06 مهر 1405
مردِ ایستادگی در برابر استعمار
ناگفتههای از زندگی آیتالله خالصی
پس از تأسیس حکومت پادشاهی عراق تحت قیمومت بریتانیا و تلاش برای تصویب معاهده انگلیس و عراق در سال ۱۹۲۲ میلادی، بدنه سیاسی حاکم بر این کشور با بحران مشروعیت روبرو شد. در این مقطع، پادشاه وقت با هدف تثبیت قدرت خود و تأمین منافع بریتانیا، به دنبال تأسیس مجلسی فرمایشی بود؛ اما صدور فتوای تحریم انتخابات از سوی تعدادی از مراجع و علمای برجسته شیعه، مانعی جدی در مسیر این سیاست ایجاد کرد. در همین راستا، آیتالله شیخ مهدی خالصی بهعنوان یکی از رهبران اصلی مبارزه با استعمار نقش مهمی ایفا کرد.
او در عراق اولین کسی بود که حکم مبارزه با انگلیسیها را صادر کرد و در کاظمین تظاهرات بر علیه دولت عراق را بنا نهاد. تقابل دربار وابسته عراق و مرجعیت شیعی به نقطهای رسید که در ۴ تیرماه ۱۳۰۲، مأموران با یورشی شبانه، این مرجع عالیقدر را دستگیر و به حجاز تبعید کردند. بااینحال، نقشه استعمار برای انزوای سیاسی ایشان زیاد به درازا نکشید. نهایتاً پس از انجام حج، آیتالله خالصی در ۷ مهر ۱۳۰۲ راهی ایران شد و در بوشهر مورد استقبال مردم قرار گرفت.
برش پیشرو، روایتی مستند از همین وقایع است که از زبان فرزند آیتالله مهدی خالصی، شیخ محمد خالصی بیان شده است. روایت این موضوع در صفحات ٢٢١ تا ٢٢٤ از کتاب «آه از این راه» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب در زمستان ١٣٩٧ و توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی منتشر شده است.
حذف مرجعیت
پس از بازگشت سید قاطع به بغداد، فیصل فهمید که [...] تا وقتی پدرم در عراق باشد او نمیتواند پارلمان فرمایشی درست کند. اربابان انگلیسیاش نیز این را دریافته بودند. [...] پیش از آمدن فیصل، انگلیسها قادر به تبعید علمایی مانند پدرم نبودند ولی فیصل که آمد، دستور دادند پدرم را بازداشت کند؛ چون پدرم تنها مانع اجرای مقاصد انگلیس و دژ مستحکم مسلمانان بود. [...] فیصل بهمحض دریافت دستور بازداشت پدرم، در صدد اجرای امر اربابان انگلیسیاش برآمد. فقط نگران بود که چون، پیشتر، اوراقی حاوی عهد و پیمان برای قیام علیه انگلیسها و نجات عراق از دستشان به پدرم سپرده، اینک اگر پدرم را بازداشت کند و ایشان نیز اسناد مذکور را فاش سازد، شاید دیگر قانع کردن انگلیسها به این سادگی نباشد که باور کنند فیصل با آن عهد و پیمانهای مکتوب، فقط قصد فریب پدرم را داشته یا میخواسته افکار عمومی را بفریبد و اگر در آن اسناد اظهار دشمنی با انگلیس و ابراز صداقت با مسلمانان کرده است، به همین دلیل بوده است. پس درنگ میکرد که نخست از آن اسناد آسودهخاطر شود.
[...] پدرم گفت من میدانستم که فیصل قصد بازداشتم را دارد ولی چون روزی به من اعتماد کرده و چنان مدارکی بهدستم سپرده بود نمیخواستم در جواب آن اعتماد، به او خیانت کنم. وقتی آن اوراق را از من خواست همه را آتش زدم [...] تا هیچکس از فحوایش مطلع نگردد.
آغاز تبعید
وقتی فیصل مطمئن شد که آن کاغذها را سوزاندهام، چند شرطه [...] به کاظمین فرستاد. [...] آمدند صحن حرم، مدرسه و منزل ما را محاصره و دو برادرم [...] و چند طلبه را گرفته به بغداد بردند [...]. دولت فیصل با آن کار میخواست عراق و عراقیان را محک بزند [...] دیدند که عراق هیچ تکانی نخورد و آن دستگیریها موجب قیام و جنبشی نشد. [...] چنین شد که آن کابینه خائن تصمیم به بازداشت و تبعید پدرم گرفت. [...] سه ساعت از نیمهشب دهم ذیقعده سال ۱۳۶۱ قمری گذشته، ماموران در کاظمین به خانه ما ریخته پدر را بازداشت کرده به بغداد میبرند. [...] و همه را سوار کرده به بصره میفرستند. [...] در بصره با کشتی به هند تبعیدشان کرده از آنجا به عدن میفرستند.
دیدار در حجاز
آنجا حاکم [انگلیسی] عدن آمده، از تبعید شدن پدرم عذر میخواهد و تلگرام دولت ایران را نشان میدهد که دعوت کرده بوده پدرم راهی ایران گردد. حاکم میگوید شما آزادید. پدرم راهی مکه میشود [...]. صبح روز هشتم ذیالحجه[1] وارد مکه میشود و فریضهٔ حج بهجای آورده راهی مدینه میگردد. [...] در نشستی که با شریف حسین داشته، میبیند او نیرنگ خورده و [...] از کمک کردن به کفار علیه دولت اسلام [عثمانی] در جنگ اول جهانی پشیمان است. از پسرش فیصل نیز به بدی یاد کرده دشنام میداده [...].
اتحاد علیه استعمار
وقتی پدرم به یقین رسید که فیصل عاق پدر شده و شریف حسین میخواهد لکه ننگی را بشوید [...] او را ترغیب میکند که در حجاز و دیگر اماکن به دعوتگری برای اسلام بپردازد تا پدرم نیز مسلمانان هند، عراق، ایران، سوریه و دیگر جاها را به کمکش بخواند.
دعوت به ایران
پدرم به دعوت رسمی احمدشاه و کابینه میرزا حسن خان پیرنیا (مشیرالدوله)، عازم ایران شد. در آن ایام میرزا محمدخان مصدقالسلطنه وزیر خارجه، و رضاخان سردارسپه وزیر جنگ کابینه بودند. احمدشاه چند تلگرام دعوت برای پدرم مخابره کرده بود. کابینه دولت ایران نیز تلگرام دعوت جداگانهای فرستاد. پدرم بیش از یکصد تلگرام دعوت رسمی و تعداد بیشماری دعوت غیررسمی برای عزیمت به ایران دریافت کرده بود.
[1] ۲۱ تیرماه ۱۳۰۲.