06 تیر 1400

قیام مسجد گوهرشاد و مبارزه با کشف حجاب


محمدر ضا احمدى

  یکی از قیامهای خونین مردم مسلمان ایران به رهبری مراجع تقلید در قرن معاصر، که نقطه عطفی در تاریخ قیامهای اسلامی در تاریخ صد ساله اخیر است، قیام مردم مسلمان در مسجد گوهرشاد، در کنار مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) علیه ماموران دیکتاتوری رضاخان، و کشف حجاب است.

مأموران ترویج فرهنگ غرب
مطالعات جامعه شناسی و روان کاوی، تردیدی باقی نگذاشته که مذهب به گونه یک اصل پایدار در اعماق وجود انسان ریشه دارد و بینش مذهبی در مشرق زمین بسیار عمیق تر از غرب است، شاید به دلیل اینکه نخستین جوانه های تمدن در شرق ظاهر گشته و پیامبران نیز از شرق برخاسته اند.
این مطلب نیز ثابت شده که «مذهب اصیل” موجب استقلال فکری و عملی انسانها شده و آنها را از بیهوده زیستن باز می دارد و سد خلل ناپذیری در برابر نفوذ فرهنگ غرب و استعمار غرب خواهد بود.
از آنجا که استعمار غرب برای دست یافتن به ثروتهای شرق از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزد مذهب اسلام را به عنوان یک مکتب سازنده ضد استعمار می داند و در مطالعات خود به این نتیجه رسیده که آیین اسلام در برابر مطامع و منافع غرب سد محکمی ایجاد می کند. بنابراین برای دستیابی به اهداف شوم خود، باید برای براندازی اسلام نهایت کوشش را نمود و در این راستا از هیچ کوششی فروگذار نکرد، استعمار غرب برای نیل بدین مقصود به دو ترفند دست یازید:
1 - برای جداسازی مردم مسلمان از محتوای ناب اسلام، به مذهب سازی پرداخت، حزب هایی زیر نقاب اسلام پدید آورد. استعمارگران با این کار دو موضوع را نشانه گرفتند، نخست تفرقه و اختلاف شدید بین مسلمانان را جایگزین وحدت صفوف آنها کنند، دوم اینکه مردم جهان و مسلمانان را از اسلام ناب جدا سازند و آنها را از درون بی محتوا کنند و به این وسیله زمینه سازی عمیق و وسیعی برای نفوذ فرهنگ غرب در اذهان به وجود آورند، پرواضح است که جداسازی اسلام و مسلمین از ماهیت اصیل خود، از بین بردن موانع برای ورود و نفوذ فرهنگ غرب خواهد شد.
2 - سعی فراوان کردند تا با سیاست بازیهای گوناگون، توسط مزدوران خود با طرح برنامه های مختلف، فرهنگ منحط غرب را جایگزین فرهنگ اسلام کنند.
استعمارگران، برای رواج فرهنگ غرب درآسیا، سه عنصر فرومایه را مأمور کردند تا همزمان در ایران، ترکیه و افغانستان به اسلام زدایی بپردازند و فرهنگ غرب را جایگزین اسلام کنند، این سه عنصر عبارت بودند از: رضاخان در ایران، امان ا... خان در افغانستان و کمال آتاتورک در ترکیه.
کمال آتاتورک رژیمی خودکامه در ترکیه به وجود آورد، او در سال 1924 میلادی(1343 قمری) در ترکیه مذهب را در همه جا حذف کرد و دستور داد هر چیزی که مربوط به تاریخ گذشته ترکها و امپراتوری عثمانی، یا درباره اسلام باشد، از برنامه های درسی همه مدارس ترکیه حذف شود، نظام «لائیک” و جدایی سیاست از دین بر جامعه حاکم گردد، او برای برقراری چنین نظامی موضوع متحدالشکل بودن لباس زنان ومردان را جزو برنامه های خود قرار داد و کشف حجاب را در همه جا رسمی کرد. عنصر دیگر، امان ا... خان، دیکتاتور افغانستان بود که تصمیم گرفت در افغانستان به اسلام زدایی بپردازد و فرهنگ منحط غرب را جایگزین فرهنگ سازنده اسلام کند، ولی به هدف خود نرسید.
رضاخان در ایران با حمایت انگلیس روی کار آمد. او از عوامل گوناگون برای گسترش فرهنگ غرب و برچیدن فرهنگ اسلام بهره جست، گستاخی او به حدی رسید که در کشور ایران، در روز هفدهم دی ماه سال 1314 شمسی، اعلام کشف حجاب اجباری نمود و در این خصوص پافشاری عجیبی کرد.

کشف حجاب اجباری از طرف رضاخان
هنگامی که رضاخان کشف حجاب اجباری را به اجرا گذاشت، علمای وقت از هر سوی کشور، اعتراض شدید خود را اعلام داشتند، از جمله مراجع و علمای برجسته مشهد مقدس در آن وقت، آیات عظام قمی، شیخ محمد آقازاده، شیخ هاشم قزوینی، سید عبدا... شیرازی، سید علی اکبر خویی، غلامحسین قزوینی، سیدعلی سیستانی و... اعتراض شدید خود را طی تلگرافی به رضاخان ابلاغ نمودند، این تلگراف با امضای 31 نفر از علمای برجسته مشهد مزین شده بود. در میان مراجع و علمای وقت، نام مرحوم آیةا... حاج آقا حسین قمی، با قیام خونین مسجد گوهرشاد، آمیخته شده است، چرا که او نقش بیشتر در این قیام داشت، او در آغاز ماه ربیع الثانی سال 1354 قمری از مشهد به تهران هجرت کرد و در باغ سراج الملک شهر ری به تحصن نشست، هنگامی که مردم از ورود وی به تهران با خبر شدند، گروه گروه به صورت دسته های عزاداری به دیدار او می شتافتند، به طوری که جمعیت زیادی در آن باغ و اطرافش اجتماع نمودند، رژیم رضاخان که سخت هراسناک شده بود، به وسیله کماندوهایش، آن باغ را محاصره کردند و از ورود علما و مردم به آن جا جلوگیری نمودند، به این ترتیب آیة ا... قمی را در آن باغ زندانی کردند.
او در یکی از جلسات با صراحت فرمود: «امروز اسلام فدایی می خواهد، بر مردم است که قیام کنند.” به این ترتیب راهنمودهای مراجع و علما از یک سو و پافشاری و لجاجت رژیم رضاخانی در کشف حجاب و پیروی از فرهنگ غرب از سوی دیگر، موجب شد که روحانیان و مردم مسلمان در گوشه و کنار کشور به رژیم اعتراض شدید کردند.

شیخ محمدتقی بهلول و قیام گوهرشاد
جمعیت بسیاری به عنوان اعتراض به رژیم، در مشهد در کنار حرم حضرت رضا(ع) در مسجد گوهرشاد متحصن شدند و روحانی مبارز، محمدتقی بهلول با سخنرانی های خود، به شدت به اقدامات ضد اسلامی رضاخان اعتراض نمود.
حجةالاسلام شیخ محمد تقی بهلول، با قاطعیت و صراحت به تبیین خطر فرهنگ غرب می پرداخت و مردم را به قیام دعوت می نمود، مردم ابراز احساسات می کردند و تنفر خود را نسبت به رژیم ضد اسلامی رضاخان اظهار می نمودند، به گفته آقای بهلول حدود چهار ساعت از شب گذشته، به دستور رضاخان، دژخیمان او با حمله ناجوانمردانه به مسجد گوهرشاد، مردم را به گلوله بستند که در این کشتار جمعی، حمام خون به راه افتاد و حدود سه هزار نفر به شهادت رسیدند. در این مورد ارتشبد سابق، حسین فردوست می نویسد: «در مشهد یک روحانی به نام بهلول به شدت با اقدامات رضاخان مخالفت می کرد و در سخنرانی هایش به شدت به او حمله می نمود، عده زیادی از مردم در حرم حضرت رضا(ع) متحصن شدند و اعلام کردند تا مسأله کشف حجاب حل نشود، ما از اینجا خارج نمی شویم، فرمانده لشگر مشهد به نام سرتیپ ایرج مطبوعی در این باره به رضاخان گزارش داد، رضاخان دستور داد سربازان به صحن حرم وارد شوند و مردم را تهدید کنند و اگر مردم خارج نشدند تیراندازی کنند... رضاخان برای تشدید کار، سرتیپ البرز را به مشهد فرستاد، به دستور مطبوعی و البرز، واحدهای لشگر مشهد وارد صحن شده و مردم را به گلوله بستند.”
سرتیپ مطبوعی در دادگاه انقلاب در این خصوص می گوید: «به من دستور داده شده بود که فوراً عده ای نظامی را در اختیار استاندار مشهد قرار دهم، من در حدود 250 سرباز در اختیار او گذاشتم... در همین هنگام سرتیپ البرز همراه دادستان ارتش، وارد مشهد شدند و لشگر در اختیار سرتیپ البرز قرار گرفت، او اسدی نایب التولیه آستان قدس را(به جرم عدم جلوگیری از مبارزین) اعدام کرد... سرهنگ قادری همراه سربازان از راه پشت بام وارد صحن شده و با افراد متحصن گلاویز شدند، در این جریان حدود 25 نفر از مردم کشته و چهل نفر مجروح شدند.”

حمله به مسجد گوهرشاد
صبح جمعه 20 تیر سال 1314، قزاقان رضاخان برای متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و بی محابا به روی مردم تیراندازی کردند و در این ماجرا، حدود یکصد نفر کشته و زخمی شدند، اما مردم متفرق نگشتند و مقاومت کردند. پس از این هجوم، مردم از اطراف با ابزاری از قبیل داس، بیل و چوب و... به طرف مسجد سرازیر شدند. مسجد گوهرشاد لبریز از جمعیت گردید. روحانیان به ترتیب بر بالای منبر حضرت صاحب الزمان(عج) قرار گرفتند و به سخنرانی پرداختند. روز شنبه 21 تیرماه در مسجد؛ شعارهای ضد سلطنت و ضد حجاب زدایی داده می شد و مسجد یکپارچه سرود مقاومت سر داده بود. وحشت مقامات دولتی را فرا گرفت. سرانجام رضاشاه دستور داد که همه را دستگیر و مجازات نمایند. سران شهربانی و آگاهی، نیروهای خویش را هماهنگ کرده، قرار گذاشتند پس از نیمه شب، تهاجم خود را آغاز نمایند. قزاقان نیز از قبل در نقاط حساس شهر و اطراف مسجد گوهرشاد مستقر شدند و مسلسل های سنگین را بر بامهای مشرف به مسجد کار گذاشتند.

تبعید همه علمای مبارز مشهد از طرف رضاخان
رضاخان برای رسیدن به اهداف شوم اربابانش، به این جنایت اکتفا نکرد و چون احتمال قیام عمومی می داد، همه علمای مبارز مشهد را دستگیر کرده و از مشهد مقدس تبعید نمود. از جمله این تبعیدشدگان به تهران، سه نفر از مراجع و علمای معروف بودند که عبارتند از: آیة ا... حاج آقا حسین قمی، آیة ا... سید یونس اردبیلی و آیةا... شیخ محمد آقازاده.
کشتار مردم در این مسجد به اندازه ای بود که به نقل از شاهدان عینی 56 کامیون جنازه از صحنه کشتار خارج کردند. یک روز پس از این فاجعه عملیات دستگیری علما و روحانیون آغاز شد و تعداد کثیری از آنان بازداشت و روانه زندان شدند. قیام مسجد گوهرشاد برای همیشه در دفتر اقدامات سلسله پهلوی ثبت شد. گفتنی است این قیام یک سال پس از بازگشت رضاخان از سفر به ترکیه و در پی مشاهده بی بند و باری و بی حجابی زنان ترکیه توسط وی، به وقوع پیوست.

امام خمینی(ره) و قیام گوهرشاد
امام خمینی، در گفتارخود به طور مکرر دیکتاتوری رضاخان و کشتار عمومی گوهرشاد را یادآوری کرده و مردم مسلمان را به نهی از منکر و مبارزه و مقاومت در برابر استعمارگران و مزدوران روسیاه آنها فرا می خواند.
امام خمینی در این باره فرمود: «انگلیسی های جنایت کار، رضاخان را اسلحه دار کردند، این آدم ناشایسته بی اصل را با اسلحه آوردند و مسلط کردند... اسلحه در دست بی عقل بود... آن جنایات و کشتار عامی که در مسجد گوهرشاد واقع شد، به دنبال آن، علمای خراسان را گرفتند آوردند به تهران حبس کردند و بعضی شان را هم محاکمه کردند و بعضی شان را هم کشتند، برای اینکه اسلحه در دست بی عقل بود.”

منابع:
1 - پاسدار اسلام، مرداد 1377، شماره 200
2 - مسجد گوهرشاد و آخرین ارتشبد به روایت اسناد
3 - زمانه، سال چهارم، تیر 1384، شماره 34
4 - واقعه خراسان، به کوشش مسعود کوهستانی نژاد
5 - پیامدهای واقعه گوهرشاد در اسناد نویافته، فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره 22


روزنامه قدس ۱۳۸۸/۰۴/۲۱