06 مهر 1400

نگاهی به نقش آیت‌الله لواسانی در جمع آوری وجوه شرعیه برای امام خمینی


محمدباقرنوذری دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره‌ی اسلامی

نگاهی به نقش آیت‌الله لواسانی در جمع آوری وجوه شرعیه برای امام خمینی

روز 8 مهر 1369 آیتالله سیدصادق لواسانی به رحمت ایزدی پیوست. به اینمناسبت یکی از فراز های زندگانی ایشان یعنی شیوه جمع آوری وجوه شرعیه برای امام خمینی (ره)را مورد بررسی قرار داده ایم.
در اختیار داشتن وجوهات شرعیه یکی از علل استقلال نهاد مذهب و روحانیت در طول چهارده قرن گذشته بوده است.از این روی در بسیاری از مقاطع تاریخی حکام و سلاطینی که ازقدرت علما در وحشت بودند می کوشیدند تا در کنار مقابله با قدرت معنوی آنها، پایه های قدرت مالی آنها را نیز تخریب کنندکه اقدامات نادر شاه افشار و رضاشاه از آن جمله می باشد.
امام خمینی (ره) به عنوان یکی از بزرگ ترین مجتهدین شیعی از مقلدین زیادی بر‌خوردار بود که وجوهات شرعیه‌ی خویش را در اختیار ایشان می گذاشتند .حجم زیاد این وجوهات و فعالیت‌های سیاسی امام خمینی ایجاب می‌کرد که اشخاص قابل اعتمادی این وظیفه‌ی خطیر را بر عهده داشته باشند. در این میان آیت‌الله لواسانی به خاطر سابقه‌ی دوستی طولانی مدت با امام خمینی و به طبع شناخت دقیق امام از ایشان از همان آغاز به نمایندگی تام الاختیار امام در جمع‌آوری وجوه شرعیه انتخاب شدند، وظیفه‌ای که به شهادت همه‌ی نزدیکان امام به نحوء شایسته‌ای به انجام رسیده است.مقاله ی پیش رو تلاشی است در جهت روشن کردن این بخش از فعالیت‌های آیت‌الله لواسانی.

مقدمه
آیت‌الله محمدصادق لواسانی در سال 1324 ‌ه‍ .ق برابر با 1280 ه‍.ش دریک خانواده اهل علم و تقوا در نجف‌اشرف به دنیا آمد .پدر ایشان « سید ابوالقاسم لواسانی »از علمای سرشناس تهران بود که بنا بر رسم زمان برای تکمیل آموخته‌های دینی‌اش عازم نجف اشرف گردید وی پس از کسب مدارج علمی و اخلاقی در نجف مجدداً به ایران بازگشت و در شهر همدان با استقبال کم نظیری از سوی مردم این شهر مواجه گردید ،از این تاریخ 1295 ه‍.ق تا هنگام فوتشان در تاریخ 28 رمضان 1363 ه‍.ق وی در این شهرسکنا گزیدند.1 محمد صادق از همان بدایت کودکی به خاطر کانون عالمانه‌ای که در آن قرار گرفته بود به فراگیری علوم دینی اشتغال ورزید.از آنجایی که پدر و برادر بزرگ تروی « سید احمد » خود از علمای برجسته نجف بودند ، لذا وی دروس مقدماتی و حوزوی را نزد آن ها به مدت 7 سال فرا گرفت. 2
وی پس از اقامت در همدان به مدت یکسال هم چنان نزد پدر و برادرش کسب علم کرده و سرانجام در سال 1296 ه‍.ش در حالی که کمتر از 17 سال سن داشت عازم اراک گردید.آیت‌الله لواسانی علیرغم سن کمی که داشت به خاطر هوش و علاقه‌ای که از خود بروز می داد به زودی مورد توجه علمای حوزه‌ی اراک؛ خصوصاً؛ آیت‌الله العظمی حائری» قرار گرفته و هنگام عزیمت به قم وی نیز همراه استاد به قم نقل مکان کرد.در اراک آیت‌الله لواسانی با امام خمینی آشنا گردیدو این آغاز دوستی میان این دو بزرگ وار بود. دوستی‌ای که تا پایان عمر ادامه پیدا کرد.3
ریاست حوزه‌ی علمیه ی قم
اقدامات رضاشاه در جهت تضعیف نهاد روحانیت که با اقداماتی از قبیل ؛ کشف حجاب،مصوبه‌های اتحاد شکل لباس،لزوم جواز پروانه و گواهینامه برای روحانیون ،تبعید علما و روحانیون برجسته، حمله به مسجد گوهرشاد و بی احترامی به حرم حضرت معصومه وبسیاری اقدامات دیگر که بررسی جامع آنها خارج از این نوشته می‌باشد، به طبع شهر قم را که مهمترین مرکز دینی ایران بود به شدت تحت تاثیر خود قرار داده و حساسیت‌های دو سویه‌ایی را از طرف روحانیون و حکومت ایجاد می‌کرد، به همین خاطر در این مقطع حساس، بیش از هر زمان دیگری لزوم انتصاب یک فرد شایسته که بتواند علاوه بر عدم تحریک حکومت؛ که به دنبال فرصتی برای ضربه زدن به حوزه‌ علمیه قم بود، حوزه را نیز هم چنان قوی و شکوفا نگه دارد احساس می‌گردید، حساسیت موضوع سبب شد تا علمای بزرگ قم از جمله «سید محمد تقی خوانساری»؛=، «سید صدرالدین» و «سید محمد حجت» پس از تبادل نظرات با همدیگر «آیت‌الله محمدصادق لواسانی» را واجد شرایط فوق تشخیص داده و در سال 1315ه‍ ش ایشان را به تولیت مدارس فیضیه، دارالشفاء و عبدالله خان منصوب کردند و ایشان به مدت 6 سال مدیریت این دو حوزه را بر عهده داشتند.4 در سال 1321ه‍ ش آیت‌الله لواسانی جهت نشر معارف دینی قم را به مقصد تهران ترک و در « مسجد میرزا ابوالحسن معمار » واقع در محله‌ی امام‌زاده یحیی به اقامه ی جماعت و خدمات دینی مشغول گردید. 5
آیت‌الله لواسانی در تهران هم چنان ارتباطش را با امام خمینی حفظ کرده و میان ایشان ملاقات‌های فراوانی صورت می‌گرفته است. آیت‌الله لواسانی خود به این ملاقات‌ها اشاره کرده و می‌گوید: «از همان سال [1320 ش] مرحوم امام خمینی سالی دو سه بار به تهران تشریف می‌آوردند و میهمان من بودند. »6
نمایندگی امام در کسب وجوهات شرعیه
آیت‌الله لواسانی به خاطر پیشینه و سابقه ی درخشانی که داشت نه تنها از سوی امام، بلکه از سوی علمای دیگر نیز مسوول جمع‌آوری «وجوه شرعیه» برای آنها شده بود7 پس از رحلت آیت‌الله بروجردی، امام خمینی(ره) بیش از سایر مجتهدین در میان مردم و بازاری ها محبوبیت داشت و به همین خاطر مبالغ بیشتری نیز از این راه برای وی ارسال می‌گردید. این مبالغ هنگفت ایجاب می کرد که متولی این وجوهات از میان اشخاص درستکار و باهوش انتخاب شوند. «امام خمینی(ره)» در شهر‌های تهران و قم چندین نماینده به همین منظور داشت که مهمترین و سرشناس‌ترین این اشخاص آیت‌الله لواسانی بود که بنا به گفته‌ی دوستان و نزدیکان ایشان به نحو احسن این وظیفه را انجام می‌داد.حاج احمد آقا در مورد وی می نویسد:
«در زمانی که نام امام مساوی با زندان و اعدام بود؛ یک تنه مسئولیت نمایندگی علی‌الطلاق حضرت امام را پذیرفت و مسئول شهریه در قم و تهران و سایر حوزه‌ها شد و با شهامت تا دم مرگ از این مسئولیت ها دفاع کرد و پذیرای زندان و شکنجه ها و تبعید و دربه دری شد و...» 8
آیت‌الله لواسانی همان‌گونه که گفته شد پس از آزادی امام از زندان در سال1342ه‍ ش به نمایندگی ایشان در تهران منصوب شد و همین انتخاب سوءظن ساواک رادر مورد ایشان برانگیخت و باعث شد تا بخش اعظمی از اسناد مربوط به آیت‌الله لواسانی مربوط به همین بخش از فعالیت‌های وی باشد.
لواسانی ابتدا وجوه شرعیه را از مردم اخذ و پس از ثبت و ضبط دقیق، آن را برای امام ارسال و یا به مصارفی که ایشان می فرمودند تخصیص می دادند در این پروسه طولانی و پر اضطراب سه مرحله اساسی وجود داشت.، 1ـ چگونگی جمع‌آوری وجوهات 2ـ نحوی ارسال آنها برای امام 3ـ طرق مصرف وجوهات.
الف) چگونگی جمع آوری وجوهات شرعیه از سوی آیت الله لواسانی
کشف طرق و شیوه‌هایی که آیت‌الله لواسانی بر اساس آن وجوه شرعی را جمع‌آوری می کرد، یکی از دغدغه‌های اصلی و عمده سازمان اطلاعاتی ساواک بوده است.با وجود این که سازمان فوق‌الذکر از عوامل نفوذی و منابع عدیده ای استفاده می‌کرد، برای مدت ها این موضوع به عنوان یکی از مجهولات مهم و علامت سوال‌های بزرگ در معادلات آنها نگریسته می‌شد. عدم آگاهی از راه‌ها و شیوه های لواسانی برای جمع‌آوری این وجوهات حاکی از هوشمندی و راز داری لواسانی و افراد مرتبط با این کار می‌باشد. در یکی از اسناد ساواک صراحتاً به این موضوع اشاره شده است:
«خواهشمند است دستور فرمایید با توجه به مفاد قسمت آخر نامه معطوفی ضمن مراقبت و کنترل دقیق سید محمد صادق لواسانی چگونگی جمع‌آوری وجوه و نحوه ارسال آن به نجف و تحویل آن به شیخ نصرالله خلخالی را روشن و به این اداره کل اعلام9 دارند.»
متأسفانه چگونگی جمع‌آوری وجوه شرعیه به وسیله لواسانی به دلیل عدم اشاره مستقیم ایشان، در پرده‌ای از ابهام قرار دارد و تنها با‌توجه به شواهد و قرائن می‌توان تا حدودی آن را آشکار کرد، بر اساس این شواهد.لواسانی وجوهات را یا به طور مستقیم ویا به وسیله ی کسانی که مسوول این کار بودند جمع‌آوری می‌کرده است.
ب)راه های ارسال وجوهات برای امام
همان طور که در قسمت بالا گفته شد، مأمورین ساواک برای مدت ها در پی کشف شیوه‌هاو راه‌های جمع‌آوری و ارسال وجوهات برای امام بوده اندو در اسناد فراوانی به عدم موفقیت شان در کشف این راه‌ها اشاره کرده‌اند. با وجود رازداری و مکتوم داشتن فرآیند ارسال وجوهات از سوی لواسانی به خاطر گستردگی کار، این مساله تا حدودی برای ساواک مکشوف و به آن نیز در اسناد به مناسبت هایی اشاره شده است. شیوه هایی را که ساواک کشف کرده عبارت بودند از:
1) ارسال مستقیم وجوهات به وسیله مسافرینی که به عراق می رفتند.
این روش یکی از متداول ترین راه های ارسال وجوهات برای امام خمینی در عراق بود که از همان آغاز تبعید امام مورد استفاده قرار می گرفت. اشخاصی که جهت این مأموریت انتخاب می شدند غالباً افرادی مورد اعتماد و امین بودند و اکثراً از سوی امام و یا شخص لواسانی معرفی می گردیدند. با توجه به حساسیت مو ضوع به احتمال زیاد این مسافرت ها می بایست در فصول خاصی و یا در غالب کاروان های زیارتی یا تجاری صورت می گرفت تا حساسیت کمتری ایجاد کند. در یک سند ارزشمند مطالب جالبی در این زمینه آمده است:
«موضوع جمع‌آوری و ارسال پول برای [امام]خمینی به وسیله سید محمد صادق لواسانی تازگی ندارد و همان طوریکه قبلاً طی شماره های متعدد اعلام شد عاملین اصلی جمع آوری و ارسال پول برای خمینی حاج محمد تقی دیبایی بازرگان در سرای حاج حسن و سید محمد صادق لواسانی هستند و این موضوع برای این ساواک کاملاً روشن است. نحوه ارسال پول هم به وسیله مسافرانی که جهت زیارت به عراق می روند می باشد... »10
به این ترتیب ابتدا شخص مورد نظر برای مأموریت از سوی شخص امام یا لواسانی انتخاب می‌گردید، سپس زمینه های سفر به ظاهر زیارتی وی فراهم و پس از انجام مقدمات سفر و تدارک اسباب آن مبلغ مورد نظر در قبال دریافت رسید برای امام ارسال می گردید. 11 البته این روش علیرغم تداول و راحتی، مخاطرات فراوانی نیز داشت: مأمورین ساواک، راه‌های نا امن، مخاطرات طبیعی، وسوسه های انسانی و بسیاری مسائل دیگر، جملگی این روش را سخت و پر اضطراب می کردند، به همین خاطر در بسیاری از موارد از روش های دیگری نیز در کنار این روش ارسال مستقیم پول، استفاده می‌شد. در یکی ازاسنادساواک به این ارسال مستقیم پول اشاره شده است:
«طبق اطلاع واصله همه ماهه وجوهی از طرف بازاریان به عنوان سهم امام وغیره جمع‌آوری و[به]وسیله‌ی چند نفر از معممین من جمله صادق لواسانی در بازار وحاج آقا یحیی در مسجد ظهیر الاسلام به یک یا دو نفر از بازرگانان ویا صرافان که به عراق رفت وآمد دارند داده می‌شود که به آقای خمینی مسترد دارند.نام برندگان نیز پول های مزبور را به آیت‌الله خمینی داده و رسید آن را گرفته وبه صاحبان وجوه تسلیم می دارند...» 12
2) ارسال حواله و صدور چک
همانگونه که به اختصار گفته شد ارسال مستقیم پول خطرات و مشکلاتی را به دنبال داشت که این راه را عملاً نا امن و غیر ایمن می کرد.به همین خاطر به تدریج روش های جدیدتر و کارآمدتری برای این منظور پیشنهاد و عملی گردید. یکی از این روش‌ها صدور حواله برای یک شخص ثالث در یک کشور ثالث بود. به این صورت که ابتدا حواله‌ای را به اسم شخصی خاص که غالباً از تجار مقیم اروپا بود ارسال و شخص مورد نظر نیز پس از دریافت این حواله مبلغ مندرج در آن را از اروپا به عراق برای امام می فرستاد.در یکی از اسناد ساواک این روش توضیح داده شده است:
«... نحوه ارسال پول هم به وسیله مسافرانی که جهت زیارت به عراق می روند می باشد و یا به وسیله حواله به یک کشور دیگر به این معنی که مثلاً پول را به آلمان غربی یا کشور‌های دیگر اروپا و آسیا به نام یکی از بازرگانان مقیم کشور مورد نظرشان حواله می کنند و آن شخص این مبلغ را به نام شیخ نصر‌الله خلخالی[،] [امام] خمینی به نجف ارسال می نمایند.اعمال و رفتار سید محمد صادق لواسانی تا حدود امکان تحت نظر قرار دارد.» 13
از جمله کسانی که به اسم آن ها حواله صادر شده است می توان به: «شیخ نصر‌الله خلخالی»، «محمد جواد محلاتی»، از عاملین دریافت پول در عراق اشاره کرد.
در کنار روش های فوق ظاهراً شیوه دیگری رواج داشت که کمی پس از دو روش فوق مورد استفاده قرار گرفته،این شیوه جدید، استفاده از چک های تضمین شده ده هزار ریالی مخصوص کشور بود.این چک ها ظاهراً در بازار های عراق خصوصاً نجف،کربلا،کاظمین رواج فراوانی نیز داشته اند. در تمام این تغییر و تحولات و سیر و انتقالات «آیت‌الله لواسانی» مهمترین حلقه ارتباطی و در حقیقت طراح و یکی از ارکان اصلی بوده است. در یکی از اسناد ساواک آمده است:
«طریقه دیگر ارسال وجوه جهت[ امام]خمینی که اخیراً رواج یافته استفاده از چک های تضمین شده ده هزار ریالی مخصوص داخل کشور می باشد. که این چک‌ها مانند اسکناس در بازار نجف،کربلا،کاظمین رواج یافته که علل رایج شدن این چک ها در محل های مزبور روشن نشده است.» 14
شیخ نصر الله خلخالی و محمد جواد محلاتی که شغل صرافی داشتند این حواله جات را در عراق به امام خمینی تحویل و برای کسانی که در ایران به پول احتیاج داشتند حواله هایی صادر می‌کردند.15
ج)مصارف وجوهات شرعیه
وجوهات شرعیه پس از طی فرایند جمع آوری و ارسال به نقطه پایانی وبه صورت‌های گوناگون مورد مصرف قرار می گرفتند. مصارف این وجوه بسیار متنوع بوده است و بنا به تشخیص امام به مصرف می رسیدند که اهم آنها عبارت بودند از:
1 ) ارسال وجوهات شرعیه برای امام
بخش قابل ملاحظه و اعظمی از وجوهات شرعیه مستقیماً برای امام ارسال می‌گردید و ایشان بنابر صلاح دید شخصی آن مبالغ را به مصرف می‌رساندند، به طور مثال می‌توان به کمک امام به سرمازدگان تبریز در سال 1342ه‍ ش اشاره کرد، در این سال «آیت‌الله سید احمد خسروشاهی» از هم شاگردان و دوستان آیت‌الله لواسانی که دوران تحصیل در قم را همراه امام نزد آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری و آیت‌الله سید محمد تقی خوانساری گذرانده بودند به همراه «شهید آیت‌الله قاضی»، «حجت‌الاسلام و‌المسلمین سید محمدی دروازه‌ای» و «حجت‌الاسلام محمد حسین انزابی» و «حاج میرزا حسن ناصر زاده» دستگیر و در زندان قزل قلعه محبوس می شوند، در همین زمان سرمای شدید و برف بی سابقه ای تبریز را فرا می‌گیرد و این مشکل سبب می‌شود که آقای خسرو شاهی نزد لواسانی رفته و از ایشان بخواهد تا در مورد کمک به مستمندان تبریز وی را یاری دهد و از امام خمینی (ره) در مورد هزینه سهم امام کمک بخواهد. آقای خسرو شاهی در این مورد می نویسد:
«... در آن ایام امام خمینی در «قیطریه»به سر می بردند و اجازه ملاقات به کسی داد نمی‌شد. ظاهراً فقط آیت‌الله لواسانی حق ملاقات داشتند، مرحوم آیت‌الله لواسانی به من گفتند: شما چیزی بنویسید، من همراه خودم می‌برم و جواب را برای شما می‌آورم. فرصت را مغتنم شمرده و در منزل ایشان، دو نامه برای امام نوشتم، یکی را به امضای مستعار «آذر‌بایجانی های مقیم مرکز» در باره ضرورت کمک به مستمندان تبریز، به علت سرمای شدید و دیگری را با امضای خودم و به عنوان عرض ادب و اعلام مسرت از سلامتی ایشان و اهداء کتاب کوچکی که به نام «دو مذهب» که تازه منتشر ساخته بودم.... »16
بنابر اظهار آقای خسرو شاهی، آیت‌الله لواسانی نهایت همکاری را با وی داشته و پس از چندین بار آمد و شد، سرانجام پاسخ نامه‌های وی را از امام گرفته است، دربخشی از پاسخ امام آمده است:
«حال مستمندان در این سرمای سخت موجب نگرانی این جانب است، مع‌الاسف مستقیماً نمی‌توانم کمک موثری بنمایم.... در صورتی که از وجوه خیریه وزکواة رفع احتیاج مستمندان نمی‌شود، مجازند برای تهیه زغال و سایر ضروریات آن‌ها از سهم مبارک امام علیه السلام صرف نمایند....» 17
هنگامی که امام در تبعید به سر می برد، مسوولیت لواسانی بیشتر شد و بخش اعظم این وجوهات از طریق ایشان به خارج از کشور برای امام ارسال می شد. اما این کار بر خلاف اظهارات ساواک است که مدعی بودند ارز فراوانی از این طریق از کشور خارج می شود چرا که مبلغ قابل توجهی از این پول‌ها مجدداً به ایران عودت داده می شدند و به مصارفی که امام خمینی معین کرده بودند تخصیص داده می‌شدند. این مهم را نیز لواسانی بر عهده داشته است.اما مهمترین مصارفی که وجوهات به آن اختصاص می گرفت عبارت بودند از:
2) پرداخت شهریه‌ی طلاب
چنانکه آشکار است از دیر باز علما و مجتهدین شیعی بنابر اشتهاری که داشتند هر کدام تعدادی شاگرد و به اصطلاح طلبه را تحت آموزش قرار می‌دادند، واز این رو هزینه‌های این طلبه‌ها نیز بر عهده‌ی همان مجتهد بود. این طلبه‌ها که غالباًً از میان اقشار کم در آمد جامعه بر می‌خاستند، تنها به شوق گسترش اسلام و تبلیغ دین مبین به این کار مبادرت می‌ورزیدند، از آنجایی که بسیاری از آنها متاهل بوده و یا مسوولیت خانواده‌یی را بر عهده داشتند لذا از سوی مجتهدینی که این افراد نزد آنها آموزش می‌دیدند، مبلغی اندکی تحت عنوان «شهریه» پرداخت می‌گردید.
این شهریه غالباً از راه وجوهات و سایر درآمدهای جانبی مجتهدین پرداخت می گردید.چنان که بیان شد امام خمینی ( ره ) بیشترین شاگرد و مقلد را پس از رحلت آیت‌الله بروجردی در میان سایر مجتهدین داشت.تا زمانی که شخص ایشان در قم حضور داشتند این وظیفه‌ی خطیر بر عهده خودشان بود اما پس از تبعید به ترکیه این ماموریت بر عهده لواسانی قرار گرفت ووی نیز آن را با نظم و دقتی ستودنی اداره کرد، و شهریه‌ی طلبه‌های وابسته به امام را مرتباً پرداخت می کرد .با این وجودو علی رغم دقت و تلاش لواسانی در پاره‌ای مقاطع نیز به خاطر اقدامات ساواک این امر با مشکلات و ناهماهنگی‌هایی مواجه می‌شد، ازجمله در سال 1348 ه‍ ش برای مدتی لواسانی در امر پرداخت شهریه ها دچار مشکل شد و نتوانست به موقع شهریه‌ی طلبه ها را پرداخت کند. این امر ظاهراً وی را به شدت نگران کرده و تالم ایشان را بر انگیخت. در یکی از اسناد ساواک به این مساله این‌گونه اشاره شده است:
«نامبرده‌ی بالا [لواسانی] در ساعت 0 3/ 11 روز17/ 9/ 46 در امام‌زاده یحیی خطاب به حاضرین اظهار داشت شما چرا مخفیانه به مردم نمی گویید که وضع آقای خمینی خوب نیست یعنی نسبت به سال گذشته صفر شده است. از وقتی که حاج آقا رضا را در بازار دستگیر نمودند مردم دنباله بهانه می گردند وپول نمی دهند فقط یک عده ی معدودی به وسیله‌ی مسافر مستقیما به خود آقا ی خمینی پول می دهند بعد تعداد[ ی] نامه که از [امام] خمینی رسیده بود در جیبش گذاشته بود نشان داد و گفت می‌خواهم این نامه‌ها را از منز لم خارج کنم که مدرکی در منزل نداشته باشم زیرا می ترسم یک وقتی منزل مرا بازرسی کنند...» 18
با وجود این مشکلات که لواسانی به تعدادی از آن‌ها نیز اشاره کرده است.وی با درایت، بحران را مدیریت کرد و مشکلات را مرتفع نمود. در سندی به ارسال شهریه‌ی طلاب از سوی امام خمینی اشاره شده است:
«....عده ای از رو حانیون به منزل نام برده [لواسانی]......آمده بودند. در این جلسه لواسانی اظهار داشته است آیت‌الله خمینی چند ماه است مرتباً شهریه ی نجف را می دهدفقط در این چند ماه اخیر تقریباً به پول ایران یک د وشصت هزار تومانهر ماه شهریه ی نجف شده است...» 19

3) کمک به خانواده ی زندانیان سیاسی
ازدیگر طرق مصرف وجوهات شرعیه که لواسانی انجام می داده است کمک به زندانیان سیاسی و خانواده های آنها در هنگام حبس بوده است. این کمک ها باعث می شد تا مبارزین در هنگام زندانی شدن دغدغه‌ی کمتری داشته و با صبوری بیشتری مرارت های زندان را تحمل کنند، و خانواده ها نیز با مشکلات مالی کمتری مواجه شوند. این اقدام را باید از بهترین راه‌های مصرف وجوهات دانست چرا که در بحبوبه‌ی مبارزات سیاسی بسیار تعیین‌کننده بوده است.
در کنار کمک به خانواده‌های زندانیان سیاسی، کمک به جریانات سیاسی‌ای که علیه رژیم در حال فعالیت بودند نیز از دیگر طرق مصرف وجوهات بوده است. این کمک ها معمولاً به احزاب و گروه‌های داده می شد که خط مشی اسلامی داشته و مورد تایید امام نیز بودند. از جمله یکی از سازمان هایی که کمک به آنها از اتهامات اولین دستگیری آیت‌الله لواسانی در سال 1351 ه‍ ش بوده است، سازمان مجاهدین خلق بود،با این حال این اتهام شدیداً از سوی لواسانی تکذیب شده و ساواک نیزایشان رااز این اتهام تبرئه کرده است. 20
د)سایر موارد
از دیگر موارد مصرف وجوهات شرعیه، چاپ و انتشار رساله های آموزشی امام خمینی بوده است. آیت الله لواسانی به کمک چند نفر از معتمدین تجار این وظیفه‌ی خطیر را عهده دار بود. وی پس از تدوین و چاپ این رساله ها‌،آن‌ها را به وسیله ی اشخاص مورد اعتماد در اختیار کتاب فروشی های تهران و شهرستان ها قرار می‌داد. در اسناد ساواک نیز به این مساله اشاره شده است:
«سید صادق لواسانی با کمک چند نفر از تجار بازار از جمله حاج حسن شاکری که در سرای امیر حجره دارد. حاج مجید صمدزاده رنگ فروش در خیابان بوذرجمهری و حاج کریم حسینی اقدام به چاپ بیست هزار جلد رساله[آیت‌الله] خمینی نموده وبرای فروش در اختیار کتابفروشی‌های مصطفوی واقع در خیابان بوذرجمهری،آخوندی واقع در بازار بین الحرمین_ انتشارات اسلامیه و... گذاشته اند رساله های مذکور پنجاه جلد و یا صد جلد یک جا فروخته می‌شود و به وسیله‌ی افراد مطمئن به شهرستان ها نیز ارسال می گردد.» 21
لواسانی با شبکه ی وسیعی از تجار و بازاریان معتبر تهران در ارتباط بود و از این طریق مبالغ قابل توجهی به عنوان سهم امام دریافت می داشت. «حاج حسین معروفی » از جمله این بازاریان سرشناس بود که لواسانی وظیفه جمع آوری وجوهات بازار را بر عهده ایشان گذاشته بود، مبالغی که به وسیله حسین معروفی در اختیار لواسانی قرار می گرفت چیزی در حدود 150 هزار تومان بوده که در آن زمان مبلغ قابل توجهی به حساب می آمده است.وی این مبلغ را تا زمان فراهم شدن زمینه های ارسال آن برای امام در بانک نگه می داشت. 22
بدین ترتیب آیت‌الله لواسانی به تاثیر‌گذارترین شخصیت در جمع‌آوری وجوه برای امام خمینی تبدیل شد و به کرات در اسناد ساواک به این موضوع اشاره شده است. در میان کسانی که در کنار لواسانی این وظیفه ی خطیر را در اوایل دهه50 بر عهده داشتند می توان به ؛«شیخ حسینعلی منتظری »،« عبدالرحیم ربانی شیرازی»، «سید علی غیوری»، «شیخ فضل‌الله مهدی‌زاد[ه] محلاتی» و«شیخ محمد رضا مهدوی کنی» اشاره کرد.متاسفانه علی رغم دقت و نظارت اشخاص فوق‌الذکر، در سال 1351ه‍ ش به دلیل ارتباط تعدادی از روحانیون با رژیم پهلوی و اقدامات آن ها در جهت تخریب وجهه امام و سایر علمای عالی قدر، امام خمینی دریافت پول از طرف علما به استثناء لواسانی را لغو کردند و این وظیفه خطیر را تنها به ایشان سپردند.
آقای «عبدالرسول حجازی» کسی بود که ماموریت یافت تامسئله پرداخت وجوه صرفاً به لواسانی را ابلاغ کند. این اقدام امام را بسیاری از علمای داخل کشور نیز تایید کرده اند در یکی از اسناد ساواک آمده است:
«شیخ حسین لنکرانی ضمن یک ملاقات خصوصی اظهار داشته لغو شدن دریافت پول از طرف علما توسط [امام]خمینی کار خوبی بود زیرا این آخوندها[ی درباری] اغلب پشت پرده برای دستگاه کار می‌کنند و این کار باعث بی اعتمادی [امام] خمینی نسبت به آنها شده وی اضافه کرد تا می‌توانید در بازاراین موضوع را شایعه سازید و به عبدالرسول حجازی هم که با وی هم عقیده بود گفت: که به مردم بگویید از این پس وجوه شرعیه را به لواسانی بدهند تا این آخوندهای درباری کاری از پیش نبرند »23
در همین راستا در تایید گفته‌های لنکرانی، آیت‌الله پسندیده نیز در صحبت هایی خصوصی که مامورین ساواک آن را گزارش کرده‌اند، این مساله را بیان واعلام داشته اند که: «دست خط [ امام ] خمینی را دیده‌[‌اند ] که در آن خواسته است به مردم اعلام کنید از علمای تهران هر کس از من اجازه‌ی گرفتن سهم امام را دارد باطل است به جز سید صادق لواسانی»24 پس از انتشار این اخبار، حساسیت ساواک نسبت به مساله بیشتر شده و به همین منظور رفتار واقدامات لواسانی را با دقت بیشتری زیر نظر گرفتند، به طوری که در یکی از اسناد ضمن اشاره به تحت کنترل در آوردن فعالیت‌های لواسانی، به مطلبی اشاره شده است که حاوی نکات ارزشمندی است . بنابر محتویات این سند، نقشه‌ای برای سرقت دفاتر ثبت و ضبط اسامی پرداخت‌کنندگان وجوه شرعیه به امام طرح ریزی شده است:
«... از زمانی که خمینی به عراق منتقل گردیده سید محمد صادق لواسانی نماینده تام‌الاختیار وی در جمع‌آوری وجوه شرعیه و ارسال آن به عراق معرفی گردیده است وگزارشات واصله حاکی بود که نامبرده سه دفتر جهت دریافت پول در منزلش داشته و یکی از دفاتر مخصوص ثبت نام افرادی است که وجوه نقدی می پردازد و دو دفتر دیگر مربوط به اشخاصی است که چک داده و یا ماهیانه بدهکاری خود را پرداخت می نمایند. مراتب طی گزارش به عرض رسید و پیشنهاد گردید به ساواک تهران ابلاغ گردد[تا] با تهیه طرح لازم نسبت به دست برد به دفاتر اقدام تا مورد بهره برداری قرار گیرد »25
شهید محلاتی که بارها از سوی ساواک دستگیر و به زندان افتاده بود و در یک مورد که با لواسانی هم بند بوده است، به مطلب مشابهی در خاطراتش اشاره می کند که از اهتمام ساواک برای شناسایی وکشف نام پرداخت‌کنندگان وجوه شرعیه به امام حکایت می کند، وی در خا طراتش می نویسد:
« اینها [ مامورین ساواک ] وقتی به خانه من آمدند از من دفتر می خواستند و من هم دفتر وجوهات داشتم، ولی اینها خوشبختانه چشمشان کور شد و دفتر را ندیدند.... البته لای کاغذها جلوی چشمشان بود ولی من طوری این کاغذها را رد کردم که دفترچه ها را ندیدند و هیچ مدرکی پیدا نکردند. »26

دستگیری ها:
الف) اولین دستگیری
در 27/10/1351 ه.ش مامورین ساواک به منزل « لواسانی » هجوم برده و ایشان را پس از بازرسی کامل و دقیق منزل، در حالی که بیش از 70 سال از سن ایشان می گذشت به زندان انفرادی کمیته شهربانی تهران انتقال دادند27 شهید محلاتی در خاطرات خود وضعیت جسمی لواسانی را در این زمان به خوبی بیان کرده است:
«در این زندان [ زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری ] نه شب معلوم بود و نه روز زیر زمین ساختمان شهربانی ـ که رضا‌شاه درست کرده بود ـ در قدیم ظاهراً انبار بوده، این را، سلول کرده بودند، پنج و شش پله می‌خورد تا می رفت تو زیر زمین.... تنفس بسیار مشکل بود، یک هواکش آن جا گذاشته بودند، ما اصرار می کردیم مامورین می رفتند هواکش را روشن می‌کردند، قدری هوا آن جا آزاد می شد. یادم هست که آقای سید محمد صادق لواسانی را آن جا آوردند. بیچاره بیش از 24 ساعت نتوانست بماند وحالش بد شده وایشان را بردند ساختمان کمیته، کمیته مشترک [ ضد خرابکاری ] تازه تشکیل شده بود.» 28
به دنبال دستگیری آقایان آیت الله لواسانی و محلاتی و تقوی شیرازی، موجی از اعتراض و مخالفت در میان مردم و آیات عظام ایجاد شد و در خواست ها و تقاضاهای فراوانی برای آزادی آنها منتشر گردید. از جمله کسانی که با سخنرانی های افشاگرانه علیه این اقدام رژیم برخاست سید محمد حسین لنکرانی بود که شدیداٌ از لواسانی حمایت می کرد. با افزایش این اعتراضات و انعکاس درخواست های مکرر علما مبنی بر آزادی آقای لواسانی، سرانجام ساواک مجبور به عقب نشینی شد و ایشان را از زندان آزاد کرد. 29

ب)دومین دستگیری
لواسانی پس از اولین دستگیری، مجددا به جمع آوری وجوه شرعیه و ارسال آن برای امام مشغول شد و با قدرت و صلابت خاصی آن را انجام می داد. در فاصله ی زمانی این دو دستگیری ،لواسانی به عنوان یار نزدیک امام، بیشتر از قبل مورد توجه جریانات سیاسی قرار گرفت و بسیاری از فعالان سیاسی از کانال ایشان با امام خمینی ارتباط بر قرار می کردند وهمین مسئله شاید از علل واقعی دستگیری و تبعیدایشان بوده است.
به این ترتیب زمینه های دستگیری آیت الله لواسانی پس از حدود 2 سال مجدداً فراهم شد و ایشان در تیر ماه 1353 ه‍ ش برای بار دوم دستگیر شدند.مرحوم علی دوانی شرح دستگیری لواسانی را به نقل از ایشان اینگونه بیان کرده است:
« روز جمعه 7/4/1353 مطابق با 7 جمادی الثانی 1349 نیم ساعت به ظهر چهار مامور به منزل ایشان می روند و به شهربانی جلب و در سلول انفردی بازداشت می کنند.
روز بعد (شنبه) ساعت 10 صبح می‌گویند شما اخلال در نظم می کنید وتبعید هستید، سپس دست بند به دست ایشان می زنند و بدون اینکه بگویند به کجا می‌برند، سوار خودرو کرده وحرکت نموده و در شهر « هشتپر » از توابع تالش واقع در 18 فرسخی رشت و نزدیک آستارا که اکثریت اهل محل هم،از اهل تسنن بودند، و تناسبی با یک عالم شیعی نداشت فرود می‌آوردند.در آن جا به ایشان می‌گویند به مدت 3 سال تبعید هستید. آقای لواسانی چون در آن جا کسی را نمی شناختند وجایی برای سکونت نداشته اند می‌روند و در مسجدی اقامت می‌کنند. هشت روز در این مسجد به سر می‌برند.سپس روز 16/4/1353 چون در مسجد ناراحت بودند به مسافر‌خانه‌ای منتقل می‌شوند، و یک ماه نیز در آن مسافرخانه می مانند. چون در آن جا نیز ناراحت بودند روز14 رجب 1394 به دعوت آقای سید فضائل خلخالی به منزل ایشان می‌روند تا این که در24 شعبان مطابق 21/6/1353 خانه ای اجاره می کنند و به آن جا منتقل می‌شوند. 31 ماه، مدت اقامت و تبعید ایشان در هشتپر طوالش طول می کشد، و چون به واسطه ی سردی هوا ونا مساعد بودن محل وتنهایی بیمارمی‌شوند، ایشان را به تهران منتقل می‌کنند و مدت شش ماه تحت درمان قرار می‌گیرند، و بدین گونه دوره ی سه ساله ی تبعید ایشان به اتمام می‌رسد.»30
آیت الله لواسانی در هنگام تبعید 73 سال داشت. 31 مسوولیت جمع‌آوری وجوهات شرعیه در تهران پس از لواسانی برای مدتی دچار انقطاع شده و شخص مشخصی برای این کار از سوی امام انتخاب نگردیده است. از اسناد ساواک چنین برداشت می شود که آیت‌الله لواسانی حتی پس از تبعید نیز این مسوولیت را در اختیار داشته و به صورت غیر مستقیم بر چگونگی اداره‌ی آن نظارت می‌کرده است.
لواسانی یار دیرین امام، پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم چنان ارتباطش را با امام خمینی حفظ کرده و هفته‌ای دو بار با وی ملاقات می کرد. 32 لواسانی در این مورد می نویسد: « در طول 10 سال انقلاب، من هر هقته یک بار یا دوبار حضرت امام را ملاقا ت می کردم و قبل از رحلت امام نیز یک بار توفیق دیدار ایشان را پیدا کردم »33 سرانجام در هشتم مهر 1356 ه‍ ش آیت الله لوسانی در هشتاد و نه سالگی در گذشت.

منابع و مآخذ
1) اسناد انقلاب اسلامی، ج3 ، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، چاپ اول 1377
2) انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج3؛ تهران؛ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات،1377
3) پا به پای آفتاب ، گفته‌ها و ناگفته‌ها از زندگی امام خمینی ، گرد آوری و تدوین ، امیر رضا ستوده ،4 جلد، تهران ، نشر پنجره ،سال؟
4) خاطرات آیت الله پسندیده، به کوشش محمدجواد مرادی‌نیا، تهران، نشر حدیث،1375
5) خاطرات مسعودی خمینی، تدوین جواد امامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول1387
6) خاطرات 15 خرداد، بازار، دفتر سوم، به کوشش علی باقری، ( خاطرات محسن لبافی)، تهران، حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1375-
7) خاطرات شهید حاج مهدی عراقی، ناگفته ها، به کوشش محمود مقدسی و دیگران، تهران، موسسه ی خدمات فرهنگی رسا، 1370
8) خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1376
9) دوانی علی، نهضت روحانیون ایران، جلد 2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1377
10) روحانی حمید، نهضت امام خمینی، ج2، تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1376
11) سید هادی خسروشاهی « یادواره آیت الله سید محمد صادق لواسانی » مجله تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره 1، مهر 1360
12) سیری در مبارزات امام خمینی در آینه‌ی اسناد به روایت ساواک، ج 16و18 ،تهران ، موسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی ،چاپ اول 1386
13) شریف رازی محمد، گنجینه‌ی دانشمندان، جلد 7،4،3،1 تهران ،انتشارات اسلامیه،1352-1354
14) شریف رازی محمد،گنجینه ی دانشمندان،ج9،قم ،انتشارات؟1370
15) شریف رازی، محمد،آثار احجه،ج1،قم،چاپ اول1338
16) عباس زاده سعید، شیخ عبدالکریم حائری نگهبان بیدار، تهران ،سازمان تبلیغات اسلامی،1373
17) مصاحبه دکتر محمد‌تقی لواسانی فرزند آیت الله لواسانی، روزنامه ی رسالت، 2/4/1368
18) مصاحبه ی حجت‌الاسلام محمدرضا لواسانی، فرزند آیت الله لواسانی، روزنامه ی کیهان 17/8/1369
19) موسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، محضر نور(فهرست دیدارهای امام خمینی)،جلد2و1، چاپ اول 1377
20) موسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صحیفه‌ی نور، ج،1،1377
21) موسسه‌ی تنظیم ونشر آثار امام خمینی، کوثر، (مجموعه‌ی سخنرانی‌ها‌ی امام خمینی ،ج3، تهران،نشر عروج، 1377
22) نیکبخت رحیم، نگاهی به زندگی و مبارزات آیت الله محمد صادق لواسانی ،فصلنامه‌ی حضور، پاییز1380،شماره‌ی 37
23) یاران امام به روایت اسناد ساواک، حجت‌الا‌سلام محمد‌تقی فلسفی (زبان گویای اسلام)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلا‌عات، چاپ اول 1378
24) «یاد» فصل نامه ی بنیاد تاریخ، سال سوم، زمستان1366
25) اسناد موجود در مرکز اسناد انقلای اسلامی


پی‌نوشت‌ها:
1ـ محمد شریف رازی، گنجنیه‌ی دانشمندان، جلد 9، قم، ناشر؟ 1370 ص 296.
2ـ همان منبع، جلد 4، تهران، انتشارات اسلامیه 1352،ص550
3ـ آیت الله لواسانی در این مورد می گوید:« در سال 1342 قمری من با مرحوم حضرت امام خمینی ، قدس سره الشریف آشنا شدم ؛ در آن سال هر دو مجرد بودیم،آقای روح در سال 1339 برای ادامه تحصیل از سلطان آباد اراک به قم هجرت کرده بودند.علاقه ی ما به هم انقدر زیاد شد که رفت و آمد خانوادگی با هم پیدا کردیم. مصاحبه با روزنامه رسالت، 20/4/1368 به تدریج رابطه دوستی امام و لواسانی به رفت و آمدهای خانوادگی کشانیده شده و از همین رهگذر بود که به کمک مادر آقای لواسانی در حدود سال( 1350 ق )دختر آقای «حاج شیخ محمد ثقفی» به عقد امام امت در آمد. جناب آقای آیت الله مسعودی خمینی شرح مفصلی از این ماجرا را، که از شخص لواسانی شنیده بوده اند در خاطراتشان آورده اند؛ رک: خاطرات مسعودی خمینی، تدوین جواد امامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،.1381، صص 184 ـ 183
4ـ آثار الحجه، جلد دوم، پیشین، ص 256.
5ـ انقلاب اسلامی به رواست اسناد ساواک، ج3؛ تهران؛ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1377، ص208، روزنامه رسالت مصاحبه با لواسانی، 20/4/1368
6ـ همان منبع
7ـ آیت الله لواسانی در بازجویی‌هایش در هنگام دومین دستگیری در سال 1353ه ش به این موضوع اشاره کرده است.رک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی سند شماره‌ی 31 ش ب 861
8ـ پیام حجت‌الاسلام حاج احمد آقا خمینی، یادگار امام، به مناسبت ارتحال آیت الله لواسانی، روزنامه ی رسالت. 8/7/1369
9ـ حجت الاسلام نصرالله خلخالی در شهر نجف متولد شد و در حوزه ی علمیه ی همین شهر به تحصیل علوم دینی پرداخت. وی نیز همچون پدرش حاج حسین خلخالی نجفی مورد وثوق علمای ایران ونجف قرار گرفت تا جایی که وجوه شرعی بزرگانی چون آیات؛اصفهانی ،بروجردی،حکیم و خوانساری توسط وی از ایران به حوزه ی نجف می رسید. شیخ نصرالله خلخالی همین نقش را بعدها برای حضرت امام خمینی (ره)ایفاء کرد. وی وکیل امام در امور مالی بود واموال شرعی رسیده از ایران با سرپرستی ایشان به مصارف عمرانی وآموزشی می رسید. همان آرشیو سند شماره