
05 شهریور 1404
آب پاکی رئیس جمهور آمریکا بر دستان رضاشاه
در زمان حمله متفقین به ایران (شهریور ۱۳۲۰)، رضا شاه پهلوی از آمریکاییها درخواست کمک کرد، اما این درخواست ، مورد توجه کافی فرانکلین روزولت، رئیسجمهور وقت آمریکا، قرار نگرفت، روایت این موضوع را علی اکبر رنجبر کرمانی بر اساس اسناد آمریکا در کتاب «شهریور 1320» به رشته تحریر در آورده است:
ساعت شش بعد از ظهر روز ۲۵ اوت ۱۹۴۱ [۳ شهریور ۱۳۲۰]، دریفوس، وزیر مختار آمریکا در تهران، این تلگرام را برای وزارت خارجه آمریکا مخابره کرد:
«فوری. مدیر کل وزارت خارجه ایران همین الان شخصاً تلفن کرد تا از سفارت بخواهد که درخواست رسمی دولت ایران را به وزارت امور خارجه آمریکا منتقل کند. درخواست ایران این است که رئیسجمهور ایالات متحده از نفوذ و حسن روابط خود با دولتهای بریتانیا و روسیه برای ترک مخاصمه فوری [بین ایران و بریتانیا و روسیه] استفاده کند. […]»
در ساعت ۱۰:۵۱ شب، رضاشاه تلگرام زیر را برای روزولت، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، فرستاد:
«عالیجناب فرانکلین روزولت، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، واشنگتن. مسلماً عالیجناب اطلاع دارند که نیروهای روسی و بریتانیایی بدون اخطار و هشدار قبلی از مرزهای کشور ایران عبور کرده و مناطقی را تصرف و تعداد زیادی از شهرهای بیدفاع ایران را بمباران کردهاند. دستاویز و بهانه قدیمی دولتهای روسیه و بریتانیا این بوده که ادعا میکنند از حضور موقت عده مشخصی از اتباع آلمان در ایران احساس نگرانی میکنند. وقتی دولت من اطمینان داده است که این عده به زودی ایران را ترک میکنند، نگرانی دیگر موضوعیت ندارد و من نیز دیگر دلیلی برای ادامه اقدامات آنان و بمباران بیدلیل شهرهای بیدفاعمان نمیبینم. وظیفه خود میدانم بر اساس اظهارات مکرر آن عالیجناب درباره لزوم عدالت جهانی و حق آزادی ملل، از عالیجناب تقاضا کنم به این ماجرا کما هو حقه توجه فرمایید که یک کشور صلحدوست و بیطرف را، که هیچ هدفی جز حفظ آرامش و اصلاح امور خود نداشته است، به جنگ کشاندهاند. من از محضر جناب عالی تقاضا میکنم برای پایان دادن به این تجاوزها، اقدام بشردوستانه و فوری و مؤثر به عمل آورید. با اطمینان به حسن نیت و عواطف آن عالیجناب، و با ابراز تجدید عهد دوستی و ارادت خالصانه، رضا پهلوی.»
واشنگتن برای پاسخ به پادشاه و دولت ایران عجلهای نداشت. سرانجام در [۱۱ شهریور مطابق با] ۲ سپتامبر ۱۹۴۱، رئیسجمهور روزولت به رضاشاه پاسخ داد:
«اعلیحضرت رضاشاه پهلوی شاهنشاه ایران، تهران. تلگرام آن اعلیحضرت را درباره ورود قوای بریتانیا و روسیه به ایران دریافت کردم. اینجانب جریان حوادث ایران را همواره به دقت دنبال کردهام و نیز به نکاتی که اعلیحضرت مطرح فرمودهاند توجه داشتهام. من متقاعد شدهام که این وضعیت باید از سوی همه کشورهای آزاد از جمله کشور من مورد توجه جدی قرار گیرد و اعلیحضرت باید خاطر جمع باشند که ما به این موضوع آن طور که باید و شاید توجه میکنیم و نظرات خودمان را در رابطه با اصول بنیادین مربوط به این اوضاع حفظ میکنیم. در عین حال، اینجانب امیدوارم که اعلیحضرت با من همعقیده باشند که ما باید شرایط و اوضاع را از تمام ابعاد و جوانب و در چشمانداز کامل حوادث و اوضاع جاری جهان ببینیم. نگاه کلی و همهجانبه به مسئله فقط به آن مسائل مهمی که اعلیحضرت به آن اشاره کردهاند مربوط و منحصر نمیشود، بلکه جاهطلبیهای هیتلر در فتح جهان نیز مستلزم توجه اساسی است. من مطمئن هستم حرکت آلمان برای فتح و تصرف ادامه خواهد داشت و از اروپا به آسیا و آفریقا و حتی آمریکا خواهد کشید؛ مگر اینکه با نیروی نظامی جلوی این حرکت گرفته شود. بنابراین، یقیناً کشورهایی که میخواهند استقلال خود را حفظ کنند، اگر نمیخواهند یکی یکی در کام آلمان فرو روند، […] باید در یک تلاش و حرکت بزرگ مشارکت کنند و درگیر شوند. با درک و قبول این واقعیات، دولت و ملت ایالات متحده آمریکا همانطور که همه میدانند، نه تنها دفاع این کشور را سامان و سازمان دادهاند، بلکه وارد برنامه امداد و کمکرسانی گسترده به کشورهایی شدهاند که عملاً درگیر مقاومت در برابر جاهطلبیهای آلمان برای سلطه بر جهان هستند. […] دولت من به این اظهارات دولتهای بریتانیا و شوروی به دولت ایران که هیچ نقشهای درباره استقلال یا تمامیت ارضی ایران ندارند، توجه داشته است. با توجه به دوستی طولانی بین دو کشور ایران و آمریکا، دولت من به دنبال کسب اطلاع از دولتهای بریتانیا و شوروی درباره اهداف و برنامههای کوتاهمدت و درازمدتشان در ایران بوده است و به آنها پیشنهاد کرده است که خوب است بیانیهای عمومی خطاب به همه مردم جهان صادر کنند و در آن اطمینانها و تضمینهایی را که به دولت اعلیحضرت دادهاند، تکرار کنند. مایلم اعلیحضرت را از حسن نیت خود مطمئن و عهد دوستی صادقانه خود را تجدید نمایم. فرانکلین د. روزولت.»
این ماجرا و اظهارات وزیر خارجه آمریکا در این خصوص، در مطبوعات آمریکایی انعکاس داشت. به عنوان نمونه، «اظهارات هال نشاندهنده موافقت ضمنی ایالات متحده با اقدام [شوروی و انگلستان] در مورد ایران است» عنوان مقالهای است به قلم فرانک ال. کلوکهان در روزنامه نیویورک تایمز در [4 شهریور] ۲۶ اوت ۱۹۴۱. وی در این مقاله مینویسد:
«واشنگتن، ۲۵ اوت - زمانی که وزیر خارجه، کردل هال، در کنفرانس خبری خود اعلام کرد که به نظر وی مسئله ایران، مسئلهای است بین آلمان از یک طرف و بریتانیا و روسیه از طرف دیگر، این در واقع به معنای موافقت ضمنی ایالات متحده با اقدام انگلیس و شوروی بود. […] در صورتی که نیروهای شوروی و بریتانیا موفق به اشغال قلمرو وسیع این کشور کلیدی و مهم در خاورمیانه شوند، در آمریکا انتظار میرود که ایران به شاهراه انتقال تجهیزات و تدارکات بریتانیایی و آمریکایی به نیروهای روسی در حال جنگ با ماشین جنگی آلمان نازی تبدیل شود. هواپیماها، تانکها و دیگر تجهیزات و تسلیحات آمریکا در حال حرکت به سمت خاورمیانه هستند. هفته گذشته اعلام شد که یک خط کشتیرانی برای انتقال هواپیماهای آمریکایی به خاورمیانه از طریق اقیانوس اطلس و آفریقا ایجاد شده است. در همان زمان، به گفته منابع موثق، دولت آمریکا از موضع انگلیس و شوروی درباره ایران آگاه شد. راهآهن ایران که اخیراً کامل شده است و از خلیج فارس تا دریای مازندران امتداد دارد، حمل تجهیزات انگلیسی و آمریکایی را به مناسبترین نقطه به جبهههای نبرد در روسیه تسهیل میکند. […]
در محافل دیپلماتیک در واشنگتن به طور گسترده اعتقاد بر این است که غلبه بر ایرانیها و کنترل آنها ممکن است برای دو قدرتی که در حال نبرد در جبهههای دیگر هستند، کار چندان آسانی نباشد. در اینجا گمان بر این است که این موضوع تا حدود زیادی به حجم نیروهای روسی و انگلیسی عامل در ایران، حدود و ابعاد مخالفت ایرانیها و نیز میزان کمکهای احتمالی آلمان به ایرانیها دارد. اعتقاد بر این است که اگر متفقین بتوانند ایران را یا حتی مناطقی که راهآهن از آنها میگذرد را در کنترل خود بگیرند، مشکلات احتمالی با ژاپن در حمل تدارکات و تجهیزات آمریکایی با کشتی به بندر ولادیوستوک نیز کاهش خواهد یافت. در واشنگتن میگویند که بریتانیاییها معتقدند که ایران بهترین راه، حتی بهتر از ایجاد خط انتقال و تأسیسات بندری در شمال روسیه است.»
نیویورک تایمز نیز در ۲۷ اوت ۱۹۴۱ [5 شهریور] سرمقالهای دارد با عنوان «خط انتقال کالا و تجهیزات در شمال روسیه». در این سرمقاله آمده است:
«هر چه زمان میگذرد، روشنتر میشود که حوادث ایران دقیقاً برنامهریزی شده بوده است. سفر ژنرال ویول از مصر به هندوستان باید در چارچوب برنامه آمادهسازی حملهای بوده باشد که حالا صورت گرفته است. وقتی آقای روزولت و آقای چرچیل [بر عرشه کشتیای] در اقیانوس اطلس برای کنفرانسی سهروزه با هم بودند، نقشه حمله به ایران نیز در همین کنفرانس باید مورد بحث قرار گرفته باشد.* این برنامه [حمله به ایران و اشغال آن] به طور کلی در رابطه با اقدامات مشترک دولتهای بریتانیا و آمریکا برای خنثی کردن توطئههای هیتلر در خاورمیانه و جلوگیری از پیشروی او به سمت قفقاز و خصوصاً به عنوان هدف اولیه و فوری، نه فقط برای تأیید تعهد اعلام شده برای کمک به روسیه، بلکه تضمین حمل تدارکات و تجهیزات نظامی به روسیه است. با پیشدستی بر آلمان نازی در اشغال ایران و جلوگیری از ایجاد پایگاه احتمالی آلمان برای عملیات بر ضد منافع انگلیس در خاورمیانه و هندوستان، بریتانیا با یک تیر چند نشان زده است. وقتی تهران فیلسوفانه تسلیم زور میشود، بریتانیاییها هم بر شاهراه حیاتی به هندوستان مسلط میشوند. بریتانیاییها حالا ذخایر سرشار نفت ایران را علاوه بر نفت عراق، در چنگ خود دارند. آنها در حال حاضر در موقعیتی قرار گرفتهاند که با نیروهای زمینی و هوایی میتوانند دفاع روسیه از میدانهای نفتی قفقاز را تقویت کنند، یا در بدترین حالت قبل از آنکه این میدانها به دست آلمان بیفتد، آنها را ویران و بلااستفاده کنند. بریتانیاییها با احاطه کردن مرزهای زمینی ترکیه میتوانند مقاومت ترکیه در برابر فشار دول محور را تقویت کنند. اگر آلمان قادر باشد که برای مقابله با بریتانیا و روسیه از طریق تنگهها نیرو وارد میدان کند، بریتانیاییها میتوانند به خوبی به قول خود عمل کنند و از ترکیه در برابر تجاوز پشتیبانی کنند. در پرتو این دستاورد عظیم [اشغال ایران]، راه رساندن تجهیزات به روسیه باز شده است. بریتانیا با استفاده سریع از نیروهای هوابرد که از طریق هوایی از هندوستان وارد صحنه شدند، در حقیقت رمز و نماد هدف و مقصد اصلی خود را در اشغال بزرگترین پالایشگاه نفت جهان در آبادان در ساحل خلیج فارس و پایانه جنوبی راهآهن سراسری ایران در بندر معشور در اولین روز حمله به نمایش گذاشت. این راهآهن که به دست آلمانیها ساخته شده است و از افتخارات دوران شاه فعلی به شمار میرود، شاهراه و شریان اصلی و مدرنی است که قفقاز را به خلیج فارس وصل میکند. اگرچه این راهآهن، دستبر قضا، علیرغم انگلستان و در مخالفت با سیاستهای آن دولت ساخته شده است، اکنون راه حاضر و آماده رساندن کمک و تجهیزات به خاک شوروی است. این جایزه کسی است که زودتر ایران را گرفته است؛ این حقیقت که بریتانیاییها با پیشروی از طرف جنوب فوراً به راهآهن یورش بردند و در همان حال روسها در موضعی قرار دارند که از شمال این راهآهن را میتوانند تهدید کنند، ثابت میکند که این شاهراه حیاتی همان جایزه ارزشمند است. به همین ترتیب، این راهآهن برای ایالات متحده هم ارزشمند و حیاتی است. […] در نبرد برای راهها و برای مواضع و موقعیتها و دسترسی به زرادخانهها و تسلیحات و بالاتر از همه در نبرد برای قدرت تحرک و مانور، ایران کلید اصلی دروازه آسیا است.»**
* در 14 اوت 1941 و پس از حمله آلمان نازی به شوروی چرچیل و روزولت در عرشه ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا در سواحل، نیوفاندلند با یکدیگر دیدار کردند و پس از سه روز مذاکره بیانیه مشترکی امضا کردند که به منشور آتلانتیک مشهور شد. این منشور بعداً در اول ژانویه 1942 با اعلامیۀ ملل متحد تکمیل شد و مبنای تشکیل سازمان ملل متحد قرار گرفت؛ علاوه بر این مبنای تشکیل سازمان دفاعی پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز همین منشور است. در واقع چرچیل و روزولت در این کنفرانس سه روزه نظم جهان را برای دوران پس از جنگ طراحی کردند. نویسنده نیویورک تایمز نیز به درستی حدس زده است که حمله به ایران نیز در همین دیدار طراحی و تصویب شده است و اظهار بی اطلاعیهای دیپلماتهای آمریکایی در دیدارهایشان با مقامات، ایرانی از مقوله تجاهل العارف و ریشخند کردن ایرانیها بوده است.
** رنجبر کرمانی، علی اکبر و مجد، محمدقلی (1396) شهریور 1320؛ اسرار حمله متفقین به ایران، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، صص 367 - 379