اصلاحات ارضی، سراب کشاورزان


علی جان مرادی جو

قانون اصلاحات ارضی وتقسیم زمین بین کشاورزان پس ازکش وقوس های فراوان نهایتاً دردولت دکترعلی امینی به تصویب رسید.این قانون که یک طرح دیکته شده ازسوی آمریکابود، نتیجه ای جزسرابی بیش برای کشاورزان ومردم مملکت نداشت.

علل طرح قانون اصلاحات ارضی: شاه درآبان ماه 1328درسفریک ماه ونیم خود به آمریکا،درنیویورک اظهارداشت:
جهت برخورداری دهقانان وطبقات محروم ازیک زندگی خوب بایستی اراضی واگذاری به سازمان شاهنشاهی به اقساط طویل المدت به دهقانان فروخته شود ومضافاً اینکه اراضی خالصه نیزمجاناً بین آنها تقسیم گردد.
حتی یک روزپس ازآن پا را فراتر نهاده وگفته بود:برنامه ای درنظراست به مورد اجراگذاشته شودکه طبق آن مالکین بزرگ آبادیها واراضی خودرابه دولت بفروشندودولت نیزاین اراضی رابه قیمت تمام شده به اقساط کوچک به برزگران بفروشد وباید باتأسیس شرکت های تعاونی وبااستفاده ازماشین آلات جدید کشاورزی برمیزان محصولات ونتیجه کارکشاورزان بیفزائیم.
امریکا نیزمی خواست دستگاه حاکم را انحصاراً به سوی خودجذب نمایدو به خصوص تصورش این بود که کمک های اقتصادی به وسیله عده ای خاص بلعیده شده وشکاف طبقاتی را باوجود خط کمونیزم افزوده است وبنابراین به اصلاحات ارضی تاکید داشت. شاه دربازگشت به ایران به آنچه گفته بود عمل ننمود.
آمریکا ازرژیم های وابسته به خودمی خواست که دست به تحول فریبکارانه بزندواصلاحاتی راشروع نمایند که توده های کارگر و دهقان راضی شوند.آنهارا سرگرم سازد وشعارهای کاذب را رواج دهند این شعارها درحدود زمین برای دهقانان وآسایش ورفاه برای کارگران باشدتا ازقهرانقلابی جلوگیری نمایند. به نظر جان اف کندی رئیس جمهورآمریکا،هیچ تعداداسلحه وقشون نمی تواندبه رژیم هایی که نمی خواهندویانمی تواننداصلاحات اجتماعی کنند ثبات بخشدوهم باتاکید روی اصلاحات ارضی بودکه زارعین مالک شوندومانع نفوذکمونیزم گردند.
شاه باوجودقدرتی که تدارک دیده بوداین نصایح غرب راتوجه نداشت ودوای دردها را درسایه ساواک و حکومت نظامی بهترمی دانست.امابافشاردولت آمریکادرصددبرآمدتاباتبلیغاتی آنهارامتوجه سازدکه مشغول انجام دستورات است وبه همین جهت لایحه اصلاحات ارضی رادرآخرسال1338 به مجلس داد ولی اجرای آن متوقف ماند.امااین دلایل واقدامات شاه برای آمریکاقانع کننده نبود.کاخ سفید این دفعه به نصیحت اکتفا نکردومجری هم تعیین نمود.
درپایان سال 1339کاخ سفید تمایل خودرابه نخست وزیری دکترعلی امینی نشان داد تا اصلاحات را که درایران به بن بست رسیده مطابق نظرآمریکاانجام دهد،وبالاخره ازلحاظ اقتصادی وضع به آنجا رسیدکه بالاجبارشاه،دکترعلی امینی رادرسال 1340به نخست وزیری برگزید تا با دادن اختیارتام به او درکشورانقلاب کند واین انقلاب بعدها نام انقلاب سفیدراگرفت.
برنامه جنجال برانگیزاصلاحات ارضی،نخست ازروستاهای مراغه،شمال غربی آذربایجان شروع شد،انتخاب این محل به دلیل سوابق آشنایی ارسنجانی وزیرکشاورزی بامنطقه مزبور و مردم آن، و نیز حضورمالکان مرتجع ، قدرتمند و سرکوبگر آن ناحیه ومهمترازهمه، برانگیختن افکارعمومی کشاورزان علیه آن مالکان بود
مهمترین برنامه رفرم اجتماعی دولت دکترامینی،اصلاحات ارضی وتقسیم زمین بین کشاورزان بودو قانون واقعی اصلاحات ارضی درکابینه وی به تصویب رسیدکه به موجب آن:
ماده اول،مالکیت بیش ازیک روستاراجایزنمی شمرد.به همین دلیل مالکانی که بیش ازیک روستادر اختیارداشتندباید مازاد رابه دولت می فروختند.براساس ماده دوم قیمت زمین باتوجه به مالیات هایی که قبلاً توسط مالک پرداخت شده بود،تعیین می گردید.مطابق ماده سوم زمین به شخصی(کشاورزی) تعلق می گرفت که بر روی آن کارمی کرد. ماده چهارم این بود که برای دریافت زمین،دهقان باید به عضویت تعاونی روستای درآید.
اصلاحات ارضی که با سرسختی هرچه تمامتر ازسوی حسن ارسنجانی،وزیرکشاورزی دنبال می شد، خشم طبقه اعیان زمیندارایران رابرانگیخته بود.می توان استدلال کردکه اصلاحات ارضی یکی ازمهم ترین پیامدهای انقلاب سفیدبود.شاه ادعامی کردکه مدت ها پیش ازفشارآمریکاییان برای اجرای اصلاحات ارضی،خودش دست به نوعی تقسیم املاک میان کشاورزان زده است.
برنامه جنجال برانگیزاصلاحات ارضی،نخست ازروستاهای مراغه،شمال غربی آذربایجان شروع شد،انتخاب این محل به دلیل سوابق آشنایی ارسنجانی وزیرکشاورزی بامنطقه مزبور و مردم آن، و نیز حضورمالکان مرتجع،قدرتمندوسرکوبگرآن ناحیه ومهمترازهمه، برانگیختن افکارعمومی کشاورزان علیه آن مالکان بود.
درشهریور1342نشانه هائی ازاجرای موفقیت آمیزاصلاحات ارضی درآذربایجان وتااندازه ای در کرمان مشاهده می شد.درسطح کشور،تعداد 8042 ده به 000/243 دهقان فروخته شدو2081شرکت تعاونی باسرمایه نزدیک به 250میلیون ریال تاسیس شدند. قریب به 10%ازکل 11میلیون کشاورز کشور،مشمول قانون اصلاحات ارضی شدند،نزدیک به یک هزارنفرماموراصلاحات ارضی استخدام شدندتادراجرای قانون آن نظارت نمائید.
پیامدهای اصلاحات ارضی: برنامه اصلاحات ارضی که یک طرح دیکته شده آمریکایی بود،ظاهراً کشاورزان متوسط رابه عنوان یک نیروی اجتماعی به حساب می آورد،ولی تعداد اینگونه کشاورزان حدود یک دهم مجموع کشاورزان ایران بود. به کشاورزان فقیر، قطعات کوچک زمین می رسید.کارگران کشاورز،که نیروی عمده ای بودند،امید زمین دارشدن راازدست دادند،بدین ترتیب طولی نکشیدکه دهها هزارکشاورز بیکار وبدون زمین برای کاریابی به شهرها روی آوردند.
این اصل سرابی بسیارخوش منظره برای هم کشاورزان ومردم مملکت بود.طبعاً کشاورزان خوشحال می شدندکه ازشر فئودالها راحت وصاحب زمین می شوندواگرکشاورزان تا این تاریخ یک پنجم محصول رامی بردند.ازاین به بعدهمه محصول رامی برندودرنتیجه اجرای قانون اصلاحات ارضی ودر زمینه مدرنیزه کردن ساختاراقتصادی وکشاورزی ایران ظاهراً کارهایی صورت گرفته بود.
درموردبرنامه اصلاحات ارضی تعداد000/638/1 خانواده کشاورزصاحب زمین شده بودند. شرکت های تعاونی روستایی تسهیلاتی برای کشاورزان فراهم نموده بودند.تعدادتراکتورها،16برابرشده وسطح ارضی زیرکشت،به 20برابررسیده بود.بااین حال،کمبودهای آشکاربه چشم می خورد.شرکت های تعاونی روستایی سرمایه کافی برای کمک به کشاورزان نداشتند،بیش از90درصدروستاها،فاقد روشنایی برق بودندومهمترازاینها اکثریت کشاورزانی که استحقاق دریافت زمین راداشتند،ازدریافت زمین محروم مانده بودندویامقدارزمینی که به آنهاواگذارشده بود به اندازه ای که باکاردرآن حداقل معاش خودراتامین کنند. نبود.
به دنبال اجرای اصلاحات ارضی،کشاورزی نابودوشهرهاازکشاورزهاانباشته شد.اصلاحات ارضی علاوه بردگرگون ساختن الگوی مالکیت،باعث تغییرات مهم درجمعیت کشورشد.درحالی که دراوایل دهه1340 درحدود30درصدازجمعیت ایران درشهرهازندگی می کردند،درسال1354این رقم به 45 درصدرسید.شاه بسیاری ازثروتمندان زمیندارراباخودش دشمن کردبااین امیدکه درعوض پشتیبانی کشاورزانی راکه به تازگی صاحب زمین شده بودندجلب نماید.
کنترل قیمت محصولات کشاورزی مانندگندم،افزایش جمعیت،مهاجرت روستائیان بدون زمین به شهرها،بی توجهی دولت به مازاد محصولات کشاورزی،به عنوان منبعی برای تامین غذاوصادرات و تامین درآمد،به دلیل استفاده ازعوایدنفت ازاهم مسائلی بودکه موجب پایین آمدن سطح محصولات کشاورزی گردید.
درنتیجه ایران ازاواسط دهه 1350 ناگزیراز واردکردن غله ودیگرفرآورده های کشاورزی شد،درحقیقت آنچه که دریک دهه تحت عنوان مدرنیزاسیون صورت گرفت.نه پیشرفت اقتصادی واجتماعی بود،نه مدرنیسم،بلکه شبه مدرنیسمی بودکه پشتوانه آن فقط به درآمد نفت بستگی داشت. بخشی ازسیل مهاجرین روستاهاکه برای یافتن کاربه تهران ودیگر روی آورده بودندبطورموقت در کارهای ساختمانی جذب شده بودندوبقیه سیگارفروشی،بلیط بخت آزمایی وحتی گدایی می کردند.
برنامه اصلاحات ارضی که یک طرح دیکته شده آمریکایی بود،ظاهراً کشاورزان متوسط رابه عنوان یک نیروی اجتماعی به حساب می آورد،ولی تعداد اینگونه کشاورزان حدود یک دهم مجموع کشاورزان ایران بود
عدم موفقیت برنامه های رفرم شاه طی دهه1340 باگزارش سازمان ملل وگزارشهای تحقیقاتی چند تن ازپژوهشگران غربی اعلام گردید،به عنوان مثال معلوم شدکه درسال1350بیش ازدوسوم مردم ایران دسترسی به تسهیلات پزشکی ودرمانی ندارندوتوزیع درآمددرکشورهمچنان نامتعادل است ومیلیونهاکشاورز ساکن روستاها مانندگذشته فقیرباقی مانده اند.فقط یک پنجم کل زمینهای قابل کشت،زیر کشت است ویک سوم اراضی اطراف سدهای بزرگ،سیستم آبرسانی دارند.
محصولات کشاورزی سالانه فقط دودرصدافزایش یافته است،درصورتی که نرخ رشدجمعیت به 3 درصدرسیده وهزینه زندگی 6درصدترقی کرده است.درسال1347دولت ایران برای جبران کمبود غله مقادیرزیادی گندم وارد کرده است.
برنامه اصلاحات ارضی که درسال1341 آغازشده بود رسماً درسال1350پایان یافت.شاه دراین زمان اعلام کردکه دیگرهیچ کشاورزی درکشوروجودنداردکه مالک زمین خودنباشد.هرچندبرخی تغییرات اساسی صورت گرفته بود،اماادعای شاه یک ادعای بی اساس بود.


سایت تبیان