29 بهمن 1404

روایتی از آغاز وحدت علما علیه لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی


روایتی از آغاز وحدت علما علیه لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی

در 28 بهمن ماه 1341، مراجع قم در بیانیه مشترکی توطئه‌‌های شاه در موضوع انجمن‌های ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید را تشریح کردند. مرتضی حسینی لنگرودی، سید احمد زنجانی، محمد حسین طباطبائی، محمد موسوی یزدی، محمدرضا گلپایگانی، امام خمینی، هاشم آملی و مرتضی حائری، از امضاکنندگان این اعلامیه هستند.

 

روشن شدن آتش انقلاب

امام خمینی، مقامات روحانی قم را برای مشاوره و تبادل نظر در مورد مسائل جاری کشور و اتخاذ تصمیم واحد، به نشست هفتگی و منظم فراخوان و توانست آنان را دور هم گرد آورد. این نشست های هفتگی حساسیت علما را نسبت به اقدامات حکومت بالا برد و هم صدایی آنان باعث آگاهی مردم شد.

 

شروطی که حذف شد

در 14 مهر 1341 لایحه‌ای تحت عنوان انجمن های ایلاتی ولایتی در کابینه اسد الله اعلم به تصویب رسید. به موجب آن شرط «مسلمان بودن، سوگند به قرآن کریم و مرد بودن انتخاب کنندگان و کاندیداها»[1] تغییر مى‌یافت و آزادى زنان در انتخابات، پوششى براى مخفى نگه داشتن هدف‌هاى دیگر بود. حذف و تغییر دو شرط نخست دقیقاً به منظور قانونى کردن حضور عناصر بهایى در مصادر امور کشور انتخاب شده بود. با توجه به این لایحه مبارزه امام با شاه وارد عرصه جدی تری شد. ایشان با گردآوری علما در قم و تهران تبادل نظر کردند. نامه‌ها و تلگراف‌های اعتراض آمیز علما موجی از حمایت مردم را برانگیخت. «حکومت در ابتدا می‌خواست با ارعاب و تهدید علما را از راه به‌در کند اما در نهایت نخست وزیر مجبور شد در 22 آبان برای دلجویی از علما تلگرافی به آنان مخابره کند.»[2]

در تهران، قم و برخى شهرهاى دیگر، بازارها تعطیل و مردم در مساجد به حمایت از حرکت علما گرد آمدند. یک ماه و نیم پس از آغاز، سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسماً در 7 آذر 1341 هیأت دولت، مصوبه قبلى را لغو کرد و خبر آن را به علما و مراجع تهران و قم اطلاع داد. امام خمینى در نشست با علماى قم مجدداً بر مواضع خویش پاى فشرد و لغو مصوبه در پشت درهاى بسته را کافى ندانست و اعلام کرد تا زمانى که لغو آن در رسانه‌ها پخش نشود، قیام ادامه خواهد داشت. «فرداى آن روز خبر لغو لایحه انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى در روزنامه‌هاى دولتى منعکس شد و مردم نخستین پیروزى بزرگ خویش را پس از نهضت ملى شدن صنعت نفت جشن گرفتند.»[3]

 

انقلاب سفید

بعد از گذشت چند ماه، کنگره تعاون روستایی با کنگره دهقانان ایران، روز سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۴۱ در تهران گشایش یافت. دو هزار و ۹۰۰ روستایی برای شرکت در این گردهمایی از نقاط گوناگون به تهران آورده شده بودند. محمدرضا پهلوی در دومین روز از کنگره، با حضور در جمع حاضران، پیشنهاد داد که شش اصل برای پیشرفت ایران به رأی عمومی گذاشته شود. این اصول که به‌زعم او زمینه‌ساز سعادت ملت بودند، شامل الغای رژیم ارباب و رعیتی از طریق اصلاحات ارضی، ملی کردن جنگل‌های کشور، اصلاح قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش برای گسترش آموزش همگانی می‌شد.[4]

بعدها چند اصل دیگر از جمله تشکیل سپاه بهداشت، سپاه ترویج، ملی شدن مراتع، سپاه دین و... نیز به آن افزوده شد. و در نهایت تعداد آنها به هفده اصل رسید. علمای بزرگ قم از جمله سید محمدرضا گلپایگانی، سیدکاظم شریعتمداری، مرتضی حائری، سید محمدحسین طباطبایی، سید محمد محقق داماد، سید مرتضی لنگرودی، میرزا هاشم آملی و سیداحمد زنجانی برای تبادل نظر در این باره گرد آمدند. امام خمینی در این جلسه ضمن تشریح برنامه‌های حکومت پهلوی، علما را به مبارزه با همه‌پرسی دعوت کرد. آنان با صدور اعلامیه‌ای ضمن تأکید بر احترام زنان در اسلام، اختلاط زنان و مردان را خلاف فرهنگ دینی و طرح مطرح شده از سوی محمدرضا پهلوی را صوری و برخلاف قانون اساسی دانستند و تأکید کردند روحانیت، تکلیف دینی و وجدانی خود می‌داند که مصالح و مفاسد را به دولت‌ها و به جامعه مسلمانان گوشزد کند و از بی توجهی رژیم پهلوی به قوانین دینی و ضروریات مذهبی انتقاد کند؛ سپس همراه با سید محمد محقق داماد، مرتضی حائری و میرزا هاشم آملی با فرستادن تلگرامی به محمدرضا پهلوی، آن مصوبه را مخالف با مصالح عالی اسلام و کشور و سلطنت دانستند و خواستار حذف آن شدند.[5]

 

برای رفع ابهام

به دنبال اعلام این تصمیم، یکی از مقامات دولتی به نام بهبودی و بنا به درخواست علما، روانه قم شد و با علما به گفت وگو نشست.[6] او در این جلسه نتوانست ابهامات را رفع کند و با وجود اینکه چندین بار بین قم و تهران رفت و آمد کرد و نظریات و پیشنهادهای روحانیان قم و دربار را به یکدیگر منتقل نمود اما نتیجه مشخصی به دست نیامد و ابهام درخصوص لوایح ششگانه هنوز وجود داشت و جواب‌های غیردقیق دربار این ابهامات را نزد علما افزایش می داد.

به همین منظور یکی از علمای خرم آباد به نام آیت‌الله کمالوند بعد از گفت‌و‌گو با علما برآن شد تا به دربار برود تا ابهامات پیرامون رفراندوم را برطرف کند. وی بی سروصدا به دربار رفت و با شاه ملاقات کرد و نظر علما را نزد شاه مطرح ساخت و از شاه خواستار توضیح بیشتر گردید و وی را از عواقب تصمیمات شخصی، قانون‌شکنی و مخالفت با اسلام برحذر داشت. اما شاه در پاسخ با غرور اعلام کرد که: «اگر آسمان زمین بیاید و زمین به آسمان برود من باید این برنامه را اجرا کنم؛ زیرا اگر نکنم من از بین می‌روم و کسانی روی کار می‌آیند و به این کارها دست می‌زنند که نه تنها هیچ اعتقادی به شما و مرام و مسلک شما ندارند بلکه این مساجد را به سر شما خراب خواهند کرد و شما را نیز از بین خواهند برد».[7]

پس از مراجعت آیت الله کمالوند مراجع و علمای قم جلسه‌ای دیگر تشکیل دادند تا نتیجه ملاقات وی را با شاه بشنوند و پس از شنیدن سخنان ایشان، امام ضمن تشریح اهداف دولت طی سخنانی انقلاب سفید را انقلابی دستوری دانست و گفت که توطئه حساب شده‌ای علیه اسلام و ملت اسلام و استقلال ایران تنظیم شده است. در ادامه امام توضیح داد: «در اینجا آن که روبه روی ما قرار دارد شخص شاه است که در مرز مرگ و زندگی قرار گرفته و چنانکه خود اظهار داشته عقب‌نشینی او در این مورد، به قیمت سقوط و نابودی او تمام خواهد شد بنابراین او مأمور است که این برنامه را به هر قیمتی که هست به مرحله اجرا در آورد و نه تنها عقب‌نشینی نمی‌کند و دست از کار نمی‌کشد بلکه با تمام قدرت و با کمال درندگی با هرگونه مخالفتی مقابله خواهد کرد. بنابراین نباید مثل غائله گذشته (انجمنهای ایالتی و ولایتی) عقب‌نشینی دستگاه را انتظار داشت. در عین حال مخالفت و مبارزه با آن از وظایف حتمیه و ضروریه ما می‌باشد؛ زیرا خطری که اکنون عموم مردم را تهدید می کند بزرگتر از آن است که بتوان از آن چشم پوشید و در قبال آن بی‌تفاوت ماند.»[8]

 

رفراندوم بی‌اعتبار

سر انجام روز 2 بهمن 1341 امام خمینی (ره) طی اعلامیه‌ای برگزاری رفراندوم را برای تصویب اصول انقلاب سفید بی اعتبار دانست. متعاقب آن بازار تهران تعطیل شد و مأمورین پلیس به تجمع مردم حمله بردند. در آستانه رفراندوم تحمیلى، ابعاد مخالفت مردم فزونى گرفت. شاه ناگزیر براى کاهش دامنه مخالفت‌ها در چهارم بهمن عازم قم گردید. امام خمینى از قبل با پیشنهاد استقبال مقامات روحانى از شاه به‌شدت مخالفت نمود و حتى خروج از منازل و مدارس را در روز ورود شاه به قم تحریم کرد. تأثیر این تحریم چنان بود که نه تنها روحانیون و مردم قم بلکه تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه در این شهر که مهمترین منصب حکومتى تلقى می‌شد نیز به استقبال شاه نرفت و همین امر سبب عزل او گردید.

شاه در سخنرانى خود در جمع تعدادى از کارگزاران رژیم و عواملى که به همراه او از تهران به قم آورده بودند، خشم خود را با رکیک‌ترین عبارات علیه روحانیت و مردم ابراز نمود. دو روز بعد رفراندوم غیرقانونى در شرایطى که بجز کارگزاران رژیم کسى دیگر در آن شرکت نداشت، برگزار شد. رسانه‌هاى رژیم با پخش مکرر تلگراف‌هاى تبریکِ مقامات آمریکا و دول اروپایى سعى داشتند تا رسوایى عدم مشارکت مردم در رفراندوم را مخفى نگاه دارند. امام خمینى با سخنرانی‌ها و بیانیه‌هاى خویش همچنان به افشاگرى دست مى‌زد. «از آن جمله اعلامیه‌اى بسیار تند و در عین حال مستدل تنظیم نمود که به اعلامیه 9 امضایى معروف و منتشر گردید و در آن ضمن برشمارى اقدامات خلاف قانون اساسى شاه و دولت دست‌نشانده وى، سقوط کشاورزى و استقلال کشور و ترویج فساد و فحشا به‌عنوان نتایج قطعى اصلاحات شاهانه پیش‌بینى شده بود.»[9]

با پیشنهاد امام خمینى عید باستانى نوروز سال 1342 نیز در اعتراض به اقدامات رژیم تحریم شد. در اعلامیه حضرت امام از انقلاب سفید شاه به انقلاب سیاه تعبیر و همسویى شاه با اهداف آمریکا و اسرائیل افشا شده بود. در این بیانیه امام خمینى اعلام کرده بود: «من چاره در این مى‌بینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسى کنار برود؛ و دولتى که پایبند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید. بارالها! من تکلیف فعلى خود را ادا کردم؛ الّلهُمَّ قَد بَلَّغتُ. و اگر ‌زنده ماندم تکلیف بعدى خود را به خواست خداوند ادا خواهم کرد.»[10]

آن جلسات هفتگی علما و هدایت های امام خمینی در برابر خودکامگی‌های رژیم پهلوی جامعه را آگاه کرد که سال ها بعد با انقلاب خود تاریخ را ورق زدند. تمام این ایستادگی ها از نگاه استوار و حساس امام و دیگر علما بود که راه نهضت را هموار کرد.

 

[2] . مرکز اسناد انقلاب اسلامی (1389). فرهنگنامه رجال روحانی عصر امام خمینی(ره)، ج1، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص200.

[4] . مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، شناسه مطلب: e50lr923#_ftn2.

[5] . مرتضوی، سید ضیاء (1337). دانشنامه امام خمینی، ج6، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. ص63.

[6] . علیمحمدی، حجت‌الله (1401). تحولات فکری حوزه‌ علمیه قم (1301-1357). تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی. ص231.

[7] . تحولات فکری حوزه‌ی علمیه قم، ص233.

[8] . فوزی، یحیی (1380). مذهب و مدرنیزاسیون در ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص241.

[9] . مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، شناسه مطلب :  e5m5hmn9bd.

[10]. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج۱، تهران: نشر عروج، ص154.