27 اردیبهشت 1390

حصر بی حاصل


حصر بی حاصل

در سال 1359 دولت آمریکا پس از آنکه تمامی راههای سیاسی و نظامی ممکن برای واداشتن ایران به آزادسازی جاسوسانش در تهران را تجربه کرد ، حربه تازه ای به نام محاصره اقتصادی را علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفت و در روز اول خرداد 1359 رسما آغاز حصر اقتصادی علیه ایران را اعلام نمود . این حصر همچنان پس از گذشت بیش از 30 سال ادامه دارد .
از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 تاکنون نزدیک به 40 سال سپری شده و در این بین ایالات متحده تنها در حدفاصل پیروزی انقلاب تا 13 آبان 58 (تسخیر لانه جاسوسی) یعنی کمتر از یک سال ایران را تحریم کرده و پس از آن به انحاء مختلف تحریم علیه ایران را گسترش و ادامه داده است. به معنای دیگر ملت ایران حدود چهار ده است که توسط آمریکا و برخی از همپیمانانش مورد تحریم و محاصره اقتصادی واقع شده است . واقع‌بینی یا عقلانیت سیاسی می‌گوید اگر سیاستی حدود 40 سال ادامه یابد اما نتیجه‌ای حاصل نشود نشان دهنده شکست آن سیاست است، شکستی که ایالات متحده و متحدان غربی‌اش حاضر به پذیرش آن نیستند. به بیان دیگر ، این تحریم ها ، آرزوی واضعان آن را بر آورده نکرده است.
تقویم تحریم‌های آمریکا علیه ایران را می‌توان در شش دوره کلی سنجید:
مقطع اول دوره اشغال لانه جاسوسی (از 1979 تا 1981)
مقطع دوم دوران دفاع مقدس (از 1981 تا 1988)
مقطع سوم دوران سازندگی (از 1989 تا 1992)
مقطع چهارم دوره کلینتون و اعلام استراتژی مهار دوجانبه (از 1993 تا 2001)
مقطع پنجم پس از واقعه 11 سپتامبر 2001
و مقطع ششم آغاز قطعنامه‌های شورای امنیت از سال 2006 تاکنون.
به‌رغم آنکه تحریم‌ها در این ادوار هر بار به شکل تازه‌ای مطرح و اعمال شده ولی نتوانسته به اهداف خود (از سرنگونی نظام گرفته تا دست برداشتن از برنامه های هسته ای) دست یابد.
از جنگ جهانی دوم به این سو ، به‌ویژه پس از دهه 70 میلادی ضریب موفقیت تحریم‌ها به عنوان یک حربه برای مجازات کشورها کاهش یافته و این کاهش در دوران جدید نمود بیشتری یافته است.
در فاصله جنگ جهانی اول تا سال 1990 یعنی در طول نزدیک به 75 سال در مجموع 115 تحریم اقتصادی علیه کشورهای مختلف تصویب و به اجرا گذاشته شد، که به طور متوسط برابر است با 5/1 تحریم در سال.
اما از سال 1990 تعداد تحریم‌های اقتصادی به شدت افزایش یافته است. برای مثال در فاصله 1990 تا 1999 کشورهای جهان 66 تحریم اقتصادی را تجربه کردند. به عبارت دیگر، میانگین سالانه تعداد تحریم‌ها نزدیک به پنج برابر شد. یعنی از 5/1 تحریم در سال، در دوره 1918 تا 1990 به 6/6 تحریم در سال طی دوره 1990 تا 1999 افزایش یافت. اتفاقاً یکی از علل کاهش میزان توفیق تحریم ها در جهان معاصر نیز همین افزایش تحریم هاست . زیرا وقتی گستره تحریم ها وسیع می شود و کشورهای متعددی را در بر می گیرد ، ساختارهای متناسب با آن نیز در نظام اقتصاد رسمی و غیر رسمی بین المللی شکل می گیرد و تلاشی همه جانبه از سوی کشورها برای یافتن راههای مختلف مقابله با آثار و نتایج تحریمها آغاز می شود.
به باور بسیاری از کارشناسان دلیل اصلی این افزایش خیره‌کننده را باید در فروپاشی اتحاد شوروی، پایان جنگ سرد و یکه‌تازی ایالات متحده دانست . دولت ایالات متحده همواره بزرگترین سهم را در کاربرد سیاست تحریم اقتصادی داشته است. به‌طوری که در دوره 1918 تا 1990 دولت آمریکا مسئول 77 مورد از کل 115 تحریم اقتصادی جهان، یعنی 67 درصد کل تحریم‌ها بود، اما در دوره 1990 تا 1999 سهم آمریکا در کل تحریم‌های اقتصادی جهان به 92 درصد افزایش یافت.
تنها در دوره اول ریاست جمهوری کلینتون، دولت آمریکا 61 تحریم اقتصادی(جزئی یا کلی) را علیه 35 کشور جهان با جمعیتی بالغ بر 3/2 میلیارد نفر یعنی حدود 42 درصد کل جمعیت جهان به اجرا گذاشت.

بخشی از این تحریم‌های ایالات متحده در طول 30 سال گذشته همواره مربوط ملت ایران بوده به‌طوری که از 14 نوامبر 1979 یعنی 10 روز پس از اشغال لانه جاسوسی در تهران، جیمی کارتر طی بخشنامه 12170 دستور ضبط 12 میلیارد دلار دارایی‌های ملت ایران در آمریکا و تحریم تمامی واردات از ایران را صادر کرد.
چند ماه بعد در آوریل 1980 کارتر تمامی مبادلات تجاری و مسافرت به ایران را ممنوع کرد ؛ قانون شرایط اضطراری ملی نیز در دولت کلینتون و در 15 مارس سال 1995 به تصویب رسید که طی آن بر دامنه تحریم های ایران افزوده شدو این روند در طول سی و چند سال گذشته با 34 دستور العمل مشابه دیگر دولتهای آمریکا ادامه یا گسترش یافته است.
بدون شک همه آنچه دولت ایالات متحده در طول این سال‌ها علیه ایران انجام داده تمام آن چیزی بوده که می‌توانسته انجام دهد و اگر توان افزایش بیشتر فشارها را داشت قطعا فروگذار نمی‌کرد. اما اگر این تحریم ها در سه دهه و 6 مقطع گذشته آمال آمریکا و هم پیمانانش را برآورده ساخته ، این بار هم بر آورده خواهد ساخت.