03 آبان 1400

اسدالله علم از سستی پایه‌های حکومت شاه مطلع بود


اسدالله علم از سستی پایه‌های حکومت شاه مطلع بود

 روز 5 آبان 1342 کابینه امیراسدالله علم از مجلس شورای ملی رأی اعتماد گرفت. علم در ۲۸ تیر ۱۳۴۱ یک روز پس از برکناری دکتر علی امینی از سوی شاه مامور تشکیل کابینه شده بود. او که یک بار در ۲۹ مهر ۱۳۴۲ طبق یک عرف پارلمانی استعفا داده و مجدداً مأمور تشکیل کابینه شده بود، در روز ۵ و ۸ آذر همان سال به ترتیب از مجلس شورای ملی و مجلس سنا رای اعتماد گرفت. اما سرانجام در ۱۷ اسفند ۱۳۴۲ به دستور شاه از مقام خود کناره‌گیری کرد و جای خود را به حسنعلی منصور دبیر کل «حزب ایران نوین» سپرد. اسدالله علم در دوران بیست ماهه نخست وزیری خویش فردی رام و مطیع کامل اوامر شاه بود. اعضای کابینه او غالباً کسانی بودند که در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها همکاری داشتند. شاه در این دوره ضمن تسلط کامل بر ارتش، ساواک و نیروی انتظامی، برنامه رفرم مورد نظر واشنگتن را بی دغدغه دنبال می‌کرد.

 اسدالله علم فرزند محمدابراهیم خان علم (شوکت‌الملک) امیر قائنات در 1298ش در بیرجند متولد شد. تحصیلات خود را در بیرجند و تهران انجام داد و از دانشکده کشاورزی کرج فارغ‌التحصیل گردید. وی پس از فوت پدر، حکمران سیستان و بلوچستان شد. در دولت محمد ساعد به وزارت کشور رسید و در ترمیم همین کابینه به وزارت کشاورزی منصوب شد. وی در دولت رجبعلی منصور نیز همان سمت را داشت و در دولت رزم‌آرا به وزارت کار منصوب شد. در جریان کودتای 28 مرداد 1332 علم نقش فعالی ایفا کرد و پس از کودتا نیز به گفته ارتشبد فردوست «سهم اساسی در برکناری سپهبد زاهدی از مسند نخست‌وزیری داشت». او با روی کار آمدن حسین علاء به وزارت کشور رسید و در 1336 به عنوان دبیرکل حزب مردم انتخاب شد و تا مهر 1339 در این حزب بود و یک سال بعد به مدیرعاملی بنیاد پهلوی منصوب شد.

مهمترین وقایع دوران نخست‌وزیری او تصویب طرح لایحه انجمن ایالتی و ولایتی، اعتراض روحانیون و لغو این لایحه، رفراندوم ششم بهمن و همچنین سرکوب قیام پانزدهم خرداد 1342 و تبعید امام خمینی بود. علاوه بر وقایع فوق انتخابات دوره 21 مجلس شورای ملی و دوره چهارم مجلس سنا را پس از دو سال فترت برنامه‌ریزی و مدیریت کرد.

  اسدالله علم در ۲۱ آبان ۱۳۴۵ به سمت وزارت دربار منصوب شد و تا ۱۸ مرداد ۱۳۵۶ که به دلیل ابتلاء به بیماری سرطان خون در یکی از بیمارستان‌های آمریکا بستری شده بود، این سمت را به مدت یازده سال بر عهده داشت. تاجگذاری محمدرضا پهلوی و جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی در دوران وزارت دربار او انجام شد. شاه پس از بیماری علم، وی را کنار گذاشت و امیرعباس هویدا را به وزارت دربار منصوب کرد.

 هنگامی که در 25 فروردین 1357 اسدالله علم درگذشت در ظاهر امر هنوز رژیم پهلوی موقعیت ناامید کننده‌ای نداشت و به نظر می‌رسید از استحکام سیاسی و اقتصادی و نظامی لازم جهت ادامه حیات برخوردار است، اما اسدالله علم که سالهای طولانی از عمر خود را در صحنه سیاسی کشور سپری کرده بود، به ویژه به دنبال انتصابش به وزارت دربار - که پس از شاه، کلیدی ترین نقش را در سیاست گذاری کشور برعهده داشت - بیش از هر کس دیگری به روند مشکلات سیاسی اقتصادی کشور و خطرات پیش روی رژیم پهلوی واقف بود. علم در طول حیات سیاسی‌اش به رغم تمام تلاشهایی که جهت حفظ و تحکیم موقعیت رژیم پهلوی از خود نشان می‌داد، از کاستی‌ها و مشکلات عدیده کشور به خوبی آگاهی داشت. به همین دلیل حداقل از هنگامی که به وزارت دربار منصوب شد، پیوسته نوعی نگرانی از وضعیت رژیم پهلوی و خطراتی که آن را تهدید می‌کرد، داشت. او به رغم تلاش پیگیر و بدون وقفه‌اش جهت حفظ قدرت رژیم پهلوی به این نکته کاملاً وقوف داشت که نظام حاکم بر کشور یک نظام عقب مانده به لحاظ سیاسی و اقتصادی است و برای تداوم حیات سیاسی آن باید دقت عمل و اصلاحات سیاسی بیشتری صورت بگیرد. علم خود شاهد فروریختن نظامهای سیاسی مشابه رژیم پهلوی در گوشه و کنار جهان بود. از سوی دیگر در یک مقایسه سطحی میان نظام سیاسی حاکم بر ایران با سایر نظامهای سیاسی می‌توانست به راحتی از شکنندگی موقعیت حاکم بر ایران آگاهی یابد. به همین دلیل بود که به ویژه در نوشته‌های خصوصی‌اش که گاه در باره برخی از آنها با شاه گفت و گو کرده بود با حالتی از بیم، تحولات سیاسی و اجتماعی کشور را پیگیری می‌کرد. البته روند حوادث سیاسی کشور نیز درستی نگرانی و بیم اسدالله علم را مدت کوتاهی پس از مرگ وی به اثبات رساند. علم در 25 فروردین 1357 درگذشت. 9 ماه بعد، شاه از کشور گریخت و یک ماه پس از آن رژیم سلطنتی فروریخت.

 علم که از دوستان بسیار نزدیک و محرم اسرار محمدرضا پهلوی بود از خود یادداشت‌های محرمانه‌ای به جا گذاشته است. این یادداشت‌ها حاوی گزارش‌هایی است از وضعیت دربار پهلوی و شخصت شاه، بی اعتنایی او به معضلات کشور، مفاسد درباریان و انحرافات اخلاقی آنان، دزدیها و حیف و میل‌های مالی خاندان سلطنتی و سایر آنچه که در فهرست دلایل مردم برای انقلاب علیه دودمان پهلوی قرار داشت.

 منابع:

آسیه آل احمد، مقاله «امیراسدالله علم»، سایت موسسه تاریخ معاصر ایران

باقر عاقلی، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، جلد ۲

مظفر شاهدی، مردی برای تمام فصول، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۹ صفحه ۷۳۲