فجر انقلاب
0

در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی فرصت مغتنمی بدست می آید تا باردیگر دلایل شکل گیری انقلاب اسلامی و سقوط رژیم شاهنشاهی درافکار عمومی و محافل رسانه ای و علمی بررسی شود. این مساله بویژه در مورد شناخت ابعاد مختلف انقلاب اسلامی که نخستین بار بر اساس اندیشه دینی و اسلامی ، شکل گرفت، اهمیت بیشتری دارد. زیرا پیش ازپیروزی انقلاب اسلامی بیشتر نظریه پردازان انقلاب  در جهان ، هرگونه حرکت انقلابی را یا برگرفته از اندیشه های لیبرالیستی انقلاب فرانسه می دانستند و یا بر اساس دیدگاه های مارکسیستی تحلیل می کردند. اما انقلاب اسلامی تجربه منحصر بفردی بود که برپایی یک انقلاب همه جانبه را براساس اندیشه دینی نخستین بار به همه مسلمانان جهان نوید داد. امری که تا پیش ازپیروزی انقلاب اسلامی برای کمتر کسی باورکردنی بود. در همان زمان اکثر نظریه ‌پردازان انقلاب درجهان ، باورهای دینی را مربوط به تجربه های شخی افراد می دانستند و به همین دلیل معتقد بودند که باورهای دینی نمی تواند به حرکت جمعی و انقلابی منجر شود. مهم تراینکه اندیشه دینی از نگاه آنها فاقد شرایط لازم برای تشکیل یک نظام سیاسی جدید بود. اما تشکیل نظام جمهوری اسلامی خط بطلانی بر این نظرات کشید.
انقلاب سلامی در ایران همچنین از طریق  حضور مردم در صحنه مبارزه علیه شاه تحت رهبری امام خمینی وبااتکاء به اسلام به عنوان ایدئولوژی رهایی بخش،به پیروزی رسید. این انقلاب  موجب رهایی مردم ایران از ظلم پهلوی و استیلای آمریکا و متحدانش شکل شد. زیرا در سایه پیروزی این انقلاب بزرگ ، نخستین بار آزادی و استقلال خواهی از طریق   گفتمان انقلاب اسلامی به جهانیان عرضه شد. دراین گفتمان پنج ویژگی بیش ازهر گفتمان دیگر قابل توجه بود:

1- جدایی ناپذیری اسلام از سیاست و حکومت
 تاکید براین واقعیت که اسلام را نمی توان از سیاست جدا کرد. زیرا دین و زندگی انسان ها باید در یک راستا در خدمت تعالی بشر قرار گیرد. درواقع این نظریه، اندیشه سکولاریستی غرب که جدایی دین و سیاست وحکومت را تبلیغ می کرد، به چالش کشید. انقلاب اسلامی با تاکید برجدایی ناپذیری سیاست ازاسلام، اندیشه تشکیل حکومت دینی را درقالب تشکیل جمهوری اسلامی براساس احکام اسلامی به منصه ظهور رساند .

2- مبارزه هم زمان علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی
در مسیر توفنده انقلاب اسلامی علیه رژیم شاه این حرکت  با هدایت هوشمندانه امام خمینی به سمتی هدایت شد که موجِ انقلاب اسلامی را به یک حرکت ضد استکباری و در راس آن ضد آمریکایی تبدیل کرد. در واقع امام خمینی بر اساس تئوری ای که معتقد است استبداد داخلی بدون حمایت استعمار خارجی نمی‌تواند در ایران یا هر کشور دیگری بقا و دوام داشته باشد، انقلاب  را به سمت مبارزه با استکبارجهانی به سرکردگی آمریکا و به تعبیر دقیق امام خمینی "شیطان بزرگ" هدایت کرد. از آنجا که  استبدادِ حکومت پهلوی، خود مولود استعمار خارجی بود؛ نقش قدرت خارجیِ استعمارگر، به ویژه در کودتای اسفند 1299 و بعد در کودتای انگلیسی- آمریکایی 28 مرداد 1332، موجب بنیان گذاری و بازگشت دیکتاتوری به ایران شد. یعنی اگر انگلیس در 1299 کودتا نکرده بود، خاندان پهلوی به قدرت نمی رسید . همچنانکه  در سال 1332 پس از فرار محمدرضا پهلوی از کشور  اگر دخالت آمریکا و انگلیس در حمایت از شاه نبود، او به قدرت برنمی‌گشت و دولت محمد مصدق سرنگون نمی‌شد.
بعد از سال 1332 کار به آنجا رسید که حکومت آمریکا در دوره پهلوی همه‌کاره کشور بود و مداخلات بسیاری در ایران داشت؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم اگر امام جریان مبارزه علیه آمریکا را هدایت نمی کرد ممکن بود آمریکا به کمک هم پیمانان داخلی اش در ایران بتواند با دخالت‌ها و اقداماتش علیه انقلاب، محمدرضا یا پسرش را به قدرت بازگرداند. امام خمینی به منظور پیشگیری از همین اقدام، یک حرکت پیش‌دستانه و بازدارنده ودرعین حال هوشمندانه کرد و آن، مدیریتِ حرکت انقلاب اسلامی  به سمت بیرون راندن آثار و بقایای آمریکا و خشکاندن ریشه‌ استعمارِ در ایران بود.

3- استقلال خواهی و نفی هرگونه وابستگی به قدرتهای سلطه جو
گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس اندیشه امام خمینی، استقلال‌خواهی و نفی هرگونه وابستگی به غرب و شرق را در دستور کار خود قرار داد و به عنوان یکی از اصول مسلم در روابط با سایر کشورها به مورد اجراء گذاشت.  گرچه اجراء و موفقیت این نظریه را حتی در دوره پیروزی انقلاب اسلامی در ایران هم بسیاری باور نمی‌کردند. زیرا در آن زمان انقلاب‌ها یا گرایش به چپ مارکسیستی داشتند که به شوروی یا چین وابسته می‌شدند، یا اصلاحات گسترده‌ای بودند که براساس اندیشه‌ لیبرالیستی غربی  تئوریزه می‌شدند.
انقلاب اسلامی در قالب نظام جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن اصل حکمت در برخورد با تحولات جدید و عزت در رودرویی با قدرتمداران بین المللی و مصلحت در رفتار با بازیگران  منطقه ای و جهانی، در استقلال خواهی عملکرد درخشانی از خود به نمایش گذاشت که دیگران نمی توانند منکر اثربخشی آن در تحولات امروز منطقه و جهان شوند.

4- نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری
در ماده 152 قانون اساسی ایران هر گونه سلطه جویی بر سایر کشورها نفی شده همچنانکه پذیرش سلطه هرقدرتی نیز به صراحت رد شده است. بر اساس این اندیشه، انقلاب اسلامی نه قصد سلطه‌جویی بر کشورهای ضعیف را دارد و نه به زیر یوغ قدرت‌های استکباری می‌رود. روشن است که این مولفه مهم در گفتمان انقلاب اسلامی تا چه میزان در تعارض مستقیم با منافع استکبارجهانی که اساس آن سلطه جویی است، قرار دارد.

5-وحدت همه مسلمانان وذمستضعفان جهان براساس عدالت‌خواهی و ظلم ستیزی
وحدت مردم  ایران رمز پیروزی انقلاب اسلامی در برابر توطئه های شرق و غرب برای به نتیجه نرسیدن انقلاب اسلامی بود. پس از پیروزی انقلاب نیز ایران با مطرح کردن شعار وحدت جهان اسلام و مسلمانان و دست دادن و کمک رسانی به همه مستضعفان دنیا در عمل جبهه قوی مقاومت را در برابر توسعه طلبی و سلطه جویی آمریکا و متحدانش فراهم ساخت.
بر اساس این پنج  مؤلفه، می توان گفت  گفتمان انقلاب اسلامی گفتمان غرب را به چالش کشید. یعنی حرکت انقلاب اسلامی یک حرکت کاملاً مستقل از آمریکا و شوروی بود که نه تنها منافع ابرقدرت‌های دنیا را به رسمیت نمی‌شناخت، بلکه خود مروّج یک پیام جهانی بود. پیام به مسلمانان و مستضعفان جهان که بدانند اولاً می‌توان بدون اتکا به قدرت‌های خارجی انقلاب کرد و این انقلاب را به ثمر رساند. ثانیاً می‌توان استکبار جهانی را به زانو درآورد.

در گذرستان پیش رو تلاش شده است مبانی نظری انقلاب اسلام در کنار دلایل فروپاشی نظام شاهنشاهی در ایران و زمینه های شکل گیری انقلاب اسلامی در کنار تاثیر گذاری آن بر تحولات منطقه و جهان بویژه در ارتباط با سلطه جویی استکبارجهانی از دیدگاه های نویسندگان و پژوهشگران صاحب نظر بررسی شود.


پنجاه و هفت  سال اسارت

پنجاه و هفت سال اسارت

  اگر قرن بیستم را قرن اوج وابستگی کشورهای مختلف به قدرتهای سلطه گر بدانیم، سخن گزافی نگفته ایم. تحولات اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شرایطی را به قدرتهای جهانی تحمیل کرد که تدابیر آنها را برای اشغال کشورها با چالشهای جدی روبه رو ساخت. از این رو آنها به ناچار دست به تغییر تاکتیک زدند و به جای اشغال کشورها، با تحمیل عناصری بی کفایت و ضعیف و بی ریشه، دول مختلف را به شکل جدیدی وابسته کردند. به...

ادامه مطلب

بیگانگی با مردم، مردمی با بیگانگان

بیگانگی با مردم، مردمی با بیگانگان

 محققان و صاحب نظران در بیان علل و عوامل فروپاشی رژیم پهلوی موارد متعددی را برشمرده و پیرامون هر یک از آنها سخن فراوان گفته یا نوشته اند؛ مواردی همچون نبود آزادی سیاسی، برخوردهای خشن با مخالفان و منتقدان، اهتمام به دین زدایی از جامعه، ترویج فساد اخلاقی، وابستگی به بیگانگان، فساد اداری و مالی، سیاست های غلط اقتصادی و ... البته همه اینها درست است و هر کدام در جای خود سهمی در سقوط شاه و فروپاشی...

ادامه مطلب

آمریکا؛ سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی ایران

آمریکا؛ سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی ایران

با تأکید بر مقطع (1356-1359)

این مقاله درصدد است با تبیین سیاست خارجی امریکا در مقطع سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی، نگاهی به دکترین نیکسون و کارتر انداخته با نگاهی به اوضاع داخلی و سیاست خارجی امریکا و ایران در زمان شاه به بررسی نظام تصمیم گیری و اجرای سیاست خارجی در این دوران بپردازد و شرایط نظام بین الملل و رابطه آمریکا با ایران و مواضع آن کشور در مقطع سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی را مورد توجه قرار دهد. سپس به این...

ادامه مطلب

بررسی تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران در دوره پهلوی

بررسی تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران در دوره پهلوی

  نگاهی گذرا به تحولات عمده در دوران پهلوی از روی کارآمدن رضاخان میرپنج تا عزل وی از سلطنت و جانشینی فرزندش و نیز کودتای 28 مرداد 1332 برای هر ناظر بی طرفی شکی بر وجود سلطه و نفوذ قدرتهای ذی نفوذ و سلطه گر در این کشور باقی نمی گذارد . دوره حکومت رضاشاه در حقیقت دوره سلطه کامل انگلیس بر ایران بود و مجموعه ساختار تصمیم گیری در رژیم ایران از آغاز تا سرانجام بر اساس خواست دولت انگلیس و در جهت منافع...

ادامه مطلب

پشتیبانی مستمر انگلستان از دیکتاتوری پهلویها

پشتیبانی مستمر انگلستان از دیکتاتوری پهلویها

  اگرچه دولت انگلستان به خاطر سیاستهای اروپایی خود در رویارویی با اتحاد مثلث و کوتاه کردن دست روسیه تزاری از اعمال نفوذ در دربار ایران، از جنبش مشروطیت حمایت کرده بود، ولی بی کفایتی و فساد دولتهای مشروطه و به خصوص شکست قرارداد 1919 مشهور به قرارداد وثوق الدوله موجب گردید که انگلیسها از استقرار دمکراسی در ایران به کلی مأیوس شوند و در جستجوی دیکتاتوری نظامی، مقتدر و ضد کمونیست برآیند که...

ادامه مطلب

تأثیر عوامل بازدارنده روابط ایران و اسرائیل در سقوط رژیم پهلوی

تأثیر عوامل بازدارنده روابط ایران و اسرائیل در سقوط رژیم پهلوی

  سرزمین فلسطین به لحاظ ویژگیهای مذهبی، جایگاه ممتازی نزد مردم مسلمان ایران داشته است. دولت ایران از اواخر سده 19 میلادی و در پی مهاجرت جمعی از تجار به فلسطین، اقدام به تأسیس دفتر نمایندگی در آن سرزمین کرد. این مرکز کارپردازی، نخست به مسائل اقتصادی و تجاری بازرگانان ایران رسیدگی می کرد سپس به موضوعات دیگری از جمله کمک به کاروانهای زیارتی، تبلیغاتی، فرهنگی، تهیه اطلاعات و گزارشهای منطقه ای...

ادامه مطلب

تحقیر؛ پیش نیاز سلطه، عامل سقوط سلطه گر

تحقیر؛ پیش نیاز سلطه، عامل سقوط سلطه گر

  فراز و فرود تمدنی اقوام و ملل در تاریخ، گواهی می دهد که هیچ ملتی تحت انقیاد و سلطه درنیامده است مگر آنکه مقدم بر آن در وادی پذیرش پست تر بودن خویش و برتری ملت فزونی طلب و سلطه جو گرفتار شده باشد. شاید امروز برای بسیاری از اقشار جامعه قابل فهم و درک نباشد که چگونه از دوران افول سلسله قاجار، دست اندرکاران اجرایی با تن دادن به قراردادهایی، اداره امور کشور را به بیگانگان واگذار می کردند. این جهت گیری...

ادامه مطلب

جریان شناسی سقوط پهلوی و استراتژی امام خمینی

جریان شناسی سقوط پهلوی و استراتژی امام خمینی

  : نظام دوقطبی حاکم بر ساختار بین المللی در دو دهه 1960 و 1970م، کشورهای جهان سوم را در میان سردمداران دو بلوک شرق و غرب تقسیم کرده آرایش ژئوپلتیکی خاصی برای جهان ترسیم کرده بودند که کشورها فقط در چهارچوب استراتژی و منافع تعریف شده یکی از دو ابرقدرت در برابر ابرقدرت دیگر معنا و هویت پیدا می کردند. در چنین وضعیتی، ایران در دوره ی پهلوی دوم عنوان ژاندارم غرب در منطقه را کسب کرد و یکی از حکومتهایی...

ادامه مطلب

چرایی سقوط رژیم پهلوی

چرایی سقوط رژیم پهلوی

بر اساس داده های تاریخ منطقه ای خراسان

 :       بررسی عوامل سقوط رژیم پهلوی با کندو کاو در تاریخ منطقه ای خراسان، علی رغم اینکه همه عوامل را در برنمی گیرد و بنیادی ترین آنها نیز نمی باشد؛ اما روشنگر یکسانی و فراگیری علتها در سقوط حکمتها است. بویژه اینکه این دستاورد نه از راه انتزاعی و ذهنی، بلکه از راه ارزیابی ده ها هزار سند و داده های قطعی تاریخی فراهم آمده است. براساس این داده ها، از ترکیب ضعف در سه حوزه اجتماعی،...

ادامه مطلب

سقوط محمدرضا پهلوی و وابستگی به امریکا

سقوط محمدرضا پهلوی و وابستگی به امریکا

فروپاشی نظام پهلوی در 22 بهمن 1357 و ظهور انقلاب اسلامی در ایران سبب به وجود آمدن مباحث عدیده ای شده است. از جمله این مباحث مووضع وابستگی رژیم پهلوی به غرب بویژه ایالات متحده امریکا می باشد. طرفداران انقلاب نه تنها وابستگی رژیم شاه به امریکا را یکی از دلایل اصلی نارضایتی مردم ایران از وی برمی شمردند، بلکه به اعتقاد آنان محمدرضا پهلوی و مجموعه ساختار قدرت زیر نظر وی در عمل چیزی بیش از یک «کارگزار»...

ادامه مطلب

سلطه خارجی و فقدان مشروعیت سیاسی رژیم پهلوی

سلطه خارجی و فقدان مشروعیت سیاسی رژیم پهلوی

 یکی از پرسشهای مهم در بررسی موقعیت رژیم های سیاسی بحث برخورداری از مشروعیت سیاسی است. اینکه مبانی مشروعیت آن کدام است؟ منابع قدرتش داخلی است یا خارجی؟ تعریف مشروعیت واژه «مشروعیت» در متون سیاسی معادل واژه «Legitimacy» است. این واژه از ریشه لاتینی Leg یا Lex به معنای قانون (Low) گرفته شده و با واژه هایی نظیر «Legal» به معنای قانونی و Legislation به معنای وضع قانون یا تقنین و Legitimate به معنای مشروع،...

ادامه مطلب

وابستگی حکومت پهلوی

وابستگی حکومت پهلوی

اگر بخواهیم تعریف کوتاهی از انقلاب اسلامی سال 57 داشته باشیم باید بگوئیم که این انقلاب رژیم وابسته 57 ساله پهلوی را واژگون ساخت. وابستگی بزرگترین بدبختی ملت در دوران معاصر است. اشخاصی که به هر دلیلی-آشکارا و یا پنهانی-طوق وابستگی را به گردن می آویزند و به جای خدمت به امت و اجرای عدالت در جهت خواسته بیگانگان تلاش می کنند، سرنوشتی جز رسوایی و ننگ و هلاکت با بدترین وضع و باقی گذاشتن بدنامی و لعن و نفرین...

ادامه مطلب

وابستگی خارجی

وابستگی خارجی

  با توجه به عمق و گستردگی دامنه ی انقلاب اسلامی ایران و تنوّع علل و عوامل سقوط و رژیم پهلوی و وقوع انقلاب(1)، و با عنایت به اینکه این عوامل از وجوه مختلف و متعدّد قابل بحث و پی گیری است، در این مقاله عمدتاً به وجه وابستگی رژیم به خارج در ابعاد سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی خواهیم پرداخت و به مقوله هایی چون فساد و استبداد و غیره به صورتی کوتاه و بسیار گذرا خواهیم کرد. امروزه با...

ادامه مطلب