27 شهریور 1405
رسوایی «آلستوم»
خاموشیهای گسترده در ایران در تابستان ۱۳۵۶
«وابستگی» یکی از ویژگیهای بنیادین رژیم پهلوی به شمار میآمد و در تمام شئون و جهات این رژیم به چشم میخورد. از جمله این وابستگیها میتوان به صنعت آب و برق اشاره کرد. این صنعت همچون دیگر صنایع ایران در قبضه شرکتهای غربی بود و ایرانیان تقریباً در هیچکدام از فرایندهای تولید و استفاده از آن نقشی نداشتند. یکی از شرکتهایی که در صنعت برق ایران در میانه دهه ۱۳۵۰ تأثیر مهمی داشت، شرکت فرانسوی «آلستوم» بود. شرکت آلستوم که طبق گزارش روزنامه اطلاعات قرار بود در بهار سال ۱۳۵۶ هزار مگاوات برق در اختیار شبکه سراسری قرار دهد، «با دو مرتبه بدقولی و عدم توانایی نتوانست حتی ۶۵ مگاوات برق را تحویل دهد.» این بدعهدی شرکت فرانسوی، سبب خاموشیهای گستردهای در سراسر کشور شد و خسارات سنگینی به بار آورد.
روزنامه اطلاعات مورخه ۲۶ تیرماه ۱۳۵۶ در قسمت «سخن روز» خود در اینباره مینویسد:«تنگنایی که بر اثر بدقولی پیمانکار در مورد نیروی برق پیش آمده بود، به خاطر اختلال فنی مولدهای سدّ رضاشاه کبیر به طور غیرمنتظره شدت یافته و کشور ما را با یک بحران واقعی روبرو ساخته است. این بحران اکنون در سراسر کشور ما دامان گسترده است. صرفهجویی در مصرف برق که تا چند هفته پیش میتوانست کمبودهای ناشی از تأخیر در به کار افتادن مولدهای جدید را جبران کند، اکنون دیگر کافی نیست و دولت ناگزیر از اتخاذ روشهای اضطراری شده است. کوچهها و خیابانهای تاریک در شهرهای ایران منظره خاموشیهای زمان جنگ را به خاطر میآورد. خاموشیهای منظم، در این اوج گرما، مجال زندگانی راحت را از خانوادههای ایرانی سلب میکند. به غذاهایی که در یخچالها نگهداری میشود نمیتوان اعتماد کرد. گرمای چهل درجه - و بیشتر - در ساعات خاموشی برق مردم را دچار خفقان میسازد. بسیاری از مشاغل که به وجود برق وابسته است عملاً متوقف میماند. محدودیت برنامههای تلویزیون، خانوادهها را از سرگرمی معمول و متعارفشان محروم میسازد و تازه، اینها عوارض ساده و قابل اغماض تنگنای برق است. آنچه مسأله برق را از صورت یک تنگنا به یک بحران - با مفهوم واقعی کلمه - تبدیل کرده، تأثیر آن بر فعالیتهای جاری و به ویژه امور صنعتی کشور است...».
نویسنده مقاله در ادامه به علت این بحران میپردازد:«حال ببینید این وضع اعصابفرسا و این همه صدمه و خسارت را به چه کس مدیونیم و از چه بابت؟! جوابش خیلی ساده است: این مرارت را ما از بابت خوشباوری خودمان و از ناحیه پیمانکار خارجی، یعنی مؤسسه آلستوم، متحمل میشویم. در بررسی قضیه اول باید خودمان را به خاطر این خوشباوری ملامت کنیم. به خاطر اعتماد بیدلیل به ادعاهای دیگران و روحیه گذشت و اغماض و بلندنظری خاص شرقی[!] که هنوز هم در مقام داد و ستد با کمپانیهای بیرحم و بیانصاف خارجی مراعات میکنیم. اما از این مؤسسه پر مدعا نیز باید پرسید اینست نمونه نظم و وجدان کار اروپایی؟ این است مفهوم تکنولوژی پیشرفته و تکنیک متکی بر تجربه طولانی «آلستوم»؟ آیا یک چنین شرکتی که موجودیتش در گرو قراردادهای بزرگ خارجی - از نوع قرارداد با ایران - است میتواند از اثرات رسوایی و فضاحتی که در ایران به بار آورده است برکنار بماند؟ بیقیدی در انجام تعهدات و ناتوانی در زمینه اجرای پروژه تولید برق که نام «آلستوم» را در ایران به لیست سیاه پیمانکاران خارجی سپرده است، یقیناً اعتبار این مؤسسه پر مدعا را در انظار جهانیان به یک پول سیاه تنزل خواهد داد و کشورهای دیگر را هشیار خواهد ساخت تا در ارجاع کار به «آلستوم» احتیاط کنند.»
در کشاکش اخبار مربوط به خاموشیهای برق و رسوایی شرکت «آلستوم»، خبر تکاندهنده دیگری در روزنامه اطلاعات ۴ مردادماه ۱۳۵۶ درج شد:«برای خرید نیروگاه برق، ایران یک میلیارد فرانک از بانکهای فرانسه وام میگیرد».