05 تیر 1405

چرایی ترور ششم تیر و ترورهای مستمر بعدی آیت‌الله خامنه‌ای


چرایی ترور ششم تیر و ترورهای مستمر بعدی آیت‌الله خامنه‌ایشهید آیت‌الله علی خامنه‌ای بعد از ترور نافرجام ۱۳۶۰ در بیمارستان

تابستان ۱۳۶۰ برای جمهوری اسلامی ایران، فصل یک رویارویی‌های بی‌سابقه بود. همزمان با عزل ابوالحسن بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با اعلام آغاز «فاز نظامی»، صحنۀ سیاست ایران را به میدان درگیری‌های مسلحانه و ترورهای کور تبدیل کرد. بنی‌صدر که از ۲۶ خرداد ۱۳۶۰ مفقود شده بود، در این روزها با مسعود رجوی در پنهانگاه‌ها به سر می‌برد و نقش مستقیمی در طراحی ترورهای سران نظام داشت. سودابه سدیفی، مشاور بنی‌صدر، بعدها اعتراف کرد که بنی‌صدر به رجوی پیام داده بود: «باید شروع به زدن رأس آنها نمود، چارۀ دیگری نیست» (تاریخ تحولات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۵، ص ۳۵). حسین نواب صفوی، یکی از رابط‌های اصلی بنی‌صدر با سازمان، نیز پس از بازداشت اقرار کرد که بنی‌صدر گفته بود: «اگر نتوانیم مردم را بسیج کنیم، باید این‌ها را فلج کرد و سران را از بین برد» (تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی، ج ۴، ص ۳۳۲). بدین‌ترتیب، پروژۀ حذف رهبران جریان خط امام (ره) با ترور آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای - امام‌جمعه‌ی تهران، نمایندۀ امام در شورای عالی دفاع، نمایندۀ مجلس و از ارکان اصلی حزب جمهوری اسلامی - کلید خورد. رویکردی که با انفجار حزب جمهوری اسلامی، انفجار دفتر نخست وزیری و انفجار دادستانی انقلاب ادامه یافت.

 

جایگاهی که موجب وحشت بود

در آستانه ترور ششم تیرماه ۱۳۶۰، شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای چهار مسئولیت کلان و حساس را همزمان بر عهده داشت:

نخست، امامت جمعه‌ی تهران: ایشان در ۲۶ دی ۱۳۵۸ با حکم امام خمینی به این سمت منصوب شدند (دانشنامۀ امام خمینی، ج ۵، ص ۸۶). نخستین نماز جمعه را در ۲۸ دی ۱۳۵۸ اقامه کردند و تا روز ترور (۶ تیر ۱۳۶۰) هر هفته این وظیفه را بر عهده داشتند (همان). نماز جمعه‌ی تهران در آن ایام، مهم‌ترین تریبون سیاسی-انقلابی کشور به‌شمار می‌رفت و مواضع ایشان در آن، مستقیماً بر افکار عمومی و تصمیمات کلان نظام تأثیر می‌گذاشت.

دوم، نمایندگی امام خمینی در شورای عالی دفاع: در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۵۹، امام خمینی ایشان را به‌عنوان نمایندۀ خود در شورای عالی دفاع منصوب کردند (روزها و رویدادها، ج ۱، ص ۴۳۲). با شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، این مسئولیت جنبۀ حیاتی یافت. ایشان در این جایگاه مستقیماً در بالاترین سطح تصمیم‌گیری‌های جنگی حضور داشتند، چندین بار به مناطق جنگی جنوب کشور عزیمت کردند و نقش کلیدی در هماهنگی بین ارتش و سپاه پاسداران ایفا نمودند (دانشنامۀ امام خمینی، ج ۵، ص ۸۷).

سوم، نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی: ایشان در انتخابات اولین دورۀ مجلس شورای اسلامی (خرداد ۱۳۵۹) با کسب بیش از ۱٫۴ میلیون رأی از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شدند (فرهنگ‌نامۀ رجال روحانی عصر امام خمینی، ج ۱، ص ۲۳). در مجلس، یکی از چهره‌های شاخص جریان خط امام بودند و در کنار شهید بهشتی و شهید باهنر، نقش مؤثری در مقابله با انحرافات بنی‌صدر ایفا کردند. مواضع ایشان در جریان عزل بنی‌صدر (۳۰ خرداد ۱۳۶۰)، نقشی تعیین‌کننده داشت و موجب کینۀ عمیق جریان مقابل شد (طلوع و غروب یک حزب، ص ۲۸۴).

چهارم، عضویت در شورای مرکزی و مسئولیت واحد روحانیت حزب جمهوری اسلامی: آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان یکی از موسسین و ارکان اصلی و تأثیرگذار حزب، نقش کلیدی در تصمیم‌گیری‌ها و مواضع خط امام ایفا می‌کرد (طلوع و غروب یک حزب، ص ۲۸۳؛ مبارزه به روایت باغبانی، ص ۱۱۸). جایگاه ایشان به نحوی بود که قریب دوماه بعد، پس از شهادت شهید بهشتی در ۷ تیر و سپس شهادت شهید باهنر در ۸ شهریور، در ۱۰ شهریور ۱۳۶۰ به‌عنوان سومین دبیرکل حزب برگزیده شدند (روزها و رویدادها، ج ۱، ص ۴۳۲).

همچنین او از چهره‌های مورد وثوق امام خمینی بود که موجب ارجاع موارد مختلف شده بود. از جمله پس از شهادت استاد مطهری، امام دانشجویان را برای تقویت بنیان فکری به او ارجاع داده بود. به همین دلیل در فهرست اولویت‌دارترین اهداف ترور سازمان مجاهدین خلق قرار گرفتند؛ به‌گونه‌ای که مسعود رجوی در نشریۀ مجاهد، آیت‌الله خامنه‌ای را یکی از پنج نفر واجب‌القتل معرفی کرد (یادآور، شماره ۶-۸، ص ۲۶۳).

 

بمبی در ضبط صوت مسجد

روز ششم تیرماه ۱۳۶۰، آیت‌الله خامنه‌ای طبق روال هفتگی برای پاسخگویی به پرسش‌های مردم در مسجد ابوذر تهران - واقع در خیابان قزوین - حضور یافتند (روزها و رویدادها، ج ۲، ص ۴۵). پس از اقامۀ نماز ظهر و عصر، ایشان پشت تریبون قرار گرفتند تا به شبهات و پرسش‌های مردم صمیمی جنوب تهران پاسخ دهند. روی تریبون، طبق معمول، دو ضبط صوت برای ضبط گفت‌وگوها گذاشته شده بود.

دقایقی بعد از آغاز پرسش و پاسخ، جوانی حدوداً ۲۵ ساله، قدبلند با کت خاکستری، از میان جمعیت عبور کرد و ضبط صوتی را که در دست داشت روی تریبون گذاشت و رفت (همان، ص ۴۵). دقایقی نگذشته بود که صدای مهیبی مسجد را لرزاند. ترکش‌های بمب به سمت راست بدن آیت‌الله خامنه‌ای اصابت کرد و ایشان بر زمین افتادند. بر روی قطع‌ای از بدنه‌ی ضبط صوت که در محل انفجار باقی مانده بود، عبارت «هدیه گروه فرقان» با ماژیک نوشته شده بود (دانشنامۀ امام خمینی، ج ۵، ص ۸۶).

در آن لحظه، آیت‌الله خامنه‌ای در حالی که در مقابل تریبون ایستاده بودند، یک‌باره به سمت راست متمایل شدند و همین جابه‌جایی سبب شد تا مواد منفجره که قرار بود به قلب ایشان اصابت کند، به دست راست و قسمت راست بدن برخورد کند (طلوع و غروب یک حزب، ص ۲۹۰). این حرکت که به تعبیر برخی «توفیق الهی» بود، نقش مهمی در نجات ایشان داشت، زیرا شدت اصابت ترکش‌ها به ناحیۀ قلب می‌توانست کشنده باشد.

مردم و محافظان بلافاصله پیکر مجروح ایشان را به بیمارستان بهارلو منتقل کردند و پس از پانسمان‌های اولیه، با هلی‌کوپتر به بیمارستان قلب تهران انتقال یافتند (روزها و رویدادها، ج ۲، ص ۴۵). تیم پزشکی مجربی به سرپرستی دکتر منافی، وزیر بهداری وقت، ایشان را تحت عمل جراحی قرار دادند. ترکش‌ها به ناحیۀ بالای کتف راست، زیر بغل و بالای ران راست و چپ اصابت کرده بود و استخوان ترقوه شکسته شده بود (همان). ایشان به مدت ۴۲ روز تحت معالجه قرار گرفتند و اگرچه از این سوءقصد جان سالم به در بردند، اما از ناحیۀ دست راست دچار آسیب حرکتی شدید شدند و به افتخار جانبازی در خیل جانبازان انقلاب اسلامی قرار گرفتند (روزها و رویدادها، ج ۱، ص ۴۳۲). حجت‌الاسلام رضا مطلبی، امام‌جماعت مسجد ابوذر، که در لحظۀ انفجار در کنار تریبون حضور داشت، نقل می‌کند که بلافاصله پس از انتقال ایشان به بیمارستان، جمعیت بسیاری از مسئولان، از جمله اعضای کابینه و مجلس، در بیمارستان حاضر شدند (طلوع و غروب یک حزب، ص ۲۹۰).

 

رهروان فرقان یا سازمان مجاهدین خلق؟

پس از انفجار، این پرسش مطرح شد که عاملان این ترور چه کسانی بوده‌اند؟ نوشتۀ روی ضبط صوت - «هدیه گروه فرقان» - بسیاری را به این نتیجه رساند که بازماندگان گروهک فرقان، که یک سال پیش از آن سرانشان اعدام شده بودند، این عملیات را انجام داده‌اند. اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این ماجرا پیچیده‌تر از آن است.

گروهک فرقان در دهۀ ۱۳۵۰ توسط اکبر گودرزی، طلبۀ جوانی که به‌تازگی از حوزه بیرون شده بود، شکل گرفت و حدود ۵۰ تا ۶۰ عضو داشت (تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی، ج ۱، ص ۴۳۱). ایدئولوژی این گروه به‌شدت متأثر از سازمان مجاهدین خلق بود و با تفسیری ماتریالیستی از قرآن، خود را انقلابی‌تر از روحانیون می‌دانستند (همان). این گروه در طول سال‌های ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دست به ترور شخصیت‌های برجسته‌ای چون سرلشکر قرنی، آیت‌الله مطهری، آیت‌الله قاضی طباطبایی، دکتر مفتح و حاج مهدی عراقی زد (روزشمار جنگ ایران و عراق، کتاب ۱۶، ص ۳۶۲).

در سوم خرداد ۱۳۵۹، اکبر گودرزی و جمعی از عاملان اصلی این گروهک اعدام شدند و تشکیلات آن متلاشی گردید (یادآور، شماره ۶-۸، ص ۲۶۳). اما محمد متحدی، از اصلی‌ترین عناصر فرقان، گروه کوچکی را که در تبریز شکل داده بود به تهران منتقل کرد و با همکاری امیرمسعود تقی‌زاده - قاتل آیت‌الله قاضی طباطبایی - نقشه‌های جدیدی برای ترور طراحی کرد (ترکیب التقاط و ترور، ص ۱۵۵). بر اساس اعترافات تقی‌زاده، طرح استفاده از ضبط صوت برای بمب‌گذاری چند ماه پیش توسط محمد متحدی طراحی شده بود. تقی‌زاده می‌گوید که یک «مکعب مستطیل» با سوراخ‌هایی به نظر ۹ میلی‌متری برای جای‌گذاری مواد منفجره ساخته بودند و این طرح ابتدا برای ترور آیت‌الله موسوی اردبیلی و عبدالمجید معادیخواه در نظر گرفته شده بود که ناکام ماند (همان، ص ۱۵۵). پس از آن، این طرح برای ترور آیت‌الله خامنه‌ای به کار گرفته شد. این دو نفر در شهریور ۱۳۶۰ دستگیر و به اعدام محکوم شدند (طلوع و غروب یک حزب، ص ۲۸۳). بنابراین، بازماندگان فرقان - که خود را «رهروان فرقان» می‌نامیدند - در تیرماه ۱۳۶۰ فعال بودند و توانایی انجام چنین عملیاتی را داشتند.

اما نشانه‌های بسیاری وجود دارد که گروه فرقان ترورهای قبلی را هم با تحریک سازمان مجاهدین خلق انجام داده بود. همچنین برخی قراین نشان می‌دهد که در این عملیات نیز سازمان مجاهدین خلق پشت این عملیات بوده و نام فرقان را به‌عنوان یک «پوشش تبلیغاتی» به کار گرفته است. روزنامۀ کیهان در گزارشی از محل انفجار نوشت: «مردم معتقدند انفجار کار جنبشی‌ها (سازمان) بوده است» (کیهان، ۷ تیر ۱۳۶۰، ص ۲). عزت‌الله شاهی در خاطرات خود نقل می‌کند که «قبل از ترور آقای خامنه‌ای، جواد قدیری گفته بود که کار نظام در همین پنج شش روز تمام است و مسئولین نظام بار و بنه‌شان را بسته‌اند» (خاطرات عزت شاهی، ص ۵۰۱). جواد قدیری که نام کاملش محمدجواد قدیری مدرس است، از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق و نفوذی در کمیته‌ی انقلاب مستقر در ادارۀ دوم ارتش بود (نقاب‌ها، ص ۱۵۴). قدیری در شب حادثه، مرتضی نیلی (یکی از دوستانش) را پس از انفجار در مسجد دیده و ضمن توهین‌های رکیک به شهید بهشتی و آیت‌الله خامنه‌ای به او گفته بود که کار رژیم تمام است و مجاهدین به زودی حاکم خواهند شد (پرونده مسکوت، ص ۳۶۱).

قدیری پس از انفجار مسجد ابوذر متواری شد و از کشور گریخت و در سال ۱۳۶۴ نام او در لیست شورای مرکزی سازمان به‌عنوان عضو مرکزیت درج گردید (نقاب‌ها، ص ۱۵۶). همچنین، وزارت خارجه‌ی آمریکا در بیانیه‌ای درباره‌ی سازمان مجاهدین خلق (۱۹۹۴)، مجروح شدن آیت‌الله خامنه‌ای را یکی از مجموعه اقدامات تروریستی سازمان خواند (یادآور، شماره ۶-۸، ص ۲۶۳). خود سازمان نیز در نفی این واقعیت، بارها اعلام کرد که این ترور توسط فرقان انجام شده و «هیچ ربطی به مجاهدین نداشت»، اما به‌گفتۀ پژوهشگران، «کاملاً آشکار است که سازمان بنا به دلایل سیاسی، حقوقی و تبلیغاتی، به‌رغم پذیرش رسمی مسئولیت بسیاری از اقدامات تروریستی بعدی خود، همچنان مایل و قادر نیست که به نقش خود در انفجار ششم تیر اعتراف کند» (همان، ص ۲۶۳).

شواهد دیگری نیز این فرضیه را تقویت می‌کند؛ از جمله اینکه گروه فرقان در تمام عملیات‌های خود از ترور با شلیک گلوله استفاده می‌کرد، نه بمب‌گذاری (همان). همچنین، سه روز پیش از انفجار هفتم تیر (دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی)، جواد قدیری به دوستان خود گفته بود که «روز هفتم تیر کار یکسره خواهد شد» (تاریخ تحولات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۵، ص ۴۰). این نشان می‌دهد که انفجار مسجد ابوذر و انفجار دفتر حزب، هر دو بخشی از یک پروژۀ منسجم برای حذف سران نظام بوده‌اند که توسط سازمان مجاهدین خلق طراحی و اجرا شده است.

به نظر می‌رسد بهترین قرائت از این واقعه، آن است که عملیات اجرایی توسط بازماندگان گروهک فرقان (رهروان فرقان) انجام شده، اما طراح اصلی و پشتیبان آن، سازمان مجاهدین خلق بوده که با استفاده از نیروهای باقیمانده‌ی فرقان، قصد داشت ضمن پنهان کردن نقش خود، ضربه‌ای کاری بر پیکر نظام وارد کند. این همان «استفاده از نام فرقان به‌عنوان یک حربۀ روانی و تبلیغاتی» بود که بسیاری از کارشناسان امنیتی بر آن تأکید داشته‌اند (نقاب‌ها، ص ۱۵۶).

اما گذر زمان و افشای برخی اسناد سازمان منافقین نشان داد که مسعود رجوی برای اقدامات خود در هماهنگی کامل با کاخ سفید بوده است. امری که او در گفتگو با مسئول استخبارات عراق بر آن تصریح داشت و بدین جهت، تطبیق شگفت انگیز لیست ترور دو گروه مختلف می‌توان ناشی از ریشه مشترک طراحی ترورها باشد.

 

پیامدهای ترور ششم تیر

خبر ترور آیت‌الله خامنه‌ای موجی از نگرانی و خشم را در سراسر کشور برانگیخت. حضرت امام خمینی (ره) در پیامی خطاب به ایشان فرمودند: «اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلالۀ رسول اکرم و خاندان حسین بن علی هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید... عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور، بلکه جهان جریحه‌دار نمودند» (امام در آیینۀ امام، ص ۱۴۳). ایشان در ادامه، عزم میلیون‌ها مسلمان را مصمم‌تر و صفوف آنان را فشرده‌تر دانستند و از خداوند سلامت ایشان را برای ادامۀ خدمت خواستار شدند (همان). امام در بخشی دیگر از پیام خود تأکید کردند: «اینان با سوءقصد به شما، عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور، بلکه جهان، جریحه‌دار نمودند و عزم میلیون‌ها مسلمان را مصمم‌تر و صفوف آنان را فشرده‌تر کردند» (همان).

هاشمی رفسنجانی که شب پیش از حادثه به عیادت آیت‌الله خامنه‌ای در بیمارستان رفته بود، در خاطرات خود نقل می‌کند که ایشان به هوش آمده بود و شناخت داشت (با چشم باز، ص ۶۵). مردم نیز با حضور گسترده در مقابل بیمارستان و برگزاری دعا برای شفای ایشان، حمایت خود را از نظام و رهبران آن به نمایش گذاشتند. روزنامۀ کیهان به مدیریت وقت حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی، در سرمقالۀ خود با عنوان «توده‌های مردم از ماجرای ترور خامنه‌ای می‌گویند» چنین نوشت: «دیروز بخش وسیعی از مردم در مقابل بیمارستان جمع شده بودند. دست به دعا برداشته بودند و با چشم‌های اشک‌آلود از خدای خود می‌خواستند که امام‌جمعه‌ی تهران زنده بماند و توطئۀ آمریکا نقش برآب گردد» (طلوع و غروب یک حزب، ص ۲۸۶).

آیت‌الله خامنه‌ای که در بیمارستان بستری بودند و از اخبار بیرون بی‌خبر مانده بودند، پس از اطلاع از فاجعۀ هفتم تیر و شهادت شهید بهشتی و یارانش، به‌شدت متأثر شدند. شهید اسلامی که برای عیادت ایشان رفته بود، نقل می‌کند که آیت‌الله خامنه‌ای گریه کردند و فرمودند که تازه به ایشان جریان ۷ تیر را گفته‌اند (شهید مکتب روح‌الله، ص ۲۵۳). ایشان در پیامی که از بیمارستان صادر کردند، ضمن تشکر از اظهار لطف امام امت و مردم، فرمودند: «بعد از چهار روز که از این حادثه بر من می‌گذرد، به فضل الهی و به کمک و تلاش بی‌دریغ کارکنان عزیز این بیمارستان، خودم را در وضع بسیار مناسب و خوبی می‌بینم. هر وقت به یاد می‌افتم که این حادثه موجب شده که امام عظیم‌الشان ما اظهار لطف کنند و ملت بزرگ و قهرمان ما دست به دعا بردارند، در خودم احساس شرمندگی می‌کنم» (او به تنهایی یک امت بود، ص ۹۴).

اما ترور نافرجام در مسجد ابوذر، تنها آغاز یک سلسله جنایات بود. فردای آن روز - هفتم تیر ۱۳۶۰ - بمبی قوی در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی منفجر شد و ۷۲ تن از یاران امام، از جمله آیت‌الله بهشتی و چهار وزیر و ۲۷ نمایندۀ مجلس، به شهادت رسیدند (هاشمی رفسنجانی، خطبه‌های جمعه، ج ۱، ص ۲۶). مجاهدین «طرح براندازی ضربه‌ای» را طراحی کرده بودند که بر اساس آن، «با ضربۀ سر نظام، بدنه مال ما می‌شود» (عملیات مهندسی، ص ۱۴۱). جالب اینکه شب ۷ تیر، کلاهی (عامل انفجار) جمعیت بیشتری از حد معمول را با این بهانه که آیت‌الله بهشتی می‌خواهد سخنرانی مهمی درباره‌ی مسائل اقتصادی ایراد کند، به دفتر حزب کشانده بود (خاطرات عزت شاهی، ص ۵۰۱). همچنین در هشتم شهریور همان سال، انفجار دفتر نخست‌وزیری به شهادت محمدعلی رجایی (رئیس‌جمهور) و محمدجواد باهنر (نخست‌وزیر) انجامید. این سه واقعه - ۶ تیر، ۷ تیر و ۸ شهریور - نشان از یک برنامۀ منسجم و هماهنگ برای نابودی کادر رهبری نظام داشت.

حضور گسترده و انبوه اقشار مختلف مردم در مراسم تشییع شهدای ۷ تیر، امواج وسیع حمایت از نظام و نفرت از سازمان تروریستی را تشدید نمود (تاریخ شفاهی حادثۀ هفتم تیر، ص ۱۵۳). سازمان که تصور می‌کرد بعد از ضربۀ ۷ تیر مردم به خیابان‌ها می‌ریزند و به آنها می‌پیوندند، در بهت فرو رفت و با دیدن جمعیت عظیم تشییع‌کنندگان، دریافت که تاکتیک براندازی ضربه‌ای شکست خورده است (عملیات مهندسی، ص ۱۴۱).

 

تقدیر الهی

نجات آیت‌الله خامنه‌ای از این ترور، از سوی بسیاری به‌عنوان یک معجزه و نشانه‌ای از تقدیر الهی برای حفظ ایشان برای آیندۀ نظام تعبیر شد. خود ایشان در بیمارستان، پیش از اطلاع از فاجعۀ هفتم تیر، خطاب به عیادت‌کنندگان فرموده بودند: «این حادثه علی‌القاعده باید مرا می‌برد، اما نمی‌دانم خدا با من چه کار دارد که مرا نگه داشت» (خاطرات ناطق نوری، ج ۱، ص ۲۲۱). چهار سال بعد، ناطق‌نوری در عیادت از ایشان، این جمله را یادآوری کرد و گفت: «این کار را داشت که شما را برای انقلاب نگه داشت» (همان).

امام خمینی نیز در پیام خود، شهادت را نه یک شکست، بلکه تبریکی برای ایشان دانستند که «در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده‌اند» (امام در آیینۀ امام، ص ۱۴۳). حجت‌الاسلام مجتهد شبستری که به عیادت ایشان رفته بود، نقل می‌کند که آقا در حال اغما بودند و برادر ایشان به او گفتند که از ماجرای انفجار دفتر حزب خبر ندارند (خاطرات مجتهد شبستری، ص ۱۰۱). او با دیدن حال آقا، نگران شد و برای شفای ایشان نذرهایی کرد و پس از بهبودی به نذرهای خود عمل نمود (همان).

آسیب جدی به دست راست، موجب شد تا ایشان تا ۹ ماه از امامت جمعه‌ی تهران دور بمانند و سرانجام در ۲۸ اسفند ۱۳۶۰ به محراب نماز جمعه بازگشتند (طلوع و غروب یک حزب، ص ۲۸۳). با وجود این نقص عضو، ایشان هرگز از ادامۀ مسیر انقلاب بازنایستادند و چند ماه بعد، در مهرماه ۱۳۶۰، با کسب بیش از ۱۶ میلیون رأی (حدود ۹۵ درصد آرا) به ریاست‌جمهوری برگزیده شدند (روزها و رویدادها، ج ۱، ص ۴۳۲). با رحلت امام خمینی در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، تنها یک روز پس از درگذشت ایشان، آیت‌الله خامنه‌ای از طرف مجلس خبرگان رهبری به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی منصوب گردیدند (ارتش در گذار از بحران‌های انقلاب، ص ۶۲).

این جانبازی، نه‌تنها ایشان را در دل مردم محبوب‌تر ساخت، بلکه به یکی از نمادهای مقاومت و پایداری انقلاب اسلامی در برابر توطئه‌های داخلی و خارجی بدل شد. سازمان مجاهدین خلق اگرچه با این ترور نتوانست به هدف خود برسد، اما چهرۀ واقعی خود را بیش از پیش برای مردم آشکار ساخت و موجی از نفرت عمومی را علیه خود برانگیخت. سرباز کوچک امام - خاطرات یک آزادۀ ۱۳ سالۀ جنگ تحمیلی - در این باره می‌گوید: «غصه‌دار بودیم؛ اما شنیدن خبر رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بار سنگینی را از دوشمان برداشت... بی‌تعارف، بعد از شنیدن خبر رحلت امام، تنها جریانی که کمک کرد بتوانیم کمر راست کنیم، همین خبر بود» (سرباز کوچک امام، ص ۴۲۱). همچنین، بعثی‌ها باورشان نمی‌شد که جای خالی امام به این سرعت پر شود و این بغض و حرص را از مدل خبرها و برنامه‌هایشان در رادیو عراق می‌شد فهمید (همان).

 

تداوم ترورها

ششم تیر، اولین ترور ناموفق ایشان نبود. ️۱۴ مهر ۱۳۵۹ عوامل نفوذی تلاش کرده بودند تا هواپیمای ایشان را که از جبهه دفاع مقدس بازمی‌گشت، به عنوان هواپیمای دشمن به پدافند معرفی کنند. اتفاقی که با هوشیاری تکنسین شلیک به موقع خنثی شد. نام ایشان در حاضرین در جلسه ۷ تیر ۱۳۶۰ هم بود که اگر ترور ششم تیر ناموفق بود، همراه با بسیاری از چهره‌های شاخص انقلاب در جلسه‌ حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه تهران با انفجار بمب به شهادت می‌رسید.

۲۴ اسفند ۱۳۶۳ نیز انفجار بمب در نماز جمعه تهران در هنگام خطابه جمعه نتوانست موجب آسیب به ایشان شود.

اما خط ترور متوقف نشد و برخی از آنها بعدها افشا شد که نشان می‌دهد موارد دیگری نیز باید به عنوان اقدامات سرویس‌های جاسوسی وجود داشته باشد و هنوز مخفی مانده است. بر اساس اسناد افشاشده توسط ادوارد اسنودن در سال ۲۰۱۳م (۱۳۹۲ش) و گزارش‌های نیویورک‌تایمز و گاردین، سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) سفر آیت‌الله خامنه‌ای به استان کردستان در بهار سال ۱۳۸۸ را تحت عملیات جاسوسی پیشرفته‌ای با نام «دردنوت» (Dreadnought) قرار داد. اسنودن گفته بود آنها ماشین حامل آیت‌الله خامنه‌ای را شناسایی کرده و برای عملیات احتمالی تحت نظر داشتند. این نوع اسناد نشان می‌دهد که عمق طراحی ترور ایشان فراتر از گروهک‌ها و در سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل انجام شده بود.

هفتم مهر ۱۴۰۳ بود که یک رسانه اسرائیلی خبر داد اسرائیل مجوز حمله به رهبر ایران را صادر کرده است. چند روز پس از ترور شهید سیدحسن نصرالله در ۱۳ مهر ۱۴۰۳، تهدیدها و جنگ تبلیغاتی علیه رهبر انقلاب افزایش یافت. اما امام شهید با اقامه «نماز جمعه نصر» همه معادلات را تغییر داد.

اول  آبان ۱۴۰۳ پس از اصابت یک پهپاد لبنانی به خانه بنیامین نتانیاهو، کانال ۱۴ اسرائیل مجددا اعلام کرد مجوز ترور [آیت‌الله سید] علی خامنه‌ای صادر شده است.

 

نافرجام ماندن آخرین ترور

با آغاز جنگ ۱۲روزه در ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ اعلام شد ایشان نیز یکی از اهداف ترور بوده است و چند روز بعد وزیر دفاع اسرائیل در این‌باره به تلویزیون اسرائیل گفت: «فرصت عملیاتی برای این کار پیش نیامد» نتانیاهو نیز همان وقت با تایید این گزاره به ایران اینترنشنال گفت: «وارد جزئیات نمی شوم.» مصادیق دیگری نیز گاه به رسانه‌ها کشیده شد. اما امام شهید، ۲۸  خرداد  ۱۴۰۴ در دومین پیام ویدئویی خود در میانه دومین جنگ تحمیلی گفته بود: «تهدید را به کسی بکنند که از تهدید آنها می ترسد.»

بر حسب ظاهر، سلسله ترورها در نهم اسفند ۱۴۰۴ به شهادت ایشان منتهی شد؛ اما واقعیت، همان است که امام شهید خود درباره یارانش در جبهه مقاومت گفته بود. «رهبران مقاومت را، رهبران حماس را به شهادت رسانده، [...] امّا تشکیلات با مردان خودش، با قدرت معنوی خودش، با روحیه‌ی خودش بحمدالله حضور دارد و دشمن نتوانسته بر این تشکیلات فائق بیاید، و ان‌شاءالله نخواهد توانست، و ان‌شاءالله دنیا و منطقه روزی را خواهد دید که به طور واضح رژیم صهیونیستی از دست این مجاهدین فی‌سبیل‌الله شکست بخورد.» (بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۷ / ۸ / ۱۴۰۳)