌دانست چه چیزهایی را باید ثبت کند.
به عبارت دیگر حس تاریخی او به ویژه در امر شرح حال نویسی قوی است. کتاب آثار الحجه او اثری کم مانند در تاریخ حوزه علمیه قم است که هرچه زمان بگذرد، اهمیت آن بیشتر آشکار خواهد شد.
اثر دایرة المعارفی او با عنوان گنجینه دانشمندان که در نه مجلد به چاپ رسیده، حاوی اطلاعات دست اول فراوانی است. وی علمای بلاد را بر حسب بلاد و شهرها تقسیم و شرح حال آنان را آورده است. این اثر که مع الاسف در چاپ بدشانس بود، اثری بسیار مهم است و باید هرچه زودتر با همت خانواده ایشان که هنوز تصاویر و اسناد را در اختیار دارند و همت مرکزی از مراکز موجود در حوزه علمیه قم بازچاپ شود. ایشان در مقدمه جلد نهم (چاپ 1370) گنجینه که ظاهرا آخرین مجلد است، از حملاتی که به وی صورت گرفته اظهار گلایه کرده و از دو اثر دیگر خود با عنوان معجم القبور و وفیات الاعلام هم که چاپ نشده یاد کرده است. آثار دیگری هم در ترجمه و متون دینی دارد که در شرح حال وی آورده‌اند.
اما نکته‌ای که در اینجا قصد بیانش را دارم، باوری است که این مرد بزرگ در باره مرجعیت آیت الله خویی داشت. وی ایشان را آخرین مرجع تقلید پیش از ظهور حضرت ولی عصر (ع) معرفی می‌کرد و در این باره اصرار داشت. نامبرده دست کم در دو مورد در کتاب گنجینه دانشمندان ازآن بزرگمرد یاد کرده و همین باور خود را به صراحت آورده است.
باز نخست، در مجلد دوم این کتاب ذیل شرح حال آیت الله خویی از پدرش با نام حاج سید علی اکبر موسوی خویی یاد کرده و می‌نویسد:
نگارنده گوید: جاى او اکنون خالیست که به بیند معظم له امروز زعیم على الاطلاق شیعه در عراق و بسیارى از کشورهاى عربى و غیره شیعه جهانست وصیت و صوتش جهانى را متوجه بوى ساخته است. و اینجانب در 1362 قمرى که براى تحصیل مشرف بودم بنجف در بحبوحه ریاست و مرجعیت تامه و عامه مرحوم آیت اللّه اصفهانى رحمة اللّه علیه که هنوز آنجناب اسمى نداشت و جز عده‌اى از فضلاء و علماء وی را چندان نمی‌شناختند و من اسم او را نشنیده بودم. شبى در عالم رؤیا خدمت یکى از معصومین علیهم السّلام مشرف شده و از علائم‌ ظهور حضرت ولى عصر ـ أرواحنا له الفداء ـ سؤال کردم. جواب‌هایى دادند که از آنها این بود «حاج سید ابو القاسم خوئى» یکى از مبشرات فرج است. خلاصه در روز آن از صاحب این اسم استفسار کرده گفتند یکى از مدرّسین نجف است، ولى اکنون در مسافرت می‌باشد. من در حرم حضرت امیر ـ علیه السّلام رزقنا اللّه زیارته و شفاعته ـ مشرف شده، عرض کردم: آقا جان! اگر این خواب صحیح و مکاشفه صادقه است، وقتى من این آقا را ملاقات کنم که در حرم مطهر حضور شما باشد، و براى احدى این خواب را نگفتم تا بعد از دو ماه تقریبا که یک روز صبح حال خوشى داشتم در حرم. دیدم سیدى در مقابل من ایستاده، برخاستم و نزدیک وى رفتم و سلام کردم و گفتم: آقاى حاج سید ابو القاسم خوئى شمائید؟ فرمودند: مقصود! گفتم: بفرمائید شمائید؟ گفتند: آرى منم پس جریان را عرض کردم و اضافه نمودم که من براى شما سه بشارت دارم 1- شما حاجى هستید و حج شما قبول شده (در صورتی که نمی‌دانستم این آقا حج رفته و یا نه) 2- شما سیّد هستید. 3- آن جناب از مبشرات فرج و ظهور مولاى ما حضرت صاحب الزمان روحى فداه می‌باشد. و الحمد للّه که از دنیا نرفته آن جناب را یکى از نواب عامّ و مراجع بنام دام ظلّه على رؤس الانام دیدم و انتظار دارم نمیرم و به بینم که معظم له پرچم شیعه را بدست گرفته و با منتظرین و انصار آنحضرت باستقبال حضرت می‌شتابد. ایشان همین مطلب را چنان که خواهد آمد سالها پیش از آن در آثار الحجه هم نوشته بوده است.
هشت سال پس از این نوشته، وقتی مقدمات انقلاب اسلامی فراهم شد و انقلاب فرا رسید، ایشان بار دیگر این مطلب را یادآور شد و چنین نوشت: 
... و بدانید که آن فقط و فقط در انحصار فرج و ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عجل الله فرجه الشریف) است؛ زیرا خداى جهان چنین مقدّر فرموده و به پیامبران سلف و پیامبر بزرگوار ما وعده فرموده (و انّه لا یخلف المیعاد.) و تمام امامان معصوم (ع) هم آن روز را وعده داده و امر به انتظار رسیدن آن روز نموده‌اند.
لکلّ اناس دولة یرغبونها
و دولتنا فی آخر الدهر تظهر
دلخوشى این حقیر سراپا تقصیر در این نهضت و انقلاب، به این است که متصل به فرج و آخرین انقلاب توحیدى جهانى ولىّ عصر ـ روحى له الفداء ـ است، زیرا آن طور که اهل نظر از اخبار و الهامات غیبى و مکاشفات رحمانى و پیشگوئى‌هاى بزرگان استنباط و اکتشاف کرده‌اند؛ یکى از علائم و مبشّرات بر چیده شدن سلطنت دو هزار و پانصد ساله ایران و برقرارى جمهورى اسلام است و دیگر مرجعیّت و زعامت آیت‌الله العظمى آقاى حاج سید ابوالقاسم خویى ـ مدّ ظله العالى الى ان یقوم الحجّه ان شاء الله ـ چنانچه در حدود 27 سال قبل در آثار الحجّه نوشتم؛ و در حدود هشت سال قبل هم در جلد دوم گنجینه دانشمندان تکرار نمودم‌.
فاش می‌ گویم وز گفته خود دلشادم
بنده حقم و از هر دو جهان آزادم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی 
آن شبی را که مرا مژده بداد استادم
که ابوالقاسم خویی است ز آیات فرج
پس به عشاق مر این تازه بشارت دادم
و دیگر شروع جنگ از ماه صفر تا ماه صفر که از صفر سال 1398 قمرى شروع شد تا ماه صفر سال 1399ق که دولت بختیار سقوط و دولت موقت اسلامى اعلان گردید؛ و دیگر وجود بعضى از کسانی که از علائم و محتوم است چون سفیانى و حسنى. [گنجینه دانشمندان: 8/ 407 – 408]
ایشان در مجلد هشتم گنجینه باز اشاراتی به این بحث دارند که ذکر آنها خالی از فایده نیست: ما در ترجمه غیبت طوسى علیه الرحمه بنام (تحفه قدسى یا علائم‌ ظهور مسعود مهدى موعود و در اینجا هم بعضى از آنها را یاد می کنیم.... نعمانی باسنادش از حضرت صادق علیه السلام آورده که فرمود سالیکه در آن صیحه آسمانى واقع شود. نشانه‌اى قبل از آن در ماه رجب خواهد بود. گوید: عرض کردم چه نشانه‌اى فرمود صورتى در ماه ظاهر و دستى دیده میشود.
(نویسنده گوید) بگفته بعضى از دانشمندان و خود این حقیر ممکن است همان صورتى که در- شب نیمه صفر 1399 قمرى- در ماه دیده شد و شبیه بصورت نایب الامام خمینى بود و ده‌ها هزار نفر در همه ایران دیدند باشد و ممکن است صورتى باشد که بعدا در ماه رجب دیده شود و الله اعلم‌.
نیز در همان کتاب باسنادش از یعقوب سراج حدیث نموده که گفت بحضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم. فرج شیعیان شما چه وقت خواهد بود. 
فرمود: هنگامیکه بین فرزندان عباس اختلاف واقع شود و آن اختلاف در سلطان ایشانست و افرادیکه طمع و امید سلطنت و تشکیل دولت نداشتند بطمع و هواى ریاست و حکومت در میان ایشان بسرش افتد. و عرب اختیار از کفش بیرون رود (و در تحت استعمار دول غربى و یا شرقى و یا کمونیزم قرار بگیرد) و هرصاحب پرچم و داعیه‌اى پرچم و داعیه خود را بلند کند و سفیانى (از شام ظاهر شود) و یمانى (از یمن) اقبال نماید و حسنى جنبش نماید صاحب این امر از مدینه بسوى مکه معظمه با میراث رسول خدا (ص) بیرون رود.
خلاصه روایات وارده در علائم ظهور و قیام آنحضرت بسیار است که‌ ذکر آن موجب اطناب است و کتابهائى حضرات اهل تسنن و یا دانشمندان شیعه در این موضوع نوشته‌اند زیاد است. از علائم و نشانه‌هاى قبل از ظهور و قیام جهانى آنحضرت بسیار بوقوع پیوسته و بعضى از آنها هم اصلش بوجود آمده و فرعش که از علائم حتمى است باقیمانده که انشاء الله آنهم بزودى واقع خواهد شد. بشارتهائى که این نویسنده از بزرگان و دانشمندان آگاه و روشن ضمیر شنیده و یا مکاشفات و منامات صادقانه که براى خود و دیگران واقع شده حاکى است که انشاء اللّه بزودى چشمها بجمال عدید المثالش روشن گردد و کلیه ویرانه‌ها به یمن ظهورش گلشن خواهد شد... [گنجینه: 8 / 398 – 400).
ایشان در کتاب آثار الحجه نیز که به سال 1332 ش چاپ شده است ذیل عنوان «یکی از علائم آخر زمان حوزه علمیه قم است»، با اشاره به پیشگویی‌های مسیح و شماری دیگر و این که از جمله مطالبی که می‌گفتند مربوط به علائم آخر زمان بوده، می‌نویسد: یکی از پیشگویی‌های رسول اکرم (ص) و حضرات ائمه هدی (ع) راجع به آخر الزمان، تأسیس حوزه علمیه قم و مرکز دانش و فضل شدن آن شهرستان است. [آثار الحجه، ج 1، ص 17 ـ 18].

رسول جعفریان در یادداشتی که در سایت خبرآنلاین منتشر شده، می نویسد:  مرحوم محمد شریف رازی (1301 ـ 1379ش) نویسنده کتاب «آثار الحجه»، «گنجینه دانشمندان» و «اختران فروزان ری و تهران» از چهر‌ه‌های قابل اعتنای در حوزه علمیه قم بود که سهم اولی و اساسی را در نگارش تاریخچه حوزه از تأسیس تا حوالی انقلاب داشت. وی تاریخنگاری سنتی و در عین حال تا اندازه ای آشنا با روشهای جدید بود که می‌دانست چه چیزهایی را باید ثبت کند.
به عبارت دیگر حس تاریخی او به ویژه در امر شرح حال نویسی قوی است. کتاب آثار الحجه او اثری کم مانند در تاریخ حوزه علمیه قم است که هرچه زمان بگذرد، اهمیت آن بیشتر آشکار خواهد شد.
اثر دایرة المعارفی او با عنوان گنجینه دانشمندان که در نه مجلد به چاپ رسیده، حاوی اطلاعات دست اول فراوانی است. وی علمای بلاد را بر حسب بلاد و شهرها تقسیم و شرح حال آنان را آورده است. این اثر که مع الاسف در چاپ بدشانس بود، اثری بسیار مهم است و باید هرچه زودتر با همت خانواده ایشان که هنوز تصاویر و اسناد را در اختیار دارند و همت مرکزی از مراکز موجود در حوزه علمیه قم بازچاپ شود. ایشان در مقدمه جلد نهم (چاپ 1370) گنجینه که ظاهرا آخرین مجلد است، از حملاتی که به وی صورت گرفته اظهار گلایه کرده و از دو اثر دیگر خود با عنوان معجم القبور و وفیات الاعلام هم که چاپ نشده یاد کرده است. آثار دیگری هم در ترجمه و متون دینی دارد که در شرح حال وی آورده‌اند.
اما نکته‌ای که در اینجا قصد بیانش را دارم، باوری است که این مرد بزرگ در باره مرجعیت آیت الله خویی داشت. وی ایشان را آخرین مرجع تقلید پیش از ظهور حضرت ولی عصر (ع) معرفی می‌کرد و در این باره اصرار داشت. نامبرده دست کم در دو مورد در کتاب گنجینه دانشمندان ازآن بزرگمرد یاد کرده و همین باور خود را به صراحت آورده است.
باز نخست، در مجلد دوم این کتاب ذیل شرح حال آیت الله خویی از پدرش با نام حاج سید علی اکبر موسوی خویی یاد کرده و می‌نویسد:
نگارنده گوید: جاى او اکنون خالیست که به بیند معظم له امروز زعیم على الاطلاق شیعه در عراق و بسیارى از کشورهاى عربى و غیره شیعه جهانست وصیت و صوتش جهانى را متوجه بوى ساخته است. و اینجانب در 1362 قمرى که براى تحصیل مشرف بودم بنجف در بحبوحه ریاست و مرجعیت تامه و عامه مرحوم آیت اللّه اصفهانى رحمة اللّه علیه که هنوز آنجناب اسمى نداشت و جز عده‌اى از فضلاء و علماء وی را چندان نمی‌شناختند و من اسم او را نشنیده بودم. شبى در عالم رؤیا خدمت یکى از معصومین علیهم السّلام مشرف شده و از علائم‌ ظهور حضرت ولى عصر ـ أرواحنا له الفداء ـ سؤال کردم. جواب‌هایى دادند که از آنها این بود «حاج سید ابو القاسم خوئى» یکى از مبشرات فرج است. خلاصه در روز آن از صاحب این اسم استفسار کرده گفتند یکى از مدرّسین نجف است، ولى اکنون در مسافرت می‌باشد. من در حرم حضرت امیر ـ علیه السّلام رزقنا اللّه زیارته و شفاعته ـ مشرف شده، عرض کردم: آقا جان! اگر این خواب صحیح و مکاشفه صادقه است، وقتى من این آقا را ملاقات کنم که در حرم مطهر حضور شما باشد، و براى احدى این خواب را نگفتم تا بعد از دو ماه تقریبا که یک روز صبح حال خوشى داشتم در حرم. دیدم سیدى در مقابل من ایستاده، برخاستم و نزدیک وى رفتم و سلام کردم و گفتم: آقاى حاج سید ابو القاسم خوئى شمائید؟ فرمودند: مقصود! گفتم: بفرمائید شمائید؟ گفتند: آرى منم پس جریان را عرض کردم و اضافه نمودم که من براى شما سه بشارت دارم 1- شما حاجى هستید و حج شما قبول شده (در صورتی که نمی‌دانستم این آقا حج رفته و یا نه) 2- شما سیّد هستید. 3- آن جناب از مبشرات فرج و ظهور مولاى ما حضرت صاحب الزمان روحى فداه می‌باشد. و الحمد للّه که از دنیا نرفته آن جناب را یکى از نواب عامّ و مراجع بنام دام ظلّه على رؤس الانام دیدم و انتظار دارم نمیرم و به بینم که معظم له پرچم شیعه را بدست گرفته و با منتظرین و انصار آنحضرت باستقبال حضرت می‌شتابد. ایشان همین مطلب را چنان که خواهد آمد سالها پیش از آن در آثار الحجه هم نوشته بوده است.
هشت سال پس از این نوشته، وقتی مقدمات انقلاب اسلامی فراهم شد و انقلاب فرا رسید، ایشان بار دیگر این مطلب را یادآور شد و چنین نوشت: 
... و بدانید که آن فقط و فقط در انحصار فرج و ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عجل الله فرجه الشریف) است؛ زیرا خداى جهان چنین مقدّر فرموده و به پیامبران سلف و پیامبر بزرگوار ما وعده فرموده (و انّه لا یخلف المیعاد.) و تمام امامان معصوم (ع) هم آن روز را وعده داده و امر به انتظار رسیدن آن روز نموده‌اند.
لکلّ اناس دولة یرغبونها
و دولتنا فی آخر الدهر تظهر
دلخوشى این حقیر سراپا تقصیر در این نهضت و انقلاب، به این است که متصل به فرج و آخرین انقلاب توحیدى جهانى ولىّ عصر ـ روحى له الفداء ـ است، زیرا آن طور که اهل نظر از اخبار و الهامات غیبى و مکاشفات رحمانى و پیشگوئى‌هاى بزرگان استنباط و اکتشاف کرده‌اند؛ یکى از علائم و مبشّرات بر چیده شدن سلطنت دو هزار و پانصد ساله ایران و برقرارى جمهورى اسلام است و دیگر مرجعیّت و زعامت آیت‌الله العظمى آقاى حاج سید ابوالقاسم خویى ـ مدّ ظله العالى الى ان یقوم الحجّه ان شاء الله ـ چنانچه در حدود 27 سال قبل در آثار الحجّه نوشتم؛ و در حدود هشت سال قبل هم در جلد دوم گنجینه دانشمندان تکرار نمودم‌.
فاش می‌ گویم وز گفته خود دلشادم
بنده حقم و از هر دو جهان آزادم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی 
آن شبی را که مرا مژده بداد استادم
که ابوالقاسم خویی است ز آیات فرج
پس به عشاق مر این تازه بشارت دادم
و دیگر شروع جنگ از ماه صفر تا ماه صفر که از صفر سال 1398 قمرى شروع شد تا ماه صفر سال 1399ق که دولت بختیار سقوط و دولت موقت اسلامى اعلان گردید؛ و دیگر وجود بعضى از کسانی که از علائم و محتوم است چون سفیانى و حسنى. [گنجینه دانشمندان: 8/ 407 – 408]
ایشان در مجلد هشتم گنجینه باز اشاراتی به این بحث دارند که ذکر آنها خالی از فایده نیست: ما در ترجمه غیبت طوسى علیه الرحمه بنام (تحفه قدسى یا علائم‌ ظهور مسعود مهدى موعود و در اینجا هم بعضى از آنها را یاد می کنیم.... نعمانی باسنادش از حضرت صادق علیه السلام آورده که فرمود سالیکه در آن صیحه آسمانى واقع شود. نشانه‌اى قبل از آن در ماه رجب خواهد بود. گوید: عرض کردم چه نشانه‌اى فرمود صورتى در ماه ظاهر و دستى دیده میشود.
(نویسنده گوید) بگفته بعضى از دانشمندان و خود این حقیر ممکن است همان صورتى که در- شب نیمه صفر 1399 قمرى- در ماه دیده شد و شبیه بصورت نایب الامام خمینى بود و ده‌ها هزار نفر در همه ایران دیدند باشد و ممکن است صورتى باشد که بعدا در ماه رجب دیده شود و الله اعلم‌.
نیز در همان کتاب باسنادش از یعقوب سراج حدیث نموده که گفت بحضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم. فرج شیعیان شما چه وقت خواهد بود. 
فرمود: هنگامیکه بین فرزندان عباس اختلاف واقع شود و آن اختلاف در سلطان ایشانست و افرادیکه طمع و امید سلطنت و تشکیل دولت نداشتند بطمع و هواى ریاست و حکومت در میان ایشان بسرش افتد. و عرب اختیار از کفش بیرون رود (و در تحت استعمار دول غربى و یا شرقى و یا کمونیزم قرار بگیرد) و هرصاحب پرچم و داعیه‌اى پرچم و داعیه خود را بلند کند و سفیانى (از شام ظاهر شود) و یمانى (از یمن) اقبال نماید و حسنى جنبش نماید صاحب این امر از مدینه بسوى مکه معظمه با میراث رسول خدا (ص) بیرون رود.
خلاصه روایات وارده در علائم ظهور و قیام آنحضرت بسیار است که‌ ذکر آن موجب اطناب است و کتابهائى حضرات اهل تسنن و یا دانشمندان شیعه در این موضوع نوشته‌اند زیاد است. از علائم و نشانه‌هاى قبل از ظهور و قیام جهانى آنحضرت بسیار بوقوع پیوسته و بعضى از آنها هم اصلش بوجود آمده و فرعش که از علائم حتمى است باقیمانده که انشاء الله آنهم بزودى واقع خواهد شد. بشارتهائى که این نویسنده از بزرگان و دانشمندان آگاه و روشن ضمیر شنیده و یا مکاشفات و منامات صادقانه که براى خود و دیگران واقع شده حاکى است که انشاء اللّه بزودى چشمها بجمال عدید المثالش روشن گردد و کلیه ویرانه‌ها به یمن ظهورش گلشن خواهد شد... [گنجینه: 8 / 398 – 400).
ایشان در کتاب آثار الحجه نیز که به سال 1332 ش چاپ شده است ذیل عنوان «یکی از علائم آخر زمان حوزه علمیه قم است»، با اشاره به پیشگویی‌های مسیح و شماری دیگر و این که از جمله مطالبی که می‌گفتند مربوط به علائم آخر زمان بوده، می‌نویسد: یکی از پیشگویی‌های رسول اکرم (ص) و حضرات ائمه هدی (ع) راجع به آخر الزمان، تأسیس حوزه علمیه قم و مرکز دانش و فضل شدن آن شهرستان است. [آثار الحجه، ج 1، ص 17 ـ 18].

رسول جعفریان در یادداشتی که در سایت خبرآنلاین منتشر شده، می نویسد:  مرحوم محمد شریف رازی (1301 ـ 1379ش) نویسنده کتاب «آثار الحجه»، «گنجینه دانشمندان» و «اختران فروزان ری و تهران» از چهر‌ه‌های قابل اعتنای در حوزه علمیه قم بود که سهم اولی و اساسی را در نگارش تاریخچه حوزه از تأسیس تا حوالی انقلاب داشت. وی تاریخنگاری سنتی و در عین حال تا اندازه ای آشنا با روشهای جدید بود که می‌دانست چه چیزهایی را باید ثبت کند.
به عبارت دیگر حس تاریخی او به ویژه در امر شرح حال نویسی قوی است. کتاب آثار الحجه او اثری کم مانند در تاریخ حوزه علمیه قم است که هرچه زمان بگذرد، اهمیت آن بیشتر آشکار خواهد شد.
اثر دایرة المعارفی او با عنوان گنجینه دانشمندان که در نه مجلد به چاپ رسیده، حاوی اطلاعات دست اول فراوانی است. وی علمای بلاد را بر حسب بلاد و شهرها تقسیم و شرح حال آنان را آورده است. این اثر که مع الاسف در چاپ بدشانس بود، اثری بسیار مهم است و باید هرچه زودتر با همت خانواده ایشان که هنوز تصاویر و اسناد را در اختیار دارند و همت مرکزی از مراکز موجود در حوزه علمیه قم بازچاپ شود. ایشان در مقدمه جلد نهم (چاپ 1370) گنجینه که ظاهرا آخرین مجلد است، از حملاتی که به وی صورت گرفته اظهار گلایه کرده و از دو اثر دیگر خود با عنوان معجم القبور و وفیات الاعلام هم که چاپ نشده یاد کرده است. آثار دیگری هم در ترجمه و متون دینی دارد که در شرح حال وی آورده‌اند.
اما نکته‌ای که در اینجا قصد بیانش را دارم، باوری است که این مرد بزرگ در باره مرجعیت آیت الله خویی داشت. وی ایشان را آخرین مرجع تقلید پیش از ظهور حضرت ولی عصر (ع) معرفی می‌کرد و در این باره اصرار داشت. نامبرده دست کم در دو مورد در کتاب گنجینه دانشمندان ازآن بزرگمرد یاد کرده و همین باور خود را به صراحت آورده است.
باز نخست، در مجلد دوم این کتاب ذیل شرح حال آیت الله خویی از پدرش با نام حاج سید علی اکبر موسوی خویی یاد کرده و می‌نویسد:
نگارنده گوید: جاى او اکنون خالیست که به بیند معظم له امروز زعیم على الاطلاق شیعه در عراق و بسیارى از کشورهاى عربى و غیره شیعه جهانست وصیت و صوتش جهانى را متوجه بوى ساخته است. و اینجانب در 1362 قمرى که براى تحصیل مشرف بودم بنجف در بحبوحه ریاست و مرجعیت تامه و عامه مرحوم آیت اللّه اصفهانى رحمة اللّه علیه که هنوز آنجناب اسمى نداشت و جز عده‌اى از فضلاء و علماء وی را چندان نمی‌شناختند و من اسم او را نشنیده بودم. شبى در عالم رؤیا خدمت یکى از معصومین علیهم السّلام مشرف شده و از علائم‌ ظهور حضرت ولى عصر ـ أرواحنا له الفداء ـ سؤال کردم. جواب‌هایى دادند که از آنها این بود «حاج سید ابو القاسم خوئى» یکى از مبشرات فرج است. خلاصه در روز آن از صاحب این اسم استفسار کرده گفتند یکى از مدرّسین نجف است، ولى اکنون در مسافرت می‌باشد. من در حرم حضرت امیر ـ علیه السّلام رزقنا اللّه زیارته و شفاعته ـ مشرف شده، عرض کردم: آقا جان! اگر این خواب صحیح و مکاشفه صادقه است، وقتى من این آقا را ملاقات کنم که در حرم مطهر حضور شما باشد، و براى احدى این خواب را نگفتم تا بعد از دو ماه تقریبا که یک روز صبح حال خوشى داشتم در حرم. دیدم سیدى در مقابل من ایستاده، برخاستم و نزدیک وى رفتم و سلام کردم و گفتم: آقاى حاج سید ابو القاسم خوئى شمائید؟ فرمودند: مقصود! گفتم: بفرمائید شمائید؟ گفتند: آرى منم پس جریان را عرض کردم و اضافه نمودم که من براى شما سه بشارت دارم 1- شما حاجى هستید و حج شما قبول شده (در صورتی که نمی‌دانستم این آقا حج رفته و یا نه) 2- شما سیّد هستید. 3- آن جناب از مبشرات فرج و ظهور مولاى ما حضرت صاحب الزمان روحى فداه می‌باشد. و الحمد للّه که از دنیا نرفته آن جناب را یکى از نواب عامّ و مراجع بنام دام ظلّه على رؤس الانام دیدم و انتظار دارم نمیرم و به بینم که معظم له پرچم شیعه را بدست گرفته و با منتظرین و انصار آنحضرت باستقبال حضرت می‌شتابد. ایشان همین مطلب را چنان که خواهد آمد سالها پیش از آن در آثار الحجه هم نوشته بوده است.
هشت سال پس از این نوشته، وقتی مقدمات انقلاب اسلامی فراهم شد و انقلاب فرا رسید، ایشان بار دیگر این مطلب را یادآور شد و چنین نوشت: 
... و بدانید که آن فقط و فقط در انحصار فرج و ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عجل الله فرجه الشریف) است؛ زیرا خداى جهان چنین مقدّر فرموده و به پیامبران سلف و پیامبر بزرگوار ما وعده فرموده (و انّه لا یخلف المیعاد.) و تمام امامان معصوم (ع) هم آن روز را وعده داده و امر به انتظار رسیدن آن روز نموده‌اند.
لکلّ اناس دولة یرغبونها
و دولتنا فی آخر الدهر تظهر
دلخوشى این حقیر سراپا تقصیر در این نهضت و انقلاب، به این است که متصل به فرج و آخرین انقلاب توحیدى جهانى ولىّ عصر ـ روحى له الفداء ـ است، زیرا آن طور که اهل نظر از اخبار و الهامات غیبى و مکاشفات رحمانى و پیشگوئى‌هاى بزرگان استنباط و اکتشاف کرده‌اند؛ یکى از علائم و مبشّرات بر چیده شدن سلطنت دو هزار و پانصد ساله ایران و برقرارى جمهورى اسلام است و دیگر مرجعیّت و زعامت آیت‌الله العظمى آقاى حاج سید ابوالقاسم خویى ـ مدّ ظله العالى الى ان یقوم الحجّه ان شاء الله ـ چنانچه در حدود 27 سال قبل در آثار الحجّه نوشتم؛ و در حدود هشت سال قبل هم در جلد دوم گنجینه دانشمندان تکرار نمودم‌.
فاش می‌ گویم وز گفته خود دلشادم
بنده حقم و از هر دو جهان آزادم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی 
آن شبی را که مرا مژده بداد استادم
که ابوالقاسم خویی است ز آیات فرج
پس به عشاق مر این تازه بشارت دادم
و دیگر شروع جنگ از ماه صفر تا ماه صفر که از صفر سال 1398 قمرى شروع شد تا ماه صفر سال 1399ق که دولت بختیار سقوط و دولت موقت اسلامى اعلان گردید؛ و دیگر وجود بعضى از کسانی که از علائم و محتوم است چون سفیانى و حسنى. [گنجینه دانشمندان: 8/ 407 – 408]
ایشان در مجلد هشتم گنجینه باز اشاراتی به این بحث دارند که ذکر آنها خالی از فایده نیست: ما در ترجمه غیبت طوسى علیه الرحمه بنام (تحفه قدسى یا علائم‌ ظهور مسعود مهدى موعود و در اینجا هم بعضى از آنها را یاد می کنیم.... نعمانی باسنادش از حضرت صادق علیه السلام آورده که فرمود سالیکه در آن صیحه آسمانى واقع شود. نشانه‌اى قبل از آن در ماه رجب خواهد بود. گوید: عرض کردم چه نشانه‌اى فرمود صورتى در ماه ظاهر و دستى دیده میشود.
(نویسنده گوید) بگفته بعضى از دانشمندان و خود این حقیر ممکن است همان صورتى که در- شب نیمه صفر 1399 قمرى- در ماه دیده شد و شبیه بصورت نایب الامام خمینى بود و ده‌ها هزار نفر در همه ایران دیدند باشد و ممکن است صورتى باشد که بعدا در ماه رجب دیده شود و الله اعلم‌.
نیز در همان کتاب باسنادش از یعقوب سراج حدیث نموده که گفت بحضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم. فرج شیعیان شما چه وقت خواهد بود. 
فرمود: هنگامیکه بین فرزندان عباس اختلاف واقع شود و آن اختلاف در سلطان ایشانست و افرادیکه طمع و امید سلطنت و تشکیل دولت نداشتند بطمع و هواى ریاست و حکومت در میان ایشان بسرش افتد. و عرب اختیار از کفش بیرون رود (و در تحت استعمار دول غربى و یا شرقى و یا کمونیزم قرار بگیرد) و هرصاحب پرچم و داعیه‌اى پرچم و داعیه خود را بلند کند و سفیانى (از شام ظاهر شود) و یمانى (از یمن) اقبال نماید و حسنى جنبش نماید صاحب این امر از مدینه بسوى مکه معظمه با میراث رسول خدا (ص) بیرون رود.
خلاصه روایات وارده در علائم ظهور و قیام آنحضرت بسیار است که‌ ذکر آن موجب اطناب است و کتابهائى حضرات اهل تسنن و یا دانشمندان شیعه در این موضوع نوشته‌اند زیاد است. از علائم و نشانه‌هاى قبل از ظهور و قیام جهانى آنحضرت بسیار بوقوع پیوسته و بعضى از آنها هم اصلش بوجود آمده و فرعش که از علائم حتمى است باقیمانده که انشاء الله آنهم بزودى واقع خواهد شد. بشارتهائى که این نویسنده از بزرگان و دانشمندان آگاه و روشن ضمیر شنیده و یا مکاشفات و منامات صادقانه که براى خود و دیگران واقع شده حاکى است که انشاء اللّه بزودى چشمها بجمال عدید المثالش روشن گردد و کلیه ویرانه‌ها به یمن ظهورش گلشن خواهد شد... [گنجینه: 8 / 398 – 400).
ایشان در کتاب آثار الحجه نیز که به سال 1332 ش چاپ شده است ذیل عنوان «یکی از علائم آخر زمان حوزه علمیه قم است»، با اشاره به پیشگویی‌های مسیح و شماری دیگر و این که از جمله مطالبی که می‌گفتند مربوط به علائم آخر زمان بوده، می‌نویسد: یکی از پیشگویی‌های رسول اکرم (ص) و حضرات ائمه هدی (ع) راجع به آخر الزمان، تأسیس حوزه علمیه قم و مرکز دانش و فضل شدن آن شهرستان است. [آثار الحجه، ج 1، ص 17 ـ 18].

رسول جعفریان در یادداشتی که در سایت خبرآنلاین منتشر شده، می نویسد:  مرحوم محمد شریف رازی (1301 ـ 1379ش) نویسنده کتاب «آثار الحجه»، «گنجینه دانشمندان» و «اختران فروزان ری و تهران» از چهر‌ه‌های قابل اعتنای در حوزه علمیه قم بود که سهم اولی و اساسی را در نگارش تاریخچه حوزه از تأسیس تا حوالی انقلاب داشت. وی تاریخنگاری سنتی و در عین حال تا اندازه ای آشنا با روشهای جدید بود که می‌دانست چه چیزهایی را باید ثبت کند.
به عبارت دیگر حس تاریخی او به ویژه در امر شرح حال نویسی قوی است. کتاب آثار الحجه او اثری کم مانند در تاریخ حوزه علمیه قم است که هرچه زمان بگذرد، اهمیت آن بیشتر آشکار خواهد شد.
اثر دایرة المعارفی او با عنوان گنجینه دانشمندان که در نه مجلد به چاپ رسیده، حاوی اطلاعات دست اول فراوانی است. وی علمای بلاد را بر حسب بلاد و شهرها تقسیم و شرح حال آنان را آورده است. این اثر که مع الاسف در چاپ بدشانس بود، اثری بسیار مهم است و باید هرچه زودتر با همت خانواده ایشان که هنوز تصاویر و اسناد را در اختیار دارند و همت مرکزی از مراکز موجود در حوزه علمیه قم بازچاپ شود. ایشان در مقدمه جلد نهم (چاپ 1370) گنجینه که ظاهرا آخرین مجلد است، از حملاتی که به وی صورت گرفته اظهار گلایه کرده و از دو اثر دیگر خود با عنوان معجم القبور و وفیات الاعلام هم که چاپ نشده یاد کرده است. آثار دیگری هم در ترجمه و متون دینی دارد که در شرح حال وی آورده‌اند.
اما نکته‌ای که در اینجا قصد بیانش را دارم، باوری است که این مرد بزرگ در باره مرجعیت آیت الله خویی داشت. وی ایشان را آخرین مرجع تقلید پیش از ظهور حضرت ولی عصر (ع) معرفی می‌کرد و در این باره اصرار داشت. نامبرده دست کم در دو مورد در کتاب گنجینه دانشمندان ازآن بزرگمرد یاد کرده و همین باور خود را به صراحت آورده است.
باز نخست، در مجلد دوم این کتاب ذیل شرح حال آیت الله خویی از پدرش با نام حاج سید علی اکبر موسوی خویی یاد کرده و می‌نویسد:
نگارنده گوید: جاى او اکنون خالیست که به بیند معظم له امروز زعیم على الاطلاق شیعه در عراق و بسیارى از کشورهاى عربى و غیره شیعه جهانست وصیت و صوتش جهانى را متوجه بوى ساخته است. و اینجانب در 1362 قمرى که براى تحصیل مشرف بودم بنجف در بحبوحه ریاست و مرجعیت تامه و عامه مرحوم آیت اللّه اصفهانى رحمة اللّه علیه که هنوز آنجناب اسمى نداشت و جز عده‌اى از فضلاء و علماء وی را چندان نمی‌شناختند و من اسم او را نشنیده بودم. شبى در عالم رؤیا خدمت یکى از معصومین علیهم السّلام مشرف شده و از علائم‌ ظهور حضرت ولى عصر ـ أرواحنا له الفداء ـ سؤال کردم. جواب‌هایى دادند که از آنها این بود «حاج سید ابو القاسم خوئى» یکى از مبشرات فرج است. خلاصه در روز آن از صاحب این اسم استفسار کرده گفتند یکى از مدرّسین نجف است، ولى اکنون در مسافرت می‌باشد. من در حرم حضرت امیر ـ علیه السّلام رزقنا اللّه زیارته و شفاعته ـ مشرف شده، عرض کردم: آقا جان! اگر این خواب صحیح و مکاشفه صادقه است، وقتى من این آقا را ملاقات کنم که در حرم مطهر حضور شما باشد، و براى احدى این خواب را نگفتم تا بعد از دو ماه تقریبا که یک روز صبح حال خوشى داشتم در حرم. دیدم سیدى در مقابل من ایستاده، برخاستم و نزدیک وى رفتم و سلام کردم و گفتم: آقاى حاج سید ابو القاسم خوئى شمائید؟ فرمودند: مقصود! گفتم: بفرمائید شمائید؟ گفتند: آرى منم پس جریان را عرض کردم و اضافه نمودم که من براى شما سه بشارت دارم 1- شما حاجى هستید و حج شما قبول شده (در صورتی که نمی‌دانستم این آقا حج رفته و یا نه) 2- شما سیّد هستید. 3- آن جناب از مبشرات فرج و ظهور مولاى ما حضرت صاحب الزمان روحى فداه می‌باشد. و الحمد للّه که از دنیا نرفته آن جناب را یکى از نواب عامّ و مراجع بنام دام ظلّه على رؤس الانام دیدم و انتظار دارم نمیرم و به بینم که معظم له پرچم شیعه را بدست گرفته و با منتظرین و انصار آنحضرت باستقبال حضرت می‌شتابد. ایشان همین مطلب را چنان که خواهد آمد سالها پیش از آن در آثار الحجه هم نوشته بوده است.
هشت سال پس از این نوشته، وقتی مقدمات انقلاب اسلامی فراهم شد و انقلاب فرا رسید، ایشان بار دیگر این مطلب را یادآور شد و چنین نوشت: 
... و بدانید که آن فقط و فقط در انحصار فرج و ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عجل الله فرجه الشریف) است؛ زیرا خداى جهان چنین مقدّر فرموده و به پیامبران سلف و پیامبر بزرگوار ما وعده فرموده (و انّه لا یخلف المیعاد.) و تمام امامان معصوم (ع) هم آن روز را وعده داده و امر به انتظار رسیدن آن روز نموده‌اند.
لکلّ اناس دولة یرغبونها
و دولتنا فی آخر الدهر تظهر
دلخوشى این حقیر سراپا تقصیر در این نهضت و انقلاب، به این است که متصل به فرج و آخرین انقلاب توحیدى جهانى ولىّ عصر ـ روحى له الفداء ـ است، زیرا آن طور که اهل نظر از اخبار و الهامات غیبى و مکاشفات رحمانى و پیشگوئى‌هاى بزرگان استنباط و اکتشاف کرده‌اند؛ یکى از علائم و مبشّرات بر چیده شدن سلطنت دو هزار و پانصد ساله ایران و برقرارى جمهورى اسلام است و دیگر مرجعیّت و زعامت آیت‌الله العظمى آقاى حاج سید ابوالقاسم خویى ـ مدّ ظله العالى الى ان یقوم الحجّه ان شاء الله ـ چنانچه در حدود 27 سال قبل در آثار الحجّه نوشتم؛ و در حدود هشت سال قبل هم در جلد دوم گنجینه دانشمندان تکرار نمودم‌.
فاش می‌ گویم وز گفته خود دلشادم
بنده حقم و از هر دو جهان آزادم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی 
آن شبی را که مرا مژده بداد استادم
که ابوالقاسم خویی است ز آیات فرج
پس به عشاق مر این تازه بشارت دادم
و دیگر شروع جنگ از ماه صفر تا ماه صفر که از صفر سال 1398 قمرى شروع شد تا ماه صفر سال 1399ق که دولت بختیار سقوط و دولت موقت اسلامى اعلان گردید؛ و دیگر وجود بعضى از کسانی که از علائم و محتوم است چون سفیانى و حسنى. [گنجینه دانشمندان: 8/ 407 – 408]
ایشان در مجلد هشتم گنجینه باز اشاراتی به این بحث دارند که ذکر آنها خالی از فایده نیست: ما در ترجمه غیبت طوسى علیه الرحمه بنام (تحفه قدسى یا علائم‌ ظهور مسعود مهدى موعود و در اینجا هم بعضى از آنها را یاد می کنیم.... نعمانی باسنادش از حضرت صادق علیه السلام آورده که فرمود سالیکه در آن صیحه آسمانى واقع شود. نشانه‌اى قبل از آن در ماه رجب خواهد بود. گوید: عرض کردم چه نشانه‌اى فرمود صورتى در ماه ظاهر و دستى دیده میشود.
(نویسنده گوید) بگفته بعضى از دانشمندان و خود این حقیر ممکن است همان صورتى که در- شب نیمه صفر 1399 قمرى- در ماه دیده شد و شبیه بصورت نایب الامام خمینى بود و ده‌ها هزار نفر در همه ایران دیدند باشد و ممکن است صورتى باشد که بعدا در ماه رجب دیده شود و الله اعلم‌.
نیز در همان کتاب باسنادش از یعقوب سراج حدیث نموده که گفت بحضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم. فرج شیعیان شما چه وقت خواهد بود. 
فرمود: هنگامیکه بین فرزندان عباس اختلاف واقع شود و آن اختلاف در سلطان ایشانست و افرادیکه طمع و امید سلطنت و تشکیل دولت نداشتند بطمع و هواى ریاست و حکومت در میان ایشان بسرش افتد. و عرب اختیار از کفش بیرون رود (و در تحت استعمار دول غربى و یا شرقى و یا کمونیزم قرار بگیرد) و هرصاحب پرچم و داعیه‌اى پرچم و داعیه خود را بلند کند و سفیانى (از شام ظاهر شود) و یمانى (از یمن) اقبال نماید و حسنى جنبش نماید صاحب این امر از مدینه بسوى مکه معظمه با میراث رسول خدا (ص) بیرون رود.
خلاصه روایات وارده در علائم ظهور و قیام آنحضرت بسیار است که‌ ذکر آن موجب اطناب است و کتابهائى حضرات اهل تسنن و یا دانشمندان شیعه در این موضوع نوشته‌اند زیاد است. از علائم و نشانه‌هاى قبل از ظهور و قیام جهانى آنحضرت بسیار بوقوع پیوسته و بعضى از آنها هم اصلش بوجود آمده و فرعش که از علائم حتمى است باقیمانده که انشاء الله آنهم بزودى واقع خواهد شد. بشارتهائى که این نویسنده از بزرگان و دانشمندان آگاه و روشن ضمیر شنیده و یا مکاشفات و منامات صادقانه که براى خود و دیگران واقع شده حاکى است که انشاء اللّه بزودى چشمها بجمال عدید المثالش روشن گردد و کلیه ویرانه‌ها به یمن ظهورش گلشن خواهد شد... [گنجینه: 8 / 398 – 400).
ایشان در کتاب آثار الحجه نیز که به سال 1332 ش چاپ شده است ذیل عنوان «یکی از علائم آخر زمان حوزه علمیه قم است»، با اشاره به پیشگویی‌های مسیح و شماری دیگر و این که از جمله مطالبی که می‌گفتند مربوط به علائم آخر زمان بوده، می‌نویسد: یکی از پیشگویی‌های رسول اکرم (ص) و حضرات ائمه هدی (ع) راجع به آخر الزمان، تأسیس حوزه علمیه قم و مرکز دانش و فضل شدن آن شهرستان است. [آثار الحجه، ج 1، ص 17 ـ 18].

رسول جعفریان در یادداشتی که در سایت خبرآنلاین منتشر شده، می نویسد:  مرحوم محمد شریف رازی (1301 ـ 1379ش) نویسنده کتاب «آثار الحجه»، «گنجینه دانشمندان» و «اختران فروزان ری و تهران» از چهر‌ه‌های قابل اعتنای در حوزه علمیه قم بود که سهم اولی و اساسی را در نگارش تاریخچه حوزه از تأسیس تا حوالی انقلاب داشت. وی تاریخنگاری سنتی و در عین حال تا اندازه ای آشنا با روشهای جدید بود که می‌دانست چه چیزهایی را باید ثبت کند.
به عبارت دیگر حس تاریخی او به ویژه در امر شرح حال نویسی قوی است. کتاب آثار الحجه او اثری کم مانند در تاریخ حوزه علمیه قم است که هرچه زمان بگذرد، اهمیت آن بیشتر آشکار خواهد شد.
اثر دایرة المعارفی او با عنوان گنجینه دانشمندان که در نه مجلد به چاپ رسیده، حاوی اطلاعات دست اول فراوانی است. وی علمای بلاد را بر حسب بلاد و شهرها تقسیم و شرح حال آنان را آورده است. این اثر که مع الاسف در چاپ بدشانس بود، اثری بسیار مهم است و باید هرچه زودتر با همت خانواده ایشان که هنوز تصاویر و اسناد را در اختیار دارند و همت مرکزی از مراکز موجود در حوزه علمیه قم بازچاپ شود. ایشان در مقدمه جلد نهم (چاپ 1370) گنجینه که ظاهرا آخرین مجلد است، از حملاتی که به وی صورت گرفته اظهار گلایه کرده و از دو اثر دیگر خود با عنوان معجم القبور و وفیات الاعلام هم که چاپ نشده یاد کرده است. آثار دیگری هم در ترجمه و متون دینی دارد که در شرح حال وی آورده‌اند.
اما نکته‌ای که در اینجا قصد بیانش را دارم، باوری است که این مرد بزرگ در باره مرجعیت آیت الله خویی داشت. وی ایشان را آخرین مرجع تقلید پیش از ظهور حضرت ولی عصر (ع) معرفی می‌کرد و در این باره اصرار داشت. نامبرده دست کم در دو مورد در کتاب گنجینه دانشمندان ازآن بزرگمرد یاد کرده و همین باور خود را به صراحت آورده است.
باز نخست، در مجلد دوم این کتاب ذیل شرح حال آیت الله خویی از پدرش با نام حاج سید علی اکبر موسوی خویی یاد کرده و می‌نویسد:
نگارنده گوید: جاى او اکنون خالیست که به بیند معظم له امروز زعیم على الاطلاق شیعه در عراق و بسیارى از کشورهاى عربى و غیره شیعه جهانست وصیت و صوتش جهانى را متوجه بوى ساخته است. و اینجانب در 1362 قمرى که براى تحصیل مشرف بودم بنجف در بحبوحه ریاست و مرجعیت تامه و عامه مرحوم آیت اللّه اصفهانى رحمة اللّه علیه که هنوز آنجناب اسمى نداشت و جز عده‌اى از فضلاء و علماء وی را چندان نمی‌شناختند و من اسم او را نشنیده بودم. شبى در عالم رؤیا خدمت یکى از معصومین علیهم السّلام مشرف شده و از علائم‌ ظهور حضرت ولى عصر ـ أرواحنا له الفداء ـ سؤال کردم. جواب‌هایى دادند که از آنها این بود «حاج سید ابو القاسم خوئى» یکى از مبشرات فرج است. خلاصه در روز آن از صاحب این اسم استفسار کرده گفتند یکى از مدرّسین نجف است، ولى اکنون در مسافرت می‌باشد. من در حرم حضرت امیر ـ علیه السّلام رزقنا اللّه زیارته و شفاعته ـ مشرف شده، عرض کردم: آقا جان! اگر این خواب صحیح و مکاشفه صادقه است، وقتى من این آقا را ملاقات کنم که در حرم مطهر حضور شما باشد، و براى احدى این خواب را نگفتم تا بعد از دو ماه تقریبا که یک روز صبح حال خوشى داشتم در حرم. دیدم سیدى در مقابل من ایستاده، برخاستم و نزدیک وى رفتم و سلام کردم و گفتم: آقاى حاج سید ابو القاسم خوئى شمائید؟ فرمودند: مقصود! گفتم: بفرمائید شمائید؟ گفتند: آرى منم پس جریان را عرض کردم و اضافه نمودم که من براى شما سه بشارت دارم 1- شما حاجى هستید و حج شما قبول شده (در صورتی که نمی‌دانستم این آقا حج رفته و یا نه) 2- شما سیّد هستید. 3- آن جناب از مبشرات فرج و ظهور مولاى ما حضرت صاحب الزمان روحى فداه می‌باشد. و الحمد للّه که از دنیا نرفته آن جناب را یکى از نواب عامّ و مراجع بنام دام ظلّه على رؤس الانام دیدم و انتظار دارم نمیرم و به بینم که معظم له پرچم شیعه را بدست گرفته و با منتظرین و انصار آنحضرت باستقبال حضرت می‌شتابد. ایشان همین مطلب را چنان که خواهد آمد سالها پیش از آن در آثار الحجه هم نوشته بوده است.
هشت سال پس از این نوشته، وقتی مقدمات انقلاب اسلامی فراهم شد و انقلاب فرا رسید، ایشان بار دیگر این مطلب را یادآور شد و چنین نوشت: 
... و بدانید که آن فقط و فقط در انحصار فرج و ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عجل الله فرجه الشریف) است؛ زیرا خداى جهان چنین مقدّر فرموده و به پیامبران سلف و پیامبر بزرگوار ما وعده فرموده (و انّه لا یخلف المیعاد.) و تمام امامان معصوم (ع) هم آن روز را وعده داده و امر به انتظار رسیدن آن روز نموده‌اند.
لکلّ اناس دولة یرغبونها
و دولتنا فی آخر الدهر تظهر
دلخوشى این حقیر سراپا تقصیر در این نهضت و انقلاب، به این است که متصل به فرج و آخرین انقلاب توحیدى جهانى ولىّ عصر ـ روحى له الفداء ـ است، زیرا آن طور که اهل نظر از اخبار و الهامات غیبى و مکاشفات رحمانى و پیشگوئى‌هاى بزرگان استنباط و اکتشاف کرده‌اند؛ یکى از علائم و مبشّرات بر چیده شدن سلطنت دو هزار و پانصد ساله ایران و برقرارى جمهورى اسلام است و دیگر مرجعیّت و زعامت آیت‌الله العظمى آقاى حاج سید ابوالقاسم خویى ـ مدّ ظله العالى الى ان یقوم الحجّه ان شاء الله ـ چنانچه در حدود 27 سال قبل در آثار الحجّه نوشتم؛ و در حدود هشت سال قبل هم در جلد دوم گنجینه دانشمندان تکرار نمودم‌.
فاش می‌ گویم وز گفته خود دلشادم
بنده حقم و از هر دو جهان آزادم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی 
آن شبی را که مرا مژده بداد استادم
که ابوالقاسم خویی است ز آیات فرج
پس به عشاق مر این تازه بشارت دادم
و دیگر شروع جنگ از ماه صفر تا ماه صفر که از صفر سال 1398 قمرى شروع شد تا ماه صفر سال 1399ق که دولت بختیار سقوط و دولت موقت اسلامى اعلان گردید؛ و دیگر وجود بعضى از کسانی که از علائم و محتوم است چون سفیانى و حسنى. [گنجینه دانشمندان: 8/ 407 – 408]
ایشان در مجلد هشتم گنجینه باز اشاراتی به این بحث دارند که ذکر آنها خالی از فایده نیست: ما در ترجمه غیبت طوسى علیه الرحمه بنام (تحفه قدسى یا علائم‌ ظهور مسعود مهدى موعود و در اینجا هم بعضى از آنها را یاد می کنیم.... نعمانی باسنادش از حضرت صادق علیه السلام آورده که فرمود سالیکه در آن صیحه آسمانى واقع شود. نشانه‌اى قبل از آن در ماه رجب خواهد بود. گوید: عرض کردم چه نشانه‌اى فرمود صورتى در ماه ظاهر و دستى دیده میشود.
(نویسنده گوید) بگفته بعضى از دانشمندان و خود این حقیر ممکن است همان صورتى که در- شب نیمه صفر 1399 قمرى- در ماه دیده شد و شبیه بصورت نایب الامام خمینى بود و ده‌ها هزار نفر در همه ایران دیدند باشد و ممکن است صورتى باشد که بعدا در ماه رجب دیده شود و الله اعلم‌.
نیز در همان کتاب باسنادش از یعقوب سراج حدیث نموده که گفت بحضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم. فرج شیعیان شما چه وقت خواهد بود. 
فرمود: هنگامیکه بین فرزندان عباس اختلاف واقع شود و آن اختلاف در سلطان ایشانست و افرادیکه طمع و امید سلطنت و تشکیل دولت نداشتند بطمع و هواى ریاست و حکومت در میان ایشان بسرش افتد. و عرب اختیار از کفش بیرون رود (و در تحت استعمار دول غربى و یا شرقى و یا کمونیزم قرار بگیرد) و هرصاحب پرچم و داعیه‌اى پرچم و داعیه خود را بلند کند و سفیانى (از شام ظاهر شود) و یمانى (از یمن) اقبال نماید و حسنى جنبش نماید صاحب این امر از مدینه بسوى مکه معظمه با میراث رسول خدا (ص) بیرون رود.
خلاصه روایات وارده در علائم ظهور و قیام آنحضرت بسیار است که‌ ذکر آن موجب اطناب است و کتابهائى حضرات اهل تسنن و یا دانشمندان شیعه در این موضوع نوشته‌اند زیاد است. از علائم و نشانه‌هاى قبل از ظهور و قیام جهانى آنحضرت بسیار بوقوع پیوسته و بعضى از آنها هم اصلش بوجود آمده و فرعش که از علائم حتمى است باقیمانده که انشاء الله آنهم بزودى واقع خواهد شد. بشارتهائى که این نویسنده از بزرگان و دانشمندان آگاه و روشن ضمیر شنیده و یا مکاشفات و منامات صادقانه که براى خود و دیگران واقع شده حاکى است که انشاء اللّه بزودى چشمها بجمال عدید المثالش روشن گردد و کلیه ویرانه‌ها به یمن ظهورش گلشن خواهد شد... [گنجینه: 8 / 398 – 400).
ایشان در کتاب آثار الحجه نیز که به سال 1332 ش چاپ شده است ذیل عنوان «یکی از علائم آخر زمان حوزه علمیه قم است»، با اشاره به پیشگویی‌های مسیح و شماری دیگر و این که از جمله مطالبی که می‌گفتند مربوط به علائم آخر زمان بوده، می‌نویسد: یکی از پیشگویی‌های رسول اکرم (ص) و حضرات ائمه هدی (ع) راجع به آخر الزمان، تأسیس حوزه علمیه قم و مرکز دانش و فضل شدن آن شهرستان است. [آثار الحجه، ج 1، ص 17 ـ 18].

رسول جعفریان در یادداشتی که در سایت خبرآنلاین منتشر شده، می نویسد:  مرحوم محمد شریف رازی (1301 ـ 1379ش) نویسنده کتاب «آثار الحجه»، «گنجینه دانشمندان» و «اختران فروزان ری و تهران» از چهر‌ه‌های قابل اعتنای در حوزه علمیه قم بود که سهم اولی و اساسی را در نگارش تاریخچه حوزه از تأسیس تا حوالی انقلاب داشت. وی تاریخنگاری سنتی و در عین حال تا اندازه ای آشنا با روشهای جدید بود که می‌دانست چه چیزهایی را باید ثبت کند.
به عبارت دیگر حس تاریخی او به ویژه در امر شرح حال نویسی قوی است. کتاب آثار الحجه او اثری کم مانند در تاریخ حوزه علمیه قم است که هرچه زمان بگذرد، اهمیت آن بیشتر آشکار خواهد شد.
اثر دایرة المعارفی او با عنوان گنجینه دانشمندان که در نه مجلد به چاپ رسیده، حاوی اطلاعات دست اول فراوانی است. وی علمای بلاد را بر حسب بلاد و شهرها تقسیم و شرح حال آنان را آورده است. این اثر که مع الاسف در چاپ بدشانس بود، اثری بسیار مهم است و باید هرچه زودتر با همت خانواده ایشان که هنوز تصاویر و اسناد را در اختیار دارند و همت مرکزی از مراکز موجود در حوزه علمیه قم بازچاپ شود. ایشان در مقدمه جلد نهم (چاپ 1370) گنجینه که ظاهرا آخرین مجلد است، از حملاتی که به وی صورت گرفته اظهار گلایه کرده و از دو اثر دیگر خود با عنوان معجم القبور و وفیات الاعلام هم که چاپ نشده یاد کرده است. آثار دیگری هم در ترجمه و متون دینی دارد که در شرح حال وی آورده‌اند.
اما نکته‌ای که در اینجا قصد بیانش را دارم، باوری است که این مرد بزرگ در باره مرجعیت آیت الله خویی داشت. وی ایشان را آخرین مرجع تقلید پیش از ظهور حضرت ولی عصر (ع) معرفی می‌کرد و در این باره اصرار داشت. نامبرده دست کم در دو مورد در کتاب گنجینه دانشمندان ازآن بزرگمرد یاد کرده و همین باور خود را به صراحت آورده است.
باز نخست، در مجلد دوم این کتاب ذیل شرح حال آیت الله خویی از پدرش با نام حاج سید علی اکبر موسوی خویی یاد کرده و می‌نویسد:
نگارنده گوید: جاى او اکنون خالیست که به بیند معظم له امروز زعیم على الاطلاق شیعه در عراق و بسیارى از کشورهاى عربى و غیره شیعه جهانست وصیت و صوتش جهانى را متوجه بوى ساخته است. و اینجانب در 1362 قمرى که براى تحصیل مشرف بودم بنجف در بحبوحه ریاست و مرجعیت تامه و عامه مرحوم آیت اللّه اصفهانى رحمة اللّه علیه که هنوز آنجناب اسمى نداشت و جز عده‌اى از فضلاء و علماء وی را چندان نمی‌شناختند و من اسم او را نشنیده بودم. شبى در عالم رؤیا خدمت یکى از معصومین علیهم السّلام مشرف شده و از علائم‌ ظهور حضرت ولى عصر ـ أرواحنا له الفداء ـ سؤال کردم. جواب‌هایى دادند که از آنها این بود «حاج سید ابو القاسم خوئى» یکى از مبشرات فرج است. خلاصه در روز آن از صاحب این اسم استفسار کرده گفتند یکى از مدرّسین نجف است، ولى اکنون در مسافرت می‌باشد. من در حرم حضرت امیر ـ علیه السّلام رزقنا اللّه زیارته و شفاعته ـ مشرف شده، عرض کردم: آقا جان! اگر این خواب صحیح و مکاشفه صادقه است، وقتى من این آقا را ملاقات کنم که در حرم مطهر حضور شما باشد، و براى احدى این خواب را نگفتم تا بعد از دو ماه تقریبا که یک روز صبح حال خوشى داشتم در حرم. دیدم سیدى در مقابل من ایستاده، برخاستم و نزدیک وى رفتم و سلام کردم و گفتم: آقاى حاج سید ابو القاسم خوئى شمائید؟ فرمودند: مقصود! گفتم: بفرمائید شمائید؟ گفتند: آرى منم پس جریان را عرض کردم و اضافه نمودم که من براى شما سه بشارت دارم 1- شما حاجى هستید و حج شما قبول شده (در صورتی که نمی‌دانستم این آقا حج رفته و یا نه) 2- شما سیّد هستید. 3- آن جناب از مبشرات فرج و ظهور مولاى ما حضرت صاحب الزمان روحى فداه می‌باشد. و الحمد للّه که از دنیا نرفته آن جناب را یکى از نواب عامّ و مراجع بنام دام ظلّه على رؤس الانام دیدم و انتظار دارم نمیرم و به بینم که معظم له پرچم شیعه را بدست گرفته و با منتظرین و انصار آنحضرت باستقبال حضرت می‌شتابد. ایشان همین مطلب را چنان که خواهد آمد سالها پیش از آن در آثار الحجه هم نوشته بوده است.
هشت سال پس از این نوشته، وقتی مقدمات انقلاب اسلامی فراهم شد و انقلاب فرا رسید، ایشان بار دیگر این مطلب را یادآور شد و چنین نوشت: 
... و بدانید که آن فقط و فقط در انحصار فرج و ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عجل الله فرجه الشریف) است؛ زیرا خداى جهان چنین مقدّر فرموده و به پیامبران سلف و پیامبر بزرگوار ما وعده فرموده (و انّه لا یخلف المیعاد.) و تمام امامان معصوم (ع) هم آن روز را وعده داده و امر به انتظار رسیدن آن روز نموده‌اند.
لکلّ اناس دولة یرغبونها
و دولتنا فی آخر الدهر تظهر
دلخوشى این حقیر سراپا تقصیر در این نهضت و انقلاب، به این است که متصل به فرج و آخرین انقلاب توحیدى جهانى ولىّ عصر ـ روحى له الفداء ـ است، زیرا آن طور که اهل نظر از اخبار و الهامات غیبى و مکاشفات رحمانى و پیشگوئى‌هاى بزرگان استنباط و اکتشاف کرده‌اند؛ یکى از علائم و مبشّرات بر چیده شدن سلطنت دو هزار و پانصد ساله ایران و برقرارى جمهورى اسلام است و دیگر مرجعیّت و زعامت آیت‌الله العظمى آقاى حاج سید ابوالقاسم خویى ـ مدّ ظله العالى الى ان یقوم الحجّه ان شاء الله ـ چنانچه در حدود 27 سال قبل در آثار الحجّه نوشتم؛ و در حدود هشت سال قبل هم در جلد دوم گنجینه دانشمندان تکرار نمودم‌.
فاش می‌ گویم وز گفته خود دلشادم
بنده حقم و از هر دو جهان آزادم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی 
آن شبی را که مرا مژده بداد استادم
که ابوالقاسم خویی است ز آیات فرج
پس به عشاق مر این تازه بشارت دادم
و دیگر شروع جنگ از ماه صفر تا ماه صفر که از صفر سال 1398 قمرى شروع شد تا ماه صفر سال 1399ق که دولت بختیار سقوط و دولت موقت اسلامى اعلان گردید؛ و دیگر وجود بعضى از کسانی که از علائم و محتوم است چون سفیانى و حسنى. [گنجینه دانشمندان: 8/ 407 – 408]
ایشان در مجلد هشتم گنجینه باز اشاراتی به این بحث دارند که ذکر آنها خالی از فایده نیست: ما در ترجمه غیبت طوسى علیه الرحمه بنام (تحفه قدسى یا علائم‌ ظهور مسعود مهدى موعود و در اینجا هم بعضى از آنها را یاد می کنیم.... نعمانی باسنادش از حضرت صادق علیه السلام آورده که فرمود سالیکه در آن صیحه آسمانى واقع شود. نشانه‌اى قبل از آن در ماه رجب خواهد بود. گوید: عرض کردم چه نشانه‌اى فرمود صورتى در ماه ظاهر و دستى دیده میشود.
(نویسنده گوید) بگفته بعضى از دانشمندان و خود این حقیر ممکن است همان صورتى که در- شب نیمه صفر 1399 قمرى- در ماه دیده شد و شبیه بصورت نایب الامام خمینى بود و ده‌ها هزار نفر در همه ایران دیدند باشد و ممکن است صورتى باشد که بعدا در ماه رجب دیده شود و الله اعلم‌.
نیز در همان کتاب باسنادش از یعقوب سراج حدیث نموده که گفت بحضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم. فرج شیعیان شما چه وقت خواهد بود. 
فرمود: هنگامیکه بین فرزندان عباس اختلاف واقع شود و آن اختلاف در سلطان ایشانست و افرادیکه طمع و امید سلطنت و تشکیل دولت نداشتند بطمع و هواى ریاست و حکومت در میان ایشان بسرش افتد. و عرب اختیار از کفش بیرون رود (و در تحت استعمار دول غربى و یا شرقى و یا کمونیزم قرار بگیرد) و هرصاحب پرچم و داعیه‌اى پرچم و داعیه خود را بلند کند و سفیانى (از شام ظاهر شود) و یمانى (از یمن) اقبال نماید و حسنى جنبش نماید صاحب این امر از مدینه بسوى مکه معظمه با میراث رسول خدا (ص) بیرون رود.
خلاصه روایات وارده در علائم ظهور و قیام آنحضرت بسیار است که‌ ذکر آن موجب اطناب است و کتابهائى حضرات اهل تسنن و یا دانشمندان شیعه در این موضوع نوشته‌اند زیاد است. از علائم و نشانه‌هاى قبل از ظهور و قیام جهانى آنحضرت بسیار بوقوع پیوسته و بعضى از آنها هم اصلش بوجود آمده و فرعش که از علائم حتمى است باقیمانده که انشاء الله آنهم بزودى واقع خواهد شد. بشارتهائى که این نویسنده از بزرگان و دانشمندان آگاه و روشن ضمیر شنیده و یا مکاشفات و منامات صادقانه که براى خود و دیگران واقع شده حاکى است که انشاء اللّه بزودى چشمها بجمال عدید المثالش روشن گردد و کلیه ویرانه‌ها به یمن ظهورش گلشن خواهد شد... [گنجینه: 8 / 398 – 400).
ایشان در کتاب آثار الحجه نیز که به سال 1332 ش چاپ شده است ذیل عنوان «یکی از علائم آخر زمان حوزه علمیه قم است»، با اشاره به پیشگویی‌های مسیح و شماری دیگر و این که از جمله مطالبی که می‌گفتند مربوط به علائم آخر زمان بوده، می‌نویسد: یکی از پیشگویی‌های رسول اکرم (ص) و حضرات ائمه هدی (ع) راجع به آخر الزمان، تأسیس حوزه علمیه قم و مرکز دانش و فضل شدن آن شهرستان است. [آثار الحجه، ج 1، ص 17 ـ 18].


شفقنا