28 دی 1399

گام نهم ؛ نیمه دوم مرداد 1357


 

 شور اعتراضات همه گیر که با شروع ماه مبارک رمضان آغاز شده بود، همچنان ادامه یافت؛ به طوری که پلیس تهران در گزارشهای خود اعلام کرد که این اجتماعات و تظاهرات امری بیسابقه است. پلیس خسته تهران در یکی از گزارشهای خود نوشت: «حدود 600 مسجد و تکیه در تهران موجود است. در کمترین محل حدود 100 تا 500 نفر، در مساجد مهم تا بیست هزار نفر تجمع مینمایند. عوامل ناراحت در این جمعیتها وارد میشوند. وعاظ ناراحت جمعیت را تحریک به اغتشاش و حمله به پلیس و تحریک و تهدید به شورش مینمایند و پس از خاتمه، مستمعین تحریک شده توسط عوامل ناراحت هدایت گردیده و با دادن شعارهای ضدمیهنی و ادای کلمات رکیک حتی به شخص اول مملکت به شهر  ریخته» و... .

 این موضوع فقط به تهران ختم نمیشود بلکه وضعیتی مشابه در دیگر شهرهای ایران حاکم بود. سه شهید در خرمآباد، سه شهید در تنکابن، یک شهید در قزوین و شهیدی دیگر در اردکان که با گلوله مأموران رژیم شاه به شهادت رسیدند، حکایت از گستره تظاهرات در شهرهای مختلف ایران دارد که در ماه مبارک رمضان به وقوع پیوست. حجم این تظاهرات به نحوی بود که روز بیستوسوم مردادماه، خبرنگار آسوشیتدپرس در بررسی کلی موقعیت کشور، پیشبینی کرد برقراری حکومت نظامی امری محتمل است.

 واپسین داغی که در مردادماه گرم 1357 بر دل مردم گذاشته شد، فاجعه آتش گرفتن سینما رکس آبادان و سوختن 377 انسان در تالار نمایش این سینمای کهنه بود. بیشک این رویداد تلخ - که یادآوریاش پس از سه دهه آسمان روح آدمی را تیره و غمزده میکند - یک شوک بزرگ بود. حکومت شاه پس از این فاجعه تلاش کرد انقلابیون و مبارزان مسلمان را عامل این فاجعه نشان دهد، چرا که پیش از آن در تظاهرات و راهپیماییها، مردم شیشه سینماها را به دلیل پخش فیلمهای غیراخلاقی شکسته بودند. اما کمتر از چهل ساعت پس از فاجعه، وقتی مردم آبادان در گورستان شهر علیه رئیس شهربانی آبادان، دولت آموزگار و حکومت شاه شعار دادند و همراه به خاک سپردن عزیزانشان، عاملان این جنایت را در شعارهایشان فریاد کردند، ورق برگشت. امام خمینی، روحانیون طراز اول، گروههای سیاسی و حتی گروههای مسلح با انتشار اعلامیههایی با نشانه رفتن حکومت، آن را عامل این فاجعه معرفی کردند و گفتند، کسانی که برای آزادی مردم مبارزه میکنند، هرگز مردم را به کام آتش نمیکشند.


هدایت الله بهبودی، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش 31