04 اردیبهشت 1400

بازخوانی گزارش بانک جهانی درباره 40 سال غارت و چپاول نفت ایران توسط انگلیس


محمد قلی مجد، به نقل از گزارش محرمانه بانک جهانی در سال 1952

بازخوانی گزارش بانک جهانی درباره 40 سال غارت و چپاول نفت ایران توسط انگلیس

اشاره:

در سالگرد اعلام ملی شدن صنعت نفت در ایران توسط دولت دکتر محمد مصدق بخشی از کتاب گزارش محرمانه بانک جهانی در سال 1952 به نقل از کتاب "رضا شاه و بریتانیا" را در اینجا آوردیم تا پیش زمینه هایی که موجب شد مردم ایران به غارت چهل ساله منابع نفت خود توسط شرکتهای انگلیسی اعتراض کنند، بصورت مستند ارائه  شود. اراده ملی مردم ایران خلع ید از شرکت انگلیسی موسوم به بی پی را به دنیا نمایش دارد . برای دنیا باور کردنی نبود که ایرانی ها بتوانند  تولید و فروش نفت خود را بدست بگیرند. گرچه انگلیسی ها دو سال بعد  با کمک پسر عموهای آمریکایی خود ، همه امکانات را بکار گرفتند تا با انجام کودتایی این روند را متوقف کنند اما این اقدام در واقع الگویی برای مردم سایر کشورها نیز شد تا آنها نیز تلاش کنند از زیر یوغ سلطه استعمار انگلیس خارج شوند. ملی کردن کانال سوئز توسط ناصر در مصر  اولین تاثیر گذاری را داشت. بعدها این حرکت توسط عبدالکریم قاسم در عراق، سوکارنو در اندونزی وآلنده در صنایع مس  شیلی در سالهای مختلف ادامه پیدا کرد . 

*******

مطالب زیادی در ارتباط با تاریخچه نفت ایران نوشته شده است؛ از جمله چندین جلد کتاب درباره تاریخچه شرکت نفت انگلیس، توسط خودِ آن شرکت منتشر شده است. (1) ولی نقص عمده این کتب تاریخی، فقر داده‌هاست. علاوه بر این، برخی از این مورخان عمدتاً بر اسناد و مدارک منتشره از سوی انگلیس تکیه کرده و بدین ترتیب از اعتبار کار خود کاسته‌اند. با وجود این، گزارش محرمانه «ملی‌ شدن صنعت نفت ایران،» که ظاهراً توسط بانک جهانی تهیه شده بود و در آرشیو وزارت خزانه‌داری ایالات متحده پیدا شد، منبعی غنی از داده‌ها را درباره نفت ایران از سال 1911 تا 1951 به دست می‌دهد.(2) تاریخ این گزارش، یعنی فوریه 1952،[1] نشان می‌دهد که سند فوق احتمالاً در طول بحران نفتی سال‌های 1951 تا 1953 برای آشنایی با وضعیت نفت ایران مورد استفاده قرار گرفته، و جزئیات مندرج در سند حکایت از توجه مفرط دولت آمریکا به نفت ایران دارد.

مطالب زیادی نیز درباره عقب ماندگی صنعت در دوران حکومت رضا شاه در بین سال‌های 1921 تا 1941 نوشته است. بانک جهانی در گزارشش در باره اقتصاد ایران می نویسد:

«در طول 40 سال اخیر، جمعیت 13 تا 18 میلیون‌ نفری ایران عمدتاً به کشاورزی و تجارت و تولید منسوجات اشتغال داشته‌اند. برغم وفور مواد خام، نیروی کار و دسترسی به دریا، هیچگونه صنایع سنگین یا کارخانه تولید یا فراوری مواد خام بجز نفت در این کشور وجود ندارد. شاید هیچ کشور دیگری در جهان نباشد که با داشتن منابع قابل مقایسه با ایران از لحاظ توسعه اقتصادی به این اندازه عقب‌ افتاده باشد. معهذا، این کشور بدون شک دارای بزرگترین عملیات نفتی منسجم با پایین‌ترین هزینه تولید در جهان است. ولی این صنعت نفت چه سهمی در اقتصاد ایران داشته است؟»

این گزارش فقدان پیشرفت در ایران را با پیشرفت اقتصادی سریع «سی سال اخیر در ترکیه- که به اندازه ایران از موهبت منابع طبیعی برخوردار نیست» مقایسه می‌کند. (3) متأسفانه، اقتصاد ایران هیچ سودی از نفت نبرده بود. تولید نفت در ایران در سال 1911 شروع شد. از سال 1911 تا 1920 درآمدی بالغ بر 325 هزار لیره (معادل 6/1 میلیون دلار) از محل دریافت حق‌الامتیاز نفت نصیب ایران شد. از سال 1921 تا 1931 این مبلغ به 60 میلیون دلار رسید؛ از سال 1931 تا 1941 به 125 میلیون دلار، و از سال 1941 تا 1951 به 250 میلیون دلار رسید. در دوره حکومت رضا شاه (1921-1941) درآمد ایران از محل دریافت حق‌الامتیاز نفت بالغ بر 185 میلیون دلار بود. اما انعکاس این درامد در توسعه ایران مشهود نیست.

درآمد حاصله از محل دریافت حق‌الامتیاز در طول کل دوره 40 ساله (1911 تا 1951) بالغ بر 113 میلیون لیره یا 435 میلیون دلار می‌شد. کل سود اعلام شده شرکت نفت انگلیس و ایران، منهای سود شرکت‌های تابعه، در طول این دوره پنج میلیارد دلار بوده است. به عبارت دیگر، فقط نزدیک به هشت درصد از کل سود محاسبه شده از سوی شرکت نفت عاید ایران شد.

گزارش بانک جهانی آشکار می‌سازد که: «بر اساس این برآوردها، شرکت [نفت انگلیس و ایران] با عدم اجرای درست و توأم با حسن نیّت تعهداتش در چارچوب امتیاز دارسی؛ و با مهندسی کردن نحوة تعویض امتیاز دارسی با قرارداد نامطلوب سال 1933، ایران را از درآمدی بالغ بر 1200 میلیون دلار [معادل 2/1 میلیارد دلار] محروم ساخت.» (4)  با معیارهای سال‌های 1911 تا 1951، و برای کشور فقیری مثل ایران، 2/1 میلیارد دلار درآمدی غیرقابل تصور بود. مثلاً در سال 1925، کل مخارج دولت ایران فقط 20 میلیون دلار بوده است. این گزارش می‌افزاید که میزان واقعی چپاول ثروت‌ نفتی ایران به دست انگلیس به مراتب بیشتر از 2/1 میلیارد دلاری است که بر اساس آمار و ارقام منتشره از سوی خود شرکت برآورد شده است. در طول سال‌های 1921 تا 1941 رضا شاه بخش عمده‌ای از 185 میلیون دلاری را که انگلیسی‌ها به ایران پرداخته بودند، سرقت کرد و آنها را به حساب‌های بانکی خود در لندن، سوییس و نیویورک ریخت. تاریخ سی ساله نفت ایران از سال 1911 تا 1941 را به درستی می‌توان سی سال غارت و چپاول نامید.

مثلاً نک: نفت، قدرت، و اخلاق؛ فرمانفرماییان و فرمانفرماییان، خون و نفت؛ الول-ساتن، نفت ایران.
بانک جهانی، «ملی‌شدن صنعت نفت ایران: چکیده‌ای از ریشه‌ها و مسایل» مورخ 19 فوریه 1952؛ در وزارت خزانه‌داری آمریکا، پرونده شماره 362/7/306، سند شماره 541.
همان، ص 3.
همان، ص 21.

[1] تاریخ این گزارش که یکسال و نیم قبل از انجام کودتای آمریکایی – انگلیسی علیه دولت مصدق است خود میتواند بیانگر این احتمال باشد که آمریکایی ها قبل از انجام کودتا در ایران اطلاعات لازم در باره آخرین تحولات تولید و صادرات  نفت در ایران، از طریق بانک جهانی  بدست اورند.


کتاب رضاشاه و بریتانیا، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی