04 اسفند 1392

از مستکبرین‌ داخلی‌ تا مستکبرین‌ جهانی


از مستکبرین‌ داخلی‌ تا مستکبرین‌ جهانی

تلاش برای مبارزه با استکبار را نباید فقط و تنها فقط در بعد جهانی آن نگریست. همانگونه که بسیاری از نظریه پردازان منتقد نظام سرمایه داری نیز به درستی ادعا کرده اند؛ منافع سوداگران و سرمایه داران دلال صفت داخلی و بین المللی در پیوند ناگسستنی با یکدیگر است.

«حکومتی که مفتخر به الگو ساختن نظام علوی است باید در همه حال تکلیف بزرگ خود را کم کردن فاصله طولانی خویش با نظام آرمانی علوی و اسلامی بداند و این جهادی از سر اخلاص و همتی سست ناپذیر می طلبد. جمهوری اسلامی که جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامی هدفی ندارد نباید در این راه دچار غفلت شود. رفتار قاطع و منصفانه علوی را باید در مد نظر داشته باشد و به کمک الهی و حمایت مردمی که عدالت و انصاف را قدر می دانند تکیه کند»(مقدمه فرمان 8 ماده ای رهبر انقلاب در باب مبارزه با مفاسد اقتصادی)

مبارزه با مفاسد و مفسدین اقتصادی ازجمله موضوعاتیست که بارها از سوی مقام معظم رهبری مورد تاکید قرار گرفته است. فرمان 8 ماده ای ایشان به سران قوا که در دهم اردیبهشت ماه سال 1380 خورشیدی (سال عدالت علوی) صادر گردید را باید کانون توجه ویژه ایشان به این مسئله دانست. رهبر انقلاب در این فرمان ضمن اشاره به اهمیت عدالت در ابعاد گوناگون به خصوص در امور اقتصادی به عنوان اصلی ترین آرمان انقلاب اسلامی به سران قوای سه گانه به خصوص دو قوه اجرائیه و قضائیه دستور دادند تا با عنایت به محورهای 8 گانه فرمان فوق از تمامی امکانات برای مبارزه با مفاسد و مفسدین اقتصادی بهره گیرند. به رغم اینکه سالها از صدور این فرمان می گذرد شواهد و قراین حکایت از آن دارند که نه تنها اقدام  شایسته و جامعی در این رابطه صورت نپذیرفته است بلکه  طبق اخبار و اطلاعات منتشر شده در رسانه ها شریانها و گلوگاه های مالی و اقتصادی کشور  شرایط امنی را برای برخی از مفسدین فرصت طلب مهیا ساخته اند.

در روزهای اخیر و با مطرح شدن برخی گمانه زنی ها مبنی بر اتهامات عدیده مالی و اقتصادی برخی از افراد که در اندک زمانی توانسته اند ثروتهای نجومی را از خزانه بیت المال کسب نمایند بحث اهمیت مبارزه با فساد اقتصادی بیش از پیش خودنمایی می کند. این امر به خصوص آن گاه از اهمیت گسترده تری برخوردار می شود که پدیده فساد اقتصادی را از دریچه ظهور، گسترش و ترویج خوی استکبارگری بنگریم. ازجمله پیامدهای بدیهی ویژه خواری، رانت خواری و سوء استفاده از امکانات مالی را باید گسترش دامنه تبعیض و بی عدالتی و در نتیجه  ترویج و گسترش خوی استکباری دانست. مستکبرینی که با بهره مندی از شرایط تحمیلی تحریم و نارسایی های نظارتی و قانونی نان خود را در خون ملت زده و کاخهایشان را بر کوخهای مردم مستضعف بنا نهاده اند.

مبارزه با استکبار در اشکال گوناگون آن را باید یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی ایران دانست. استکبار  چه در بعد داخلی و چه در بعد جهانی آن ازجمله مسائل مورد تاکید امام خمینی بوده است. تلاش برای اتحاد مستضعفین دنیا برای تقابل با مستکبرین داخلی و جهانی شاه بیت فرمایشات امام خمینی و آیت الله خامنه ای را تشکیل داده است. در قرآن کریم برای مستکبران چند نشانه ذکر شده است:

  • برتری‌جویی و خودبزرگ‌نمایی، نه برتری واقعی
  • تفرقه‌افکنی در میان مردمان محروم و مستضعف
  • تحقیر و توهین به مردم

 

قرآن کریم همانگونه که در موارد متعدد به مستکبرین تاریخی اشاره می فرماید  تلاش مستکبرین برای خدایی کردن بر مردم و خوار نمودن آنها را ازجمله  ویژگیهای مستکبرین تاریخ برشمرده است. آنچه در دستگاه فکری امام خمینی نیز در باب استکبار قید شده است، شباهت بسیار زیادی با این تعاریف لغوی از استکبار دارد. امام خمینی استکبار را معادل کوچک شمردن بنده‌ خدا، تعدی و تجاوز به زیردستان و فخرفروشی بر دیگران عنوان می‌کنند. ایشان همچنین در بیان مصادیق مستکبران، گروه معدودی را مثال نمی‌زنند، بلکه تمام افرادی که خصوصیات فوق را داشته باشند، از نگاه ایشان ممکن است به استکبارگری روی بیاورند:

«...مستکبرین منحصر نیستند به سلاطین، منحصر نیستند به رؤسای جمهور، منحصر نیستند به دولت‌های ستمگر. استکبار یک معنای اعمی دارد؛ یک مصداقش همان اجانب هستند که تمام ملت‌ها را ضعیف شمردند و مورد تجاوز و تعدی قرار دادند؛ یک مورد هم همین دولت‌های جائر، سلاطین ستمگر که ملت‌های خودشان را ضعیف می‌شمرند و به آن‌ها تعدی می‌کنند، دست تعدی به ملت‌ها دراز می‌کنند. ملت را ضعیف می‌شمردند و ملت را از روی استکبار نظر می‌کردند و به ملت تعدی و تجاوز می‌کردند. هر فرد، می‌شود که مستضعف باشد و می‌شود مستکبر باشد. اگر من به زیردست‌های خودم، ولو چهار نفر باشد، تعدی و تجاوز کردم و آن‌ها را کوچک شمردم، بنده‌ی خدا را کوچک شمردم، من مستکبرم و او مستضعف.»

 نمودهای بارز استکبار مستکبرین داخلی چندان غیرآشکار نیست. ثروتهای بادآورده، افزایش شکاف طبقاتی، فقیرتر شدن ندارها، غنی تر شدن داراها و نظایر آن تنها بخشی از نمودهای عملکرد اخلال گرایانه مستکبرین داخلی است. مستکبرینی که آفتی برای انقلاب و نظام اسلامی اند. بی تردید تا زمانی که برخوردهای نه چندان قاطعی را از سوی مسئولین به خصوص قوه مجریه و قوه قضائیه در موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادی شاهد نباشیم گسترش دامنه فعالیت مستکبرین دور از ذهن نخواهد بود.  مستکبرینی که در پیوند ناگسستنی با مستکبرین جهانی هستند.

سرانجام سخن آنکه؛ تلاش برای مبارزه با استکبار را نباید فقط و تنها فقط در بعد جهانی آن نگریست. همانگونه که بسیاری از نظریه پردازان منتقد نظام سرمایه داری نیز به درستی ادعا کرده اند؛ منافع سوداگران و سرمایه داران دلال صفت داخلی و بین المللی در پیوند ناگسستنی با یکدیگر است. بر این اساس خوی استکبارگری و روحیه تجاوزگری ازجمله شاخصهای مشترکی است که هم مستکبرین داخلی و هم مستکبرین جهانی برای بقای خود از آن بهره برده و مستضعفین دنیا را به نیروهای حاشیه ای بدل ساخته اند. بی تردید دامن زدن به پارامترهای نظام اقتصاد سرمایه داری و تلاش برای نسخه پیچی اقتصاد کشور با نمونه های نولیبرال آن راهی است که قطعاً ره به ترکستان خواهد داشت. تلاش برای عملیاتی ساختن نسخه نظری اقتصاد اسلامی هرچند در آغاز هزینه هایی را تحمیل خواهد کرد لکن تنها رهیافت موجود برای گذار به سوی جامعه ای عدالت محور  و پیشرفته خواهد بود.


مرکز اسناد انقلاب اسلامی