04 فروردین 1398

محکومیت هویدا در دادگاه انقلاب اسلامی


احمد سجادپور

محکومیت هویدا در دادگاه انقلاب اسلامی

مقدمه

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، محاکمه سران فاسد رژیم سابق از مهمترین اولویت­های انقلابیون و خواست عمومی ملت بود. در این میان تعداد زیادی از این مفسدین توانستند به خارج از ایران فرار کنند اما تعدادی از آنها توسط نیروهای انقلابی دستگیر شده و محاکمه گردیدند. مهمترین شخصیت رژیم پهلوی که نتوانست فرار کند و محاکمه گردید و درنهایت اعدام شد، امیرعباس هویدا نخست وزیر رژیم پهلوی بود. هویدا 13 سال نخست وزیر گوش به فرمانی برای شاه و استعمار غرب بود و حاصل این دوران وضعیت فلاکت بار جامعه ایران به لحاظ اقتصادی و فرهنگی بود. همچنین هویدا باعث نفوذ پردامنه ­تر آمریکا در ایران شد. هویدا بعد از انقلاب تلاش فروانی برای فرار نمود و در این راه حمایت غرب را نیز داشت اما موفق به این کار نشد. هویدا در دادگاه انقلاب تنها دفاعی که از خود داشت این بود که سیستم و رژیم بوده که همه کاره بوده و افراد بی­گناه هستند اما در واقع همین افراد فاسد بودند که سیستم را بوجود آورده و باعث ویرانی و وابستگی جامعه شده بودند.

1-تبارشناسی هویدا

امیرعباس هویدا در سال1298 شمسی در آخرین سال­های حکومت احمدشاه قاجار در محله ولی آباد تهران و از پیوند دو خانواده نسبتا ثروتمند ایرانی متولد شد. نام پدرش حبیب­الله عین الملک بود. خانواده هویدا از پیروان فرقه بهائیت بوده و شکی نیست که میرزا رضا قناد پدر بزرگ هویدا بهایی بوده است (میلانی،1387: 53). عباس افندی پسر بزرگ حسنعلی بهاء بعد از مرگ پدرش به رهبری فرقه بهائیت برگزیده شد. حبیب­الله عین الملک تحت نفوذ مستقیم عباس افندی قرار داشت. در یادداشتی که از عباس افندی برجای مانده وی از هوادارانش خواسته به هر ترتیبی که شده برای حبیب­ الله مسئولیتی مهیا کنند (رجال پهلوی به روایت اسناد ساواک، 1382: 9). همچنین آمده است که علت نامگذاری هویدا به امیرعباس «در نزدیکی و همدمی پدر وی با فرقه بهائیت و بخصوص رهبر این گروه، عباس افندی نهفته است» (فایضی مهابادی،1378: 50).

حبیب ­الله در زمینه ترجمه متون خارجی با روزنامه رعد همکاری داشت، همچنین مقالاتی در این روزنامه نوشت از جمله هشت مقاله پیاپی که در دفاع از قرارداد استعماری 1919 نگاشت (هدایتی آذر، 1384: 16). هویدا دوساله بود که پدرش سرکنسول ایران در دمشق شد. میلانی در وصف پدر هویدا آورده است که وی «مردی اخمو بود. علائق و عواطفش را به راحتی نشان نمی­داد. در عین حال خودخور بود و از خود راضی. گاه هم به افسردگی دچار می شد». پدر هویدا در 25 اسفند 1314 درگذشت (میلانی،1387: 52-51).

مادر هویدا زنی به نام افسرالملوک و از تبار قاجارها بود. خانواده مادری هویدا در دوره قاجار به روشنفکری و تجدد شهره بودند. پدربزرگ مادری هویدا به خاطر عقاید خاصش در دربار ناصرالدین شاه به «کفری» مشهور بود. مادر هویدا تا چهار سال بعد از تیرباران هویدا زنده بود. (هدایتی آذر، 1384: 17).

2-هویدا پیش از دوران نخست وزیری

دوران کودکی هویدا به دلیل شغل پدرش در دمشق سپری شد و «پس از انتقال خانواده­اش به بیروت مدرسه فرانسوی­ها برای تحصیل او انتخاب شد. مدرسه­ای که به طور غیررسمی وابسته به دولت فرانسه بود و توسط تشکیلاتی که خود را میسیون لائیک می­خواند اداره می­شد» (ذوالفقاری،1386: 33). هویدا در مدرسه فرانسوی­ها استاد فلسفه­ای به نام رنه ماهو داشت که بشدت تحت تاثیرش قرار گرفت (نراقی، 1373: 103). هویدا پس از اتمام دوران متوسطه راهی فرانسه شد اما خیلی زود مجبور شد به انگلستان برود. هویدا دلیل رفتن خود به انگلستان را یادگیری زبان انگلیسی عنوان می­کند (سالنامه دنیا، دوره 25: 372). اما میلانی معتقد است علت این عزیمت قوانین خاص فرانسه برای ادامه تحصیل بود که هویدا شرایطش را نداشت (میلانی، 1387: 80). به هر روی در اواخر دهه 30 میلادی هویدا راهی بروکسل بلژیک شد و در مدت سه سال مدرک لیسانس را از دانشگاه آزاد بروکسل دریافت نمود (سال 1941). در سال­های تحصیل هویدا در اروپا وی طرفدار تفکر مارکسیستی شد و با بسیاری از مارکسیست­های ایرانی و عرب و فرانسوی رفت و آمد داشت (همان: 92). همچنین برای اثبات همکاری و عضویت هویدا در حزب توده ایران می­توان به خاطراتی که توسط سران این حزب نگاشته شده مراجعه نمود (از جمله خاطرات نورالدین کیانوری و احسان طبری).

با پایان جنگ جهانی دوم هویدا به ایران بازگشت و در وزارت خارجه مشغول به فعالیت شد (شهریور 1322). او در 1324 به عنوان وابسته سفارت ایران راهی فرانسه شد که پنج ماه بعد به همراه حسنعلی منصور در فرانسه به جرم قاچاق مواد مخدر دستگیر شد. مدتی بعد وی به اشتورتگارت آلمان منتقل گردید. در آلمان هویدا زیر نظر انتظام کار می­کرد وی آشکارا یک فراماسون بود و به تشویق او هویدا نیز در سال 1339 به لژ جدید ­التاسیس فروغی پیوست (میلانی، 1387: 137). رائین معتقد است که هویدا یک فراماسون بوده است (همان : 137). در گزارشی که ساواک از شخصیت و سوابق هویدا آورده، آمده است که «وی عضو جمعیت فراماسونری (لژ مولوی) و جزء دار ودستۀ حسین علاء است. و ترقی خود را مدیون عبدالله انتظام می­داند» (فردوست، ج2، 1386 : 374). از این به بعد بود که پله­های ترقی هویدا به سرعت طی شد البته شایستگی وی نقشی در این امر نداشت و تنها روابط و سیستم فاسد اداری پهلوی بود که سبب ترقی وی گردید.

پس از آنکه حسنعلی منصور دوست صمیمی هویدا به نخست­وزیری رسید، هویدا منصب وزارت دارایی را به دست آورد. هویدا «نخست در تهران با منصور آشنا شده بود هر دو کارمند وزارت امور خارجه بودند و مراوداتی محدود، در حد همکاری اداری داشتند. در پاریس این رابطه از لونی دیگر شد و به شکل رفاقتی ریشه­دار درآمد و تا پایان عمر منصور ادامه داشت. مشوق و محرک این دگرگونی فریدون هویدا بود» ( میلانی،1387: 115). دوران وزارت دارایی هویدا تا هنگام قتل منصور ادامه داشت (16 اسفند 1342 تا 12 بهمن 1343) و پس از آن وی جانشین دوست صمیمی­اش منصور شده و به مقام نخست­وزیری رسید.

در اسناد ساواک به نامه‌ای با امضای جمعیت ترقی­خواهان وزارت دارایی، در تیر ماه 1343، برمی‌خوریم که در انتقاد به عملکرد هویدا تدوین و برای اغلب مقامات کشوری وقت ارسال شده است. نویسندگان نامه بر بی‌اطلاعی هویدا در امور مالی و اقتصادی و عدم آشنایی وی به اوضاع وزارت دارایی تأکید می‌کنند و اقدام او در برکناری صاحب منصبان بصیر و مطلع و با سابقه و سپردن کارها و اغلب پست‌های حساس به افراد ناصالح و ناکاربلد مثل دکتر منوچهر فرهنگ مهر را ناشی از همین امر می‌شمارند. که به اعتقاد آن‌ها، اقدامات هویدا، چیزی جز ایجاد هرج و مرج و آشفتگی کار در آن وزارتخانه و وارد شدن زیان‌های هنگفت به خزانه‌ی کشور در بر نداشته است (رجال پهلوی به روایت اسناد ساواک،1382: 146-143).

3- هویدا از نخست ­وزیری تا بازداشت

هویدا از 6 بهمن 1343 تا 16 مرداد 1356 نخست­وزیر ایران بود و طولانی­ترین دوران نخست­وزیری را در تاریخ پهلوی به نام خود ثبت کرده است. در این دوران هویدا مطیع مطلق شاه و آمریکا بود. هویدا در دوران نخست وزیری همیشه از لقب ارباب برای شاه استفاده کرده و در نامه­های رسمی خود را چاکر شاه می­خواند (هدایتی آذر،1384: 37). دوستی هویدا با منصور و شباهت این دو به همدیگر سبب شد تا شاه او را جایگزین منصور کند. اسناد ساواک علت انتخاب هویدا به نخست وزیری را رضایت شاه از او در مذاکرات کنسرسیوم نفت در زمانی که او در شرکت نفت مسولیت داشت، می­داند (رجال پهلوی به روایت اسناد ساواک،1382: 41). از جمله دلایل دیگری که برای این انتخاب می­توان ذکر کرد وابستگی هویدا به لژ فراماسونری می­باشد.

هویدا در بسیاری از موارد متهم به بی‌کفایتی و فساد اداری می‌باشد. علی دشتی (از نویسندگان و دولتمردان مطلع عصر پهلوی) معتقد است که «یک ارث قابل توجهی از حسنعلی منصور به هویدا هم رسیده بود که درخود منصور به درجه اعلاء بود و هویدا هم آن را تا آخر حفظ کرد و آن این بود که برای انتخاب همکار در کابینه‌ی خود دنبال آدم لایق و کارآمد نبودند و تنها کسانی را وزیر می‌کردند و به کسانی پست مهم می‌دادند که بیشتر تملق آن‌ها را بگویند...» (دشتی،1389 :152-151). در بررسی عملکرد اقتصادی هویدا، در دوران سیزده ساله نخست ­وزیری، به فعالیت‌هایی برمی‌خوریم که انجام آن­ها به ضرر کشور تمام شده است. کابینه‌ی او و نظام اداری دوره‌ی وی مانند دیگر دوران تسلط پهلوی‌ها در اوج فساد اقتصادی و مالی می‌گذشت، وزرای کابینه هویدا به منظور دریافت پورسانت به خریدهای غیرضروری می‌پرداختند، مثلاً در حالی که بازار قند و شکر در کشور اشباع بود، ده‌ها کشتی شکر در آب‌های خلیج فارس منتظر نوبت پهلوگیری در اسکله و تخلیه‌ی بار خود بودند و گاهی این انتظار دو سال طول می‌کشید و کشتی‌ها چندین برابر ارزش محموله‌ی خود، خسارت دیر کرد تأخیر دریافت می‌کردند و یا آنکه کشتی­های برنج در هوای گرم جنوب آن­قدر روی دریا می ماندند که فاسد می­شدند و در نهایت به دریا ریخته می­شدند (هدایتی آذر،1384: 73).

حسین فردوست، وضعیت اقتصادی دوران نخست وزیری هویدا را چنین بیان می‌کند: «در دوران 13 ساله نخست وزیری هویدا همه می‌چاپیدند و هویدا کاملاً نسبت به این وضع بی‌تفاوت بود، در صورتی که یکی از مهم‌ترین وظایف رئیس دولت جلوگیری از فساد و حیف و میل اموال دولتی است. در هیچ زمانی به اندازه دوران نخست وزیری هویدا فساد گسترده نبود و او چون رضایت محمد رضا را می‌طلبید، نمی‌خواست کسی و در نهایت محمد رضا را از خود ناراضی کند و به همین دلیل نیز صدارت او طولانی شد. از سال 1350 تا 1357 تنها در بازرسی (قسمت تحقیق آن)، 3750 پرونده سوء استفاده کلان تشکیل شد که عموماً به دادگستری ارجاع گردید. من هر دو ماه یکبار از طریق افسر دفتر ویژه، که مسئول پیگیری پرونده‌ها بود، پیشرفت کار را سؤال کردم. اصلاً پیشرفتی وجود نداشت و صفر بود. همه پرونده‌ها طبق دستور شفاهی نخست وزیر به وزیر دادگستری، بایگانی می‌شد» (فردوست،ج1، 1386: 266).

اسدالله علم و اردشیر زاهدی عامل دوام سیزده ساله هویدا در منصب نخست ­وزیری را نه نگفتن به خاندان پهلوی و سرپوش گذاشتن به فسادهای این خاندان می­دانند (علم، ج 2، 1370: 23/ زاهدی،1381: 213).

از اقدامات زیان بار دیگری که در زمان نخست وزیری هویدا به انجام رسید، می­توان به این موارد اشاره نمود: برگزاری جشن‌هایی نظیر مراسم تاج گذاری شاه، جشن‌های بیست و پنجمین سال سلطنت محمد رضا پهلوی، جشن‌های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی و جشن پنجاهمین سال سلطنت پهلوی. پس از جشن‌های بیست و پنجمین سال سلطنت و جشن تاجگذاری محمد رضا پهلوی، حضرت امام خمینی (ره) نامه سرگشاده‌ای برای هویدا فرستاد و طی آن با صراحت و قاطعیت دیدگاه‌های خود را بیان کرد و نسبت به جشن‌های پرهزینه‌ی شاهنشاهی که هر روز تحت عناوین خاص به ملت فقیر ایران تحمیل می‌شد، اعتراض نمود. امام در بخشی از این نامه می‌نویسد: « جشن‌های غیرملی که به نفع شخصی در هر سال چندین مرتبه تشکیل می‌شود و در هر مرتبه مصیبت‌های جانگداز برای اسلام و مسلمین و مردم پابرهنه ایران به بار می‌آورد، یکی از آن‌هاست. با سرنیزه پلیس از مردم بیچاره بی‌پناه، خرج‌های گزاف آن‌ها گرفته می‌شود. یکی از جشن‌ها که من نمی‌توانم اسم روی آن بگذارم جز هوس و شهوت بازی با احساسات ملت، گفته می‌شود چهارهزار میلیون ریال خرج شده است که نصف آن از خزانه ملت و نصف دیگر بی واسطه از بازار و غیره با زور و ارعاب اخاذی شده، خون دل فقرا خرج نامجویی و خودکامگی است و تا این ملت در این حال است و به وظیفه خود و حقوق خود آشنا نشده است. هر روز برای شما عید و شادی و برای ملت بدبختی و نکبت است توأم با این جشن‌های نامیمون آنقدر هتک نوامیس مسلمین و اسلام بوده است که قلم را عار است از ذکر آن » (موسوی خمینی، ج 1، 1389: 133-132).

فروش نفت به رژیم اشغالگر قدس در زمان هویدا در حالی که همه کشورهای اسلامی این رژیم را تحریم کرده بودند بخش دیگری از کارنامه خفت بار هویدا می باشد. مطالب ذکر شده فقط گوشه­هایی از دوران ننگین و سراسر فساد نخست­ وزیری هویدا می­باشد.

سرانجام هویدا در تابستان 1356 از منصب خود برکنار و به مقام وزارت دربار منصوب شد و تا 15 آبان 1357 در این منصب حضور داشت. تورم بالایی که در اقتصاد ایران ایجاد شده بود و همچنین اوج­گیری دامنه اعتراضات مردمی از دلایل برکناری هویدا از منصب نخست وزیری بود. هویدا در آبان ماه 1357 به صورت نمایشی و ظاهراً در جهت آرام کردن خشم انقلابی مردم ایران، بازداشت شد. شاه برای بی­تقصیر جلوه دادن خود و خلاصی از موج انقلاب حتی به فکر اعدام هویدا هم افتاد اما قبل از اینکه کاری انجام دهد انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. حضرت امام خمینی(ره) در پاریس در پیامی به مناسبت بازداشت هویدا اعلام کرد: «تمام اینها تشبثاتی (تلاشهای بیهوده) است که هیچکدام ارزش واقعیت ندارد. هویدا از شرکای شاه و یک شریک ضعیفی بود که در خیانت­ها با شاه شرکت داشت و شاه ظاهراً هویدا را برای نجات خودش، دستگیر کرده است. غرض این است که ملت را فریب دهد» (هدایتی آذر،1384: 127). هویدا نیز در هنگام انقلاب همچنان در زندان به سر می­برد.

4- محاکمه و اعدام هویدا

در صبح روز 22 بهمن57 هویدا برخلاف همیشه با ماموران ساواک مواجه نشد. ظاهرا هویدا از اخبار انقلاب کم اطلاع بود به همین خاطر در مواجه با انقلابیون شوکه شده بود. هویدا در زندان (ویلای) شیان به سر می­برد و با فرشته رضوی پزشک مخصوصش تماس گرفت و رضوی به او پیشنهاد فرار داد اما هویدا گفت عملی نیست. در ظهر همان روز (22 بهمن) رضوی با داریوش فروهر تماس گرفت و از او کمک خواست. ساعاتی بعد چند نفر پاسدار به منزل رضوی رفتند و همراه او به روستای شیان رفته و هویدا را با خود آوردند (همان: 130-129). هویدا به زندان قصر منتقل شد.

آیت الله خلخالی روایت می­کند که اولین جلسه محاکمه هویدا قبل از رفراندوم برگزار شد که بر اثر فشار دولت موقت تعطیل گردید (خلخالی،1379: 378). سرانجام محاکمه نهایی هویدا حدود ساعت سه بعد از ظهر آغاز شد (همان: 381). آقایان جنتی، محمدی گیلانی و آذری قمی سه قاضی دادگاه بودند. متن کیفرخواست هویدا بدین شرح بود:

«براساس کیفرخواست امیر عباس هویدا، فرزند حبیب الله، به شماره شناسنامه 3542 صادره از تهران، متولد 1295 وزیر سابق دربار شاهنشاهی منقرض و نخست وزیر اسبق شاه ساقط، تبعه ایران، متهم به :

1- فساد بر روی زمین

2- محاربه با خدا و خلق خدا و نایب امام زمان (ع)

3- قیام علیه امنیت و استقلال کشور با تشکیل کابینه­های دست نشانده آمریکا و انگلیس در حمایت از منافع استعمارگران

4- اقدام بر ضد حاکمیت ملی، دخالت در انتخابات مجلس، عزل و نصب وزرا و فرمانداران به خواست سفارتخانه­های خارجی

5- واگذاری منابع زیر زمینی نفت و مس و اورانیوم و به بیگانگان

6- گسترش نفوذ امپریالیسم آمریکا و همدستان اروپایی در ایران از طریق هدم منابع داخلی و تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای خارجی

7- پرداخت درآمدهای ملی حاصله از نفت به شاه، فرح و ممالک وابسته  به غرب و سپس اخذ وام به نرخ­های بالا و گزاف و شرایط اسارت­بار از آمریکا و دول غرب

8- نابود ساختن کشاورزی و دامپروری و از بین بردن جنگل­ها

9- شرکت مستقیم در فعالیت­های جاسوسی به نفع غرب و صهیونیسم

10- دسته­ بندی با توطئه گران در سنتو و ناتو برای سرکوبی ملت های فلسطین و ویتنام و ایران.

11- عضو فعال سازمان فراماسونری در ایران در لژ فرعی با توجه به اسناد موجود و اقرار شخص متهم

12- شرکت در اخافه و ارعاب مردم حق طلب همراه با کشتار و ضرب و جرح آنان و محدود کردن آزادی آنها با توقیف روزنامه­ها و اعمال سانسور مطبوعات و کتب

13- موسس و اولین دبیر کل حزب استبدادی رستاخیز ملت ایران

14- اشاعه فساد فرهنگی و اخلاقی و شرکت مستقیم در تحکیم پایه های استعمار و ایجاد قضاوت کنسولی در مورد آمریکایی­ها

15- شرکت مستقیم در قاچاق هرویین در  فرانسه در معیت حسنعلی منصور

16- گزارش­های خلاف واقع با انتشار روزنامه­های دست­ نشانده و تعیین سردبیران دست نشانده در راس مطبوعات.

17- نظر به صورت جلسات هیأت دولت و شورای عالی اقتصاد و مقامات شاکیان خصوصی از جمله آقای دکتر علی اصغر حاج سید جوادی و با توجه به اسناد به دست آمده از ساواک و نخست ­وزیری و شهادت دکتر منوچهر آزمون، محمود جعفریان، پرویز نیکخواه و اقاریر شخصی متهم، چون وقوع جرایم مسلم است دادستان دادگاه انقلاب اسلامی صدور حکم اعدام و مصادره اموال شما را از پیشگاه دادگاه تقاضا دارد» (میلانی،1387: 425). بنابر روایت آیت الله خلخالی تنها استدلال هویدا در دادگاه و بازجویی­ها این بود که وی مهره­ای بیش نبوده و «سیستم تصمیم می­گرفت و عمل می­کرد افراد کاره­ای نبودند» (خلخالی،1379 : 383).

بالاخره در همان روز 19 فروردین 1358 هویدا در دادگاه انقلاب محکوم شد و اعدام گردید. آیت­الله خلخالی معتقد است جنازه هویدا توسط فراماسون­ها و بهایی­ها به عکا در سرزمین­های اشغالی برده شده و در آنجا دفن گردیده است (همان:388). اما میلانی به نقل از فرشته رضوی پزشک هویدا می­نویسد جنازه هویدا در تهران و در جایی مخفیانه دفن شده است (میلانی، همان: 468) و به این ترتیب عمر شصت ساله هویدا به پایان رسید.

منابع

1- خلخالی، صادق (1379) «خاطرات آیت ­الله خلخالی»، تهران، نشر سایه.

2- دشتی، علی (1389) «عوامل سقوط محمد رضا پهلوی»، چ دوم، تهران، زوار.

3- ذوالفقاری، ابراهیم (1386) « قصه هویدا »، تهران، موسسه مطالعات و پژوهش­های سیاسی.

4- رجال پهلوی به روایت اسناد ساواک: امیر عباس هویدا (1382) ج اول، تهران، انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات.

5- زاهدی، اردشیر (1381) « 25 سال کنار پادشاه »، تهران، انتشارات عطایی.

6- سالنامه دنیا (بی تا) « امیر عباس هویدا: یاد ایام خدمت وظیفه افسری در دانشکده­ی افسری »، دوره بیست و پنجم.

7- فایضی مهابادی، علیرضا (1378) « هویدا از آغاز تا پایان »، کیهان فرهنگی، شماره 161.

8- فردوست، حسین (1386) « ظهور و سقوط سلطنت پهلوی »، چ نوزدهم، ج 1 و 2، تهران، انتشارات اطلاعات.

9- موسوی خمینی، سید روح الله (1389) « صحیفه امام »، چ پنجم، ج 1، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).

10- میلانی، عباس (1387) « معمای هویدا »، چ نوزدهم، تهران، نشر اختران.

11- نراقی، احسان (1373) « از کاخ شاه تا زندان اوین »، تهران، انتشارات رسا.

12- هدایتی آذر، بهمن (1384) « دست بوس: زندگی امیر عباس هویدا »، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

13-علم، اسدالله (1370) « گفتگوهای من با شاه: خاطرات محرمانه امیر اسد الله علم »، زیر نظر عبدالرضا هوشنگ مهدوی، ج2، تهران، طرح نو.


موسسه مطالعات و. پژوهش های سیاسی