31 فروردین 1405

از همکاری با ساواک تا تخفیف حکم اعدام

چگونه مسعود رجوی از چوبه دار گریخت؟


چگونه مسعود رجوی از چوبه دار گریخت؟

در پی نفوذ ساواک به ساختار سازمان مجاهدین خلق و لو رفتن خانه‌های تیمی، نسل اولیه این سازمان در روز ۳۰ فروردین ۱۳۵۱ دستگیر شد. مسعود رجوی، همراه با علی باکری، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی میهن‌دوست، به اعدام محکوم گردید. با این حال، یک روز پیش از اجرای حکم، مجازات رجوی به حبس ابد تبدیل شد. اسناد ساواک و مطبوعات آن زمان اعلام کردند که این تخفیف، نتیجه همکاری رجوی با بازجویان و افشای تشکیلات بوده است. پس از انقلاب نیز سندی کشف شد که نشان می‌داد کاظم رجوی (برادر مسعود) از سال ۱۳۴۹ با نام «میرزا» منبع ساواک بوده است. روایت این موضوع در صفحات ۱۰۱ تا ۱۰۵ جلد سوم کتاب «سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر شده است.

 

همکاری با ساواک و تخفیف حکم اعدام

رجوی مطابق دستور تشکیلاتی در دادگاه به دفاع ایدئولوژیک پرداخت و همراه با ناصر صادق، علی میهن‌دوست، علی باکری و محمد بازرگانی، محکوم به اعدام گردید. پس از گذشت مدتی، اعلام شد که رجوی با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است. آنچه در آن زمان در مطبوعات رژیم منعکس شد حاکی از همکاری وی با تیم بازجویی در متلاشی کردن تشکیلات بود و سند همکاری رجوی نیز منتشر شد.[1] با این وجود، سازمان همواره ادعا می‌کرد که چون برادر مسعود رجوی (کاظم) با شخصیت‌های سیاسی اروپایی آشنا بوده، وساطت آن‌ها باعث این تخفیف شده است.

پس از سقوط رژیم پهلوی سند مهم دیگری به دست آمد که در اصل از میان سندهای موجود در پرونده رجوی گم شده بود. این سند نشان می‌داد که کاظم رجوی، از سال ۱۳۴۹ با نام مستعار «میرزا» منبع ساواک بوده است.[2]

برخی از اسناد مربوط به بازجویی مسعود رجوی نیز در اواخر زمستان ۵۸ - در آستانه انتخابات مجلس - توسط مخالفان سازمان منتشر گردید که حاکی از ضعف وی به هنگام بازجویی بود. در مقابله با این حرکت، سازمان نیز در نشریه‌های فوق‌العاده‌ای که منتشر نمود، در صدد پاسخگویی برآمد؛ لیکن همان مطالبی که توسط سازمان منتشر شد نیز بیانگر ضعف رجوی در بازجویی بود.

عباس داوری، از کادرهای اصلی و نزدیک به رجوی که در زندان با رجوی هم‌بند بوده و به زیر و بم مسائل وی احاطه داشته است، خطاب به یکی از دوستان شورایی‌اش در سال ۱۳۶۰ گفته است: «این مردک [= مسعود رجوی] [...] در زندان حتی یک چوب هم نخورد. [...] هر وقت که ساواک سراغش می‌آمد، غش می‌کرد و از حال می‌رفت [...] پیشاپیش کروکی خانه حنیف‌نژاد و دیگران را بر روی کاغذ می‌کشید و آن را دست ساواک می‌داد تا آنان از سر تقصیراتش بگذرند.»[3]

نکته دیگر، مسئله دستگیری اولیه او در اول مردادماه ۱۳۵۰، یعنی یک ماه زودتر از ضربه شهریور است. [...] به ظن قوی اطلاعات مسعود رجوی در جریان این دستگیری (چون در ضربه شهریور نیز رجوی مجدداً در یکی از خانه‌های جمعی دستگیر شد) در تحت نظر گرفتن و لو رفتن خانه‌ها نقش داشته و مؤثر بوده است.

[...] مطالبی مربوط به تاریخ دستگیری مسعود رجوی، اعترافات وی در بازجویی‌ها، اسناد مربوط به کاظم رجوی و نفوذ وی در میان گروه‌های مخالف رژیم، اسناد مربوط به نامه‌نگاری بین رئیس ساواک و دادرسی ارتش و سایر اسناد موجود، در روشن کردن ماهیت «زنده ماندن» مسعود رجوی دارای نکاتی روشنگر و ابهام‌زدا است.

 

دفاعیات رجوی در دادگاه

پیش از آنکه به سوابق رجوی در زندان بپردازیم، لازم است به نکاتی که درباره دفاعیات وی در دادگاه مغفول مانده است، اشاره کنیم. مقایسه دفاعیات دیگر کادرهای سازمان، که همزمان با رجوی در دادگاه شرکت کرده و به مرگ نیز محکوم و سرانجام اعدام شدند، با آنچه رجوی در دادگاه بیان کرد، می‌تواند در روشن کردن واقعی ماهیت وی مؤثر باشد. همه کسانی که از آن‌ها یاد شد، در دفاعیات خود این مسائل را رعایت کرده بودند:

۱- همه مکرراً به آیات قرآن استشهاد کرده‌اند و جز در یک مورد، همه سخن خود را با آیه‌ای از قرآن آغاز نموده‌اند. [...]

۲- به آمریکا، اسرائیل و رژیم شاه (به عنوان رژیمی دست‌نشانده) حمله کرده‌اند.

۳- استثمار طبقات محروم و حیف‌ومیل بیت‌المال را تکیه داشته‌اند.

۴- همه نسبت به مارکسیسم و مارکسیست‌ها موضعی طرفدارانه داشته‌اند؛ برای مثال، به دفاعیه علی‌میهن‌دوست اشاره می‌کنیم که: با آیه‌ای از قرآن بحث خود را شروع می‌کند، مجموعاً ۱۳ بار به آیات قرآن استناد می‌کند و در مواقعی عین متن آیه را می‌خواند و با آیه قرآن و شعار به سخنان خود پایان می‌دهد.

لیکن رجوی سخنان خود را بدون «بسم الله الرحمن الرحیم» یا «به نام خدا» آغاز می‌کند. نه در آغاز و نه در پایان و نه در هیچ قسمتی از دفاعیات طولانی خود، به قرآن و نهج‌البلاغه و متون مذهبی و اسلامی استناد و اشاره‌ای ندارد. در حالی که تمامی افراد با صراحت و مکرر درباره رژیم شاه و وابستگی‌اش به آمریکا سخن می‌گفتند، رجوی حتی یک بار نیز مستقیماً سلطنت شاه را مورد خطاب و حمله قرار نداد. و نیز در هیچ‌جا از دفاعیه خویش به مبارزه مسلحانه به طور مستقیم اشاره نکرد.[4]

 

[1] برای آگاهی از این موضوع به کتاب حاضر، ج ۱، زندگینامه مختصر رجوی مراجعه کنید.

[2] دکتر شریعتی نیز به پدرش - استاد محمد تقی شریعتی - و چند نفر دیگر گفته بود که کاظم رجوی ساواکی است. میثمی، آنها که رفتند، ص ۱۸۸.

[3] خوشحال، مبارزه با استبداد: ص ۸۵.

[4] پرونده مسعود رجوی.