15 شهریور 1405
از فرماندهی ترور تا شاکی دادگاه استکهلم
اگر خبر بازداشت یک شهروند ایرانی به هنگام ورود به فرودگاه آرلاندا در استکهلم سوئد توجه بسیاری را جلب نکرد، برگزاری ۹۲ جلسه دادگاه به اسم او و در حقیقت برای تغییر چهره سازمان تروریستی مجاهدین خلق به یک قربانی مظلوم، انعکاس گسترده ای در رسانه ها داشت و موجب شهرت نام «حمید نوری» در داخل و خارج ایران گشت. دادگاهی که در حقیقت سعی بر اثبات ادعاهای پرتکرار و طولانی مدت سازمان منافقین داشت، اما نتوانست مستندات حقوقی محکمهپسند ارائه دهد.
فارغ از آنکه این دادگاه درباره موضوعی بود که شاکی، متشاکی و حادثه هر سه مربوط به ایران بود و هیچ یک اشتراکی با سوئد نداشت؛ فرآیند این دادگاه نیز از ابتدا نشان دهنده نتیجه نهایی آن بود. چنانکه در جلسات مختلف دادگاه، مطالبی عنوان میشد که هیچ نسبتی با متهم از هیچ جهت نداشت. وقتی توسط فرزندان شهدا قربانی ترور این سازمان در اروپا یک نمایشگاهی با مجوز برگزار شد که بنرها و تراکتهایی برای نمایش جنایات سازمان بود ولی به فاصله یک ساعت از سوی اعضای سازمان به آن مراسم حمله شد. اقدامی که جرمی آشکار بود اما هشت نفر بازداشت شده، تنها دو ساعت بعد آزاد شدند.
عجیبتر آنکه برای اجرای کامل این پروژه، در مواردی که حضور اعضای سازمان در دادگاه با عنوان شهود نیاز بود، از حضور آنها صرف نظر شد و ادامه دادرسی در آلبانی دنبال شد. از جمله این موارد، جلسه بیست و هشتم برای ادای شهادت مهناز میمنت بود که هم فراتر از موضوع دادگاه که متهم آن مشخص است، درباره سیر زندگی این عضو ارشد سازمان منافقین صحبت شد و هم اجازه داده شد وی از آلبانی طرح دعوا کند. حتی وقتی در شروع جلسه برای مدتی طولانی مشکل صدا در ارتباط با آلبانی وجود داشت، توماس ساندر، رئیس دادگاه اعلام تنفس کرد و دادگاه تا برطرف شدن مشکل فنی متوقف شد. این جلسه از دادگاه انعکاس بیشتری در رسانههای ضدانقلاب داشت و از این رو، میتوان آن را به عنوان نمونهای از ۹۲ جلسه دادگاه بررسی کرد.
شاهد دادگاه کیست؟
مهناز میمنت متولد ۱۳۳۸ است، از اعضای بلند پایه سازمان که نامش از جمله تأییدکنندگان ازدواج مسعود رجوی با مریم قجرعضدانلو است و امضای وی در کنار برخی دیگر از اعضای ارشد، ۲۰ خرداد ۱۳۶۴ پای عقدنامه آنها درج شد.
از جمله مسئولیتهای وی، جایگاه «دفتر» رئیس بوده است که ملاقات های مسعود و مریم رجوی را طراحی، برنامهریزی و زمان بندی میکرد.
در عملیات فروغ جاویدان منافقین که حمله سازمان علیه خاک ایران بود و منتهی به عملیات مرصاد از سوی حافظان خاک میهن و شکست سنگین آن سازمان شد، وی یکی از فرماندهان میدان بود و به همین جهت، در دهه نود مدال «جاودانه فروغها» گرفت و بارها در تأیید این اقدام سازمان علیه مردم ایران اقدام به سخنرانی کرده است و از جمله مسئولین مستقیم شهادت مظلومانه زنان و کودکان بسیاری است که زندگی شهروندی داشتند و پس از پذیرش قطع نامه ۵۹۸ از سوی ایران، مشغول زندگی روزانه خود بودند اما با یورش ناجوانمردانه سازمان، در لحظات آغازین این حمله به شهادت رسیدند.
هنگام حضور وی در دادگاه دورس در آلبانی برای ادای شهادت (به جای حضور در دادگاه استکهلم در سوئد)، سمت تشکیلاتیش «همردیف مسئول اول سازمان» بود، در پشت تریبونی با لوگوی این سازمان تروریستی حرف زد و قاضی هیچ سوالی درباره ابعاد تروریستی اقدامات وی و سازمانش نپرسید.
همسر میمنت چگونه کشته شد؟
همسر مهناز میمنت که نام وی نیز برای مظلومنمایی شاهد دادگاه برده شد، پرونده درخشانتری دارد! همسر وی، محمد معصومی پیش از پیروزی انقلاب به سازمان مجاهدین پیوست و در سال ۱۳۵۳ توسط ساواک دستگیر شد و در زندان به کمون مسعود رجوی پیوست. پس از پیروزی انقلاب در بخش ارتش و عملیات ویژه مشغول شد. پیش از انقلاب در زندان تحت مسئولیت جواد قدیری قرار داشت و به همین جهت از عناصر مهم نهاد اطلاعات سازمان شد. مدتی در منزل مسکونی کشمیری در آریاشهر مستقر شد و در نشست های تشکیلاتی آن که یکی از مهم ترین مراکز اطلاعاتی بود شرکت داشت. او و مهدی افتخاری، جعفر تهرانی و رضا شافی مسئولیت تماس با عناصری را که امکان نفوذ آنان در نهادهای مختلف جمهوری اسلامی بود، به عهده داشتند. در جریان فرار مسعود رجوی و بنیصدر از ایران مسئولیت هماهنگی افسران و همافران را به عهده داشت. نام مستعار محمد معصومی در این مقطع مجید علوی است و یکی از دو رابط اصلی سازمان با کشمیری بوده است. خواهر کشمیری ارتباط مستمر او و برادرش را اینگونه توصیف میکند که شخصی به نام مجید، در هفته بلکه ده بار به مسعود تلفن میزد و بچه های مسعود به او میگفتند عمو مجید!
با موفقیتهای پیدرپی دادستانی انقلاب مرکز و دستگاههای اطلاعاتی در شناسایی اعضای سازمان، از کشور خارج شد و در چارت منتشر شده در سال ۱۳۶۴، پس از آنچه انقلاب ایدئولوژیک خوانده شد، نام وی در فهرست اعضای اجرایی سازمان قرار داشت.
نام مستعار معصومی در دوره حضور در کنار ارتش صدام، «فرمانده مسلم» بود و یکی از فرماندهان تیپهای سازمان نظامی منافقین بود و مردادماه ۱۳۶۷، پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران که صدام امکان ادامه جنگ را نداشت، او از جمله فرماندهان حمله به خاک کشور بود و در روز سوم عملیات مرصاد کشته شد. طبق متون منتشر شده از سوی برخی اعضای منافقین، از تیپی که محمد معصومی فرماندهی آن را به عهده داشت، از ۱۱۰ نفر تنها ۲۹ نفر زنده برگشتند.
کارنامه ضدمیهنی خانواده میمنت
مهناز میمنت فرزند عبدالله میمنت است؛ قاضی دادگستری در دوران پهلوی که طبق ادعای وی، پس از انقلاب اسلامی از قضاوت استعفا داد و پروانه وکالت گرفت. مادرش اختر مولوی در سن ۵۷ سالگی یکی از حاضران در حمله سازمان به ایران بود و طی عملیات مرصاد، در کرمانشاه به هلاکت رسید. وی همراه با مهناز در سال ۱۳۶۱ از ایران خارج شده، ابتدا به فرانسه رفته بودند و سپس به کادر یاریگر صدام در عراق پیوستند. طبق آنچه میمنت در دادگاه حمید نوری گفته است، پدر آنان در ایران ماند و با رعایت پوششهای لازم، از داخل کشور به آنان اطلاعاتی میرساند تا در اختیار سازمان قرار دهند.
مسعود میمنت که سابقه یکبار دستگیری به دلیل همکاری با سازمان را داشت، در مدت کوتاهی آزاد میشود اما ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ در هنگام انجام یک عملیات تروریستی علیه یکی از مسئولین، در اثر واکنش بههنگام محافظان و در میان درگیری دو طرف با اصابت گلوله مجروح و بازداشت شد. وی پس از محاکمه اعدام میشود. برادر دیگرش محمود نیز سال ۱۳۶۷ اعدام شد و موضوع اصلی حضور وی در دادگاه حمید نوری بوده است.
محمود میمنت که بود؟
محمود میمنت، متولد ۱۳۳۹ بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی از همان سال ۱۳۵۷ به واسطه ارتباطات خویشاوندی جذب سازمان شد. وی که از اعضای شناخته شده سازمان بود، در سال ۱۳۶۱ بازداشت شد اما در سال ۱۳۶۵ با رأفت اسلامی آزاد گشت. کمتر از دو ماه بعد، هنگامی که قصد خروج از کشور به سوی عراق و پیوستن به منافقین را داشت، شناسایی و بازداشت شد. پدرش که خبر سلامتی وی در عراق را دریافت نمیکند، متوجه بازداشت وی شده و برای آزادی وی به تکاپو میافتد. اگرچه در دنیا مرسوم است که اقدام به خروج از کشور و پیوستن به ارتش دشمن را در دادگاه صحرایی محاکمه کنند؛ اما محاکمه وی دو سال به طول میانجامد و در نهایت برایش حکم اعدام صادر و اجرا میشود. در این فاصله طبق گفته مهناز میمنت در همین دادگاه پدرش هر دو هفته یک بار با برادرش ملاقات میکرد. محمود میمنت همچنان اطلاعاتی به پدر رسانده و در تماسهایی که داشتند، نام برخی اعضای دستگاه قضایی ایران را برای اقدامات آن سازمان از طریق دخترش که حاضر در سازمان بود، به دست آنها میرساند. مهناز میمنت به صراحت از این همراهی برادرش با کمک پدرش تا آخرین لحظات با سازمان تروریستی منافقین سخن گفته و میگوید «من در توافق با پدرم و برادر کوچکترم خیلی کم تماس میگرفتم و تماسهای ما غیرمستقیم بود؛ یعنی مستقیم به تلفن خانه زنگ نمیزدم.»
تداوم خط جاسوسی
ارتباط مهناز میمنت با پدر و دیگر برادرش، منوچهر در ایران ادامه داشت و این تبادل اطلاعات برای سازمان منافقین، در سال ۱۳۸۸ بار دیگر تقویت شد. در این خصوص نیز در دادگاه صراحت دارد که «سال ۱۳۸۸ ... پدرم را حضوری در فرانسه همراه برادر کوچکترم دیدم ... آنها با یک تور تفریحی آمده بودند و من موفق شدم یک روز آنها را ببینم. او همان روایت قبلی را تکمیل کرد...». این ارتباط و ارائه اطلاعات به یک سازمان تروریستی متخاصم، منجر به محاکمه وی و صدور حکم زندان برای وی در سال ۱۳۸۹ شد. به گزارش رسانههای معاند منوچهر ۲۶ مهر از زندان آزاد شد اما در این دادگاه سعی بر آن شد که سرنوشت وی نامعلوم جلوه داده شود.
اراده معکوس از شهادتها
بسیاری از آنچه در این متن در خصوص اقدامات خاندان میمنت در بستر سازمان تروریستی منافقین رخ داد؛ مفادی است که در دادگاه برای محکوم کردن حمید نوری با شهادت به آنکه وی کارمند دستگاه قضایی بوده است، مطرح شد. اما قاضی هیچ سوالی درباره اقدامات تروریستی مهناز میمنت (یکی از فرماندهان عملیاتهای منافقین) و اعضای خانوادهاش که نام آنها در دادگاه برده شد، نپرسید و مطبوعات حامی این تصویرسازی نمایشی علیه ایران نگفتند که اگر این موارد در یک کشور اروپایی رخ میداد، رفتار دستگاه قضایی آن کشور با این تروریست چگونه بود و آیا یکی از کارمندان دستگاه قضایی به دلیل رسیدگی به افعال آن تروریستها مجرم تلقی میشد؟
محمود میمنت سال ۱۳۶۵ در حال خروج از کشور برای پیوستن به ارتش دشمن بازداشت شد، اما جرم او را هواداری اعلام میکنند
نفر وسط اختر مولوی، مادر میمنتها است که او نیز در هنگام حمله به ایران در عملیات فروغ جاویدان کشته شد
دادگاه منطقهای استکهلم